رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر با اعضای محترم مجلس خبرگان در تبیین مسائل پیش آمده پس از انتخابات فرمودند: «...مسئله اصلی، حفظ هویت نظام، مرزها و شاخص های آن است و كسانی كه هندسه و هویت نظام كه در قانون اساسی، حكمیت و داوری قانون متبلور شده است را قبول دارند جزء مجموعه نظام به شمار می آیند. اما افرادی كه با حرف و عمل، این مبانی را زیر پا می گذارند به دست خودشان، صلاحیت حضور در مجموعه عظیم نظام را از دست می دهند.»
از آنجا كه معیارهای خروج از نظام در بیانات رهبر عزیز انقلاب تصریح شده است، بر آن شدم تا غور و تجسسی در عمر نامبارك 8 ماهه فتنه كنم و نقبی به لایه های رنگارنگ رفتارهای ناهنجار فتنه گران بزنم و مصادیق نقض قوانین و عرف و اخلاق را كه گستاخانه مرتكب شدند و به مكافات آن، همچون دندان فاسدی - كه از درون می پوسد و عفونتش را در رگ های جامعه می پراكند اما نمود بیرونی اش زیبایی و سلامت است - دور انداخته شده اند، استخراج كنم.
پرده اول/ سبز باش، هرچه خواهی باش!
ماحصل تفحص ناقص و تامل ناكافی و تدبر اندك در وقایع تلخ چند ماه گذشته، سیاهه ای از انواع تحركات غیر قانونی و ضد اخلاقی و رفتارهای مسموم اجتماعی بود كه بارها در موقعیت های زمانی مختلف از سران فتنه سر زد و ماهیت حقیقی آنها را برملا كرد.
از آن جمله:
- تشكیل كمیته صیانت از آرا، كه پیام روشن آن عدم اعتماد به نهادهای قانونی برگزار كننده انتخابات و تایید غیر مستقیم احتمال وقوع تقلب است. احتمال وقوع تقلب، اتهامی بود كه در میتینگ های تبلیغاتی پیش از انتخابات به تدریج شكل گرفت و رهبر بزرگوار انقلاب بارها نسبت به شیوع آن هشدار داده بودند.
- اعلام پیروزی پیش از اتمام رای گیری و شمارش آرا از سوی میر حسین، كه نتیجه آن غلیان احساسات و ایجاد تشنج در اذهان گروهی از افراد ساده دل بود كه سوابق میر حسین را معیار صحت و تاییدش می دانستند.
- طرح ادعای تقلب گسترده در انتخابات، بدون ارائه مستندات محكمه پسند، كه نتیجه این ادعای بزرگ، ایجاد التهابات خیابانی و اعتراضات مدنی بود. حقیقت این حركت ظلم مسلم به نظام اسلامی را در پی داشت.
رهبر معظم انقلاب در جمع نخبگان دانشگاهی در 6 آبان ماه، جابه جایی حوادث فرعی و اصلی پس از انتخابات را در افكار عمومی مورد اشاره قرار دادند و زیر سوال بردن انتخابات را بدون مستندات كافی «بزرگترین جرم» عنوان كردند:
«... در همین مسائل اخیر، مسائل را باید اصلی و فرعی كرد. مسئله اصلی چیست، یك سلسله مسائل فرعی هم پیرامون اوست. نه اینكه آن مسائل فرعی كم اهمیت است، اما مسئله اصلی اهمیتش بیشتر از آنهاست. مسئله اصلی در این قضایای اخیر اصل انتخابات بود. زیر سوال بردن اصل انتخابات بزرگترین جرمی بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به این جرم چشمتان را می بندید؟ این همه زحمت كشیده بشود، مردم بیایند، یك شركت به این عظمت، یك نصاب شكنی، یك ركورد شكنی در دنیا در مردم سالاری، در دموكراسی ای كه این قدر ادعایش را می كنند انجام بگیرد، بعد یك عده مفت و مسلم بیایند بدون استدلال، بدون دلیل، همان فردای انتخابات بگویند: انتخابات دروغ است، این كار كوچكی است؟ این جرم كمی است؟»
- عدم پذیرش رای اكثریت قابل توجهی از ملت ایران و اهانت به شعور و انتخاب و تصمیم آنها، با خیمه شب بازی خواندن رای مردم، كه به تقابل نا آگاهانه مردم و گروه بندی سیاسی آنان انجامید.
- صدور بیانیه های متواتر به بهانه های واهی و غیر منطقی، كه نتیجه ای جز اغتشاش آفرینی عده ای از مزدوران و زخم خوردگان از نظام كه نفع آنها در تضعیف پشتوانه امنیتی نظام و دامن زدن به هرج و مرج بود، به دنبال نداشت.
- برگزاری راهپیمایی های غیر قانونی و بدون مجوز كه ماحصل این حركت های غیر قانونی سلب آرامش شهروندان و صدمات مالی و جانی و آسیب اموال شخصی و دولتی و عمومی و صدمات روحی و روانی بود.
«... به عنوان اعتراض به انتخابات، مردم را به خیابان ها دعوت كردند، چرا؟ این چه منطقی است؟ چرا مردم را به خیابان دعوت می كنند؟ مگر مسئله انتخابات – مسئله به این اهمیت، به این ظرافت، قابل حل توی خیابان است؟» (امام خامنه ای)
- عدم طرح شكایت از طریق مراجع ذی صلاح و بی اعتبار دانستن نهادهای قانونی كشور، توهین علنی به ارگان های رسمی كشور و خدشه دار كردن وجهه چندین ساله نهادهای نظام.
- مهیا كردن زمینه مساعد برای فعالیت ضد انقلاب و گروهك های معارض و بستر سازی برای استفاده آنها از سلاح های گرم و سرد و ایجاد لفافه و حصار امن برای بروز اندیشه های ضداسلامی، با دامن زدن به قشون كشی های خیابانی.
«... دشمن هم حداكثر استفاده را از این كرد... دیدند عناصری وابسته به خود نظام، از خود نظام، دارند این جور میدان داری می كنند، اینها هم وقت را مغتنم شمردند، آمدند داخل میدان.
«من روز اول این پیغام را دادم به همین حضراتی كه صحنه گردان این قضایا هستند، آن ساعات اول من به آنها پیغام خصوصی دادم... من پیغام دادم، گفتم این را شما دارید شروع می كنید، اما نمی توانید تا آخر كنترل كنید، می آیند دیگران سوء استفاده می كنند، حالا دیدید سوءاستفاده كردند.» (امام خامنه ای)
- تمكین نكردن به ولایت فقیه و تقابل با آن، در جایی كه رهبر عزیز، توصیه به پی گیری خواسته ها در چارچوب قانون اساسی و از كانال های معتبر نظام نموده بودند.
این حركت البته بر خلاف شعارهای تبلیغاتی اولیه كه التزام به ارزش های نظام و اصل ولایت فقیه را جزء معتقدات خود می دانستند، انجام گرفت.
از سوی دیگر اصل ولایت فقیه از اصول اولیه نظام و بنیادی ترین معیار یك نظام اسلامیست.
بنابراین پذیرش جمهوری اسلامی بدون اعتقاد نظری و عملی به این اصل مترقی و تفكیك آن از نظام، غیر ممكن است. به عبارت دیگر اسلامیت نظام و اصالت ولایت فقیه دو روی یك سكه اند و مقابله با آن به منزله عدم پذیرش اصول جمهوری اسلامی است.
- نشر اكاذیب و جریان سازی منفی با دامن زدن به داستان مضحك كشته های مجازی و شركت در مجالس ختم زنده ها، كه منشا برخی موج های مسموم در جامعه و تشویش اذهان جامعه و كمك به گسترش تصور ناامنی اجتماعی بود.
- ایجاد شبهه در سلامت سیاسی نظام با اعلان عدم اعتماد به شورای نگهبان و اصرار بر ابطال انتخاباتی كه در همان چارچوب برگزاری انتخابات در سال های پیش انجام گرفته بود و القای این شبهه كه نظام به رای مردم وقعی نمی گذارد و مسئولانه و قانونمند عمل نمی كند.
در نتیجه این امر، آسیب بزرگی به سرمایه اجتماعی نظام، یعنی اعتماد عمومی ملت به نهادهای برگزار كننده انتخابات وارد آمد و بخشی از اعتراضات اولیه در اثر این القاء خطا، صورت پذیرفت.
- سوء استفاده از نام امام و شهدا برای آن كه به رفتارهای ضد اجتماعی و هرج و مرج طلبانه و مغایر با قانون و مذهب خود، رنگ و صبغه موجه ببخشند و از منگنه انتقادات بگریزند و از هرگونه اتهام مبرا باشند.
اما در مقابل توهین به امام در 16 آذر كه دل همه دوستداران امام را به درد آورد یا ساكت ماندند یا به فرا فكنی پرداختند و توپ اتهام را در زمین جبهه مقابل خود انداختند و مدعی شدند كه این قصه را حامیان نظام رقم زدند تا چهره محبوب سبزها را مخدوش كنند.
«...شعار طرفداری از امام سر می دهند، بعد كاری می كنند كه در عرصه طرفداران آنها یك چنین گناه بزرگی انجام بگیرد، به امام اهانت بشود... آن كسی كه برای امام، برای اسلام، كار می كند، به مجردی كه ببیند حرف او، حركت او، موجب شده است كه یك جهت گیری علیه این اصول به وجود بیاید، فورا متنبه می شود، چرا متنبه نمی شوند؟» (امام خامنه ای)
- عدم مرزبندی با قانون گریزان و آشوب طلبان، با وجودآنكه در تبلیغات انتخاباتی بر رعایت قانون حتی اگر قانون بدی باشد) تاكید شده بود.
- عدم مرزبندی با دشمنان دیرینه نظام كه موضع آنها نسبت به جمهوری اسلامی و امام خمینی، در طول سال های متمادی پس از انقلاب، در تحركات مختلفی كه برای تضعیف نظام صورت دادند، مشهود است.
«... وقتی می بینند سران ظلم و استكبار عالم از اینها حمایت می كنند، رؤسای آمریكا و فرانسه و انگلیس و اینهایی كه مظهر ظلمند، دارند از اینها حمایت می كنند، باید بفهمند كه یك جای كارشان عیب دارد، باید متنبه بشوند. وقتی می بینند همه آدم های فاسد، سلطنت طلب از اینها حمایت می كند، توده ای از اینها حمایت می كند، رقاص و مطرب فراری از كشور از اینها حمایت می كند، باید متنبه بشوند، باید چشمشان باز بشود، باید بفهمند كه كارشان یك عیبی دارد، بلافاصله برگردند بگویند نه، ما نمی خواهیم حمایت شما را، چرا رودربایستی می كنند؟»(امام خامنه ای)
- طرح شعارهای ساختار شكن و توهین به آرمان های امام و انقلاب در حوادث روز قدس و سكوت معنا دار لیدرهای جریان فتنه آفرین.
«... وقتی شنیدند در روز قدس كه برای دفاع از فلسطین و علیه رژیم غاصب صهیونیست است، به نفع رژیم غاصب صهیونیست و علیه فلسطین شعار داده می شود، باید متنبه شوند، باید خودشان را بكشند كنار...»(امام خامنه ای)
- طرح ادعای بیشرمانه تجاوز به زندانیان، بدون ارائه سند، كه هجوم گسترده رسانه های بیگانه را علیه نظام به دنبال داشت.
پس از طرح این مسئله، رهبر انقلاب در بخشی از بیانات خود، در نماز عید فطر 8، گناه تهمت به نظام را بسیار سنگین تر از تهمت به اشخاص ارزیابی كردند و در جمع نخبگان دانشگاه های كشور در 6 آبان 88، جا به جایی حوادث اصلی و فرعی بعد از انتخابات را مورد اشاره قرار دادند و بزرگترین جرم صورت گرفته را زیر سؤال بردن اصل انتخابات برشمردند.
- و...
پرده دوم/ من مصاحبه می كنم، پس هستم
چند هفته پس از برگزاری راهپیمایی بی نظیر 22 بهمن و ظهور و بروز نقطه اوج بصیرت سیاسی و هوشیاری اجتماعی ملت و بیان صریح عشق و ارادت مردم به نظام و ولایت كه تحركات رسانه ای چند ماهه دشمن را برای مخدوش كردن این روز بزرگ خنثی كرد و امیدهای آنان را به یاس بدل كرد، میر حسین موسوی با سایت «كلمه» مصاحبه ای انجام داده و اتهامات گذشته را با چشم بستن بر واقعیت های روشن و بدیهی تكرار كرد و یك بار دیگر بر توهم سیاسی خود صحه گذاشت.
میر حسین در بخشی از مصاحبه خود می گوید:
«دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر كشور و شكل های خاص اداری سعی كرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی كند.»
و در جمله دیگری این ادعا را نقض می كند:
«ما اعتقاد داریم كه اگر دعوت جنبش سبز و تشكل های اصلاح طلب و مراجع عظام و دیگر شخصیت های نظام نمی بود، امسال ما یك راهپیمایی بی رمقی داشتیم كه اكثریت آن را نیروهای نظامی و انتظامی كه از سراسر كشور جمع شده بودند، تشكیل می داد...»
میر حسین از طرفی حضور میلیونی مردم را مهندسی شده می داند و معتقد است این جمعیت عظیم از شهرستان ها به تهران آورده شده اند و با وعده و وعید و تطمیع حاضر به شركت در راهپیمایی شدند و از سوی دیگر با اذعان به اینكه راه پیمایان مردم عادی كشور بوده اند مدعی شده است كه دعوت جنبش به اصطلاح سبز چنین حماسه ای را ایجاد كرده است.
سؤال این است كه اگر این جمعیت میلیونی از شهرستان ها به تهران آورده شده اند، چه توجیهی برای جمعیت عظیم راهپیمایان در شهرستان ها وجود دارد؟ منبع تامین جمعیت شهرستان ها كجاست؟
به علاوه اگر چنین ادعایی واقعیت داشته باشد و نظام بتواند در چنین گستره وسیعی ، راه پیمایی را مهندسی كند دلیل محكمی بر اقتدار و صلابت آن است. چه خوب كه نظام می تواند چنین رابطه عمیقی با ملت ایجاد كند كه آنها را برای ساعتها در خیابانها نگه دارد.
جنبش به اصطلاح سبز حداكثر كارایی اش را برای به خیابان كشاندن ملت در اولین روزهای پس از انتخابات تجربه كرد كه علت عمده آن نیز عدم آگاهی بخشی از مردم از بطن این جریان بوده است. بر كسی پوشیده نیست كه پس از گذشتن 8 ماه از آن روزها، عملا چیزی از حامیان مردمی برای این فرقه باقی نمانده است و این حركت كور سیاسی اكنون به جسم مریضی می ماند كه در باتلاق خود ساخته گرفتار شده و برای تنفس آخرین اكسیژن های سیاسی دست و پا می زند.
پشتوانه نظام همین مردمی هستند كه به زعم عده ای، با مهندسی به میدان می آیند اما جنبش فتنه گر پشتوانه ای جز معاندین دیرینه نظام ندارد و این بدان معناست كه فتنه گران در خدمت دشمنان انقلاب و مردمند.
و اگر این جمعیت بزرگ، حامیان سبز بوده اند، چرا میر حسین در آغوش حامیان میلیونی اش در راهپیمایی شركت نكرد و از مواجهه با گروهی كه با «مرگ بر منافق» از او استقبال كردند، از صحنه گریخت؟
در بخش دیگری از مصاحبه می گوید:
«اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل 27 قانون اساسی، برای راهپیمایی مردم را دعوت كنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حدیث ها پایان دهد.»
اگر 22 بهمن امسال به دعوت جنبش سبز چنین رونقی گرفته است دیگر چه نیازی به مجوز برای راهپیمایی دیگری وجود دارد؟ چه پاسخی برای این تناقض متصور است؟
در قسمتی از مصاحبه حامیان سبزش را تطهیر می كند و می گوید:
«هدف حداقلی و مطمئن كه می توانست اجماع گسترده ای ایجاد كند، تحقق اجرای بدون تنازل قانون اساسی بود. البته افرادی و یا حركت هایی در این بین پیدا شدند كه خواستند از این خط بگذرند و یا به اصطلاح خط شكنی كنند، ولی جنبش راه سبز هیچ گاه از اجرای بدون تنازل قانون اساسی منحرف نشده است و انشاء الله تا انتها هم همین راه را خواهد رفت.
بنده مطمئن هستم كه سبزها در هیچ برنامه هنجارشكنانه یا تخریبی كه موجب اذیت و آزار مردم بشود شركت نخواهند كرد. ایجاد انفجار و آتش سوزی با مشی جنبش سبز كه تلاش كرده است همواره حركت هایش مسالمت آمیز و عمیق باشد، سازگاری ندارد.»
ملت خوب به خاطر دارد كه همه اجتماعات فرقه سبز، چه میتینگ های خیابانی، چه مناظره ها و جلسات بحث و تبادل نظرهای سیاسی، چه جلسات پرسش و پاسخ در مراكز علمی و دانشگاهی و هر جای دیگری كه اثری از این گروه بوده است به تحركات غیر قانونی و ایجاد آشوب و هرج و مرج و نادیده انگاشتن حق آرامش و آسایش مردم و زیر پا گذاشتن ضوابط و هنجارهای سیاسی و اجتماعی انجامیده است.
گویا خواب غفلت برای برخی از سیاسیون بی بصیرت و عقب مانده از كاروان مترقی ملت به رویای شیرینی بدل شده است كه برخواستن از آن ناممكن است.
شیخ مهدی كروبی، كاندیدایی كه كمترین محبوبیت مردمی را در انتخابات ریاست جمهوری كسب كرده است در مصاحبه ای كه پس از حماسه فراموش نشدنی 22 بهمن، با «ساندی تلگراف» انجام داده است، همه دغدغه خود را احقاق حقوق مردم و جان فشانی برای آنان عنوان كرده و خود را فرشته نجات مردمی تصور كرده است كه به زعم او حاكمیت نظام، مطالباتشان را بی پاسخ گذارده است:
«من هفتاد و سه سال دارم. به عنوان یك روحانی و دوست نزدیك مرحوم آیت الله خمینی وظیفه قانونی، ملی و مذهبی خودم می دانم كه برای مردممان كاری بكنم. عدم احترام وبه رسمیت شناختن حقوق مردم مشكلات بسیاری را در داخل ایران بوجود آورده است. مهمترین موضوع احترام و درك حقوق و خواسته های ملت است. ما به زودی در باره برنامه های آینده با مردم صحبت خواهیم كرد. آقای موسوی و من به زودی باهم جلسه ای خواهیم داشت كه پس از آن استراتژی وراهكار را به اطلاع مردم خواهیم رساند.»
«فضای فعلی كه تحت تسلط وحشت و نظارت پلیسی است باید از بین برود و موقعیتی بوجود بیاید كه همه مردم بتوانند گرد هم بیایند و عقیده خود را نسبت به آینده حكومت ابراز كنند. انتخاب حق مردم است. در دیدگاه امام خمینی رای مردم مهمترین چیز بود.»
پاسخ كوبنده این ادعاهای توخالی در كلام شیوای رهبری
«حجت بر همه تمام شده است، حركت عظیم روز چهارشنبه نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسئولان قوه مجریه، مسئولان قوه مقننه، مسئولان قوه قضائیه، دستگاههاى گوناگون، همه می دانند كه مردم در صحنهاند و چه می خواهند.»
«آیا حضور ده ها میلیون انسان بصیر و پر انگیزه در جشن سی و یك سالگی انقلاب كافی نیست كه معاندان و فریب خوردگان داخلی را كه گاه ریاكارانه دم از «مردم» می زنند، به خود آورد و راه و خواست مردم را كه همان صراط مستقیم اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و راه امام بزرگوار است، به آنان نشان دهد؟ دوستان و دشمنان ملت ایران بدانند كه این ملت، راه خود را شناخته و تصمیم خود را گرفته است و برای رسیدن به قله پیشرفت و سعادت با تكیه به خدا و اعتماد به قدرتی كه خداوند به او بخشیده است هر مانعی را از سر راه برخواهد داشت.»
پرده سوم/ تحقق عدالت در آینه خیال
پس از مصاحبه میر حسین موسوی با سایت «كلمه» و بیان دیدگاه هایی كه از استمرار توهم چند ماهه گذشته او حكایت می كرد برخی از نمایندگان مجلس از شكایت خود از میر حسین منصرف شدند.
در همین زمینه برخی داستان 11 سال ریاست او بر فرهنگستان هنر را مورد بررسی قرار دادند و رد پای توهم او را در كتاب ها، مجلات، همایش ها، جشنواره ها، تابلوهای نقاشی و.. كه همه عیاری از خیال را با خود داشتند جستجو كردند و دیدگاه مشترك آنها در این زمینه توهم عمیق و روان پریشی میر حسین است.
اكنون برخی از فعالان سیاسی معتقدند میر حسین به دلیل بیماری روحی كه گریبانگیرش شده است گزینه مناسبی برای محاكمه از سوی دستگاه قضا نیست و باید به حال خود رها شود.
اما اینك این سؤال مطرح است كه اگر برای كسی كه ماه ها التهاب و آشوب را در كشور رهبری كرده است و هزینه های جبران ناپذیری را به كشور تحمیل كرده است به سبب روح بیمار و روان متوهم نمی توان مجازاتی در نظر گرفت باید رها شود تا به خطاهای گذشته ادامه دهد و كشور را جولانگاه توهمات مخرب و مسموم خود كند و امنیت اجتماعی و سیاسی را از ملت سلب كند؟
اگر برای مصونیت اجتماع از حركات نامعقول «روان پریشان سیاسی» و دفع ضرر آنها، محاكمه و حبس و مجازات كارساز نیست، آیا راه دیگری را نباید جستجو كرد؟ آیا اینگونه بیماران همچنان باید به حال خود رها شده و افكار عمومی از شرارت های آنها آزار ببیند؟
آیا دستگاه قضا چاره ای برای آن سراغ ندارد؟
آیا رها كردن یك عنصر خطرناك در جامعه و تحمیل آسیب های او بر ملت از تحقق عدالت به دور نیست؟