مرکز اسناد انقلاب اسلامی

قذافی پیشنهاد داد امام را از پاریس به لیبی منتقل كنیم اما برخلاف انتظار كه فكر میكردیم امام خوشحال شوند، تأملی كردند و فرمودند: «قذافی شایسته ی اعتماد نیست»
تاریخ انتشار: ۱۵:۰۷ - ۲۰ آبان ۱۳۹۴ - 2015November 11

 پایگاه مركز اسناد انقلاب اسلامی، علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در بخشی از كتاب خاطراتش كه توسط مركز اسناد انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است، به ماجرای ملاقاتش با قذافی اشاره كرده است.

متن این خاطره به شرح زیر است: یكی از مسایلی كه در آن زمان دربارهی اقامت امام مطرح بود، این بود كه معمولاً چون ویزای فرانسه سه ماهه بود، با توجه به روابط تجاری و اقتصادی فرانسه با ایران، احتمال داده میشد فرانسه بر اثر فشار رژیم شاه، بعد از اتمام سه ماه اقامت امام، با ماندن ایشان در فرانسه موافقت نكند؛ بر همین اساس، به فكر افتادیم كه با بعضی از سران كشورهای انقلابی مذاكره كنیم تا اگر فرانسه برای خروج امام فشار آورد امام به آن كشور مهاجرت كنند.

آقای قطبزده به دلیل ارتباطاتی كه از قبل، از طریق امام موسی صدر با مقامات سوریه داشت، با حافظ اسد و سران سوریه ارتباط برقرار نمود و قرار شد به دمشق برود و با دولت سوریه دربارهی اقامت امام در سوریه مذاكره كند. در همان زمان قرار شد من و آقای غرضی نیز به لیبی برویم و با قذافی در این باره وارد مذاكره بشویم. به همین دلیل با سفارت لیبی در پاریس تماس گرفتیم و بعد از طریق ارتباطاتی كه داشتیم، با وزیر خارجهی لیبی تماس گرفتیم و با هماهنگی قبلی به لیبی رفتیم. در آنجا ابتدا با احمد شحاطه، وزیر خارجهی وقت، ملاقات كردیم و پس از آن قرار شد با قذافی ملاقات داشته باشیم. حدود  هشت روز در آنجا ماندیم. وقتی دیدیم كه برای ملاقات با ایشان ما را سر میدوانند و امروز و فردا میكنند، احساس كردیم ماندن ما بینتیجه است و به این ترتیب فقط زمان را از دست میدهیم. به همین دلیل تصمیم گرفتیم برگردیم. وقتی به فرودگاه رفتیم، به ما گفتند كه آقای قذافی وقت ملاقات دادهاند. چون از گذشته به دلیل مفقود شدن امام موسی صدر، به دولت لیبی مظنون بودیم، ترسیدیم كه نكند در راه بازگشت از فرودگاه ما را سر به نیست كنند. به هر حال برگشتیم و یكسره ما را به كاخ قذافی بردند. كاخ در داخل یك پادگان قرار داشت.  قذافی به ظاهر خیلی سعی كرده بود ساده زندگی كند. جلوی كاخ ماشین پژویی پارك شده بود كه گفتند این ماشین متعلق به ایشان است. نمرهی آن هم عادی است و با همین ماشین در سطح شهر تردد میكند.

وارد كاخ كه شدیم، بلافاصله ایشان به اتاق ملاقات آمد. ما به وی توضیح دادیم كه امام از شخصیتهای برجستهی اسلامی هستند و علیه شاه مبارزه میكنند و چون احتمال دارد كه دولت فرانسه در پایان سه ماه اقامت فشار بیاورد كه ایشان آنجا را ترك كنند، اگر شما موافقت كنید، ایشان به لیبی بیایند و در اینجا اقامت نمایند. آقای قذافی با بیان سخنانی، نسبت به امام ابراز علاقه كرد و گفت: «برای انجام هرگونه كمكی آمادگی دارم. اكنون حاضرم هر مقدار كمك مالی بخواهید، بكنم. همچنین اگر سلاح نیاز داشته باشید، در هر نقطهای، حتی روی آبهای خلیج فارس، به شما تحویل میدهم». گفتیم: «نه بحمدالله ملتمان غنی است و احتیاج به كمك مالی نداریم. انقلابیون و مبارزانی كه در ایران هستند از طرف ملت حمایت میشوند». برای ما همیشه این نكته مذموم بود كه بخواهیم از خارج كشور كمك مالی بگیریم، حتی از قذافی كه شعار اسلامگرایی میداد.

دربارهی سلاح هم خیلی بحث نكردیم. ایشان از اینكه امام به لیبی بیایند ابراز خرسندی مینمود. حتی تأكید كرد كه ضرورت ندارد بعد از پایان سه ماه به لیبی بیایند، پیشنهاد میكنم همین الآن تشریف بیاورند. ما از ایشان استقبال میكنیم و میتوانند تا هر زمان كه بخواهند در اینجا بمانند. اینجا كشور خودشان است. ما از برخورد آقای قذافی خوشحال شدیم و بلافاصله به پاریس برگشتیم.

در پاریس، در همان اتاق كوچكی كه امام اقامت داشتند، خدمت ایشان رسیدیم. گزارش سفر و گفتگوهایی را كه با قذافی داشتیم به عرض ایشان رساندیم. برخلاف انتظار كه فكر میكردیم امام خوشحال شوند، تأملی كردند و فرمودند: «قذافی شایستهی اعتماد نیست». و جملهای اضافه فرمودند كه دقیقاً آن جمله را به یاد ندارم؛ اما مضمونش این بود كه با طناب قذافی نمیشود به داخل چاه رفت.

 


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های کتاب