مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ویژه‌نامه "شمارش معکوس"
پارسونز سفیر وقت انگلیس در خاطرات خود حوادث 19 دی قم را اینگونه روایت می‌کند: «مقاله مفصلی در یكی از روزنامه‌های اصلی و پرتیراژ كشور منتشر شد كه در آن، با جزئیات تكان‌دهنده‌ای، پیشینه‌ شخصی، اخلاق، پاكدامنی شخصی، هویت و صلاحیت مذهبی [امام]خمینی‌ مورد اتهام واقع شده بود. انتشار این مقاله، آن هم زمانی كه كشور دستخوش آشوب سیاسی و مذهبی‌ای بود كه در طول پانزده سال قبلش بی‌نظیر بود، باعث عكس‌العمل سریع شد. در نهم ژانویه شورش عظیمی در شهر مقدس قم، خانه‌ معنوی [امام]خمینی برپا شد. اوضاع از كنترل پلیس محلی خارج شد. برای اولین بار پس از 1963 نیروی مسلح ارتش فراخوانده شد و برای ایجاد وحشت و تفرقه یا با برنامه‌ قبلی، بر روی جمعیت آتش گشود. »
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۹ - ۱۹ دی ۱۳۹۶ - 2018January 09

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ قیام 19 دی مردم قم و تأثیر آن در فضای کشور آنچنان بود که سفیر وقت انگلیس نیز در خاطرات خود از آن روز یاد می‌کند. آنتونی پارسونز درباره حادثه 19 دی می‌گوید: « چند روز پس از عزیمت رئیس‌جمهور كارتر از ایران، دولت، ناخواسته، فتیله باروتی را كه به انفجاری بزرگ منجر شد روشن نمود؛ انفجاری كه یك‌سال بعد، سلطنت پهلوی و همه‌ مظاهرش را سرنگون ساخت.

چند وقتی بود كه حكومتیان از تأثیر مخرب نوارهای سخنرانی [امام]خمینی بر ذهن عامه نگران شده بودند. در اوایل ژانویه، تصمیم‌ گرفته شد كه [امام] خمینی بی‌اعتبار گردد. خیلی‌ها فكر می‌كنند كه این یك تصمیم‌گیری شخصی توسط داریوش همایون، وزیر اطلاعات بود. اما با توجه به ساختار سلسله مراتبی حكومت پهلوی، این تصمیم می‌توانست مربوط به شاه، ساواك و یا كل كابینه باشد. ولی همین‌قدر كافی است گفته شود روشی كه برای این كار انتخاب شد، به یك حماقت بزرگ شبیه بود. من حتی همان موقع هم معتقد بودم چنانچه علم وزیر دربار بود یا دكتر اقبال زنده بود، هرگز چنین اتفاقی نمی‌افتاد. 

مقاله مفصلی در یكی از روزنامه‌های اصلی و پرتیراژ كشور منتشر شد كه در آن، با جزئیات تكان‌دهنده‌ای، پیشینه‌ شخصی، اخلاق، پاكدامنی شخصی، هویت و صلاحیت مذهبی [امام]خمینی‌ مورد اتهام واقع شده بود. انتشار این مقاله، آن هم زمانی كه كشور دستخوش آشوب سیاسی و مذهبی‌ای بود كه در طول پانزده سال قبلش بی‌نظیر بود، باعث عكس‌العمل سریع شد. در نهم ژانویه شورش عظیمی در شهر مقدس قم، خانه‌ معنوی [امام]خمینی برپا شد. اوضاع از كنترل پلیس محلی خارج شد. برای اولین بار پس از 1963 نیروی مسلح ارتش فراخوانده شد و برای ایجاد وحشت و تفرقه یا با برنامه‌ قبلی، بر روی جمعیت آتش گشود. تعدادی از مردم كشته شدند كه طبق گفته دولت كمتر از ده نفر و طبق گفته مخالفان حكومت نزدیك به صد نفر بودند. كل كشور شوكه شده و مبهوتِ حادثه گشته بود و بین دولت و رهبران مذهبی مسلمان، بحران بالا گرفت. چندین مسجد در تهران بسته شدند و رهبران مذهبی اعلام نمودند كه مراسم چهلم كشته‌شدگان قم منعقد خواهد شد.

پس از چند روزی ظاهراً اوضاع به حالت عادی درآمد و اعضای باهوش‌تر رژیم مملو از احساس اطمینان و راحتی بودند. به‌خاطر دارم كه چند هفته بعد مكالمه‌ جالبی با هویدا داشتم. یك روز بعد از ظهر و در یك ملاقات عادی، وی را در دفترش نزدیك كاخ سعدآباد در شمال تهران ملاقات نمودم. بحث ما به اوضاع داخلی كشیده شد و من دل‌نگرانی‌هایم از روال امور را برایش بیان كردم، پرسیدم: «چرا شاه نسبت به صحبت با مردمی كه سعی می‌كنند با او گفتگو كنند، پاسخ مثبتی نمی‌دهد؟ او با اجبار مردم به سكوت و رقم‌زدن حادثه‌ شومی نظیر تیراندازی قم، امیدوار است كه به چه چیزی برسد؟ اوضاع در نظر او تا چه حد ناگوار است؟».

هیچ‌گاه پاسخ هویدا را فراموش نخواهم كرد، گفت: «خب ... تونی، تو تعریف اعلیحضرت از گفتگو (دیالوگ) را می‌‌دانی، [از نظر او] گفتگو یعنی من صحبت می‌كنم، شما گوش كنید. او تغییر نخواهد كرد. این دولت است كه می‌تواند كار بیشتری انجام دهد. آموزگار واقعاً باهوش ‌‌و ‌‌ذكاوت است، اما اشکالش، عدم ارتباط یك سیاستمدار با مردم است. امیدوارم قبل از آنكه خیلی دیر شود، این امر را بیاموزد كه دولت تنها یك سازمان بوروكراتیك اداری نیست. »

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: