مرکز اسناد انقلاب اسلامی

بازخوانی پیام امام خمینی درباره قطعنامه 598
من باز می‏‌گویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشنده‏‌تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم. و نکته‏‌ای که تذکر آن لازم است این است که در قبول این قطعنامه فقط مسئولین کشور ایران به اتکای خود تصمیم گرفته‏‌اند. و کسی و کشوری در این امر مداخله نداشته است.مردم عزیز و شریف ایران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش می‏‌دانم. و شما می‌‏دانید که من به شما عشق می‏‌ورزم؛ و شما را می‏‌شناسم؛ شما هم مرا می‏‌شناسید. در شرایط کنونی آنچه موجب امر شد تکلیف الهی‏‌ام بود. شما می‏دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطرۀ خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود؛ و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشتم؛ و اگر آبرویی داشته‏‌ام با خدا معامله کرده‏‌ام. عزیزانم، شما می‏‌دانید که تلاش کرده‏‌ام که راحتی خود را بر رضایت حق و راحتی شما مقدّم ندارم. خداوندا، تو می‏دانی که ما سر سازش با کفر را نداریم.
تاریخ انتشار: ۱۱:۵۹ - ۲۸ تير ۱۳۹۶ - 2017July 19

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ برخلاف جریان فکری که پذیرش قطعنامه 598 را دلیلی بر پایان جنگ می‌دانستند. حضرت امام در پیامی بعد از پذیرش قطعنامه ضمن رد این دیدگاه صحبت از جنگی به مراتب سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌کنند. حضرت امام در این پیام با تأکید بر این نکته که جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد، جنگ فقر و غنا، استکبار و استضعاف را پیش می‌کشند و می‌فرمایند جنگ ما تمام ناشدنی است. در این پیام حضرت امام پرده از چهره اسلام آمریکایی برمی‌دارند و خط اسلام ناب که جنگی تمام نشدنی با اسلام آمریکایی دارد را مشخص می‌کنند.

امام خمینی پذیرش قطعنامه را برخلاف میل باطنی خود می‌دانند و می‌فرمایند: در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتاً مسئلۀ بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوۀ دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجرای آن می ‏دیدم؛ ولی به واسطۀ حوادث و عواملی كه از ذكر آن فعلاً خودداری می‏ كنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور، كه من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم.

حضرت امام در ادامه پیام خود، به مجاهدت‌های رزمندگان اشاره می‌کنند و ضمن حمله به مواضع ملی‌گراها در نادیده گرفتن ارزش جهاد و شهادت، بر این نکته تأکید می‌کنند که نگذارید انقلاب به دست نااهلان بیافتد از این‌رو حضرت امام پذیرش قطعنامه را به معنای حل مسئله جنگ نمی‌دانند و می‌فرمایند:‌ قبول قطعنامه از طرف جمهوری اسلامی ایران به معنای حل مسئلۀ جنگ نیست. با اعلام این تصمیم، حربۀ تبلیغات جهانخواران علیه ما کند شده است؛ ولی دورنمای حوادث را نمی‌‏توان به طور قطع و جدی پیش‏بینی نمود.

حضرت امام در ادامه ضمن تأثر قلبی خود پذیرش قطعنامه را به مثابه نوشیدن جام زهر می‌دانند و می‌فرمایند: این کار برای رضای خدا صورت گرفته است و بار دیگر بر این نکته تأکید می‌کنند که این کار به اتکای مسؤلین انجام گرفته شد نه دخالت بیگانگان. من باز می‏‌گویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشنده‌‏تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم و نکته‌‏ای که تذکر آن لازم است این است که در قبول این قطعنامه فقط مسئولین کشور ایران به اتکای خود تصمیم گرفته‏‌اند و کسی و کشوری در این امر مداخله نداشته است.

امام خمینی(ره) در این پیام ضمن تأکید بر این نکته که خشم و کینه نسبت به دشمن را در سینه نگه‌دارید بحث مبارزه علمی و عملی برای رسیدن به اهداف بلند انقلاب مطرح می‌کنند و می‌فرمایند: خودتان را برای یک مبارزۀ علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید.

بخشی از پیام امام خمینی در 29 تیرماه 1367 که در رابطه با قطعنامه 598 است را در زیر می‌خوانید:


**علت پذیرش قطعنامه توسط امام خمینی**


در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئلۀ بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوۀ دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‏دیدم؛ ولی به واسطۀ حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می‏کنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛ و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‏دانم. و خدا می‏داند که اگر نبود انگیزه‏ای که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی‏بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست که همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم. و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود.

من در اینجا از همۀ فرزندان عزیزم در جبهه‏‌های آتش و خون که از اول جنگ تا امروز به نحوی در ارتباط با جنگ تلاش و کوشش نموده‌‏اند، تشکر و قدردانی می‌‏کنم. و همۀ ملت ایران را به هوشیاری و صبر و مقاومت دعوت می‏‌کنم. در آینده ممکن است افرادی آگاهانه یا از روی ناآگاهی در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند که ثمرۀ خون‌ها و شهادت‌ها و ایثارها چه شد. اینها یقیناً از عوالم غیب و از فلسفۀ شهادت بی‌خبرند و نمی‏‌دانند کسی که فقط برای رضای خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگی نهاده است حوادث زمان به جاودانگی و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه‏‌ای وارد نمی‏‌سازد. و ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدان‌مان فاصلۀ طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا می‏داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست؛ و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در این قافلۀ نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایی که این گوهرها را در دامن خود پروراندند!


خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‏‌اند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‌‏های معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز مانده‏ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‏ام، و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می‏کنم. و بدا به حال آنانی که در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایی که از کنار این معرکۀ بزرگِ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت و بی‏تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند!


**هشدار امام خمینی برای تصدی امور کشور **


آری، دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت. و فردا امتحان دیگری است که پیش می‌‏آید. و همۀ ما نیز روز محاسبۀ بزرگتری را در پیش رو داریم. آنهایی که در این چند سالِ مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کرده‏اند مطمئن باشند که از معاملۀ با خدا طفره رفته‏اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگی کرده‏اند که حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبۀ حق خواهند کشید. که من مجدداً به همه مردم و مسئولین عرض می‏کنم که حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند؛ و نگذارند این مدعیان بی‏‌هنر امروز و قاعدین کوته‏‌نظر دیروز به صحنه‏‌ها برگردند.

من در میان شما باشم و یا نباشم به همۀ شما وصیت و سفارش می‏کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتانِ شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمرۀ خود به فراموشی سپرده شوند. اکیداً به ملت عزیز ایران سفارش می‏کنم که هوشیار و مراقب باشید، قبول قطعنامه از طرف جمهوری اسلامی ایران به معنای حل مسئلۀ جنگ نیست. 


**قبول قطعنامه به معنای حل مسئله جنگ نیست**


با اعلام این تصمیم، حربۀ تبلیغات جهانخواران علیه ما کند شده است؛ ولی دورنمای حوادث را نمی‏‌توان به طور قطع و جدی پیش‏‌بینی نمود. و هنوز دشمن از شرارت‌ها دست برنداشته است؛ و چه بسا با بهانه‏‌جویی‌ها به همان شیوه‏‌های تجاوزگرانۀ خود ادامه دهد. ما باید برای دفع تجاوز احتمالی دشمن آماده و مهیا باشیم. و ملت ما هم نباید فعلاً مسئله را تمام شده بداند. البته ما رسماً اعلام می‏‌کنیم که هدف ما تاکتیک جدید در ادامۀ جنگ نیست. چه بسا دشمنان بخواهند با همین بهانه‏‌ها حملات خود را دنبال کنند. نیروهای نظامی ما هرگز نباید از کیْد و مکر دشمنان غافل بمانند. در هر شرایطی باید بنیۀ دفاعی کشور در بهترین وضعیت باشد. مردم ما، که در طول سالهای جنگ و مبارزه ابعاد کینه و قساوت و عداوت دشمنان خدا و خود را لمس کرده‏‌اند، باید خطر تهاجم جهان‌خواران در شیوه ‏ها و شکل‌های مختلف را جدی‌تر بدانند. و فعلاً چون گذشته تمامی نظامیان، اعم از ارتش و سپاه و بسیج در جبهه‏ ها برای دفاع در برابر شیطنت استکبار و عراق به مأموریت‌های خود ادامه دهند. در صورتی که این مرحله از حادثۀ انقلاب را با همان شکل خاص و مقررات مربوط به خود پشت سر گذاردیم برای بعد از آن و سازندگی کشور و سیاست کل نظام و انقلاب تذکراتی دارم که در وقت مناسب خواهم گفت. ولی در مقطع کنونی به طور جدّ از همۀ گویندگان و دست اندرکاران و مسئولین کشور و مدیران رسانه‏ ها و مطبوعات می‏خواهم که خود را از معرکه‌‏ها و معرکه آفرینی‌ها دور کنند؛ و مواظب باشند که ناخودآگاه آلت دست افکار و اندیشه‏‌های تند نگردند؛ و با سعۀ صدر در کنار یکدیگر مترصد اوضاع دشمنان باشند.


در این روزها ممکن است بسیاری از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بایدها و نبایدها کنند. هر چند این مسئله به خودی خود یک ارزش بسیار زیباست، اما اکنون وقت پرداختن به آن نیست. چه بسا آنهایی که تا دیروز در برابر این نظام جبهه‌‏گیری کرده بودند و فقط به خاطر سقوط نظام و حکومت جمهوری اسلامی ایران از صلح و صلح‏‌طلبی به ظاهر دم می‏‌زدند، امروز نیز با همان هدف سخنان فریبندۀ دیگری را مطرح نمایند؛ و جیره‏‌خواران استکبار، همان‌ها که تا دیروز در زیر نقاب دروغین صلح، خنجرشان را از پشت به قلب ملت فرو کرده بودند، امروز طرفدار جنگ شوند. و ملی‌گراهای بی‏‌فرهنگ برای از بین بردن خون شهدای عزیز و نابودی عزت و افتخار مردم، تبلیغات مسموم خویش را آغاز نمایند. که ان‏شاءاللّه‏ ملت عزیز ما با بصیرت و هوشیاری جواب همۀ فتنه‏‌ها را خواهد داد.


**با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید**


من باز می‏گویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشنده‌‏تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم. و نکته ‏ای که تذکر آن لازم است این است که در قبول این قطعنامه فقط مسئولین کشور ایران به اتکای خود تصمیم گرفته‏ اند. و کسی و کشوری در این امر مداخله نداشته است.


مردم عزیز و شریف ایران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش می‏‌دانم. و شما می‌‏دانید که من به شما عشق می‏‌ورزم؛ و شما را می‏‌شناسم؛ شما هم مرا می‏‌شناسید. در شرایط کنونی آنچه موجب امر شد تکلیف الهی‏‌ام بود. شما می‏‌دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطرۀ خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود؛ و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشتم؛ و اگر آبرویی داشته‏‌ام با خدا معامله کرده‏‌ام. عزیزانم، شما می‏‌دانید که تلاش کرده‏‌ام که راحتی خود را بر رضایت حق و راحتی شما مقدّم ندارم. خداوندا، تو می‏دانی که ما سر سازش با کفر را نداریم.

خداوندا، تو می‏دانی که استکبار و امریکای جهان‌خوار گلهای باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بیداد، همۀ تکیه‏‌گاه ما تویی، و ما تنهای تنهاییم و غیر از تو کسی را نمی‏‌شناسیم و غیر از تو نخواسته‏‌ایم که کسی را بشناسیم. ما را یاری کن، که تو بهترین یاری کنندگانی. خداوندا، تلخی این روزها را به شیرینی فرج حضرت بقیة‏اللّه‏ ـ ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ـ و رسیدن به خودت جبران فرما.

فرزندان انقلابی‌‏ام، ای کسانی که لحظه‌‏ا‌ی حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه لحظۀ عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می‏‌گذرد. می‏‌دانم که به شما سخت می‏‌گذرد؛ ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی‏گذرد؟ می‏دانم که شهادت شیرین‌تر از عسل در پیش شماست؛ مگر برای این خادمتان اینگونه نیست؟ ولی تحمل کنید که خدا با صابران است. بغض و کینۀ انقلابی‏‌تان را در سینه‏‌ها نگه دارید؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید؛ و بدانید که پیروزی از آن شماست. و تأکید می‏‌کنم که گمان نکنید که من در جریان کار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من می‏‌باشند. آنها را از این تصمیمی که گرفته‏‌اند شماتت نکنید، که برای آنان نیز چنین پیشنهادی سخت و ناگوار بوده است. که ان‏شاءاللّه‏ خداوند همۀ ما را موفق به خدمت و رضایت خود فرماید.


**آمادگی برای مبارزه علمی و عملی**


من در اینجا به جوانان عزیز کشورمان، به این سرمایه‏‌ها و ذخیره‏‌های عظیم الهی و به این گلهای معطر و نوشکفتۀ جهان اسلام، سفارش می‏‌کنم که قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانید؛ و خودتان را برای یک مبارزۀ علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید.

و من به همۀ مسئولین و دست اندرکاران سفارش می‏‌کنم که به هر شکل ممکن وسایل ارتقای اخلاقی و اعتقادی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید؛ و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزش‌ها و نوآوری‌ها همراهی کنید؛ و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگه دارید. مبادا اساتید و معلمینی که به وسیلۀ معاشرت‌ها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن، جوانان ما را که تازه از اسارت و استعمار رهیده‌‏اند، تحقیر و سرزنش نمایند و خدای ناکرده از پیشرفت و استعداد خارجی‌ها بت بتراشند و روحیۀ پیروی و تقلید و گدا صفتی را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. به جای اینکه گفته شود که دیگران کجا رفتند و ما کجا هستیم به هویت انسانی خود توجه کنند و روح توانایی و راه ورسم استقلال را زنده نگه دارند. ما در شرایط جنگ و محاصره توانسته‏‌ایم آن همه هنرآفرینی و اختراعات و پیشرفت‌ها داشته باشیم. ان‏شاءاللّه‏ در شرایط بهتر زمینه کافی برای رشد استعداد و تحقیقات را در همه امور فراهم می‌‏سازیم. مبارزه علمی برای جوانان زنده کردن روح جستجو و کشف واقعیت‌ها و حقیقت‌هاست. و اما مبارزه عملی آنان در بهترین صحنه‏های زندگی و جهاد و شهادت شکل گرفته است.


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های کتاب