مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۴۹۱۰
حسن روحانی در خاطرات خود می‌گوید: «در ايام‌ ماه‌ رمضان‌، صبح‌ها كه‌ فرصت‌ آزاد داشتيم‌ با آقاي‌ نصيري‌ تفسير صافي‌ را مباحثه‌ مي‌كرديم‌، ظهرها به‌ مسجد جامع‌ مي‌رفتيم‌ و معمولاً پس‌ از نماز جماعت‌، پاي‌ منبر حجت‌الاسلام‌ و المسلمين‌ آقاي‌ سيدسجاد علوي‌ مي‌نشستيم‌ و از سخنراني‌ ايشان‌ استفاده‌ مي‌كرديم‌ و شب‌ها آقاي‌ نصيري‌ در جلسه‌‌ سمناني‌هاي‌ مقيم‌ گرگان‌ منبر مي‌رفت‌ و من‌ هم‌ در هيئت‌ تازه‌ تأسيس‌ جوانان‌ شركت‌ مي‌كردم‌».
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۸ - ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ - 2019May 08
پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در دوران نهضت اسلامی، مناسبت‌های مذهبی همچون ماه محرم و ماه مبارک رمضان، فرصت مناسبی برای تبلیغ و بسط فرهنگ مبارزه بود. حجت‌الاسلام حسن روحانی در بخشی از کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است، درباره سفر تبلیغی خود به گرگان در ماه رمضان 1344 می‌گوید: با آغاز ماه‌ رمضان‌ 1344، كه‌ مصادف‌ با فصل‌ زمستان‌ بود، براي‌ تبليغ‌ به‌ گرگان‌ رفتم‌؛ زيرا سمناني‌هاي‌ ساكن‌ در گرگان‌ از حجت‌الاسلام‌ و المسلمين‌ آقاي‌ محمدتقي‌ نصيري‌ كه‌ از فضلاي‌ سمنان‌ بود و در قم‌ اقامت‌ داشت‌، دعوت‌ كرده‌ بودند تا در ماه‌ رمضان‌ براي‌ تبليغات‌ به‌ آنجا برود. از طرفي‌ برادر آقاي‌ نصيري‌ (كاظم‌ آقا) كه‌ در ميدان‌ تره‌بار گرگان‌ كار مي‌كرد و با عده‌اي‌ از جوانان‌ ميدان‌، هيئتي‌ را تشكيل‌ داده‌ بودند، از برادرش‌ آقاي‌ نصيري‌، خواسته‌ بود تا از من‌ دعوت‌ كند به‌ گرگان‌ بروم‌ و در آن‌ هيئت‌ سخنراني‌ كنم‌. لذا با حجت‌الاسلام‌ نصيري‌ كه‌ دوست‌ بسيار نزديك‌ و همشهري‌ بود، به‌ گرگان‌ رفتيم‌ تا در ماه‌ رمضان‌ در آنجا سخنراني‌ كنيم‌. 

در ايام‌ ماه‌ رمضان‌، صبح‌ها كه‌ فرصت‌ آزاد داشتيم‌ با آقاي‌ نصيري‌ تفسير صافي‌ را مباحثه‌ مي‌كرديم‌، ظهرها به‌ مسجد جامع‌ مي‌رفتيم‌ و معمولاً پس‌ از نماز جماعت‌، پاي‌ منبر حجت‌الاسلام‌ و المسلمين‌ آقاي‌ سيدسجاد علوي‌   مي‌نشستيم‌ و از سخنراني‌ ايشان‌ استفاده‌ مي‌كرديم‌ و شب‌ها آقاي‌ نصيري‌ در جلسه‌‌ سمناني‌هاي‌ مقيم‌ گرگان‌ منبر مي‌رفت‌ و من‌ هم‌ در هيئت‌ تازه‌ تأسيس‌ جوانان‌ شركت‌ مي‌كردم‌. 

در اين‌ هيئت‌، علاوه‌ بر جوانان‌ ميدان‌ تره‌بار، دانش‌آموزان‌ دبيرستان‌ و دانشجويان‌ دانشگاه‌ نيز شركت‌ مي‌كردند. اين‌ هيئت‌ سيار بود و تعداد شركت‌كنندگان‌ آن‌ حدود پنجاه‌ نفر بودند. اين‌ جمعِ محدود براي‌ من‌ كه‌ آغاز كارم‌ در منبر بود، بسيار مناسب‌ بود و مي‌توانستم‌ به‌ خوبي‌ و به‌ راحتي‌ در آن‌ جمع‌ سخنراني‌ نموده‌ و مطالب‌ خود را بازگو كنم‌.



ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: