مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۵۷۵۰
حضور و دخالت امریکا در کشورهای مختلف جهان نشان از اعمال دیکتاتوری، زیر سؤال بردن حقوق ملت‌ها، نفی آزادی و استقلال، سرکوب مطالبات مردم و ... دارد. در این زمینه می‌توان به رفتار تناقض‌آمیز امریکا در جریان ملی شدن صنعت نفت در ایران و درنهایتا انجام کودتا و زیر سؤال بردن مطالبات مردمی اشاره کرد. حمایت آمریکا از دیکتاتوری رژیم بحرین و سرکوب خواسته‌های عمومی، سرکوب حرکت‌های مردمی در آفریقا، تلاش برای انحراف انقلاب مردمی نیکاراگوئه، سرکوب و بی توجهی به دموکراسی در گینه استوایی، دخالت در امور مصر و یمن از دیگر جنایات امریکا در کشورهای مختلف است.
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۷ - ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ - 2020April 20

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی سیدمحمدجواد قربی؛ آمریکا در سیطره جهانی، خود را حامی حقوق ملت‌ها معرفی می‌کند، این در حالی است که اقدامات این کشور در گستره تاریخ نشان می‌دهد که آمریکا نه تنها هیچ اعتنایی به حقوق مسلم ملت‌ها ندارد، بلکه حتی این حقوق را نیز نقض کرده و از تمامی ظرفیت‌های سیاسی، حقوقی و نظامی خود برای تثبیت دیکتاتوری بهره می‌گیرد. تجربه ایران در زمان ملی شدن صنعت نفت و حتی روند نهضت مردم ایران اسلامی، گواهی بر تناقضات رفتاری و شعاری آمریکا در زمینه دموکراسی‌خواهی است؛ به این معنا که این کشور برای تحصیل منافع خود از هر ابزرا و روشی بهره می‌گیرد تا نظام‌های دیکتاتوری متحد خود را حفظ نماید و تمامی جریان‌های استقلال‌طلب و مردمی که خواهان خلع ید از ایادی استکبار و آمریکا هستند را سرکوب می‌نماید. در ادامه به چند نمونه از این موارد تاریخی اشاره می‌شود.

اضمحلال نهضت مردمی ایران با راه‌اندازی کودتا

امریکا در جریان ملی شدن نفت ایران سه رفتار متفاوت شامل همراهی با نهضت، بی طرفی و میانجی‌گری و در نهایت مخالفت و اقدام نظامی علیه نهضت را به نمایش گذاشت.

در جبهه خارجی دو کشور انگلیس و امریکا، بیشترین نقش و درگیری را در جریان ملی شدن نفت دارا بودند تا جایی که با راه‌اندازی یک کودتای نظامی، حکومت دیکتاتوری پهلوی را تثبیت کردند که این امر برخلاف خواسته‌های دموکراتیک مردم ایران بود.

دولت آمريكا در راستای منافع خود با به شكست كشانيدن نهضت ملي نفت، مردم ايران را از حق آزادي و تعيين سرنوشت و بهره برداري از منابع طبيعي كشور خود محروم كرد و در همين حال براي پنهان ساختن مداخله خلاف حقوق بين الملل خود با راه انداختن تبليغات سنگين و انبوهي از كتابها و مقالات، چنين دخالت سازمان يافته‌اي را به گونه يك كودتاي نظامي و درگيري داخلي جلوه گر ساختند تا بتوانند چهره خود را در زير پوششي از شعارهاي انسان دوستانه و طرفداري از حقوق بشر آرايش كرده و براي هميشه پرچمدار فرهنگ و دموكراسي در جهان باقي بمانند. باري روبين، يكي از برجسته‌ترين كارشناسان مسايل خاورميانه و عضو مركز پژوهشهاي استراتژيك و امور بين‌المللي دانشگاه جرج تاون در بخشي از كتاب «جنگ قدرتها در ايران» به اين پنهان كاري ها اشاره كرده و مي‌نويسد: «آمريكايي‌ها بيش از اندازه درباره نقش خود در جريان سقوط مصدق و بازگشت شاه بر مسند قدرت سروصدا به راه انداختند.»

حمایت آمریکا از دیکتاتوری رژیم بحرین و سرکوب خواسته‌های عمومی

هدف اصلی حضور و نفوذ آمریکا در بحرین و حمایت‌های بی‌دریغ آنها از آل خلیفه تثبیت پایه‌های دیکتاتوری این رژیم در بحرین است و در این راه از هیچ تلاش و حمایتی نیز دریغ نمی‌کند.

بیداری اسلامی در بحرین کاملاً مبتنی بر خواست و اراده مردم است که شعارهای آنها مبتنی بر آزادی سیاسی، حقوق بشر، دموکراسی حقیقی، مبارزه با فساد، استقلال سیاسی، حراست از حقوق ملت و... است اما آمریکا به هیچ کدام از این شعارها توجه ندارد.

این مسئله در حالی است که جمعیت وفاء اسلامی بحرین در بیانیه‌ای اعلام کرد: «حمایت از دیکتاتوری و نادیده گرفتن حقوق ملت بحرین سیاست مشترک آمریکا و نظام حاکم آل خلیفه است. ملت بحرین برای آزادی مبارزه میکند ولی آمریکا و آل خلیفه و همدستشان انگلیس که آزادی ملت را برنمی‌تابند، درپی سرکوب مردم آزادی‌خواه برآمده‌اند و غرب نیز چشم خود را به روی فجایع و جنایات موجود در بحرین بسته است و آن را نادیده می گیرد». این بیانیه با اشاره به همکاری نظام حاکم با امریکا و انگلیس می‌گوید: «مزدوران نظام با کمک افسران اطلاعاتی انگلیس و آمریکا همچنان به منازل مردم حمله و حریم شخصی آنها را پایمال و شهروندان را در خانه‌هایشان دستگیر می کنند و در هر جائی ایست بازرسی ایجاد کرده‌اند».

این شرایط در حالی است که پادشاه بحرین در جریان اعتراضات بهار عربی سال 2011 با کمک سربازان کشورهای همسایه و مستشاران آمریکایی نیز معترضان شیعه را به شدت سرکوب کرد و خواسته‌های دموکراتیک آنها را نادیده گرفت و علاوه بر کشتار مردم، صدها تن دیگر طبق گزارش گروه‌های حقوق بشری زخمی شدند و برخی دیگر نیز بازداشت شده و در دادگاه‌های نظامی محاکمه شدند. واشنگتن منافع ژئوپلتیکی در بحرین دارد و ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین مستقر است.

حمایت آمریکا از دیکتاتوری اتیوپی و سرکوب حرکت‌های مردمی

نیك تورسن نویسنده و تحلیل گر آمریكایی اعتقاد دارد پنتاگون در اتحاد عمیقی كه با رژیم های سركوبگر منطقه خاورمیانه و آفریقا برقرار كرده، با تقویت پایگاه های نظامی خود و مسلح كردن این رژیم‌ها با ابزارهای سركوب ماموریت خود را انجام می‌دهد. پنتاگون همچنین افرادی را برای آموزش سربازان این رژیم‌های سركوبگر و متحد نظامی واشنگتن به این كشورها اعزام كرده كه وظيفه این نیروها، آموزش روش‌های جمع آوری اطلاعات و سركوب قیام‌ها به ارتش متحدان آمریكا برای سركوب قیام های مردمی و خواسته‌های دموکراتیک آنها است. نیروهای امنیتی آمریكایی به طور مرتب برنامه‌های آموزشی متعددی را برای نیروهای امنیتی شماری از رژیم هایی كه مرتب در حال سركوب اعتراضات دموكراتیك بوده اند، برگزار كرده است. این تنها نمونه‌اي محدود از ماموریت‌های آموزشی مخفیانه نیروهای امریكایی است. این ماموریت های آموزشی در كنار تسلیحات نظامی ارسالی نقش موثری را برای حفظ جایگاه امنیتی و اطلاعاتی رژیم های سركوبگر وابسته به آمریكا در برابر اعتراضات مردمی ایفا می كنند.

در اوایل دهه ۱۹۶۰ که لایه‌های ناراضی به ویژه دانشجویان با خواست آزادی و عدالت به میدان مبارزه آمدند، هایله سلاسی به سرکوب بیرحمانه اعتراضات فرمان داد. تا زمان سقوط سلاسی، تمامی قیام‌های مردمی برای استقرار دموکراسی در کشور با حمایت‌های بی جانبه آمریکا سرکوب شد.

آمریکا و تلاش برای انحراف انقلاب مردمی نیکاراگوئه در مسیر استقرار دموکراسی

ریشه حاكميت يافتن نظام دیکتاتوری خاندان سوموزا در نيكاراگوئه به غير‌قابل توجيه شدن حضور و مداخله نظامي آمريكا در اين كشور برمي‌گردد. با بازگشت نيروهای آمریکایی در سال 1933 از این کشور و تشكيل گارد ملي نيكاراگوئه تحت رهبري آناستاسيو سوموزا، خاندان وی به عنوان حافظ منافع آمريكا به مدت 45سال در نيكاراگوئه حكومت كردند. طی این سال‌ها با اجرای سیاست‌های ایالات متحده در نیکاراگوئه و سرکوب شدید مردم توسط سوموزا، خفقان شدیدی در این کشور حاکم بود و طی این سالیان افراد بسیاری کشته شدند.

در سال 1978 ساندنیت‌ها دیکتاتوری سوموزا را سرنگون کردند، واشنگتن از بیم ايجاد انقلابي مردمي و پايدار به وحشت افتاد. کارتر، مصرانه در تلاش بود تا به شکل‌های اقتصادی یا سیاسی در کار انقلابیون اخلال ایجاد کند و بعد از او نیز ریگان روش خشونت برای جلوگیری از دموکراسی مردمی نیکاراگوئه را انتخاب کرد. در آن هشت‌سال دهشتناک مردم زیر ضرب کنتراها (به نمایندگی از آمریکا) که باقیمانده‌های گارد ملی بدنام سوموزا و سایر حامیان دیکتاتور بودند، بدترين و مرگبارترين دوران را به خاطر دارند.

ساندینیستاها پس از استراحت و فراغت بال کوتاهی با جنگ داخلی فزاینده و تضعیف‌کننده‌ای مواجه شدند که توسط چریک‌های کنترا، شورشیان نماینده رونالد ریگان، رئیس‌جمهور ایالات متحده، توطئه‌ریزی شده بود. ایالات متحده مخالفان را آموزش می‌داد و آنها را تامین مالی می‌کرد تا بر ضد ساندینیستاها بجنگند و علاوه بر آن انتقادات گسترده‌ای در نقاط زیادی از ایالات متحده، از جمله کنگره ملی، بر ضد ساندینیستاها به راه می‌انداختند.

به هر رو، آمریکا شورش مردم و قیام آنها برای نابودی رژیم فاسد را سرکوب کردند و تلاش کرد با تطمیع مخالفان حکومت، سرکوب معترضان، افزایش حمایت های نظامی و ...، جلوی فروپاشی نظام دیکتاتوری نیکاراگوئه را بگیرند.

تلاش برای سرکوب مخالفان رئیس‌جمهوری گینه استوایی و بی‌توجهی به دموکراسی

تئودور اوبیانگ از 1979 رئیس‌جمهور گینه استوایی است و دیرپاترین خودکامه آفریقا محسوب می‌شود. در گینه استوایی هیچگونه آزادی مطبوعات و هیچ حزب سیاسی وجود ندارد و گزارش‌های بسیاری نیز از شکنجه زندانیان سیاسی منتشر می‌شود. واشنگتن به دلیل دخایر نفتی گینه، از دیرباز روابط مستحکمی با اوبیانگ داشته است و تلاش دارد تا از این طریق وابستگی خود به نفت خام خاورمیانه را کاهش دهد. شرکت‌های نفتی آمریکا یکی از بزرگترین سرمایه‌گذاران گینه استوایی هستند و در اکتشاف و بهره‌برداری نفت و گاز آنجا نقش کلیدی ایفا می‌کنند.

با توجه به اتحاد استراتژیک و موقعیت ژئوپلیتیکی این کشور، آمریکا از هرگونه قیام مردمی برای برچیده شدن حکومت استبدادی جلوگیری نمود و حتی به استقرار رژیم دیکتاتوری کمک شایان مستشاری و نظامی کرد و اعترضات مردمی برای رهایی از خشونت و تحقق دموکراسی را سرکوب می نمود و با وجود افزایش فشارهای سیاسی علیه جریان عمومی مردم برای کسب استقلال، آزادی و دموکراسی، هیچ یک از رسانه های آمریکایی به آن اشاره ای نداشتند بلکه همسوء با دولتمردان آمریکایی، از تئودور اوبیانگ در برابر خواسته های حقوق بشری مردم حمایت کردند و با این کار خود، نه تنها از ایده دموکراسی حمایت نکردند بلکه نشان دادند دموکراسی و ترویج آن در جامعه جهانی یک ابزار سیاسی برای تحصیل منافع حیاتی آمریکا می باشد.

