مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۴۹۵۴
انقلاب اسلامی در شیراز
حجت‌الاسلام رسول منتجب‌نیا می‌گوید:‌ بعد از راهپیمایی [15 خرداد 42] به مسجد آیت‌الله دستغیب رفتیم. مردم جنازه‌­ها را می­‌آوردند و برای نشان دادن آنها به عموم ملت به بالای منبر سنگی، محل سخنرانی شهید دستغیب می‌­بردند. در بین جنازه‌ها دانش‌آموزی که کتابی روی سینه‌­اش بود و بدنش خونین شده بود با قیافه‌ای مظلوم به چشم می­‌خورد .مردم وقتی جنازه او را دیدند به شدت گریه کردند و شور هیجان عجیبی در مسجد ایجاد شد.
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۳ - ۱۳ خرداد ۱۳۹۸ - 2019June 03

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ همزمان با اعلام خبر بازداشت امام خمینی و تعدادی از علما در 15 خرداد سال 1342 مردم شهرهای ایران دست به اعتراض و قیام زدند که با اقدام وحشیانه رژیم پهلوی روبرو شد. یکی از شهرهایی که مردم در آن اقدام به برپایی تظاهرات نمودند شیراز بود.

حجت‌الاسلام رسول منتجب‌نیا که خود در آن روزها شاهد وقایع و رخدادها در شیراز بود، در بخشی از خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره وقایع 15 خرداد در شیراز می‌گوید: روز 15 خرداد بعد از اقامه­ نماز صبح به اتفاق برادرم علی و برادر دیگرمان به سوی مسجد نو حرکت کردیم. جمعیت فوج فوج به مسجد نو هجوم می­آوردند و منتظر بهانه بودند تا در شبستان باز شد داخل شوند و علما برای سخنرانی بیایند.

در این زمان میان جمعیت خبری منتشر شد که امام را دستگیر کرده‌­اند. با انتشار این خبر سرو صدای مردم بلند شد و حالت نگرانی و اضطراب در آنها به وجود آمد. به دنبال این جریان باز خبر آوردند که شب گذشته آیات عظام محلاتی و دستغیب نیز دستگیر شده­‌اند. مردم با شنیدن این اخبار، با دادن شعارهای تند در حالی که نسبت به دستگیر شدگان ابراز احساسات می‌­کردند ، از مسجد بیرون آمدند. من در آنجا برای اولین بار شعار «مرگ بر شاه» و «درود بر خمینی» و امثال اینها را شنیدم و این در حالی بود که من هم به اتفاق مردم ضمن دادن شعار به میدانی که جلوی مسجد شاهچراغ بود آمدم.

در این زمان ماموران پلیس با کامیون‌های مخصوصی آمده، شروع به پرتاب گاز اشک‌آور در میان جمعیت کردند تا مردم را متفرق کنند. عده‌­ای از مردم کنار کشیده، عده‌ای هم گازها را به طرف کامیون‌های پلیس پرتاب کردند و ماموران از طریق گاز اشک‌آور موفق به پراکندن جمعیت نشدند.

مقداری که حرکت کردیم و از شاهچراغ به سوی خیابان احمدی جلو رفتیم، در سه راه احمدی تیراندازی هوایی شروع شد؛ اما جمعیت به حرکت خود ادامه داد و از طریق سه­‌راه پهلوی سابق وارد خیابان پهلوی شد... بعد از راهپیمایی به مسجد آیت‌الله دستغیب رفتیم. مردم جنازه‌­ها را می­‌آوردند و برای نشان دادن آنها به عموم ملت به بالای منبر سنگی، محل سخنرانی شهید دستغیب می‌­بردند. در بین جنازه‌ها دانش‌آموزی که کتابی روی سینه‌­اش بود و بدنش خونین شده بود با قیافه‌ای مظلوم به چشم می­‌خورد .مردم وقتی جنازه او را دیدند به شدت گریه کردند و شور هیجان عجیبی در مسجد ایجاد شد.

بعد از اتمام مراسم مردم به سوی خانه­‌هایشان رفتند من نیز به خانه ‌ام در خیابان احمدی که به فاصله 2 کیلومتری با شاهچراغ قرار داشت رفتم. در طول مسیر، ماموران رژیم با بلندگوهای بسیار قوی مردم را تهدید می‌­کردند که اگر خانه‌­هایشان نروند مورد هدف قرار می‌­گیرند.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: