مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۴۶۴۱
برشی از خاطرات حجت‌الاسلام فاضل استرآبادی
در واقع‌ سازماندهي‌ نيروها جهت‌ كنترل‌ شهر و بازار و ديگر اماكن‌ از مدرسه‌‌ علميه‌‌ ميرزا زكي‌ شروع‌ شد. افراد به‌ نوبت‌ نگهباني‌ مي‌دادند و همين‌ افراد اعضاي‌ كميته‌ را تشكيل‌ دادند. من‌ هم‌ شب‌ و روز در خدمت‌ آنها بودم‌ و در مدرسه‌ حضور داشتم‌. حتي‌ شام‌ و ناهار آنها را از منزل‌ خودم‌ مي‌آوردم‌. بعضي‌ها از فعاليت‌هاي‌ شبانه‌ روز همسرم‌ تعجب‌ مي‌كردند. من‌ هم‌ مي‌گفتم‌: دختر آقاي‌ كوهستاني‌ است‌ ديگر. خدا پدرشان‌ را بيامرزد. به‌ هر حال‌ در هر وعده ‌حدود ده دوازده غذا تهيه‌ مي‌كرد و بچه‌ها به‌ مدرسه‌ مي‌آوردند. من‌ هم ‌گاهي‌ اوقات‌ شام‌ را با آنها مي‌خوردم‌ و در واقع‌ شب‌ و روز با آنها بودم‌. اين‌ بچه‌ها توانستند با تلاش‌هاي‌ شبانه‌‌روزي‌ خود امنيت‌ شهر را حفظ‌ كنند و كميته‌‌ انقلاب‌ را تأسيس‌ نمايند.
تاریخ انتشار: ۱۶:۳۵ - ۲۳ بهمن ۱۳۹۷ - 2019February 12
پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در روز ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ کمیته‌های انقلاب اسلامی به عنوان اولین نهاد رسمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به فرمان امام خمینی تشکیل شد. این نهاد وظیفه حفاظت و نگهداری از مال و جان مردم را بر عهده داشت و در نخستین روزها پس از پیروزی انقلاب، در خلأ نهادهای حکومتی به رتق و فتق تمامی امور می‌پرداخت. کمیته‌ها در شهرها و استان‌هایی ایران هم این وظیفه را بر عهده داشتند.

حجت‌الاسلام‌والمسلمين حاج‌شيخ محمد فاضل‌ استرآبادي، درباره نحوه تشکیل کمیته‌های انقلاب اسلامی در بابل و اقدامات این کمیته در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی می‌گوید: روزهاي‌ دوم‌ و سوم‌ پيروزي‌ انقلاب‌ بود... عده‌اي‌ جهت‌ حفظ‌ امنيت‌ بازار به ‌آنجا رفتند و دائماً مراقب‌ اوضاع‌ و احوال‌ و ورود و خروج‌ شهر بودند. از همين جا ‌ اساس‌ كميته‌‌ انقلاب‌ در بابل‌ شكل‌ گرفت‌ و شايد بابل يكي‌ از چند شهري‌ باشد كه‌ در اسرع‌ وقت‌ كميته‌ را تشكيل داد.

در واقع‌ سازماندهي‌ نيروها جهت‌ كنترل‌ شهر و بازار و ديگر اماكن‌ از مدرسه‌‌ علميه‌‌ ميرزا زكي‌ شروع‌ شد. افراد به‌ نوبت‌ نگهباني‌ مي‌دادند و همين‌ افراد اعضاي‌ كميته‌ را تشكيل‌ دادند. من‌ هم‌ شب‌ و روز در خدمت‌ آنها بودم‌ و در مدرسه‌ حضور داشتم‌. حتي‌ شام‌ و ناهار آنها را از منزل‌ خودم‌ مي‌آوردم‌. بعضي‌ها از فعاليت‌هاي‌ شبانه‌ روز همسرم‌ تعجب‌ مي‌كردند. من‌ هم‌ مي‌گفتم‌: دختر آقاي‌ كوهستاني‌ است‌ ديگر. خدا پدرشان‌ را بيامرزد. به‌ هر حال‌ در هر وعده ‌حدود ده دوازده غذا تهيه‌ مي‌كرد و بچه‌ها به‌ مدرسه‌ مي‌آوردند. من‌ هم ‌گاهي‌ اوقات‌ شام‌ را با آنها مي‌خوردم‌ و در واقع‌ شب‌ و روز با آنها بودم‌. اين‌ بچه‌ها توانستند با تلاش‌هاي‌ شبانه‌‌روزي‌ خود امنيت‌ شهر را حفظ‌ كنند و كميته‌‌ انقلاب‌ را تأسيس‌ نمايند.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: