مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۴۷۲۵
ویژه‌نامه "نقش اول"| چند روایت‌ از مبارزات زنان مسلمان
خانم مرضیه حدیدچی می‌گوید: «اوایل سال 46... با یکی دیگر از خانم‌ها، به این شکل که گاهی اوقات فتواهایی که امام می‌دادند از نجف... روی کاغذهای کوچک، کوچک می‌نوشتیم، به مغازه‌ها که برای خرید می‌رفتیم یواشکی می‌گذاشتیم روی میز آن کاسب یا مثلا رد می‌کردیم لای میوه‌هایش، لای پارچه‌ها، یا توی دانشگاه می‌بردیم می‌گذاشتیم توی اتاق‌ها...»
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۱ - ۰۶ اسفند ۱۳۹۷ - 2019February 25

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ تهیه و پخش اعلامیه‌های امام خمینی، کتب و جزوات سیاسی، بخش دیگری از فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی زنان مسلمان بود. خانم سجادی، درباره نحوه تکثیر و توزیع اعلامیه‌ها می‌گوید: «من یک دوره‌ آموزش تایپ دیدم توی یکی از این آموزشگاه‌ها. یکی دو تا دستگاه تایپ هم در منزلمان بود. جایی را هم درست کرده بودیم و بعد از تایپ کردن مطالب، این دستگاه‌ها را در آن مخفی می‌کردیم که پیدا نباشد. یک سری اعلامیه‌ها بود، یک سری کتاب‌هایی بود که اینها دست‌نویس بود، جزوه‌هایی بود که من اینها را تایپ می‌کردم. بعد هم یک سری وسایل ظاهر کردن فیلم و دوربین و ... در منزلمان بود. یک دوربین با پایه داشتیم که من از این جزوه‌ها و کتاب‌ها و اعلامیه‌ها عکس می‌گرفتم و فیلم و میکروفیلم تهیه می‌کردم و خودم هم ظاهر می‌کردم.»

زنان مبارز همچنین با شیوه دست‌نویسی هم اقدام به تکثیر اعلامیه‌ها می‌کردند. چنانکه خانم صدیقی نقل می‌کند: «از جمله کارهایی که من در این نوع مبارزه می‌کردم دست نویس کردن یک نشریه بود، تاریخ مبارزاتی اسلام بود. منتها در یک سبک خاصی بود که می‌خواستند این را به صورت جزوه در بیاورند و من این را با دست می‌نوشتم.»

بانوان انقلابی در توزیع اعلامیه‌ها و رساندن آن به دست مردم نیز فعالیت می‌کردند. چنانکه خانم مرضیه حدیدچی می‌گوید: «اوایل سال 46... با یکی دیگر از خانم‌ها، به این شکل که گاهی اوقات فتواهایی که امام می‌دادند از نجف... روی کاغذهای کوچک، کوچک می‌نوشتیم، به مغازه‌ها که برای خرید می‌رفتیم یواشکی می‌گذاشتیم روی میز آن کاسب یا مثلا رد می‌کردیم لای میوه‌هایش، لای پارچه‌ها، یا توی دانشگاه می‌بردیم می‌گذاشتیم توی اتاق‌ها...»

خانم بانو یکی دیگر از زنان فعال سیاسی درباره‌ شگردهای حمل و پخش اعلامیه می‌گوید: «معمولا توی بازار اعلامیه می‌دادیم. معمولا یک ساک کهنه‌ای داشتم چند تا کیسه‌ حمام می‌گذاشتم، توی جعبه‌های کفش چند تا اعلامیه می‌گذاشتم. این را هم دستم می‌گرفتم که فکر کنند کیسه می‌فروشم. تو بازار می‌نشستم به عنوان یک زن کیسه فروش معمولا بچه همراه خودم می‌بردم که کسی شک نکند.»

منبع: تاریخ شفاهی مبارزات سیاسی زنان مسلمان، مرکز اسناد انقلاب اسلامی


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: