مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۲۸۸۴
ویژه‌نامه پیوند مستحکم|برشی از خاطرات عسگر اولادی
عسگراولادی می‌گوید: در رابطه با طیب حاج رضایی کمتر کسی فکر می‌کرد که دستگیری و اعدامش جدی باشد، او مشهور بود به این‌که همه بدی‌های زمان خودش را انجام داده است؛ از بدی‌های سیاسی گرفته تا اخلاقی و اجتماعی، اما تغییر ماهیت داد و در تغییر ماهیتش امام نقش بسیار زیادی داشت.
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۹ - ۱۳ خرداد ۱۳۹۷ - 2018June 03

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ حبیب الله عسگر اولادی از اعضای هیئت های موتلفه اسلامی درکتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره دستگیری‌های 15 خرداد 1342 می‌گوید : دستگیری‌های 15 خرداد بدین صورت بود که یک تعدادی قبل از ۱۵ خرداد دستگیر شدند و یک تعدادی از علما بزرگ همچون آیت‌الله شهید مطهری، حجت‌الاسلام والمسلمين فلسفی و تعدادی از وعاظ را همان شب ۱۵ خرداد در تهران دستگیر کردند. تعدادی از علما را نیز در شیراز، مشهد و چند استان و شهرستان دیگر دستگیر کردند و به تهران آوردند؛ از جمله آیت‌الله قاضی، آیت الله محلاتی و آیت الله قمی.

اما روز پانزدهم خرداد این‌ها تصمیم نداشتند که کسی را دستگیر کنند، فقط شلیک می‌کردند و از روی ماشین‌ها مردم را می‌زدند. از شب هفدهم خرداد دستگیری‌ها شروع شد و تعداد زیادی از میدانی‌ها را که در میدان امین السلطان و میدان‌های جنوب شهر بودند، من جمله طیب حاج رضایی، حاج اسماعیل رضایی و حاج نوری و تعدادی از این‌ها را دستگیر کردند و در یک پرونده‌ای به نام ۱۵ خرداد محاکمه شدند.

دستگیرشدگان و محکومان تقریبا سه دسته شدند: یک دسته که به دلیل حضورشان در صحنه یا به دلیل وجوهات دادن به امام برایشان اعدام در نظر گرفته بودند، مثل حاج علی نوری، طیب حاج رضایی و حاج اسماعیل رضایی که از دفاترشان وجوهاتی را که برای امام می‌فرستادند یا یادداشت می‌کردند در آورده بودند. البته حاج اسماعیل رضایی درست نقطه مقابل مرحوم طیب بود و با این‌که در متن میدان فعالیت داشت هیچ سابقه ناجوری نداشت. دسته دیگر رئوس میدانی‌ها و یک دسته هم افراد وابسته به این‌ها بودند.

در رابطه با طیب حاج رضایی کمتر کسی فکر می‌کرد که دستگیری و اعدامش جدی باشد، او مشهور بود به این‌که همه بدی‌های زمان خودش را انجام داده است؛ از بدی‌های سیاسی گرفته تا اخلاقی و اجتماعی، اما تغییر ماهیت داد و در تغییر ماهیتش امام نقش بسیار زیادی داشت.


درخواست طیب از امام خمینی

در زندان طيب توسط خانواده‌اش و توسط شهید عراقی به امام پیغام فرستاده و گفته بود که من کارم تمام است. شما سه چیز را برای من تضمین کنید: ۱- من که از دنیا رفتم شما به مردم بگویید که من خیانت نکردم؛ ۲- خودتان توسلی بکنید که من بخشیده از این دنیا بروم چون من هیچ سابقه روشنی ندارم؛ ۳- من قیامت دستم خالی است، برای قیامت من فکر بکنید. شهید عراقی می‌گفت امام سه پیغام او را این چنین جواب گفت: «۱- مردم زود روشن می‌شوند که آیا کسی خیانت کرده یا نکرده، نگران مردم نباش. ۲- مواظب باش در صفحه آخر کتاب عمرت چه می‌نویسی که عاقبت به خیری در گروی آن است؛ ۳- آن‌که قیامت را مالک است، مالک دل تو هم است، اما من هم به سهم خودم نسبت به حرکت خوب تو تشکردارم.

امام در این‌جا بی احتیاطی نکردند که چیزی بگویند تا بعدا مورد سوءاستفاده قرار بگیرد، اما برای این که این انسان متحول را واقعا تغییر ماهیتش را استقبال کنند به صورت بسیار خوبی پاسخ گفتند.


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: