مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۴۳۰۸
برگی از خاطرات آیت‌الله مهدوی‌کنی
آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی می‌گوید: در آن زمان من كودك بودم و هنوز به مدرسه نمي‌رفتم، روزي در منزل بودم، هم‌شيره‌اي دارم كه سه سال از من بزرگ‌تر است. از مكتب‌خانه به منزل مي‌آمد. (در آن زمان مدرسه براي دخترها وجود نداشت) ديدم در حال گريه ‌و ‌زاري از مكتب‌خانه برمي‌گشت، زيرا مأمورين ژاندارمري چادرش را پاره كرده بودند.
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۹ - ۱۶ دی ۱۳۹۷ - 2019January 06

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ با اعمال قانون منع حجاب اسلامی، ماموران رضاخان به هیچ زنی ـ پیر، جوان یا کودک- رحم نمی‌کردند و حتی چادر از سر دختر بچه‌ها نیز می‌کشیدند. آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی در بخشی از کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ شده با اشاره به نمونه‌ای از این قبیل جنایت‌های رضاخان در دوران کشف حجاب می‌گوید: در دوره‌ سلطنت رضاشاه، من كودك بودم و اقدامات ضد مذهبي او را تا حدودي به ياد دارم. رضاشاه با حجاب زنان مخالف بود و دستور كشف حجاب را در سراسر كشور حتي در دهات و روستاها صادر كرده بود و در دهات، ژاندارم‌ها مأمور اجراي آن بودند.

من حادثه‌ تلخي از اين دوران به ياد دارم؛ در آن زمان من كودك بودم و هنوز به مدرسه نمي‌رفتم، روزي در منزل بودم، هم‌شيره‌اي دارم كه سه سال از من بزرگ‌تر است. از مكتب‌خانه به منزل مي‌آمد. (در آن زمان مدرسه براي دخترها وجود نداشت) ديدم در حال گريه ‌و ‌زاري از مكتب‌خانه برمي‌گشت، زيرا مأمورين ژاندارمري چادرش را پاره كرده بودند.

سن او خيلي كم بود شايد هفت، هشت سال بيشتر نداشت. خواهرم مي‌گفت: «امنيه (آن وقت به ژاندارم‌ها، امنيه مي‌گفتند) در راه مرا ديد و چادرم را از سرم گرفت و از وسط پاره كرد. بعد روي سرم انداخت و گفت كه حالا همين جوري برو!» خواهرم به خاطر اينكه به حفظ چادر و حجابش اهميت مي‌داد خيلي برايش ناگوار بود. پدرم هم خيلي ناراحت شد و گفت اين امنيه كجاست؟ برويم پيدايش كنيم كه بعد نمي‌دانم چه شد.

علي‌اي‌حال از جناياتي كه من خودم به چشم ديدم همين مسئله‌ برداشتن چادر از سر زنان بود. حتي در روستايي مثل كن هم مزدوران رضاخان نمي‌گذاشتند زن‌ها چادر داشته باشند. از آنجا كه روستاي كن در آن زمان با تهران فاصله داشت، زن‌ها آنجا خيلي مقيد بودند كه حجابشان را حفظ كنند، الان هم كني‌هاي اصيل حجابشان همان چادر است و خيلي هم محفوظند و معمولاً صورتشان را هم باز نمي‌كنند.

در آن زمان زن‌ها براي اينكه چادرشان را حفظ كنند روزها از منزل بيرون نمي‌آمدند و اگر مي‌خواستند به حمام و يا ديدن اقوام بروند شب‌ها مي‌رفتند. علاوه بر اين چون مي‌ديدند در شب نيز ممكن است مشكلاتي پيدا شود خانه‌ها را به هم ارتباط داده و به يكديگر در باز كرده بودند كه آثار آن در همين منزلي كه ما الان در كن داريم هنوز باقي است. خانه‌ها تا حمامي كه در بالاي ده بود به هم راه داشتند.

واقعاً اگر از نظر تاريخي بررسي شود كه اين درها براي چيست معلوم مي‌شود حادثه‌اي بوده كه اينها از در معمولي نمي‌رفتند بلكه به جاي درهاي معمولي از درهاي غير معمولي عبور و مرور مي‌كردند. اين آثار تاريخي به وضوح جنايات رژيم پهلوي را آشكار مي‌سازد.


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های کتاب