خیزش‌های مردمی مصر و ممانعت آمریکا از تحقق آرمان‌های ملی

پس از سقوط بن‌علی در تونس، توجه جهانیان به اعتراض‌های مردمی مصر جلب شد. تظاهرات گروه‌های مخالف و غیرنظامی از 25 ژانویه 2011 شروع شد و بالغ بر 20 هزار مشارکت‌کننده داشت. ناآرامی‌های مصر از شهرهای بزرگ مانند قاهره و اسکندریه آغاز شد و به سراسر کشور انتقال یافت. پس از چهار روز از آغاز تظاهرات، حسنی‌مبارک، دولت جدیدی را پیشنهاد داد و اصلاحاتی را مطرح نمود اما حاضر به کناره‌گیری از قدرت نشد.

البته، مخالفان اصلی، خواستار استعفای مبارک و روی کار آمدن دولت مردمی بودند و اعتراضات مردم با اشغال میدان التحریر قاهره ادامه یافت. سرانجام، حسنی مبارک در روز دهم فوریه و در سخنرانی پایانی خود اعلام کرد که از مقام خود کناره‌گیری می‌کند و در همان روز، شورای عالی نظامی نخستین بیانیه خود را مبنی بر «تصدیق خواسته‌های مشروع مردم» منتشر کرد.

سرنگونی حکومت 30 ساله حسنی‌مبارک که مهم‌ترین متحد آمریکا و اسرائیل در منطقه بوده است به عنوان نماد تحول در خاورمیانه مطرح می‌گردد اما آمریکا با حفظ ساختار پیشین حکومت مصر و تلفیق عناصر و مؤلفه‌های نظام پیشین با نیروهای جدید، به دنبال تأمین منافع خود در این منطقه بوده است و شواهدی که نشان می دهد آمریکا تلاش داشت روند انقلاب مردم مصر را در مسیر مورد دلخواه خود هدایت کند به قرار زیر است؛ نخست آن‌که، دولت آمریکا با تشویق حسنی‌مبارک به انجام اصلاحات موردنظر معترضین و پرهیز از به‌کارگیری روش‌های خشونت‌آمیز در برخورد با تظاهرکنندگان، تلاش نمود تا در گام نخست، سرعت تحولات را کاهش داده و موج خشم و اعتراض انقلابیون را تا حدودی مهار نماید. دوم آن‌که، با از دست رفتن امیدهای آمریکا مبنی بر ابقا و تداوم حکومت حسنی مبارک، این کشور تلاش نمود تا زمینه انتقال قدرت به شورای عالی نظامی مصر، به ریاست سرلشکر محمدحسین طنطاوی را فراهم کند.

تلاش آمریکا برای دگردیسی در اهداف انقلابی مردم یمن

در روزهای پایانی ژانویه 2011، قیام مردم یمن علیه حکومت علی عبدالله صالح آغاز شد و مخالفین، خواستار کناره‌گیری وی از قدرت شدند. عبدالله صالح در واکنش به تظاهرات گسترده مردم در صنعا (پایتخت یمن)، قول داد که شرایط را برای مشارکت سیاسی مردم یمن بهبود بخشد و اصلاحاتی در قانون اساسی انجام دهد. اما با استمرار جریان اعتراض‌ها، عبدالله صالح توافق‌نامه انتقال قدرت را در 23 نوامبر 2011 امضا نموده و از قدرت کناره‌گیری کرد. به نظر می‌رسد که آمریکا، پس از قطع امید از انجام اصلاحات مورد نظر توسط صالح، به طور مخفیانه سیاست خود را در قبال یمن تغییر داد و با کمک عربستان سعودی و شورای همکاری خلیج‌فارس، زمینه انتقال قدرت از دیکتاتور یمن به عبدربه منصور الهادی را فراهم کرد. در واقع، منصور ال‌هادی، معاون عبدالله صالح بود که بعد از وی، ریاست دولت انتقالی یمن را موقتاً بر عهده گرفت و در 25 فوریه 2012، با برگزاری انتخابات رئیس‌جمهور این کشور شد. با توجه به شواهد موجود، حضور بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نظیر آمریکا و متحدانش در بحران یمن موجب شد تا تحولات این کشور به مسیری هدایت شود که خواسته اصلی توده‌های مردم که همان تغییرات مطلوب در شرایط سیاسی و اجتماعی بود، تحقق نیابد.


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های کتاب