مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۱۰۲۶
انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری در هفتم تیرماه 1360 باعث شد مردم به ماهیت اصلی منافقین بیشتر پی ببرند. فقدان نیروهایی هم که در این فاجعه شهید شدند برای مردم دشوار بود. بنابراین مردم با آگاهی بیشتر از سازمان و اعضای آن تنفر پیدا کردند. انسجام مردم پس از حادثه هفتم تیر ضربه‌ای دیگر بر پیکر سازمان منافقین بود. زیرا پس از این واکنش گسترده، مرکزیت سازمان دستور داد که موضوع عملیات انفجار حزب از هواداران و سایرین پوشیده بماند. ولی‌الله صفوی از مسئولان نظامی دستگیرشده سازمان در این باره می‌گوید: به دنبال آن فاجعه رهنمودی [از مرکزیت] به این مضمون می‌رسد که این حرکت از طرف سازمان به عنوان راهگشای حرکت نظامی برای هواداران بوده و این خط را به گوش همه مردم برسانید. ولی بعد از مشاهده سیل عظیم میلیونی که برای تشییع پیکر شهدای هفتم تیر آمده بودند سازمان به وحشت می‌افتد و بعد از چند ساعت نظرش را تغییر می‌دهد و می‌گوید که این خبر را حتی به گوش هواداران تشکیلاتی هم نرسانید تا بازتاب اجتماعی‌اش مشخص بشود.
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۳ - ۰۷ تير ۱۳۹۶ - 2017June 28

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در حادثه 7 تیر 1360 جبهه ضد انقلاب با هدف وارد کردن ضربه بر پیکره انقلاب، انفجار در حزب جمهوری اسلامی را طراحی و اجرا کرد. این واقعه که باعث شهادت 72 تن از اعضای حزب و مسئولان عالی رتبه کشور شد، پیامدهایی را به دنبال داشت. آنچه در ادامه می آید، بخشی از کتاب "تاریخ شفاهی حادثه هفتم تیر 1360" است که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده و در آن به پیامدهای انفجار دفتر حزب جمهوری اشاره شده است.

منافقین که عزم خود را به منظور مقابله مسلحانه و نظامی با رژیم جمهوری اسلامی جزم کرده بودند، در عملی دریافتند که بی پایگاه‌تر و ضعیف‌تر از آن هستند که بتوانند با یک دولت برآمده از انقلاب و نیروهای عظیم مردمی و نظامی و امنیتی آن، رویارو بجنگند، از این رو به عملیات تروریستی متوسل شدند. با این تحلیل دفتر مرکزی حزب جمهوری را هدف قرار دادند. در ذیل به پیامدهای انفجار دفتر حزب جمهوری اشاره می‌شود.


1- تشدید نفرت مردم از سازمان منافقین

حضور گسترده و انبوه اقشار مختلف مردم در مراسم تشییع و بزرگداشت شهدای هفتم تیر و فضای عاطفی پدید آمده در سراسر کشور، امواج وسیع حمایت از نظام و نفرت از سازمان تروریستی را تشدید نمود. روز 9 تیر تشییع پیکرهای شهدا با حضور انبوه مردم، در صفحه اول مطبوعات همراه با تصاویری گویا، این گونه انعکاس یافت: «خشم و خروش میلیونی مردم علیه آمریکا در تشییع جنازه 72 شهید بزرگ انقلاب.» همچنین در همان روزها عناوین اصلی روزنامه ها چنین بود: «موج انزجار و تنفر مردم مسلمان از آمریکا و منافقین، سراسر ایران را فرا گرفت.»

انفجار در حزب باعث شد مردم به ماهیت اصلی منافقین بیشتر پی ببرند. فقدان نیروهایی هم که در این فاجعه شهید شدند برای مردم دشوار بود. بنابراین مردم با آگاهی بیشتر از سازمان و اعضای آن تنفر پیدا کردند.

انسجام مردم پس از حادثه هفتم تیر ضربه‌ای دیگر بر پیکر سازمان منافقین بود. زیرا پس از این واکنش گسترده، مرکزیت سازمان دستور داد که موضوع عملیات انفجار حزب از هواداران و سایرین پوشیده بماند. ولی‌الله صفوی از مسئولان نظامی دستگیرشده سازمان در این باره می‌گوید: «به دنبال آن فاجعه رهنمودی [از مرکزیت] به این مضمون می‌رسد که این حرکت از طرف سازمان به عنوان راهگشای حرکت نظامی برای هواداران بوده و این خط را به گوش همه مردم برسانید. ولی بعد از مشاهده سیل عظیم میلیونی که برای تشییع پیکر شهدای هفتم تیر آمده بودند سازمان به وحشت می‌افتد و بعد از چند ساعت نظرش را تغییر می‌دهد و می‌گوید که این خبر را حتی به گوش هواداران تشکیلاتی هم نرسانید تا بازتاب اجتماعی‌اش مشخص بشود.»


2- رسوایی ضدانقلاب در بدنام کردن شهید بهشتی

حادثه 7 تیر همچنین باعث شد تبلیغات ضدانقلاب علیه دکتر بهشتی رنگ ببازد. مقاومت دکتر بهشتی باعث شده بود تا دشمنان به ترور شخصیت وی روی آورند و انواع تهمت‌ها و دروغ‌ها را درباره او انتشار دهند. چنان که در همان اوایل انقلاب شعارهای فریبنده‌ای علیه شهید بهشتی در جامعه بخش می‌شد.

حجم این تبلیغات منفی علیه دکتر بهشتی در حدی بود که امام پس از شهادت ایشان فرمودند: «آنچه من راجع به ایشان متأثر هستم، شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن مظلومیت ایشان در کشور بود». البته پس از شهادت دکتر بهشتی به تدریج نقش او در پیشرفت انقلاب اسلامی و توانایی وی در تغییر اوضاع اقتصادی و اجتماعی و قاطعیت اسلامی او آشکار شد.


3- فرار بنی‌صدر و رجوی از کشور

پس از عکس‌العمل مردم در قبال عملیات نظامی، منافقین به ائتلافی رسمی با بنی صدر دست زدند که طی آن بنی‌صدر به عنوان رئیس‌جمهور، رجوی را نخست‌وزیر خود قرار داده و او را مسئول تشکیل شورای مقاومت برای برپایی دولت موقت آینده نمود. رجوی درباره آغاز فعالیت دوجانبه سازمان و بنی‌صدر چنین می‌گوید: «بلافاصله بعد از نخستین ضربه نظامی و سلب ثبات و بی آینده کردن رژیم...، ما می بایست راهکار ارائه می‌دادیم. با این دیدگاه بود که به آقای بنی‌صدر ... پیشنهاد تشکیل شورای ملی مقاومت را کردیم و با تأیید او شورا تأسیس شد... به این ترتیب با تأسیس شورای ملی مقاومت، آلترناتیو (حکومت جانشین) ما در قبال رژیم... هم مشخص شد و بعد سیاسی حرکتمان با بعد نظامی آن مطابق و متوازن گردید...»

خروش مردم ایران پس از وقوع انفجار در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و سپس شرکت عظیم مردم در دومین انتخابات ریاست جمهوری هرگونه امیدی را از ذهن رجوی و بنی‌صدر زدود و آن دو 10 روز پس از تأسیس شورای ملی مقاومت، تصمیم به فرار از ایران می‌گیرند. لذا در روز ششم مرداد بنی‌صدر به همراه مسعود رجوی توسط عناصر سازمان منافقین که در نیروی هوایی نفوذ کرده بودند با یک هواپیمای بوئینگ 707 نظامی که خلبانش بهزاد معزی، خلبان مخصوص محمدرضا پهلوی بود، تهران را به قصد فرانسه ترک کردند.

در اولین ساعات روز چهارشنبه هفتم مرداد خبرگزاری‌ها و تلویزیون‌های جهان فرار بنی‌صدر و رجوی را گزارش دادند. اولین گزارش، به صورت تصویری و کوتاه در فرودگاه نظامی پاریس تهیه شده بود و بنی‌صدر را با سبیل‌های تراشیده نشان می‌داد که رجوی نیز در کنارش قرار داشت.

اولین اطلاعات منتشرشده از این امر حکایت داشت که هواپیمای فراری از فضای کشورهای عضو ناتو عبور کرده و در یک فرودگاه نظامی متعلق به ناتو نیز فرود آمده است و گویا فرودگاه مزبور، از پیش، برای این فرود آماده بوده است.

با توجه به چهره شناخته شده بنی‌صدر، محور اصلی اخبار منتشره در رسانه‌های بین‌المللی، رییس‌جمهور سابق ایران بود و رجوی در آنها تحت‌الشعاع وی قرار داشت.

در همان ساعات اوله فرار بنی‌صدر و رجوی این خبر به سراسر جهان مخابره شد: ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور معزول ایران به کشور فرانسه گریخت و از دولت این کشور پناهندگی سیاسی دریافت کرد. بنی‌صدر با یک هواپیمای بوئینگ 707 نظامی ربوده شده در شب سه‌شنبه ، به طور غیر مجاز از مرز ایران خارج شد و با عبور از کشورهای ترکیه، قبرس، یونان و شمال ایتالیا، در یک فرودگاه نظامی واقع در حومه پاریس به زمین نشست. هواپیمای ربوده شده حامل بنی‌صدر را سرهنگ بهزاد معزی هدایت می‌کرد که پیشتر نیز هدایت هواپیمای شاه را به قصد مراکش برعهده داشت. بنی‌صدر در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران گفت که تصور می‌کند به زودی به ایران بازگردد. وی تصریح کرد: از آن جهت فرانسه را به عنوان تبعیدگاه سیاسی خود برگزیده است که قبل از پیروزی انقلاب، بخشی از زندگی خود را در این کشور گذرانده است و دو دختر وی - به طور دایم - در فرانسه اقامت داشته‌اند. مسعود رجوی یکی از رهبران سازمان مجاهدین خلق که در مدت زندگی مخفی بنی‌صدر از او حمایت می‌کرد، نیز در کنار رییس جمهور مخلوع ایران - که بسیار خسته به نظر می‌رسد - دیده می‌شد. همچنین سرهنگ بهزاد معزی، که ترتیب دهنده فرار بنی‌صدر بوده است، همراه وی بود. سپس رشته سخن را سرهنگ معزی به دست گرفت و به تشریح چگونگی فرار بنی‌صدر پرداخت. وی گفت: روز گذشته (سه‌شنبه) برنامه پرواز یک بوئینگ 707 سوخت‌رسانی با پنج نفر خدمه را در اختیار داشت. این برنامه، یک مأموریت آموزشی عادی بر فراز ایران بود. معزی اضافه کرد: حدود ساعت بیست و سی دقیقه سه‌شنبه شب، طبق برنامه پرواز هواپیما، سوخت‌گیری کامل کرد و در همان موقع، بنی‌صدر با یک وانت از راه می‌رسد؛ طبق برنامه پیش‌بینی شده، ساعت بیست و دو و سی دقیقه با بوئینگ از فرودگاه نظامی تهران پرواز کرد و رهسپار یونان شد و ساعت چهار و سی دقیقه بامداد در فرودگاه نظامی اورو به زمین نشست.

بلافاصله پس از علنی شدن داستان فرار بنی‌صدر و رجوی، اخبار مربوط به اظهار نظرهای رسمی و اقدامات دپیلماتیک جمهوری اسلامی درخصوصی اعلام مجرمیت فراریان و ضرورت استرداد آنها در صدر خبرها قرار گرفت.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های کتاب