مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۲۱۸۶
ویژه‌نامه "روایت فجر"| برگی از خاطرات سید رضا نیری
سید رضا نیری در خاطرات خود می‌گوید: یك روز برادرزاده‌ام پیش من آمد و گفت: «عمو از زیر مهمات صدای ساعت می‌آید». ما بچه‌های نیروی هوایی را مطلع كردیم، آن‌ها آمدند و بعد از كنار زدن اسلحه‌ها و مهمات یك بمب ساعتی را كشف كردند كه اگر منفجر می‌شد، مدرسه رفاه، علوی و تمام ساختمان‌های اطراف را به طور كامل ویران می‌كرد.
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۲ - ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ - 2018February 11

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در ایام 12 تا 22 بهمن 1357 حوادث بسیار مهمی در کشور اتفاق افتاد که تمرکز آن در مدرسه رفاه و علوی بود، جائی که امام در آن مستقر بود و آخرین تصمیم‌گیری‌ها برای سرنگونی رژیم پهلوی در آنجا اتخاذ می‌شد.

مرحوم سید رضا نیری از مبارزان انقلابی و از اعضای کمیته استقبال امام خمینی در کتاب خاطرات خود که با عنوان "نیم‌قرن خدمت"  توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره حوادث آن روزها می‌گوید: در كمیتهای كه در مدرسه رفاه تشكیل شده بود من مسئول تداركات بودم و چند تن از دوستان، آشنایان و اقوام، چون آقای حیدری، برادرم سیدمرتضی و چند نفر از دوستان بازاری بودند كه زیرِ نظر من فعالیت میكردند. ساعت تقریباً 10 شب بود كه گزارش رسید حضرت امام به مدرسه رفاه تشریف میآورند. در آنجا یكی از كلاسهای مدرسه رفاه را برای استراحت و بیتوته ایشان، نظافت و فرش كرده بودیم و كلید اتاق ایشان هم پیش من بود. همچنین مسئول پذیرایی و تهیه وسایل مورد نیازشان من بودم.

 وقتی كه حضرت امام به مدرسه رفاه آمدند، حدود 30 نفر در آنجا بودیم كه روی پلههای مدرسه نشستیم و ایشان حدود 15 دقیقه برای ما صحبت كردند. سپس ایشان را برای استراحت به اتاق‌شان هدایت كردم، مسئول حفاظت ایشان هم شهید محمد بروجردی بود و در داخل راهروی مدرسه هم حمید نقاشان با اسلحه نگهبانی میداد.

هنگامی كه امام وارد اتاق شدند، من برای‌شان یك سفره كوچك و یك ظرف غذای مختصری از برنج و قورمهسبزی بردم. ایشان كمی میل كردند بعد رختخواب‌شان را پهن كردم. حضرت امام به خاطر انجام وظایف، بزرگوارانه از من عذرخواهی و تشكر كردند.

 

*** واکنش امام خمینی به جلیقه ضدگلوله در مدرسه رفاه ***

قبل از ورود امام به مدرسه رفاه شهید عراقی یك جلیقه ضدگلوله و یك حوله دست و صورت و یك حوله حمام به من داد كه به محضر امام تقدیم كنم. وقتی آن‌ها را در یك سینی گذاشتم و نزد حضرت امام  بردم، ایشان نگاهی كردند و پرسیدند: «آقا این چیست؟» عرض كردم: آقا این حوله دست و صورت است، این هم حوله حمام است . سپس نگاهی به جلیقه انداختند و پرسیدند: «این چیست؟» گفتم: «این جلیقه است». پرسیدند: «برای چه كاری است؟» عرض كردم: برای محافظت از شما و ضدگلوله است. ایشان تبسمی كردند و حوله كوچك را برداشتند و حوله حمام و جلیقه را به من دادند و گفتند: «این‌ها را بردار، من به آن‌ها احتیاج ندارم».

  

*** توصیه حضرت امام برای رسیدگی به سران بازداشت‌شده رژیم پهلوی ***

 پس از یك شب، كمیته استقبال و اسكان حضرت امام تشخیص داد كه مدرسه رفاه جای مناسبی برای ایشان نیست، بنابراین ایشان به مدرسه علوی منتقل شدند. اما من در مدرسه رفاه ماندم. مدرسه رفاه در این زمان در وهله اول محل نگهداری و زندان سران رژیم مثل هویدا، نصیری، رحیمی، خسروداد و دیگر ساواكیها شده بود. همه این افراد در دو یا سه اتاق بزرگ با هم نگهداری میشدند. فقط هویدا جایش جدا بود و یك اتاق كوچك به او داده بودیم. هر وقت هم كه از دستشویی استفاده میكرد باید بلافاصله هم دوش میگرفت. حضرت امام فرموده بودند به آن‌ها رسیدگی شود و شیرینی، میوه و غذای مناسب به آن‌ها بدهیم و دكتر آن‌ها را ویزیت كند. این افراد هم هر وقت به آن‌ها سركشی میكردیم از ما مفاتیح و قرآن مطالبه میكردند و قسم میخوردند كه ما مقلد امام بودیم و هیچ تقصیری نداریم.

 

*** ماجرای خنثی‌سازی بمب ساعتی در مدرسه رفاه ***

مدرسه رفاه در واقع تبدیل به انبار اسلحه شده بود، و تمام اسلحههایی را كه از پادگانهای فتح‌‌شده ضبط میكردند به آنجا میآوردند و به صورت نامرتب و فلهای روی هم ریخته بودند. در آنجا معجونی از مین ضدنفر، ضدتانك، نارنجك، مواد منفجره، آرپیجی و انواع اسلحه وجود داشت.

یك روز برادرزادهام پیش من آمد و گفت: «عمو از زیر مهمات صدای ساعت میآید». ما بچههای نیروی هوایی را مطلع كردیم، آن‌ها آمدند و بعد از كنار زدن اسلحهها و مهمات یك بمب ساعتی را كشف كردند كه اگر منفجر میشد، مدرسه رفاه، علوی و تمام ساختمان‌های اطراف را به طور كامل ویران میكرد.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های کتاب