یكی از روش‌های معمول سرویس‌های اطلاعاتی كشورهای قدرت‌مند برای حفظ مطامع استعماری خود، بدنام كردن كسانی است كه منافع آنها را در كشورهای جهان سوم به خطر می‌اندازند. لااقل این روش در نهضت ملی ایران به اثبات رسیده و اسناد آن منتشر شده است. آیت‌الله كاشانی رهبر نهضت ملی منافع انگلستان را در ایران به خطر افكند انگلیسی‌ها بعد از اشغال ایران وی را متهم كردند به «اقدام به نفع دشمنان مملكت» (حسین مكی، تاریخ بیست ساله ایران، ج 8، ص 406) و به همین اتهام وی را دستگیر و زندانی نمودند.

انگلیسی‌ها هیچ‌گاه از نفرت خود از آیت‌الله كاشانی نكاستند. آیت‌الله هنوز در تبعید لبنان بود كه سرفرانس شپرد، سفیر انگلیس در ایران به همتای لبنانی خود نوشت:

«تنها امیدی كه در مورد كاشانی دارم آن است كه بتوانم او را در افكار عمومی بی‌آبرو و متهم سازیم تا نفوذ خود را از دست بدهد.» (سیدهادی خسروشاهی، نگاهی به اسناد سری انگلیس در مورد آیت‌الله كاشانی، تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره 6 و 7، ص 179) چیزی از آرزوی سفیر انگلیس نگذشته بود كه رسانه‌های مزدور بنای تخریب آیت‌الله را گذاشتند. روزنامه شورش به مدیریت كریم پورشیرازی عكس آیت‌الله را با پرچم انگلیس روی عمامه‌اش چاپ كرد و نوشت: «كاشانی جاسوس و دزد» (روزنامه شورش 9/4/1332). گرچه مصدق در آن زمان از این اقدام علیه كاشانی حمایت كرد؛ ولی زمانی نگذشت كه خود نیز به همین دسیسه مبتلا شد.

سازمان سیا برای براندازی حكومت مصدق از همین روش استفاده كرد. طبق اسناد منتشر شده سازمان سیا یكی از اقدامات قبل از كودتا، سازمان مقالات و كاریكاتورهایی علیه مصدق تهیه و آنها را در مطبوعات مخالف مصدق به چاپ رساند تا وجهه‌ی مصدق را نزد مردم بی‌اعتبار كند (اسناد محرمانه CIA درباره عملیات سرنگونی مصدق، ترجمه‌ی دكتر حمید احمدی).

ناگهان مردی با سابقه اعتقادی و خانوادگی نه چندان مشعشع به نام شهبازی ظهور می‌كند و هزار و پانصد صفحه آسمان ریسمان می‌كند و شخصیت‌های مذهبی، فرماندهان خوش‌نام نظامی و مجاهدان راه خدا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج و بسیاری از مردمان پاك را مورد اتهام قرار می‌دهد.


آیا نباید نسبت به این اقدام شك كنیم؟ آیا مقامات اطلاعاتی نباید نسبت به این عمل حساس شوند؟ ‌و مقامات امنیتی نسبت بدان توجه کنند.