مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۵۶۶۴
برگی از خاطرات سید احمد نصری
«پس از مدتی، در گناوه حدود هشتصد نفر از صیادان سنتی به مدت دو هفته تحصن کردند و خبر این تحصن در یکی از بولتن های ویژه نوشته شد و به دست امام رسید. امام هم بعد از مطالعه، آقایان رسولی و توسلی را به گناوه نزد متحصنین فرستاد و مسئله حل شده و آن‌ها به مردم قول دادند که گزارش را به امام بدهند. در گزارشی که آن‌ها به امام داده بودند، گفته شده بود اگر مدیریت استان عوض شود، مسائل آن‌ها قابل حل است.
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۰ - ۱۹ اسفند ۱۳۹۸ - 2020March 09

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی: امام خمینی همواره نگاه ویژه‌ای به حل مشکلات مستضعفین داشتند و در این‌باره هیچ مساحمه‌ای برای مسئولین قائل نبودند تا جایی که رسیدگی به وضع کارگران و محرومان در دوردست‌ترین نقاط کشور همیشه یکی از مهم‌ترین مطالبات ایشان از مسئولان بود.

سید احمد نصری استاندار اسبق بوشهر در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده درباره تأکید امام خمینی به حل مشکلات مردم بوشهر می‌گوید:

«پس از مدتی، در گناوه حدود هشتصد نفر از صیادان سنتی به مدت دو هفته تحصن کردند و خبر این تحصن در یکی از بولتن های ویژه نوشته شد و به دست امام رسید. امام هم بعد از مطالعه، آقایان رسولی و توسلی را به گناوه نزد متحصنین فرستاد و مسئله حل شده و آن‌ها به مردم قول دادند که گزارش را به امام بدهند. در گزارشی که آن‌ها به امام داده بودند، گفته شده بود اگر مدیریت استان عوض شود، مسائل آن‌ها قابل حل است.

بنابراین در اسفند سال 1360 که آقای ناطق نوری خدمت امام می رود، امام به او می‌فرمایند: فکری برای بوشهر بکنید. بعد از مدتی، آقای ناطق دوباره پیش امام می‌رود امام با حالت عتاب‌گونه‌ای می‌گوید: «چرا در مورد بوشهر فکری نکردید؟ مگر من به شما نگفتم؟ آقای ناطق نوری خیلی ناراحت می‌شود و می‌گوید من امروز در مورد بوشهر تصمیم می‌گیرم».

بعدها آقای ناطق نوری برای من تعریف کرد که وقتی امام این حرف را زد، من چند لحظه فکر کردم و شما به ذهنم خطور کردید و بلافاصله به امام گفتم: «من امروز مسئله را حل می کنم»، آقای ناطق وقتی به ساختمان وزارت کشور برگشت، مرا به دفتر کارش خواند و داستان ملاقاتش با امام را تعریف کرد و گفت: من به امام قول دادم که امروز مسئله‌ بوشهر را حل کنم. تو به استان بوشهر برو، من گفتم: «اصلا بوشهر را نمی شناسم و تا حالا حتی یک بار هم آنجا نرفته‌ام، اجازه بدهید فکر و مشورت کنم». آقای ناطق گفت: می‌خواهی با کی مشورت کنی؟» گفتم: «با آقا مرتضی.» گفت: «نیازی نیست، بهترین مشاور شما خود من هستم. من هم بعد از دو ساعت به او گفتم: «به خدا توکل کردم و حاضرم بروم»، او خیلی خوشحال شد و به آقای رسولی زنگ زد و گفت: «برای بوشهر فکری کردم» و نام مرا برد و گفت: اما ان‌شاءالله جمعه به بوشهر می‌رویم و یک وقت ملاقات خصوصی با امام برای من گرفت. فردا صبح خدمت امام رفتم. ایشان در آن ملاقات بسیار کوتاه، یکی دو نکته را تذکر دادند و گفتند:«آنجا که می‌روید با روحانیت باشید»، گویا امام برای خیلی‌ها این توصیه را کرده بودند. توصیه‌‌ دیگر هم این بود که با مردم مهربان باشید. به هر حال این ملاقات خصوصی انجام شد و در روز بعد، یعنی در تاریخ ۲۰ اسفند، به اتفاق آقای ناطق نوری به استان بوشهر رفتیم و کارمان را شروع کردیم.»


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: