مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۱۹۵۳
با وجود تلاش رژیم پهلوی در رفع حجاب، زنان محجّبه و متدّين همدان، همچنان پوشش خود را براى مقابله با رژيم، با استفاده از لباس‌هاى بلند و دستكش سياه حفظ مى‌كردند. آنها همچنين براى پوشش موهاى خود از كلاه استفاده مى‌كردند. مقاومت زنان همدان در امر کشف حجاب به حدى بود كه پس از سقوط ديكتاتورى رضاخان در شهريور 1320، مجدى حكمران همدان، به وزارت كشور نوشت: «در اين شهر، زن‌ها از هر طبقه در كوچه و بازار خيابان با چادرنماز يك‌رنگ راه مى‌روند و ممانعتى هم نمى‌شود.»
تاریخ انتشار: ۱۴:۳۱ - ۱۷ دی ۱۳۹۶ - 2018January 07

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ یکی از اقدامات رضاخان در ظاهر براى مدرن کردن کشور و در واقع در راستای مبارزه با دین به انجام رساند، عملی کردن طرح كشف حجاب بود. اما در مقابل اقدامات دین ستیزانه رضاخان، روحانیون و مردم ایران در سراسر کشور موضع گرفتند و به مقابله با این اقدامات برخاستند.

در "کتاب انقلاب اسلامی در همدان" که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده درباره اجرای طرح کشف حجاب در همدان و مقابله مردم این استان با اقدامات رضاخان آمده است: در 17 دى 1314، قانون كشف حجاب به اجرا گذاشته شد.

طرح رفع حجاب از بانوان ابتدا از مدارس و ادارههاى دولتى شروع شد و خانواده رضاخان نيز در اين امر پيشقدم بودند. مردم متدين همدان در مقابل كشف حجاب مقاومت زيادى به خرج دادند؛ از آن جمله در فضاى خفقان و سختگيرهاى موجود، فشارها و سنگدلى يك افسر شهربانى به نام سروان درخشان عرصه را بر مردم تنگ كرده بود. او بيش از حدّ لازم اعمال خشونت مىكرد و اصلا رعايت زنان پير يا باردار و بيمار را نمىكرد و با مشاهده هر زنى كه حتى يك روسرى كوچك و مختصر بر سر داشت، با خشونت تمام به طرف وى حملهور مىشد.

خشونت مأمورين به حدى بود كه به هنگام كشيدن روسرى از سر زنان مظلوم و بيچاره، مشتى از موى آنان را با چنگهاى خود مىكندند و در صورت مقاومت زنان بىپناه در معابر و بازارهاى شهر همدان در برابر مأمورين دولتى، آنان را كشان كشان به هر طرف مىكشيدند و تا موفق به برداشتن كامل روسرىشان نمىشدند، به هيچ عنوان دستبردار نبودند. زنان محجبه و متدين چارهاى جز خانهنشينى و زندانى شدن دائم در منزل نداشتند و تنها هر چند هفته يك بار، به اجبار سحرگاهان ترسان و لرزان در تاريكى به حمام مىرفتند و در صورت لزوم به معاشرت و ارتباط با ديگران هم فقط شبهنگام از راه كوچه پس كوچهها همراه همسرانشان به ديدار كسان خود مىشتافتند.

در اين ميان، زنان شجاع و مقاوم و بىپروای همدان مانند سيدهشهربانو خانم كه عاشق اباعبداللهالحسين بودند در همدان وجود داشتند كه در مقابل مأمورين جبار رضاشاه مقاومت به خرج دادند و بىاعتنا به همه تهديدها و شكنجهها تا آخر پايدارى كردند و هرگز تسليم خواست آنان نشدند و با مقاومت دليرانه مأمورين شهربانى را مستأصل ساختند.

روحانيون همدان نيز در مقابل اين ترفند و توطئه رضاشاهى عليه اسلام به مقابله پرداختند؛ چنانكه پس از شور و مشورت، سيدحسن خوانسارى بهمنظور كسب تكليف از شيخعبدالكريم حائرى روانه قم شد. توصيه شيخعبدالكريم به روحانيون و مردم همدان درباره كشف حجاب، نگاه داشتن زنان در خانه و مقاومت منفى بود.

با توجه به مقاومت مردم و روحانيون همدان در مقابل طرح كشف حجاب، دولت براى در هم شكستن اين مقاومت چاره كار را در آن ديد كه ابتدا از كارمندان ادارههاى دولتى شروع كند. بر اين اساس، ابتدا از تمام معلمان و مديران مدارس و دبيرستانهاى دخترانه همدان طبق دستور رئيس اداره معارف خواسته شد كه بدون حجاب و چادر در محل كار خود حاضر شوند و همچنين محصلين دختر، موظف به كشف حجاب شدند. براى موفقيت بيشتر در اين كار، از تمام كارمندان دولت دعوت شد تا در مهمانى كافه جهاننما كه سرهنگ بقايى ترتيب داده بود شركت كنند. با حضور كارمندان دولت در اين مهمانى، سعى شد كه مردم نيز به آن تأسى جويند و تشويق شوند.

از طرف ديگر، خانم آقاى شيبانى، رئيس ماليهى همدان، با ترتيب دادن يك مهمانى و دعوت از عده زيادى از خانمهاى اعيان، تجار و اعضاى اداره‌هاى دولتى در همدان تلاش كرد تا مسئله كشف حجاب براى بانوان توجيه شده آنان نيز به اين كار تشويق شوند.

سرگرد خاتمى رئيس شهربانى همدان، در اجراى دستورات مركز و برگزارى مجلس مذكور، نهايت فعاليت را از خود نشان داد، به طورى كه علىنقى بيگلرى، حكمران همدان، از مركز درخواست نمود كه وى مورد تقدير و تشكر قرار گيرد.

حكمران همدان بهمنظور پيشرفت و ترقى و تربيت نسوان در همدان، از تمامى طبقات مردم و اعضاى ادارههاى دولتى دعوت کرد كه به اتفاق خانمهايشان با رعايت كشف حجاب براى تماشاى فيلم در سالن تنها سينماى نوبنياد همدان واقع در ميدان مركزى شهر شركت کنند تا با برگزارى جشن و نمايش فيلم، كشف حجاب را گرامى بدارند. آن شب (17 دى 1314) يكى از تلخترين و ناگوارترين شبها براى كارمندان و كاركنان متعصب و باغيرت و مسلمان همدان بود؛ به طورى كه گزارش شده بود، عدهاى از شدت فشار اندوه و تعصب به شدت مىگريستند و تعدادى هم با وجود احساس خطر حاضر بر اين كار نشدند و آمادهى نوشتن استعفانامه در صورت سختگيرى شدند.

عدهاى از كارمندان دولت براى فرار از هرگونه مهمانىها بهانههاى مختلفى را عنوان مىكردند؛ مانند مريض شدن و يا عدم توانايى مالى بهمنظور تهيهى لباس مناسب براى حضور در اين مهمانىها.

در روز 28 دى 1314 از طرف خانم علىنقى بيگلرى از تمام خانمهاى طبقات مختلف شهر دعوت به عمل آمد كه در جلسه دبيرستان پهلوى شركت نمايند. در اين مجلس دختر بيگلرى و خانم شكرايى خواهر رئيس معارف همدان سخنرانى نمودند. براى اينكه مسئله كشف حجاب در بين مردم بهويژه دانشآموزان و فرهنگيان بيشتر رونق بگيرد، در روز 30 دى از طرف بيگلرى مسابقه خطابه نسوان در دبيرستان پهلوى برگزار گرديد و به سه نفر از محصلين جوائزى اهداء شد و خود بيگلرى نيز سخنرانى مفصلى راجع به ترقى نسوان و كشف حجاب کرد.

دولت براى اجراى كامل كشف حجاب به حكمران همدان دستور داد كه اگر كسى از وعاظ يا غيره مخالفت يا اظهاراتى بر ضدكشف حجاب بنمايد فورآ دستگير و تنبيه شود. اما با تمام اين تدابير حكومت در امر كشف حجاب در همدان چندان موفق نبود تا جايى كه حكومت همدان در گزارشى به مركز شهر، همدان را شبيه شهر قم دانست كه مقاومت و پايدارى مردم آنجا برنامههاى دولت را خنثى كرده است.

رژیم پهلوى و حكمران همدان براى بدنام كردن زنان محترمى كه با چادر سياه در معابر عبور و مرور مىكردند، علاوه بر ضرب و شتم و... به اقدام رذيلانه ديگرى نيز دست زد و آن، اجازه دادن به فواحش بود كه مىتوانستند با چادر سياه در مجامع عمومى تردد نمايند. آنها با اين كار مىخواستند اين باور را به وجود آورند كه اگر زنى با چادر سياه از خانه بيرون بيايد، جزو اين دسته محسوب مىشود و زنان از پوشيدن آن خوددارى كنند.

با تمام تدابير اتخاذ شده از سوى دولت در همدان، افرادى همانند محمد رزين قلم بودند كه با توجه به نفوذ و اعتبارى كه در سطح جامعه فرهنگى و مذهبى همدان داشتند، هنگامى كه مأمورين در رفع حجاب بر همه سخت مىگرفتند، با زنان محجبهاى كه در معيت زرين قلم به جايى مىرفتند، به دلايل مزبور كارى نداشتند.

با وجود تلاش دولت در رفع حجاب، زنان محجّبه و متدّين همدان، همچنان پوشش خود را براى مقابله با رژيم، با استفاده از لباسهاى بلند و دستكش سياه حفظ مىكردند. آنها همچنين براى پوشش موهاى خود از كلاه استفاده مىكردند. مقاومت زنان همدان به حدى بود كه پس از سقوط ديكتاتورى رضاخان در شهريور 1320، مجدى حكمران همدان، به وزارت كشور نوشت: «در اين شهر، زنها از هر طبقه در كوچه و بازار خيابان با چادرنماز يكرنگ راه مىروند و ممانعتى هم نمىشود.»


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: