مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۴۶۴۲
پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی دستاوردهای مهمی در تمام عرصه‌ها برای ملت ایران به ارمغان آورد؛ از جمله در عرصه بین‌المللی، ارائه اسلام سیاسی به عنوان گفتمان جدید در عرصه جهانی، بیداری اسلامی، تحقیر امریکا در عرصه بین‌المللی، استکبارستیزی، مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم، عدالت‌خواهی و مبارزه برای آزادی، غروب هژمونی امریکا در منطقه، هدایت قیام‌ها به سمت انگیزه‌های اسلامی، احیای فریضه حج، احیای ارزش‌های مشترک جهان اسلام، احیای وحدت بین مسلمین، صدور انقلاب اسلامی، ترویج فرهنگ استقلال‌خواهی، ترویج مفهوم نه شرقی نه غربی و ... را به دنبال داشت.
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۹ - ۲۴ بهمن ۱۳۹۷ - 2019February 13

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی دستاوردهای مهمی در تمام عرصه‌ها برای ملت ایران به ارمغان آورد؛ از جمله در عرصه بین‌المللی، ارائه اسلام سیاسی به عنوان گفتمان جدیددر عرصه جهانی، بیداری اسلامی، تحقیر امریکا در عرصه بین‌المللی، استکبارستیزی، مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم، استقلال و سلطه‌ناپذیری، عدالت‌خواهی و مبارزه برای آزادی را به دنبال داشت که در این نوشتار مورد واکاوی قرار می‌گیرد.


ارائه «اسلام سیاسی» به عنوان گفتمان جدیددر عرصه جهانی

پیروزی انقلاب اسلامی بر پایه ارزش‌ها و معیارهای اسلامی، برای اوّلین مرتبه در تاریخ مدرن، گفتمان اسلام سیاسی را در جهان مطرح کرد. در دنیای لائیسم و سكولاریسم دین نه تنها از سیاست جدا بود، بلكه سیاست‌مدارن دنیا نیز با اعتقاد به عدم دخالت دین در سیاست راه هر گونه اظهار نظر دینی در سیاست را بسته بودند.

در پی پیروزی انقلاب اسلامی، جهانیان به این نتیجه رسیدند که دین (اسلام)، نه تنها می‌تواند در سیاست دخالت کند که خود برنامه‌های مهم ودقیقی نیز در زمینه سیاست و حمکرانی دارد. نظريه سياسي ولايت فقيه به نظام سياسی، به عنوان طرح نوين در مجموعه نظام‌های بين‌المللي در واقع كشيدن خط بطلان بر تئوری پوچ جدايی دين از سياست و نظريه سكولاريسم بود. روژه گارودي، انديشمند فرانسوي در اين زمينه مي‌گويد: «انقلاب اسلامي دارای معناي جديدی بود كه نه تنها حكومت سياسي، اجتماعي و استعماري را سرنگون كرد، بلكه مهمتر از اين تمدن و جهان‌بيني خاصي را كه در مقابل دين علم شده بود، واژگون ساخت».

از این رو پیروزی انقلاب اسلامی خود دریچه‌ای جدید به روی اندیشمندان و صاحب نظران سیاست باز كرد و این اندیشه که دین نباید در سیاست دخالت کند را به چالش کشاند. در واقع پیروزی انقلاب اسلامی نشان داد که برنامه الگوی دین برای زندگی نه تنها به پایان راه خود نرسیده است، بلکه اسلام می‌تواند به عنوان یک نظام سیاسی در جهان قد علم کند و برای حکومت مبتنی بر احکام الهی برنامه عملی دقیقی نیز ارائه دهد.

در زماني كه دين و معنويت در انزوا بود و اسلام محدود به امور فردی شده بود پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی نوید احیای جامعه‌ مبنی بر احکام اسلام را به مسلمانان می‌داد. به نوشته هفته نامه آلماني اشپيگل، انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني حيات تازه‌ای به مسلمانان در سراسر جهان بخشيد و اسلام مبارزترين مذهب دنيا با انرژی انقلاب خود 1/2 ميليارد مسلمان را برانگيخت و آنان را براي تشكيل حكومت الله در زمين به حركت درآورد.[1]

بسیاری دیگر از تحلیل‌گران سیاسی پیروزی انقلاب اسلامی را قدرت‌یابی مسلمانان در جهان ارزیابی کرده‌اند. به عنوان نمونه، دكتر ميشل جانسون در مقاله‌اي در نشريه «ژئوپوليتيكان استراتژيك» مي‌نويسد: جامعه مسلمين (پس از انقلاب ايران) از حالت ضعف و ناتواني خود خارج شد و به يك قدرت تبديل شد[2].


انقلاب اسلامی الگوی جهانیان برای مبارزه

انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه نظام سیاسی اسلام را به دنیا عرضه کرد از سوی دیگر تبدیل به الگوي مبارزاتي مردم تحت ستم در نقاط مختلف جهان گرديد و به ملت‌هاي دربند جهان آموخت كه چگونه خود را از زير سلطه و نفوذ بيگانگان نجات دهند و در واقع بزرگ‌ترين دستاورد انقلاب، درس آزادي و آزادانديشي براي مردم تحت سلطه در سراسر جهان بوده است.[3]

پروفسور جيمز بیل، محقق آمريكایی در اين خصوص می‌گويد: «موجي از هيجان توده‌ای، اسلام را فراگرفته است، از يوگسلاوی و مراكش تا اندونزی و مالزی و فيليپين در شرق، اين اسلام نوظهور كه به لحاظ ايدئولوژيک منسجم است. در انقلاب 1979 ايران، در اشغال مسجد الحرام در مكه، ترور انور سادات در نوامبر 1981، در مقاومت لبنان و... انعكاس يافت. اين نيروی توده‌ای كه غالباً به عنوان اسلام بنيادگرا توصيف می‌شود از مرزهای جغرافيايی گذشته، ايدئولوژی سياسي و رژيم‌های ملي را نيز فراگرفته است.»[4]

هربر روزنامه‌نگار سوييسي درباره تأثير انقلاب اسلامی و شعار حمايت از مستضعفين مي‌نويسد: «به دنبال انقلاب اسلامی، آمريكای لاتين شاهد ده‌ها كشيش بود كه با انتقاد از پاپ خواستار تجديد نظر در آيين كليسای واتيكان بودند.» اوج چنين روندي در احياي مسيحيت سياسي در نيكاراگوئه خود را نشان داد. چند سال پس از انقلاب نيز صدها كتاب در مورد نقش مذهبي در صحنه سياست و اجتماعي نوشته شد و بسياري از دانشگاه‌ها به تحقيق درباره مذهب پرداختند.[5]

انقلاب اسلامی، كشورهای افريقايي را نيز تحت تأثير قرار داد. نلسون ماندلا رهبر كنگره ملي آفريقا و اولين رئيس جمهوري آفريقاي جنوبي پس از رهايي از آپارتايد، در جريان سفر به ايران اظهار داشت: انقلاب اسلامي ايران تحت رهبري امام خميني اميدهاي فراواني را براي قيام مردم آفريقاي جنوبي در مبارزه با بي‌عدالتي به همراه داشته است و بدون ترديد تاريخ هرگز نقش ايران اسلامي را فراموش نخواهد كرد.[6]


تأثیر انقلاب اسلامی بر موج بیداری اسلامی

بي‌‌گمان يكي از مهمترين پديدههاي سياسي اجتماعي جهان اسلام گسترش تفكر بيداري اسلامي از اواخر دهه‌‌ 1970 و به ويژه پس از وقوع انقلاب اسلامي بوده است. در این دوره برخی حرکت‌های اسلامی که پیشتر خاموش بودند مجدداً فعال شدند. پيش از آن گروههايی مانند اخوانالمسلمين و گروههاي انشعابي آن در جهان عرب و در مصر وجود داشتند، اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در كشورهايي چون تونس، الجزاير، فلسطين، عراق، لبنان، عربستان سعودي و كشورهاي حاشيه خليج فارس، مراكش، مالزي، اندونزي، و حتي در پاكستان گروههاي سياسي تازهاي با خط و روش و ايدئولوژي اسلام‌‌گرايانه شكل گرفتند. در اين ميان، فعاليت گروههاي اسلامي در كشورهايي چون مصر، سوريه و سودان تحت تأثير انقلاب اسلامي ايران شدت بيشتري يافت.

در لبنان که بیش از هر کشوری تحت تأثیر نهضت امام خمینی و پیروزی انقلاب اسلامی قرار گرفته جنبش‌های شیعی اَمل، اَمل اسلامی و حزب الله وگروه سنی جنبش توحید اسلامی تحت تأثیر نهضت امام خمینی و انقلاب اسلامی رشد کرده یا تأسیس شدند. در عراق نیز فعالیت حزب الدعوة الإسلامی که از حمایت آیت‌الله سید محمد باقر صدر برخوردار بود در اثر وقوع انقلاب اسلامی گسترش یافت. در فلسطین نیز دو گروه اصلی جهاد اسلامی و سازمان مقاومت اسلامی یا حماس متأثر نهضت امام خمینی و پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت. در افغانستان به دلیل اشتراک زبانی، همجواری و فرهنگی اثر بخشی انقلاب اسلامی نیز آغاز شد و در مقاومت مردم دربرابر کودتای کمونیستی طرفدار شوروی نمود کاملی یافت، در زمان اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی نیز گروه‌های شیعه و سنی یعنی مجاهدین افغانی از انقلاب اسلامی تأثیر می گرفتند. در پاکستان نیز پیروزی انقلاب اسلامی ایران باعث ارتقای سطح فکری و بینش سیاسی نسل جوان شیعی و پیدایش نهضتاجرای فقه جعفری گردید.

«ابا آبان» نظريه پرداز صهيونيستي و وزير خارجه وقت اسرائيل مي‌گويد: «انقلاب اسلامي، كوته انديشي نيست بلكه فصل جديدي در تاريخ ايده است. من احساس مي‌كنم اين ايده در منطقه خاورميانه شيوع يافته و پيروزي انقلاب اسلامي بيانگر اين پديده‌هاست»[7]


جهانی کردن مبارزه با رژیم صهیونیستی

تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، رژیم پهلوی روابط گرم و دوستانه‌ای با رژیم اشغال گر قدس داشت. وجود پایگاه‌های جاسوسی اسرائیل در شهرهای جنوبی و غربی ایران[8] و فعالیت گسترده سازمان‌های جاسوسی رژیم صهیونیستی در ایران نیز مؤید همین معناست. رژیم صهیونیستی، حکومت پهلوی را تنها دولت و متحد خود در منطقه می‌دانست و مأموران ساواک را آموزش می داد [9]. رژیم پهلوی حتی در ایجاد رابطه دوستی و سازش بین کشورهای عرب منطقه با اسرائیل غاصب، نقش مهمی ایفا می‌کرد.

با پیروزي انقلاب اسلامی ایران، فلسطین از نقش و جایگاه ویژه‌ای برخوردار شد. جمهوري اسلامی، نماینده رژیم صهیونیستی را از ایران بیرون راند و سفارت فلسطین را به جای سفارت رژیم صهیونیستی در کشور دایر کرد .همچنین با قطع صدور نفت به رژیم صهیونیستی، تعهد خود را نسبت به آزاد ساختن مسجدالاقصی و فلسطین اعلام کرد .در این راستا با تعیین روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی «قدس» حضرت امام خمینی، مبارزه با رژیم صهیونیستی را از مرزهای کشور فراتر برد و آن را جهانی کرد، به طوری که هرساله به پیروی از فرمان امام خمینی، مسلمانان سراسر جهان در روز قدس دست به راهپیمایی اعتراض‌آمیز علیه رژیم اشغال‌گر قدس و حمایت از مبارزات مردم مظلوم فلسطین می‌زنند.

تأثیر استراتژی امام در راستای جهانی کردن مبارزه با رژیم صهیونیستی به حدی بود که شیمون پرز، سیاست‌مدار اسرائیلی و نهمین رئیس‌جمهور رژیم صهیونیستی در اعترافی گفت: انقلاب اسلامی بسیار افراطی و خصمانه در قبال اسرائیل است.» به اذعان صیهونیست‌ها: «نهضت آیت‌اللّه خمینی یک تجربه بسیار تلخ قرن بیستم به شمار می‌رود»[10] اسحاق رابين وزير دفاع رژیم غاصب نیز اذعان داشت: «دشمني ايران پس از انقلاب اسلامي به صورت يك دشمني ايدئولوژيک و دشمن واقعي در آمده و خطر افكار تند مذهبی در ايران از هر خطری براي اسرائيل بيشتر است.»


تحقیر همه جانبه امریکا در جهان

یکی دیگر از دست‌آوردهای انقلاب اسلامی در بعد بین‌المللی را می‌توان تحقیر همه جانبه امریکا توسط انقلاب اسلامی دانست. زورمداری، نفوذناپذیری و یکه‌تازی قدرت‌های استکباری شرق و غرب، در صحنه جهانی، این باور را در همه مردم جهان به وجود آورده بود که هرگز نمی‌توان با آن‌ها مقابله کرد. در این میان، پیروزی انقلاب اسلامی ایران که سرنگونی رژیم ستم شاهی را به دنبال داشت، اولین ضربه محکم و اساسی را به ابهت و غرور امریکا وارد ساخت.

گری سیک از کارمندان فعال کاخ سفید و شاغل در بخش امنیت ملی آمریکا در دوران کارتر که پیش و پس از آن هم در سیاست خارجی امریکا فعالیت می‌کرد، انقلاب اسلامی مردم ایران را یادآور دورانی آمیخته با خشم و سرخوردگی برای ملت آمریکا می‌داند. موضوع تحقیر امریکا توسط انقلاب اسلامی موضوعی بوده که در همان اوایل انقلاب از چشم رسانه‌های غربی نیز پنهان نماند. به طوری در پی تسخیر لانه جاسوسی امریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام، وزنامه آلمانی اشپیگل نوشت:«زمانی ایالات‌متحده می‌توانست تصمیم بگیرد که چه کسی در ایران بر مسند قدرت بنشیند، اما امروز در 1980، آیت‌اللهی در تهران می‌تواند سرنوشت انتخابات ریاست­‌جمهوری ایالات‌متحده را تعیین کند».

ادامه شکست‌های امریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، باعث اعتراف مقامات امریکایی به اقتدار جمهوری اسلامی و خفت امریکا در برابر انقلاب اسلامی شد. به طور مثال؛ سایروس ونس اشغال سفارت آمریکا در ایران را آغاز یک داستان دردناک برای ملت آمریکادانست[11]. همچنین ویلیام داگرتیحقارت آمریکا رادر مصاحبه با کانال "CNN"چنین تصویر می‌کند: «وقتی این‌طور کشور شما (آمریکا) را تحقیر می‌کنند که ما (منظور کارمندان سفارت آمریکا در زمان اشغال سفارت) را تحقیر کردند، این‌جور چیزها به یاد آدم می‌ماند». ریچارد نیکسون رئیس جمهور سابق امریکا نیز ضمن اعتراف به تحقیر امریکا در برابر انقلاب اسلامی گفت: ایالات متحده امریکا با شکست در عملیات نجات گروگان‌های امریکائی اکنون بسیار بی‌وجهه و شدیدا خوار و خفیف شده است[12] بدین ترتیب، پیروزی انقلاب اسلامی امریکا را در سطح بین‌المللی تحقیر کرد. علاوه بر این، باعث هر چه بیشتر چهره کریه و ضدبشری امریکا در بین جهانیان منعکس شود.


فروپاشی نظام دوقطبی

تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دو بلوک قدرت بزرگ جهانی به سرکردگی آمریکا و شوروی (سابق)، با استفاده از توان خویش توانسته بودند دنیا را به دو حوزه‌‌ مربوط به قلمرو خود تقسيم کنند. هر کشور قدرتمندی مانند برخی کشورهای اروپایی، به یکی از این دو قطب وابستگی داشت و قدرت مستقلی خارج از تقسیم‌‌بندی جهان به شرق و غرب وجود نداشت. تبلیغات جهانی مبنی بر اینکه بدون وابستگی به یکی از دو ابرقدرت نمیتوان در جهان کشور مستقل عمل نمود، در دامنزدن به این تفکر بیاثر نبود.

در چنین ساختاری انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی و با شعار و سیاست «نه شرقی و نه غربی» شکل گرفت. امام ابتدا، حکومت اسلامی و کشور ایران را، کشوری مستقل از دو ابرقدرت معرفی کردند و فرمودند: «ما از هیچکدام از ابرقدرت‌‌‌ها سرِ سازش نداریم. نه تحت سلطه آمریکا میرویم و نه سربار شوروی. ما مسلمانیم و می‌خواهیم آزاد زندگی کنیم» [13] و به این ترتیب تقسیم بندی نظام بین‌المللی را به چالش کشید و آن را زیر سؤال برد.

این امر خود در جهان بازتاب‌های فراوانی داشت به طوری که برخی از خبرگزاری‌های جهانی قدرت ایران را به عنوان بزرگ‌ترین قدرت جهان مطرح کردند، برای نمونه، هفته‌‌نامه دو زبانه «هجوم» نوشت: «امام خمینی، غرور غرب را پایمال کرد و ابرقدرتهای شرق و غرب را به ذلت و خواری کشاند و نشان داد که اسلام دارای بزرگ‌ترین قدرت است»[14]


تبدیل شدن ایران به قدرت برتر در منطقه

یکی دیگر از دستاوردهای انقلاب اسلامی در سطح بین‌المللی قدرت‌یابی و نفوذ ایران در منطقه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اشت. قدرت‌یابی ایران بعد از انقلاب موضوعی بوده است که تحلیل‌گران بسیاری به آن اذعان و اعتراف داشته‌اند به عنوان نمونه پین هاس اینباری، تحلیل‌گر مرکز «جروزالم» در اسرائیل، از احتمال تبدیل شدن ایران به یک ابرقدرت سخن می‌گوید. راشل آوراهام، سردبیر «جروزالم آنلاین»، می‌گوید: ایران سلطان جدید خاورمیانه است. سناتور راند پال، نامزد سابق جمهوری‌خواهان در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، معتقد است: «ایران در سراسر منطقه نفوذ و هژمونی دارد.» یوشکا فیشر ایران را «بزرگ‌ترین برنده‌ رقابت برای گستره‌ نفوذ در منطقه غرب‌ آسیا می‌داند.» کیسینجر از «شکل‌گیری امپراتوری ایران در منطقه‌ غرب‌ آسیا» می‌گوید و برژینسکی اعتبار و نفوذ ایران در منطقه را بسیار بیشتر و قوی‌تر از دوره پهلوی می‌داند. بنابر این تبدیل شدن ایران به یک قدرت منطقه‌ای موضوعی است که با پیروزی انقلاب اسلامی حاصل شده است.

اینها تنها گوشه‌ای از دستاوردهای انقلاب اسلامی در عرصه بین‌المللی است. به این فهرست می‌توان غروب هژمونی امریکا در منطقه، هدایت قیام‌ها به سمت انگیزه‌های اسلامی، احیای فریضه حج، احیای ارزش‌های مشترک جهان اسلام، احیای وحدت بین مسلمین، صدور انقلاب اسلامی، ترویج فرهنگ استقلال‌خواهی و ... را اضافه کرد.


پی‌نوشت‌ها: 

1- روزنامه جام جمهوري، 4 فروردین 1371

2- روزنامه جام جمهوري4 فروردین 1371

3- انقلاب اسلامي چرايي و چگونگي رخداد آن، ص 213.

4- همان

5- روزنامه جام جم، خرداد 1360.

6- روزنامه جمهوري اسلامي، چهارده مرداد 1371.خبر نامه تيپ

7- همان

8- ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، ج 1، ص 367

9- پیشین. ص 551

10- معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، انقلاب اسلامی ایران در چشم انداز دیگران، ص 113

11- سایروس ونس و زبیگنیو برژنیسکی، توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران: انتشارات هفته،1362، ص69.

12- روزنامه اطلاعات، یک‌شنبه 7 اردیبهشت‌ماه 1359، ص 2

13- در جستجوی راه از کلام امام، دفتر دهم، تهران، امیرکبیر، 1362، ص 250

14- ویژهنامهی روزنامهی جمهوری اسلامی، 10 مهر ماه 1378


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: