مرکز اسناد انقلاب اسلامی

در گزارش‌های ساواك درباره برنامه های مبارزاتی امام خمینی(ره) در محرم 42 است: «علما و روحانیون مخالف كه به‌تدریج رهبری آنها به عهده‌ آیت‌الله روح‌الله خمینی محول می‌شد، تقریباً از سه ماه پیش به این طرف در انتظار رسیدن ماه محرم بودند تا آنجا كه آیت‌الله خمینی كه عید نوروز سال جاری را عزا اعلام نموده بود به كرات اظهار داشت عید شیعیان در سال جاری در محرم برگزار خواهد شد.»
تاریخ انتشار: ۱۵:۰۹ - ۱۲ مهر ۱۳۹۵ - 2016October 03

پایگاه مركز اسناد انقلاب اسلامی؛ محرم 1342 در حالی فرا رسید كه با وقوع حادثه فیضیه، رویارویی علما با رژیم پهلوی وارد مرحلهای تازه شده بود. امام خمینی(ره) پس از حادثه فیضیه بر آن شدند تا با بهرهگیری از این حادثه به افشای ماهیت و چهره واقعی رژیم بپردازند. ماه محرم بهترین فرصت برای امام (ره) بود كه با یاری شبكه روحانیون اعزامی به شهرها و روستاها اهداف خود را عملی سازند. در گزارشهای ساواك اینگونه به این موضوع اشاره شده است: «علما و روحانیون مخالف كه بهتدریج رهبری آنها به عهده آیتالله روحالله خمینی محول میشد، تقریباً از سه ماه پیش به این طرف در انتظار رسیدن ماه محرم بودند تا آنجا كه آیتالله خمینی كه عید نوروز سال جاری را عزا اعلام نموده بود به كرات اظهار داشت عید شیعیان در سال جاری در محرم برگزار خواهد شد. حوادثی نظیر واقعه مدرسه فیضیه قم و جریانات تبریز در روز دوم فروردین سال جاری به تشدید اوضاع كمك كرد تا اینكه ماه محرم فرا رسید...»

 

محرم، ماهی كه در آن اقشار مختلف بهصورت خودجوش و به عشق سیدالشهدا(ع) و یاران باوفایش در مراسمهای آن حاضر و به سینهزنی و عزاداری میپردازند. بنابراین حضور گسترده عزاداران، نوحهسرایی مداحان، و سخنرانی وعاظ و روحانیون در جای جای سرزمین ایران، حتی در میان شیعیان كشورهای همسایه بستر و زمینه مناسبی بود تا امام خمینی(ره) پیامش را به گوش اقشار مختلف ملت برساند و ماهیت واقعی رژیم را بر همگان روشن سازد و مردم را با فلسفه واقعی عاشورا آشنا كند.

 

اما اجرای موفق این برنامه نیازمند برنامهریزی و مقدماتی بود. از اینرو رهبری نهضت با درایت و حكمت طرح و برنامه و راهبرد مبارزاتی خود عملی ساختند. در اینجا به بخشهای مختلف این راهبرد میپردازیم:

 

*** برنامه های مبارزاتی امام خمینی(ره) در ماه محرم ***

 

1ـ ایجاد اتحاد و همبستگی میان هیئتهای مذهبی

 

نخستین برنامه امام خمینی(ره) بهرهگیری از توان نیروهای مذهبی و ایجاد اتحاد و هماهنگی میان آنها بود. امام (ره) نمیخواست مبارزه را در چارچوب احزاب سیاسی پیگیری كند، چرا كه به آنها اعتماد و اعتقادی نداشت. از اینرو درصدد برآمد تا با بهرهگیری از توان و امكانات نیروهای مذهبی كه بهصورت خودجوش، اما پراكنده و ناهماهنگ در برخی هیئتهای مذهبی مشغول فعالیت بودند، مبارزه را در چارچوب اصول و ارزش‌های اسلام ادامه و گسترش دهد. شایان ذكر است برخی از اعضای این هیئتها سابقه‌‌ مبارزاتی طولانی داشتند، ولی از خلأ و نبود رهبری مبارز و آگاه رنج میبردند. آنها با شروع نهضت امام خمینی كمكم به عرصه مبارزه گام نهادند. افراد فعال این هیئتها با شروع ماجرای لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی با آیات عظام قم دیدار داشتند. آنها در جریان مبارزات به شدت فعالیت و اعلامیههای امام را چاپ و در تهران و شهرستان ها پخش كردند، اما هنوز پیوستگی و اتحاد لازم برای انجام اهداف بزرگتر را نداشتند.

 

از این رو، امام خمینی(ره) پس از حادثه فیضیه بر آن شد تا سه هیئت فعال در تهران را هماهنگ و متحد كند. در این راستا از سران سه هیئت دعوت كرد تا به حضورش بروند. در این راستا آقایان "ابوالفضل توكلیبینا"، "عسگراولادی" و "مهدی عراقی" و سران دو گروه دیگر ـ گروه مسجد شیخ علی و گروه پل سیمان (گروه اصفهانیها) ـ به حضور ایشان شتافتند.

 

امام خمینی(ره) در این دیدار از آنها خواستند برای مبارزه با یكدیگر یگانه و متحد شوند. آنها پس از این دیدار و گرفتن رهنمودهای لازم، گرد هم آمدند و در مدت یك ماه، چهار جلسه مشترك برقرار كردند. پس از جلسات مختلف، سرانجام به این نتیجه رسیدند كه از هر گروه، چهار نفر انتخاب شود و به اتفاق، شورایی دوازده نفره تشكیل دهند. اعضای این شورای دوازده نفره عبارت بودند از: گروه آقایان عسگراولادی، شهید عراقی، مهدی شفیق، ابوالفضل توكلیبینا، حاج مهدی بهادران، عزتالله خلیلی، سیدمحمد میرفندرسكی، علی حبیباللهیان، صادق اسلامی، سیداسدالله لاجوردی، صادق امانی و عباس مدرسیفر.

 

بدینترتیب آنها در قالب تشكیلاتی بزرگتر با هم متحد شدند و نام "هیئتهای مؤتلفهی اسلامی" را بر خود نهادند. شورای مركزی آن، پس از پایان نخستین جلسه شورا، برای ارائه گزارش به خدمت امام رسید. امام (ره) نیز از اقدام آنها خشنود گشت، اما به آنها سفارش كرد كه افراد حزبی را در میان خود راه ندهند. پس از تشكیل شورای مركزی، آنها متوجه شدند كه برای هر كاری نمیتوانند به قم و خدمت امام بروند؛ از اینرو در كنار شورای مركزی، جمع دیگری بهنام شورای فقهی تشكیل دادند تا مسائل فقهی را با آن شورا در میان بگذارند. شورای مزبور مركب بود از: آیتالله مطهری، آیتالله بهشتی، حاج شیخ احمد مولایی و آیتالله محیالدین انواری.

 

بدینترتیب امام خمینی(ره) با متحدالشكل كردن نیروهای مذهبی مبارز در صفی واحد، بدون كمك از جریان‌ها و احزاب سیاسی دیگر درصدد برآمد با بهرهگیری از پتانسیل نیروهای مذهبی به مقابله با رژیم منحوس پهلوی بپردازد.

 

2ـ بهرهگیری از توان مبلّغان، خطبا و هیئتهای دینی

 

در راستای گسترش مبارزه و رساندن پیام نهضت، امام خمینی(ره) از شبكه گسترده روحانیت و پیامرسانی آن بهره برد. با فرا رسیدن ماه محرم در جای جای ایران مساجد و تكیهها محل تجمع عزاداران حسینی میشود و بهطور سنتی هر سال طلاب و مبلّغانی از سوی حوزههای علمیه برای تبلیغ و ایراد وعظ و خطابه به شهرها و روستاها اعزام میشوند. امام درصدد استفاده از این فرصت گرانبها برآمد.

 

بنابراین نیروی بالقوه عظیمی كه هر سال در ماه محرم در سراسر ایران تشكیل میشود، فرصت تاریخی بزرگی را در پیش راه امامخمینی قرار داد. شور هیجان و غلیان احساسات و افكار عمومی بهخصوص در روزهای تاسوعا و عاشورا امكان بیان آشكار حقایق و مبارزه شدید علیه رژیم را فراهم میساخت. از طرف دیگر مأموران رژیم نیز بهدلیل عظمت و گستردگی این مراسم توانایی كنترل و یا برخورد با مردم را نداشتند.

 

از اینرو، امام خمینی(ره) در پیامی خطاب به هیئتها و وعاظ و مبلّغان، از آنها خواستند بدون توجه به تهدیدها و موانع رژیم به وظیفه‌‌ خود عمل و جنایات رژیم را افشا كنند: «...به عموم حضرات مبلّغین محترم و خطبای معظم - كثرالله امثالهم - و عموم هیئت محترم، عزاداران سید مظلومان - علیه الصلوة والسلام - محترماً معروض میدارد: در این ایام كه دستگاه جبار از خوف آنكه مبادا در منابر و مجامع مسلمین شرح مظالم و اعمال خلاف انسانی و ضد دینی و وطنی آنها داده شود دست به رسوایی دیگری زده و درصدد گرفتن التزام و تعهد از مبلّغین محترم و سران هیئت عزادار است كه از مظالم دم نزنند و دستگاه جبار را به خودسری واگذارند، لازم است تذكر دهم كه این التزامات علاوه بر آنكه ارزش قانونی نداشته و مخالفت با آن هیچ اثری ندارد، التزامگیرندگان مجرم و قابل تعقیب هستند.»

 

در ادامه این اعلامیه آمده بود: «آقایان بدانند كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر بنیامیه نیست. دستگاه جبار با تمام قوا به اسرائیل و عمّال آنها "فرقه ضال و مضلّه" همراهی میكند. دستگاه تبلیغات را به دست آنها سپرده، و در دربار دست آنها باز است. در ارتش و فرهنگ و سایر وزارتخانهها برای آنها جا باز نموده و شغلهای حساس به آنها دادهاند. خطر اسرائیل و عمّال آن را به مردم تذكر دهید. در نوحههای سینهزنی از مصیبتهای وارده بر اسلام و مراكز فقه و دیانت و انصار شریعت یادآور شوید. از فرستادن و تجهیز دولت خائن چندهزار نفر دشمن اسلام و ملت و وطن را به لندن، برای شركت در محفل ضد اسلامی و ملی اظهار تنفر كنید. سكوت در این ایام تأیید دستگاه جبّار و كمك به دشمنان اسلام است. از عواقب این امر بترسید. از سخط خدای تعالی بهراسید. اگر بهواسطه سكوت شماها به اسلام لطمهای وارد آید، نزد خدای تعالی و ملت مسلمان مسئول هستید: اذا ظهرت البدع فللعالم ان یظهر علمه، و الا فعلیه لعنه الله. از تساوی حقوق اظهار تنفر كنید؛ و از دخالت زنها در اجتماعی كه مستلزم مفاسد بیشمار است، ابراز انزجار، و دین خدا را یاری كنید. و بدانید ان تنصروا الله ینصركم و یثبت اقدامكم. از اخافه و ارعاب سازمانها و دستگاه شهربانی هراسی به خود راه ندهید. آنها نیز مثل شما ملزم و مجبورند و بسیاری از آنها با شما همراه و از دستگاه بیزارند...»

 

شهید محلاتی درباره برنامه امام خمینی(ره) برای ماه محرم تهران و فعالیتهای خود در راستای اجرای رهنمودهای امام میگوید: «... محرم در پیش بود، امام مرا خواستند و فرمودند: بروید تهران و سران هیئتها را جمع كنید تا در محرم امسال بتوانیم حداكثر بهرهبرداری را بكنیم، دستورالعملی هم در این زمینه به من دادند. اعلامیهای هم دادند كه در ماه محرم در دستجات و سینهزنیها جنایات شاه و جریان فیضیه تشریح شود و ما حداكثر بهرهبرداری را از این جریان بكنیم. ما آمدیم و چند جلسه با واعظ گرفتیم و خدا میداند كه در تهران از دست روحانیون مخالف با امام چه كشیدیم و چه درگیرهایی با بعضی از این علما داشتیم. ... به هر صورت آن سال برنامهریزی كردیم و قرار گذاشتیم كه ابتدا داغ نیاییم كه جلوی كار را بگیرند، آرام جلو بیاییم و شبهای اول محرم را آرام برگزار كنیم تا در شبهای هشتم و نهم و دهم عاشورا بتوانیم حركت لازم را در ـ حد اعلای مبارزه ـ داشته باشیم. سران هیئتها را جمع كردیم، من آن موقع توی مسجد بنیفاطمه صحبت میكردم و آنها را آماده كردیم برای روزهای تاسوعا و عاشورا. نوحهها و پیامهای امام را به شهرستان فرستادیم.»

 

***مبارزات عاشورایی علیه رژیم پهلوی براساس برنامه‌های امام(ره) ***

 

1ـ فعالیتهای جمعیت مؤتلفه اسلامی

 

جمعیت مؤتلفه كه تحت رهبری و رهنمودهای امام خمینی (ره) شكل منسجم و هدفمندی یافتهبود درصدد برآمد پیرو رهنمودهای ایشان از مراسم ماه محرم، بیشترین بهرهبرداری را برای مبارزه و افشاگری علیه رژیم نماید. لذا در این راستا دو هدف اصلی را مد نظر خود قرار داد:

ـ روز عاشورا تظاهرات باشكوهی برگزار كنند.

ـ وعاظ در منبرها مسئله یگانهای را بیان كنند.

 

بدینترتیب در همان روزهای آغاز ماه محرم، هیئتهای مؤتلفه اسلامی طرحی را برای روز عاشورا تهیه كردند كه بر اساس آن، قرار شد در روز عاشورا راهپیمایی سازمانیافته و منظمی برگزار كنند. برطبق این طرح، راهپیمایی از مدرسه علمیه در كنار مسجد حاج ابوالفتح واقع در میدان شاه، شروع میشد و در جلوی دانشگاه تهران پایان مییافت. همچنین قرار بر این شد راهپیمایان پلاكاردهایی را حمل كنند كه روی هر كدام عكسی از امام خمینی باشد و فقط به شعارهایی پاسخ دهند كه از طرف جمعیت هیئتهای مؤتلفه اعلام شود.

 

اما در این میان مشكل دیگری وجود داشت. در محلی كه بنا شده بود جمعیت راه بیفتد دو دسته مهم و بزرگ وجود داشت: یكی دسته "طیب حاج‌رضایی" بود و دیگری دسته "حسین رمضانیخی". حضور این دو دسته و امكان استفاده رژیم از آنها میتوانست در برنامه یاران امام خلل ایجاد كند و یا حتی به كلی آن را برهم بزند. از این رو اعضای جمعیت مؤتلفه، با طیب دیدار و از وی قول همكاری گرفتند. طیب حتی دستور داد عكس امام خمینی را خریده و در تكیهاش نصب كنند. همچنین با رمضانیخی نیز صحبت كردند و او نیز اطمینان داد كه اقدامیصورت ندهد.

 

برنامه دیگر یاران امام یكدست كردن بیانات وعظ در منابر بود، از این رو برای این كار به سراغ واعظ شهیر آیت الله محمدتقی فلسفی كه به شیخ الواعظین معروف بود، رفتند. بیگمان با ورود وی خودبهخود وعاظ دیگر نیز وارد عرصه میشدند. در این راستا گروهی در حدود 20 تا 25 نفر از اعضای هئیت مؤتلفه به حضور آقای فلسفی رفته و با وی مذاكره كردند. وی اعلام همكاری كرد كه در ماه محرم علیه جنایات و اقدامات رژیم در منابر سخنرانی كند. همچنین اعضای جمعیت مؤتلفه كوشیدند مداحهای معروف و سرشناس دیگر مثل حاج عباس زریباف و حاج ناظم را كه معمولاً مداحهای دیگر دنبالهرو آنها بودند و اشعارشان را از آنها میگرفتند، وارد عرصه مبارزه كنند و در این راستا با آنها گفتگو كردند و از آنها خواستند شعرها و نوحههایی كه برای محرم آن سال میسرایند، همه  درباره حادثه فیضیه باشد.

 

البته كسانی كه شعر میسرودند آن را به آیتالله بهشتی می‌‌دادند و بعد از اینكه ایشان اشعار را مطالعه و تأیید میكردند به مداحها میدادند و آنها این اشعار و نوحهها را میخواندند.

 

2- مبارزات خطبا و وعاظ در هیئات مذهبی

 

با شروع ماه محرم یاران امام خمینی(ره) در برخی در مسجدها و مجلسهای عزاداری به تدریج فعالیتهای مبارزاتی خود را آغاز كردند. فعالترین این وعاظ آیت الله محمدتقی فلسفی بود كه در "مسجد شیخ عبدالحسین" سخنرانی می‌كرد.

 

در كنار منبر گرم و انتقادآمیز آیت الله فلسفی باید به فعالیتهای "شیخ علیاصغر مروارید" اشاره كرد. وی در دهه محرم در مسجد حاج ابوالفتح به منبر رفت و بیپروا علیه سیاستهای ضد دینی دولت، سخنرانی و افشاگری كرد. شایان ذكر است دستاندركار این مجلس حاج مهدی عراقی بود.

 

افزون بر این وی در مجالس و مساجد دیگر نیز سخنرانی داشت. در گزارشهای ساواك درباره اینگونه فعالیتها چنین آمده است: «آقای شیخ علیاصغر مروارید واعظ روز پنجشنبه 42/3/9 (ساعت 21) در مجلس روضهخوانی اصفهانیها در حجرههای غرب مسجد شاه ضمن انتقاد شدید از دولت، اظهار داشته از مراجع تقلید دستور داریم از امشب علیه این دستگاه جبار و فاسد و هیئت حاكمه قیام نماییم...».

 

یكی دیگر از پایگاههای مراسم عزاداری بازارچه نایبالسلطنه بود. در این مجلس آقای مهدوی خراسانی منبر داشت كه جمعیت زیادی حضور داشتند.

 

در كنار مراسم عزاداری در مساجد و تكیهها نیز مراسمهایی در منازل برخی اشخاص برگزار میشد. از این میان میتوان به مجلس روضهخوانی منزل حاج میرزا اسماعیل اربابی اشاره كرد. وی فردی انقلابی و عاشق امام (ره) بود و در محرم در منزلش واقع در امامزاده یحیی تهران، هر روز روضه داشت.

 

در كنار مباحث فوق به تلاشها و اقدامهای برخی از روحانیون آگاه و شجاع اشاره میكنیم كه به پیروی از رهنمودهای امام خمینی(ره) كوشیدند مراسم آن سال بهطرز شایستهای برگزار شود و پیام مظلومیت شهدای فیضیه را در مراسم عزاداری امام حسین (ع) مطرح و جنایات رژیم را افشا كنند. آقا شیخ محمود نجفی، یكی از این روحانیون و از امامان جماعت بازار تهران بود كه به امام خمینی (ره) علاقه شدیدی داشت. وی هنگام شركت در دستههای عزاداری به سر و صورت خود میزد و اشك میریخت و مظلومیت فیضیه را یادآور میشد. وی به هیئتهای مذهبی خاطرنشان كرد به موضوع حوادث فیضیه توجه ویژه داشته باشند.

 

از دیگر فعالیتهای روحانیان تهران در آن مقطع باید به كوششهای شیخ حسن خندقآبادی یكی از شاگردان امام خمینی (ره) اشاره كرد. وی كوشید موضوع حادثه فیضیه را در این دهه مطرح سازد و سنخیتی میان كربلا و فیضیه در ذهنها ایجاد و در اعلامیههایی كه برای مردم صادر كرد سعی داشت مردم را متوجه اهمیت قضایا كند. وی معتقد بود كه دستههای عزاداری باید رنگ سیاسی پیدا كنند و در سطح شهر و در خیابانهای تهران عزاداری شود تا تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد.

 

جدا از روحانیون و وعاظ یادشده خطبایی دیگر نیز بودند كه در این دهه مجالس عزاداری تهران را به كانونی سیاسی علیه رژیم تبدیل كردند. حاج شیخ عباسعلی اسلامی، آیتالله ناصر مكارم شیرازی، آیتالله مرتضی مطهری، حاج شیخ فضلالله محلاتی، حاج سید غلامحسین شیرازی، حجتالاسلام اعتمادزاده، حاج شیخ باقر نهاوندی، سیدعبدالرسول حجازی، حاجاشرف كاشانی، موسوی شیرازی، حجتالاسلام مقدسیان، حاج سید احمد حسینی همدانی و... از جمله این مبارزان بودند.

 

3- استفاده از اشعار انقلابی در نوحه‌ها

 

یكی از محورهای نوحههای عزاداری محرم آن سال پرداختن به موضوع مدرسه فیضیه بود. سید عباس زریباف یكی از این مداحان سرشناس، خود از نزدیك وقایع فیضیه را دیده بود. از این رو عین ماجرا را به صورتیك نوحه به شرح زیر درآورد:

دانشگاه فیضیه     چو دشت ماریه    طلاب دینیه     واویلا واویلا

افتاده جسم هر یكیشان از لب بام      

خمینی خمینی      تو فرزند حسینی      تو حامی دینی

این شعر در روز عاشورا به وسیله هیئتها خوانده شد. هیئت بنیفاطمه یكی از این هیئتها بود كه با همین نوحه به بازار آمد.

 

محسن رفیقدوست در خاطرات خود درباره نوحههای سیاسی كه در آن دهه در میان عزاداران رواج یافت چنین میگوید: «نزدیك محرم كه شد، باز دستور حضرت امام آن موقع این بود كه در مراسم عاشورا از آن سال موضوعات روز مطرح بشود... یكی از چیزهایی كه من یادم است یك دمی ساخته بود مرحوم خوشدل كه حتماً معروف است "قم گشته كربلا، هر روزش عاشورا، فیضیه قتلگاه، خون جگر علما، شد موسم یاری مولانا الخمینی، یا صاحبالامر" كه آن موقع ما با یك عده از دوستانمان توی [هیئت] بنیفاطمه بودیم، حالا یادم است كه روز قبل از تاسوعا یعنی شب تاسوعا توی خیابان هفده شهریور فعلی و شهباز آن موقع ظاهراً یا خانه حاج كاظم خوشگرد بود یا خانه حاج تقی وهاب آقایی، یكی از این دوتا ... جوانها جمع شدیم توی یك اتاق و این دم را تمرین كردیم...آن موقع حالا توی هیئتها یواشیواش این جسارت پیدا میشد كه شعار انقلابی بدهند.»

 

*** برگرفته از كتاب "محرم و انقلاب اسلامی"

 

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: