مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۵۶۲
امام خمینی(ره) در نامه ای خطاب به منتظری فرمودند: نامه‏ ها و سخنرانی‌های منافقین كه به وسیلۀ شما از رسانه‏ های گروهی به مردم می ‏رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان ـ روحی له الفداء ـ و خون‌های پاك شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینكه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه كنید، شاید خدا كمكتان كند.
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۲ - ۲۴ مرداد ۱۳۹۵ - 2016August 14

پایگاه مركز اسناد انقلاب اسلامی؛ امام خمینی(ره) در 6 فروردین 1368 ضمن نگارش نامه‌ای خطاب به منتظری، حقایقی را درباره حسینعلی منتظری و همصدایی وی با منافقین مطرح كردند. متن كامل این نامه را در زیر می‌خوانید:

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

جناب آقای منتظری

 

با دلی پر خون و قلبی شكسته چند كلمه ‏ای برایتان می‏ نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامۀ اخیرتان نوشته ‏اید كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می ‏دانم؛ خدا را در نظر می‏ گیرم و مسائلی را گوشزد می ‏كنم.

 

 امام خمینی(ره): به قدری مطالبی كه می‏ گفتید دیكته شدۀ منافقین بود كه من فایده ‏ای برای جواب به آنها نمی ‏دیدم.

 

از آنجا كه روشن شده است كه شما این كشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از كانال آنها به منافقین می‏ سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آیندۀ نظام را از دست داده ‏اید. شما در اكثر نامه ها و صحبت‌ها و موضعگیری‌هایتان نشان دادید كه معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر كشور حكومت كنند. به قدری مطالبی كه می‏ گفتید دیكته شدۀ منافقین بود كه من فایده‏ ای برای جواب به آنها نمی ‏دیدم.

 

خدمت ارزنده منتظری به منافقین

 

مثلاً در همین دفاعیۀ شما از منافقین تعداد بسیار معدودی كه در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‏ بینید كه چه خدمت ارزنده‏ ای به استكبار كرده ‏اید.

 

امام خمینی(ره) خطاب به منتظری: با اینكه برایتان ثابت شده بود كه او [مهدی هاشمی] قاتل است مرتب پیغام می‏ دادید كه او را نكشید

 

در مسئلۀ مهدی هاشمیِ قاتل، شما او را از همۀ متدینین متدین‌تر می‏ دانستید و با اینكه برایتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پیغام می‏ دادید كه او را نكشید. از قضایای مثلِ قضیۀ مهدی هاشمی كه بسیار است و من حالِ بازگو كردن تمامی آنها را ندارم. شما از این پس وكیل من نمی‏ باشید و به طلابی كه پول برای شما می‏ آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمداللّه‏ از این پس شما مسئلۀ مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می ‏دانید ـ كه مسلماً منافقین صلاح نمی‏ دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‏ شوید كه آخرتتان را خرابتر می‏ كند ـ با دلی شكسته و سینه‏ ای گداخته از آتش بی‏ مهری‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‏ كنم دیگر خود دانید:

 

نصیحت امام(ره) به منتظری

 

1ـ سعی كنید افراد بیت خود را عوض كنید تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد.

2ـ از آنجا كه ساده ‏لوح هستید و سریعاً تحریك می ‏شوید در هیچ كار سیاسی دخالت نكنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.

3ـ دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملكت است را به رادیوهای بیگانه دهند.

4ـ نامه‏ ها و سخنرانی‌های منافقین كه به وسیلۀ شما از رسانه‏ های گروهی به مردم می ‏رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان ـ روحی له الفداء ـ و خون‌های پاك شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینكه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه كنید، شاید خدا كمكتان كند.

 

امام خمینی(ره) خطاب به منتظری: واللّه‏ قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم

 

واللّه‏ قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده ‏لوح می ‏دانستم كه مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل‌كرده كه مفید برای حوزه‏ های علمیه بودید و اگر اینگونه كارهاتان را ادامه دهید مسلماً تكلیف دیگری دارم و می‏ دانید كه از تكلیف خود سرپیچی نمی‏ كنم. واللّه‏ قسم، من با نخست‏ وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‏ دانستم. واللّه‏ قسم، من رأی به ریاست جمهوری بنی ‏صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.

 

سخنی از سرِ درد و رنج و با دلی شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد كردم كه از بدی افرادی كه مكلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم ‏پوشی نكنم. من با خدای خود پیمان بسته‏ ام كه رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام كنند دست از حق و حقیقت برنمی ‏دارم. من كار به تاریخ و آنچه اتفاق می‏ افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفۀ شرعی خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‏ ام كه واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی كنند تحت تأثیر دروغ های دیكته شده كه این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‏ كنند نگردند. از خدا می ‏خواهم كه به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا  طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود كه چیزی نداریم، هر چه هست اوست. والسلام.

یكشنبه 6/1/68

روح ‏اللّه‏ الموسوی الخمینی


پی‌نوشت:

صحیفه امام خمینی(ره)، جلد 21.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های کتاب