مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۱۸۲۱
انقلاب اسلامی در سبزوار
در آذرماه 1357، همزمان با ماه محرم، عزاداری امام حسین(ع) در همه شهرهای ایران باشکوه تمام برگزار شد. در این سال مراسم عزاداری مردم که رنگ و بوی سیاسی به خود می‌گرفت، مستقیما شخص محمدرضا پهلوی را مورد هدف قرار می‌داد. از جمله شهرهایی که مراسم دهه اول محرم در آنجا برگزار شد سبزوار بود. سخنرانان سبزوار که در جلسات سخنرانی و عزاداری، رژیم پهلوی و محمدرضا را مورد حمله قرار می‌دادند، از سوی مردم سبزوار حمایت می‌شدند. از این رو رژیم پهلوی برای متوقف کردن تظاهرات مردم سبزوار دست به یک جنایت بزرگ زد و مردم سبزوار را در روز 22 آذرماه 1357 قتل‌عام کرد.
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۸ - ۲۲ آذر ۱۳۹۶ - 2017December 13

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در آذرماه 1357، همزمان با ماه محرم، عزاداری امام حسین(ع) در همه شهرهای ایران باشکوه تمام برگزار شد. در این سال مراسم عزاداری مردم که رنگ و بوی سیاسی به خود می‌گرفت، مستقیما شخص محمدرضا پهلوی را مورد هدف قرار می‌داد. از جمله شهرهایی که مراسم دهه اول محرم در آنجا برگزار شد سبزوار بود. سخنرانان سبزوار که در جلسات سخنرانی و عزاداری، رژیم پهلوی و محمدرضا را مورد حمله قرار می‌دادند، از سوی مردم سبزوار حمایت می‌شدند. از این رو رژیم پهلوی برای متوقف کردن تظاهرات مردم سبزوار دست به یک جنایت بزرگ زد و مردم سبزوار را در روز 22 آذرماه 1357 قتل‌عام کرد.

در کتاب "انقلاب اسلامی در سزوار" که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده درباره قتل‌عام مردم سبزوار توسط رژیم پهلوی در 22 آذر 1357 آمده است: با گذشت دو روز از عاشورای حسینی و تظاهرات پرشور مردم در دهه‌ اول محرم، شب دوازدهم محرم مورخ 22 آذر 1357 اخباری در سبزوار منتشر شد که حکایت از یک توطئه توسط رژیم پهلوی داشت. ماجرا از آن قرار بود که رژیم پهلوی با ساماندهی و تجهیز عده‌ای از اوباش قصد داشت با معرفی آنها به عنوان "شاه‌دوست"، برای خود مشروعیتی ساختگی ایجاد کند. براین اساس به مأموران شهربانی هم دستور داده شد تا از فعالیت اوباش علیه مردم سبزوار حمایت کنند. با انتشار این اخبار غوغایی در شهر برپا شد.

روحانیان سبزوار ازجمله حجج اسلام علوی و افقهی، که در مواقع حساس امور را عهده‌دار بودند، این‌بار نیز برای مقابله با توطئه رژیم پهلوی جلسه‌ مشترک فوق‌العاده‌‌ای تشکیل دادند. پس از گفت‌وگو و بیان نظریات مختلف، تصمیم گرفتند: اولاً، با ارسال نامه و همچنین اعزام افرادی به روستاهای اطراف از اهالی خواسته شود با حضور در شهر در تجمعی که قرار است در مسجد جامع صورت پذیرد در خیابان‌های منتهی به مسجد تظاهرات کنند و ثانیاً، اقشار مختلف مردم در همان ساعات اولیه‌ صبح در مسجد جامع تجمع كنند.

همچنین برخی از جوانان شهر هم با ساختن کوکتل‌مولوتف و بمب‌های دستی در پشت مسجد جامع سنگر گرفتند تا در مواجهه با سربازان رژیم پهلوی آماده باشند.

صبح روز چهارشنبه مورخ 22 آذر 1357، برابر با 12 محرم 1399 اوباش اجیر شده توسط رژیم پهلوی، راهپیمایی خود را به‌طرف مسجد جامع واقع در خیابان بیهق آغاز کردند. این عده که در اسناد ساواک از آنان با عنوان «وطن‌پرستان» یادشده با در دست داشتن عکس‌هایی از محمدرضا پهلوی در خیابان‌ها حرکت کردند.

این درحالی بود که با تمهیدات اندیشیده‌ شده جمعیت نسبتاً چشمگیری از انقلابیون به همراه روحانیان در مسجد جامع و خیابان‌های اطراف تجمع کرده بودند. همچنین به‌دنبال ارسال نامه و دعوت از روستاییان برای حضور در شهر، عده‌ بسیاری از اهالی روستاهای اطراف به شهر آمده بودند. این، علاوه بر افرادی بود که از اسفراین برای شرکت در اجتماع مردم سبزوار به این شهر وارد شدند.

در مسجد جامع، محمدتقی مقیسه‌‌ای، محمد عارفی، حجت‌الاسلام سیدمحمد حسن علوی و افقهی به‌ترتیب برای اجتماع‌کنندگان سخنرانی ‌‌کردند. احمد حدادی، که خود ازجمله فعالان انقلابی بود، درباره‌ وقایع آن روز می‌گوید: «از مردم دعوت شده بود در مسجد جامع اجتماع کنند تا مانع از حرکت مخالفان به‌سمت خیابان بیهق و خرابی بیشتر گردند. از صبح مردم و علما مقابل مسجد فخریه نزدیک چهارراه امامزاده گرد آمدند. با تعقیب مخالفان ازسوی مردم، اینها فرار می‌‌کردند و به‌سمت دروازه‌ عراق می‌‌رفتند. درضمن، برخی از اراذل و اوباش مغازه‌‌های میدان شهید بهشتی، خیابان ناوی و خیابان بیهق را هم تخریب کرده بودند. تعقیب‌وگریز ادامه داشت. حتی یکی از مخالفان با موتورسیکلت وارد اجتماع مردم شد و مردم هم او را پایین کشیدند. نزدیک ظهر، اعلام شد چون ممکن است مخالفان بعدازظهر مجدداً حمله کنند، اجتماع‌کنندگان همچنان در مسجد حضور داشته باشند. پس از خواندن نماز ظهر و عصر، مردم در بیرون مسجد داخل خیابان نشستند و مقداری نان سنگک بین آنها توزیع شد. حدود ساعت دوازده، دوازده‌ونیم بود كه از سمت شهربانی (جنب خیابان قائم)، مأموران حمله را شروع کردند، ابتدا، با تیر هوایی و بعد گاز اشک‌آور. اصلاً آمده بودند تا زهر چشمی از مردم بگیرند... ماموران شروع به تیراندازی کردند. در آن روز تعدادی شهید شدند. شهید ابراهیمی، اوّل تیر به پایش زده بودند بعد آمده بودند، تیر به قلبش زدند. تعداد زیادی مجروح شدند که اینها بیشتر از روستای اطراف شهر بودند.»

احمد حدادی که از نزدیک شاهد این جنایات رژیم پهلوی بود درباره کشتار مردم روستایی که درحال غذا خوردن در وضوخانه مسجد جامع بودند می‌گوید: «وقتی مأموران شهربانی حمله‌شان تمام شد و آمدند جنازه‌‌های شهدا و مجروحین را ببرند، مقابل همان وضوخانه‌ مسجد جامع بیشتر روستاییانی که ظهر نشسته بودند و سفره‌‌های نان خود را باز کرده بودند، همان‌جا به رگبار بسته‌شده و همه‌ سفره‌‌های نان با خونشان آغشته شده بود. من خودم در آن روز شاهد شهادت شهید تقی مشکانی، که کلاس دوم یا سوم راهنمایی بود، بودم. در مقابل درب امامزاده با اسلحه سه تیر زدند، از سمت راست که به قلبش خورده بود، از طرف دیگر بیرون آمده بود و دستش را له کرده بود....»

برخی از شهدا و مجروحان را مردم به داخل مسجد بردند. مسجد پر از خون شده بود. «مردم با دست‌های خونین بر روی دیوارها شعار نوشتند. پس آنها را به منزل حاج آقای فخر منتقل کردند. مجروحین را هم به بیمارستان امداد بردند. چون احتیاج به خون بود از بلندگو اعلام کردند، که مردم برای خون‌دادن به بیمارستان رفتند و صف طویلی تشکیل شد که خون بدهند....»

بیشتر شهدا به بیت حاج آقای فخر منتقل شده بود، اما شماری از آنان را مأموران به سردخانه‌ی بیمارستان برده بودند. حسین محرومی که از شرکت کنندگان در تجمع انقلابیون در مسجد جامع بود نحوه تحویل جنازه‌های شهدا توسط رژیم پهلوی را اینگونه شرح می‌دهد: «به‌خاطر اینکه خانواده‌‌های آنها را از نظر روحی آزار دهند، اعلام کردند هرکس می‌‌خواهد جنازه‌‌ها را ببرد، باید به ازای هر تیر دوهزار تومان پرداخت کند...» با اعلام این خبر توسط شهربانی سبزوار، عده‌‌ای از جوانان انقلابی سبزوار ازجمله حسین محرومی و موسی‌الرضا امین الزارعین به همراه دو نفر دیگر تصمیم ‌‌گرفتند شبانه به بیمارستان رفته و جنازه‌ی شهدا را خارج كنند. لذا طی هماهنگی‌ای که قبلاً با یکی از کارمندان بیمارستان صورت گرفته بود، شبانه شهدا را از بیمارستان منتقل کردند. روز سیزدهم محرم، اجساد شهدا طی مراسم باشکوهی تشییع شد و در مصلا به خاک سپرده شدند.

بنابر اسناد برجای‌مانده از ساواک، درنتیجه‌ تیراندازی مأموران به مردم چهار نفر شهید و هفده نفر مجروح شدند. در برخی از منابع شمار شهدای حادثه پنج نفر و شمار مجروحان سی‌نفر اعلام شد. این منابع همچنین در ادامه چنین ذکر کردند که پس از کشتار صورت‌گرفته، شهربانی عبورومرور را در خیابان بیهق ممنوع اعلام کرده است و در غیاب مردم همه‌ اثاثیه مسجد جامع را غارت کرده‌‌اند.

روزنامه‌ کیهان پس از گذشت هشت روز از حادثه، با انتشار فهرستی، اسامی شهدای 22 آذر سبزوار را به این شرح اعلام کرد: رجبعلی ابراهیمی (کتاب‌فروش)، رمضانعلی طلوع‌نیا (دلال برنج)، محمد اعیانی ثانی، تقی مشکانی (دانش‌‌آموز دوره‌ی سوم راهنمایی)، محمود رازقندی (دیپلمه) و غلامحسین فشتنقی. بنابر گزارش این روزنامه مجروحان عبارت بودند از: مهدی دلقندی، رجبعلی کرابی، تقی طزرقی، قاسم خسروجردی، محمدعلی کرابی، احمد چالشی، حسین فسنقری، حاج‌محمد کرابی، غلام‌‌کرابی، رمضان منصوری، ابراهیم منصوری و علی فرامرزی.

مجله‌ی صف و روزنامه‌ نبرد ملت در سالگرد حادثه‌ چهارشنبه خونین سبزوار، شمار شهدای سبزوار در این روز را پانزده نفر و شمار زخمی‌ها را چهل نفر اعلام کردند.


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: