مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ویژه‌نامه "شمارش معکوس"|روایت آیت‌الله مکارم شیرازی از قیام 19 دی
رژیم تا آن زمان باور نمی‌كرد كه مسئله مبارزه و خشم توده‌های مردم اینقدر جدی است. مرحله حساسی بود كه بایستی در تاریخ این ملت به وقوع بپیوندد. رژیم از سویی می‌بایست با تمام قدرت به میدان بیاید و روحانیت هم از سوی دیگر وارد عمل شوند و مذهبیون درگیر ماجرا گردند تا كار یكسره شود. سرانجام تمام این نیروها از جهات مختلف با هم رودررو شدند؛ مردم هم در پشت سر امام، با تمام قدرت وارد عرصه كارزار شدند و در نهایت، ضربه نهایی و كاری زده شد و تقریباً یك سال بعد تلاشها به ثمر رسید و در بیست و دو بهمن ماه 57، ماجرا به سود اسلام و امام و امت خاتمه یافت.
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۶ - ۱۹ دی ۱۳۹۶ - 2018January 09

پایگاه مركز اسناد انقلاب اسلامی؛ آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی از جمله مراجع تقلیدی است که در آن دوران از مدرسین برجسته حوزه عملیه قم بود که پس از وقوع قیام 19 دی توسط رژیم پهلوی به تبعید فرستاده شد. وی در خاطرات خود درباره ابعاد مختلف واقعه 19 دی می‌گوید:" قیام نوزده دی ماه سال 1356 علما و مردم در اعتراض به مقاله موهن روزنامه اطلاعات جرقه‌ای برای شروع مبارزات تا پیروزی انقلاب اسلامی محسوب می‌شود." 


*** علل قیام نوزده دیماه 1356***

نهضت نوزده دی دارای ریشه های عمیقی در زمان گذشته بود و به مبارزات ملت ایران به رهبری امام خمینی كه از سال 42 شروع شده بود، ربط داشت. اما آنچه به عنوان علت تامه این حركت محسوب می شد، مقاله ای بود كه در روزنامه اطلاعات با نام مستعار "رشیدی مطلق" به چاپ رسید و طی آن به ساحت مقدس امام هتاكی شد و ظاهراً قصد آزمایش داشتند و می‌خواستند اگر عكس العملی نشان داده نشد، همه چیز را در هم بكوبند. لذا لازم بود كه پاسخ مناسب و دندان شكنی به این مقاله داده شود. اینجا بود كه نخست ولوله ای در حوزه علمیه قم افتاد و طلاب دور هم جمع شدند تا تصمیم مناسبی اتخاذ كنند. سرانجام قرار شد طلاب و فضلاء به طور دسته جمعی به منازل مدرسین معروف حوزه بروند و شكوائیه خودشان را نسبت به مقاله زننده «رشیدی مطلق» مطرح كنند و كمك بخواهند.

از جمله منازلی كه آمدند، منزل ما بود. من دیدم جمعیت طلبه ها بقدری زیاد است كه منزل گنجایش آنان را ندارد. لذا گفتم كه به اتفاق به سمت مدرسه امیرالمؤمنین(ع) حركت می‌كنیم. در سالن مدرسه، اجتماع عظیمی بر پا شد. از من خواستند كه برای جمع صحبت كنم من هم طی سخنرانی، نسبت به توطئه های دشمن هشدار دادم و گفتم:

«مسئله، تنها هتاكی نسبت به امام نیست. بلكه به همه مقدسات و به همه ما توهین شده است. لذا باید از هر گونه جدایی و تشتت بپرهیزیم. اگر بناست زنده بمانیم، باید همه زنده بمانیم. اگر هم بناست بمیریم، باید همه بمیریم». اتفاقاً بعد از این ماجرا ساواك، روی این جمله آخری بسیار تكیه می كرد. كه شما همه را برای قیام علیه نظام تحریك كرده‌اید.

پیش از ظهر نوزده دی 56، طلاب و فضلا به منزل مدرسین دیگر هم رفتند. تا اینكه بعدازظهر، هنگام بازگشت از منزل یكی از مدرسین، ماجرا اوج گرفت و آتش خشم تظاهركنندگان به قدری شعله‌ور شد كه رژیم احساس خطر كرد. لذا در جلوی همین مدرسه امیرالمؤمنین، پلیس به مردم حمله كرد و درگیری آغاز شد. عده‌ای از طلاب به مدرسه پناهنده شدند. این درگیری به شهادت تنی چند از طلاب در چهارراه بیمارستان انجامید و به همین جهت این میدان به «میدان شهدا» تغییر نام یافت.

عده دیگری از طلاب هم دستگیر شدند و در جلسه به اصطلاح شورای امنیت شهربانی، حكم به تبعید عده‌ای از جمله بنده نمودند تا قم آرام شود. محل تبعید ما دورترین نقطه مملكت، "چابهار" بود. عصر یك روز بسیار سرد و در هوای برفی، وسایل تبعید ما مهیا شد و ما را حركت دادند.


*** جایگاه حضرت امام خمینی(ره) ***

مرحوم امام در آن زمان در میان محافل مذهبی، حوزه‌های علمیه و توده مردم، كاملاً شناخته شده بودند و این امر برای نظام طاغوت مسلم بود. آنچه دستگاه نسبت بدان شك داشت میزان ایستادگی مردم بود؛ شاه می‌خواست بداند آیا مردم تنها به راهپیمایی‌ها و مجالس سخنرانی و بستن بازار و اعتصاب اكتفا می‌كنند یا برای یك جهاد تمام عیار خود را آماده كرده‌اند و حادثه نوزده دی ثابت كرد كه مردم می‌خواهند تا آخر بایستند.


*** تأثیر سالگرد كشف حجاب***

همه ساله در هفده دی به مناسبت سالگرد كشف حجاب، در مطبوعات آن زمان غوغایی برپا می‌شد. فراموش نمی‌كنم كه در زمان ریاست مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی بر حوزه علمیه قم (قبل از سال 40)، در سالگرد هفده دی، رژیم پهلوی تبلیغات گسترده و وقیحانه‌ای راجع به كشف حجاب راه انداخت. طلاب حوزه هم متقابلا طی یك راهپیمایی كه به سمت فرمانداری انجام دادند، از این قضیه اعلام انزجار كردند. چه خوب بود كه این ماجرا هم از زبان كسانی كه مستقیماً در این راهپیمایی حضور داشتند، ثبت و ضبط می‌شد. به هر حال طلاب تا نزدیك فرمانداری رفتند و در آنجا نیروهای نظامی و انتظامی مستقر در فرمانداری به سوی مردم تیراندازی كردند. من خودم به یاد دارم كه در آن ایام، طلبه كم سن و سالی بودم و در میان جمعیت حركت می‌كردم. ساختمان فرمانداری بالاتر از گذرخان بود. در همان حال كه ما از جلوی گذرخان رد می‌شدیم، تیراندازی و پرتاب گاز اشك‌آور شروع شد. در این حال عده زیادی مجروح و به بیمارستان فاطمی منتقل شدند و ما هم به عیادت آنان رفتیم.

مرحوم آیت‌الله بروجردی نسبت به این قضیه، عكس‌العمل شدیدی از خود نشان دادند و به دستگاه حاكمه پرخاش كردند؛ چون به هر حال این ماجرا منجر به كشته و مجروح شدن تنی چند از طلاب شده بودند. منظورم از نقل این خاطره این بود كه بگویم همواره ایام هفده دی خاطره‌انگیز بوده است؛ هم برای نظام طاغوت كه به كشف حجاب مفتخر بود و هم برای قشر متدین كه این مسأله برایشان ناگوار بود.

البته در نوزده دی 56، مسئله كشف حجاب، تحت الشعاع مسائل دیگر انقلاب بود و لذا چندان تعیین كننده نمی توانست باشد.


*** اهداف قیام نوزده دی ***

هدف از این قیام، حمایت از روحانیت و بالاخص امام راحل در مخالفت با نظام طاغوتی بود. مردم عملاً خواهان استمرار این نظام خودكامه نبودند و طالب یك حكومت اسلامی بودند. در ذهن مردم در طی حدود 15 سال (از 42 تا 56)، تصویری از حكومت اسلامی و تشكیل آن نقش بسته بود و به تدریج به عنوان هدف و آرمان آنان در آمده بود. در نوزده دی 56، در قالب حمایت از امام و مراجعی كه در میدان جهاد مبارزه، حضور داشتند، این آرمان بروز و ظهور یافت.

این قیام فوق‌العاده موفقیت‌آمیز بود چرا كه موج عظیمی را در تمام مملكت ایجاد كرد و به یك معنا، سرسلسله قیام‌هایی بود كه پس از آن بطور زنجیره‌ای در مراكز استان‌ها به وجود آمد. در واقع قیام از قم صادر شد و موجش به تمام كشور رسید.

خوشبختانه رژیم خودكامه با برخورد ناشیانه‌ای كه نسبت به حركت قم از خود نشان داد، زمینه تكثیر آن را فراهم كرد و كشور در این خصوص یكپارچه شد.

یكی دیگر از آثار این حركت، تبعید گسترده مدرسین حوزه علمیه بود كه بازتاب مؤثری داشت. به عنوان مثال وقتی خود ما به چابهار و بعد از آن مهاباد و سپس انارك نائین رفتیم، در تمام این مناطق كه تا پیش از آن ساكت و آرام بود، مردم به دیدن ما می‌آمدند و خودبه‌خود این مراكز فعال می‌شدند چرا كه ما دوره تبعید را با سكوت برگزار نمی‌كردیم و در قالب برگزاری نماز جماعت و سخنرانی، فعالیت می‌كردیم. در آنجا حتی با همیاری اهالی محلی، اقدام به تشكیل كتابخانه كردیم و جالب است اگر بدانید كه برخی افراد در آنجا در قالب یك جمله مطایبه‌آمیز می‌گفتند: « ما باید برویم به شاه دعا كنیم كه این آقا را به چابهار آورد و ما به او دسترسی پیدا كردیم! »

رژیم تا آن زمان باور نمی‌كرد كه مسئله مبارزه و خشم توده‌های مردم اینقدر جدی است. مرحله حساسی بود كه بایستی در تاریخ این ملت به وقوع بپیوندد. رژیم از سویی می‌بایست با تمام قدرت به میدان بیاید و روحانیت هم از سوی دیگر وارد عمل شوند و مذهبیون درگیر ماجرا گردند تا كار یكسره شود. سرانجام تمام این نیروها از جهات مختلف با هم رودررو شدند؛ مردم هم در پشت سر امام، با تمام قدرت وارد عرصه كارزار شدند و در نهایت، ضربه نهایی و كاری زده شد و تقریباً یك سال بعد تلاش‌ها به ثمر رسید و در بیست و دو بهمن ماه 57، ماجرا به سود اسلام و امام و امت خاتمه یافت.»


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: