مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برشی از خاطرات آیت‌الله ملکوتی
آیت‌الله ملکوتی در خاطرات خود می‌گوید: آیت‌الله بروجردی طی نزدیک به دو دهه تلاش توانست این بستر مناسب و پر برکت را برای مبارزات مردم مسلمان ایران به رهبری شاگردش حضرت امام خمینی آماده سازد که اگر این کادرسازی نبود هرگز انقلاب اسلامی آغاز نمی‌شد و اگر هم شروع می‌شد به نتیجه نمی‌رسید.
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۸ - ۱۰ فروردين ۱۳۹۷ - 2018March 30

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ آیت‌الله العظمی بروجردی از مراجع بزرگ شیعیان جهان در 10 فروردین 1340 دار فانی را وداع گفت. ایشان در دوران حیات خود منشا بسیاری از اتفاقات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شدند که شاید یکی از مهم‌ترین آن، تحول عظیم در حوزه علمیه قم بود.

آیت‌الله مسلم ملکوتی که یکی از شاگرادن آیت‌الله بروجردی و امام خمینی بود در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره منش و روش علمی - سیاسی آیت‌الله العظمی بروجردی می‌گوید: در قم، آقای بروجردی در محله گذرخان در خانه اتابکی ساکن شد. آن طور که یادم هست در همان منزل درس رجال را شروع کرد و اولین موضوع بحث هم حسن بن محبوب بود که من هم شرکت داشتم. بعد هم در درس خارج فقه و اصول‌شان حاضر شدم. آقای بروجردی از نظر درسی تحول عظیمی در حوزه علمیه قم به وجود آورد و به یک معنا فقه شیعه را دوباره احیا کرد. در موقعیت علمی ایشان همین بس که اولا معظم‌له از شاگردان بارز مرحوم آخوند خراسانی صاحب «كفاية الاصول» بود. ثانيا هم‌طراز مرحوم محقق نائینی و آقا ضیاء عراقی به شمار می‌آمد. حتی با خود مؤسس حوزه ( آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری) هم‌دوره شده بود. همه بزرگان به علم و فضل ایشان اعتراف داشتند، حتی همه آقایان مراجع نجف به شخصیت علمی آقای بروجردی معترف بودند. من وقتی به نجف اشرف رفتم این را خودم از نزدیک لمس کردم.


*** تعبیر امام خمینی درباره آیت‌الله العظمی بروجردی ***

آیت‌الله مسلم ملکوتی درمورد روش تدریس آیت‌الله بروجردی و تعبیر امام خمینی در این رابطه می‌گوید: آقای بروجردی مثل شیخ الطائفه، شیخ طوسی، وارد بحث می‌شد. آدم تصور می‌کرد گویا شیخ طوسی دوباره زنده شده است. همان طوری که شیخ طوسی در کتاب «الخلاف» خویش اقوال و فتاوای خاص و عامه را جمع کرده و مقایسه می‌کند و در نهایت فقه شیعه را بر آن‌ها ترجیح می‌دهد، آقای بروجردی هم اینگونه بود؛ البته خیلی وسیع‌تر و دقیق‌تر وارد میدان بحث می‌شد. در ابتدای امر، اقوال عامه و خاصه را بررسی می‌کرد. بعد روایت‌های آن باب را می‌آورد، همه را ارزیابی می‌نمود و در آخر، قواعد اصول را می‌آورد تا ببیند این قواعد با روایات تطبیق می‌کند یا نه؟ در هر یک از این مراحل بحث‌های زیادی پیش می‌آمد و یک موضوع شاید ماه‌ها بحث به دنبال داشت.

من این روش تدریس را در هیچ یک از آقایان مراجع معظم قم که قبلا به درسشان می‌رفتم ندیدم. همین طور بعد که به نجف اشرف مشرف شدم به درس آیات عظام حکیم، شاهرودی، شیرازی و خویی رفتم نیز اینگونه نبود. مثلا مرحوم آقای حجت مانند مرحوم آقا ضیاء عراقی یک اصولی محض بود. در بحث، محور و ملاک برای ایشان، قواعد اصولی بود. همه چیز حتی روایات را هم با قواعد اصولی تطبیق می‌نمود و دامنه موضوع را جمع و جور می‌کرد و نتیجه می‌گرفت.

جالب اینکه بارها از زبان حضرت امام شنیدم که از آقای بروجردی به عنوان «شیخ طوسی زمان» تعبیر می‌آوردند. مرحوم آیت‌الله بروجردی، فقه شیعه را ناظر بر فقه اهل سنت می‌دانست و می‌فرمود: ما تا وقتی فقه و روایات برادران اهل سنت را مطالعه نکنیم و نفهمیم هرگز نمی‌توانیم به معنای واقعی فقه و روایات خودمان دست پیدا کنیم. یادم هست ایشان به طور مرتب در میان درس به این نکته ظریف اشاره می‌فرمود و تأکید داشت که: آقایان این نکته را از من یادداشت کنید. اگر هم امروز آن را نفهمیدید و قبول نداشتید بعدها حتما متوجه می‌شوید و به حقیقت آن پی می‌برید.


*** ترس رضاخان از موقعیت سیاسی و اجتماعی آیت‌الله بروجردی ***

این شاگرد امام و آیت‌الله بروجردی در بخش دیگری از خاطرات خود ادامه می‌دهد: قدرت و موقعیت اجتماعی آیت‌الله بروجردی از همان اقامت ایشان در بروجرد بر همگان محرز بود. حتی رضاخان با همه قلدری‌هایش از ایشان حساب می‌برد.

در زمانی که مرحوم آیت‌الله حاج آقا حسین قمی در ادامه اعتراض‌های خود به کارهای خلاف شرع رضاخان از مشهد به تهران هجرت کرد و در باغ «سراج‌الملک» شهر ری به تحصن نشست تا رضاخان به خواسته‌های مشروع و قانونی او جواب بدهد، در این هنگام قزاقان رضا خان محل سکونت ایشان را به محاصره در آوردند و هرگونه رفت و آمد و دیدار با آقای قمی را مانع شدند و در واقع ایشان را در آن باغ زندانی کرده بودند. از طرفی رضاخان هم با بی‌اعتنایی به خواسته‌های ایشان با کمال غرور به حبس ایشان ادامه داد، تا اینکه این خبر به سمع آقای بروجردی می‌رسد و ایشان یک تلگرام شدیداللحنی از بروجرد خطاب به رضاخان ارسال می‌دارند، به محض وصول این تلگرام به دست رضاخان، محاصره محل سکونت آقای قمی شکسته می‌شود. 

دلیلش هم این بود که در آن ایام اكثر عشایر غرب و جنوب غرب کشور از آقای بروجردی تقلید می‌کردند و رضاخان هم به شدت می‌ترسید که مبادا نارضایتی آقای بروجردی سبب تحریک عشایر بر ضد حکومت دیکتاتوری او شود و برایش دردسر درست کند.

پس از فرار رضاخان که حاج آقاحسین قمی به ایران بازگشت، طی بیانیه پنج ماده‌ای خطاب به هیأت دولت خواستار بازگشت حجاب به زنان، مجزا بودن مدارس دختران و پسران، تعلیم قرآن و دروس دینی در مدارس و آزادی حوزه‌های علمیه و روحانیت و رسیدگی به وضع اقتصادی مردم شدند و در این وقت نیز دولت از قبول آن تعلل ورزید تا این که آیت‌الله بروجردی به حمایت از ایشان برخاست و دولت مجبور به قبول شد.

در زمان محمدرضا هم که آقای بروجردی به قم تشریف آورد و بلافاصله مرجعیت مطلق ایشان به اثبات رسید، دیگر شخص شاه با همه قدرت ظاهری و واقعی خود در برابر آقای بروجردی از اظهار وجود عاجز بود. حضور آقای بروجردی در رأس حوزه علمیه قم موجب شد جلوی بسیاری از کارهای خلاف شرع در کشور گرفته شود. بیگانگان نقشه‌های زیادی برای پیاده کردن برنامه‌های استعماری خود در این کشور داشتند، ولی با وجود آقای بروجردی هیچ کدام آن را نتوانستند به مرحله عمل بنشانند؛ لذا می‌بینیم همه این امور بلافاصله بعد از رحلت آن مرجع بزرگ آغاز می‌شود.


***مهم‌ترین خدمت آیت‌الله بروجردی به نهضت اسلامی***

مرحوم مسلم ملکوتی می‌گوید: خدمات آیت‌الله بروجردی در عرصه‌های مختلف علمی، سیاسی،اجتماعی، عمرانی و فرهنگی و بهداشتی و درمانی بر کسی پوشیده نیست و شمارش آن در اینجا از عهده و توانایی من خارج است. من در این جا فقط به یکی از آن‌ها اشاره می‌کنم.

به نظر بنده یکی از مهم‌ترین خدماتی که مرحوم آیت‌الله بروجردی انجام داد، کادرسازی و تربیت نیروی انسانی کارآمد و قوی در حوزه علمیه قم بود. ایشان شاگردان فاضل و بزرگی در حوزه درسی خویش تربیت نمود که هر کدام از بزرگان و رهبران دینی شدند. در سایه مدیریت دینی و سیاسی ایشان در حوزه علمیه قم، صدها طلاب و فضلای پرتلاش و جوان تعلیم و تربیت یافتند و این‌ها در مناسبت‌های مختلف از قبیل ماه مبارک رمضان، محرم، صفر و تعطیلات تابستانی از این مرکز دینی به اقصی نقاط ایران، شهرها، روستاها و قصبات پخش و پراکنده شدند و با اعمال و رفتار انسانی و اسلامی خویش در میان مردم موقعیت و محبوبیت پیدا کردند و مورد اعتماد مردم واقع شدند. مردم اعتقاد قلبی به روحانیت پیدا کردند و همه این‌ها در زیر سایه رهبری مدبرانه آقای بروجردی به وجود آمد.

در واقع آیت‌الله بروجردی طی نزدیک به دو دهه تلاش توانست این بستر مناسب و پر برکت را برای مبارزات مردم مسلمان ایران به رهبری شاگردش حضرت امام خمینی آماده سازد که اگر این کادرسازی نبود هرگز انقلاب اسلامی آغاز نمی‌شد و اگر هم شروع می‌شد به نتیجه نمی‌رسید؛ بنابراین انقلاب اسلامی ایران، در واقع مرهون زحمات طاقت‌فرسای آیت‌الله بروجردی در آن دوران و شرایط بسیار حساس و سرنوشت‌ساز است.

 

 

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: