مرکز اسناد انقلاب اسلامی

به روایت ابراهیم اسرافیلیان
به مرور ایام متوجه شدیم هدفشان این است كه همه را به طرف جناح خودشان بكشند. با تیزبینی كه مرحوم شهید آیت داشت پیشنهاد كرد چرا این كار را بكنیم؟ ما هم بیاییم محلی را به نام «جامعه‌‌ اسلامی دانشگاهیان» ایجاد كنیم.مرحوم آیت خودش اساسنامه‌ آن را نوشت. واقعیت این بود كه حضرت امام هنوز در فرانسه بودند و به ایران تشریف نیاورده بودند، ولی در آن اساسنامه اولین شرط عضویت، اعتقاد به ولایت فقیه بود.
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۱ - ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ - 2020August 04

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ شهید دکتر سید حسن آیت جزو معدود شخصیت‌های دانشگاهی و سیاسی بود که تلاش‌های او در طرح‌ریزی قانون اساسی به ویژه مسئله اصل ولایت فقیه بر هیچ‌کس پوشیده نیست. علاوه بر این شناخت او از جریانات سیاسی ابتدای انقلاب که هر کدام به نوعی داعیه انقلابی‌گری داشتند موجب شد تا انحرافات را به خوبی شناسایی و با آن مقابله کند.

دکتر ابراهیم اسرافیلیان که آشنایی دیرینی با سید حسن آیت داشت در خاطرات خود به روایت شخصیت شهید آیت می‌پردازد.

 

*** آیت از همان ابتدا سیاسی بود ***

دکتر اسرافیلیان درباره سابقه آشنایی خود با دکتر آیت می‌گوید: از دوره تحصیلات ابتدایی با شهید آیت بودم، منتهی ایشان از كلاس پنجم ششم ابتدایی آن زمان در مسائل سیاسی بود. روزنامه می‌گرفت، میخواند. بعضی از مطالب را میبرید و درمیآورد، ولی من در مسائل سیاسی با ایشان نبودم و در واقع اصلاً هیچ علاقهای به مسائل سیاسی نداشتم. تا سال 41 كه حضرت امام آن اعلامیه راجع به انجمن‌های ایالتی و ولایتی را دادند. من جزو كسانی بودم كه آن اعلامیه را پخش میكردند. بعد هم در خرداد 42 قیام كردند و نوارهایشان را در حدی كه میتوانستیم تكثیر و سخنرانیها و اعلامیه‌هایشان را پخش میكردیم، ولی حتی برای یك دقیقه به آن معنی، عضو هیچ حزب و گروه و دسته سیاسی نبودم... حتی عضو حزب جمهوری اسلامی هم نشدم ... هیچوقت هم دنبالهرو كسی نبودم؛ نه پیرو آیت بودم و نه پیرو كس دیگری...با هم دوست بودیم.

 

*** شرط عجیب شهید آیت در اساسنامه جامعه اسلامی دانشگاهیان ***

دفاع شهید آیت از اصل ولایت فقیه قانون اساسی شاید برای همه مبهم و قابل تأمل باشد. اما اسرافیلیان روایت جالبی از سابقه فکری و عملی سید حسن آیت در این رابطه دارد. وی می‌گوید: پس از اینكه راهپیماییها و شهادتها شروع شد و آن جمعیتهای عظیم چندین میلیونی در سراسر كشور تظاهرات میكردند و فریاد اسلامخواهیشان بلند شده بود، گروههای به اصطلاح غیرمذهبی و چپ دیدند راهی در این جمعیت و حكومت ندارند. روی این حساب اول بار شروع به جمعآوری افراد دانشگاهی اعم از مسلمان و غیرمسلمان و چپی كه قدری انقلابی یا شبهانقلابی، اما اكثراً گروههای چپ بودند، كردند. آن‌ها «سازمان ملی دانشگاهیان» را تشكیل دادند. خود ما هم در آن شركت كردیم، ولی به مرور ایام متوجه شدیم هدفشان این است كه همه را به طرف جناح خودشان بكشند. با تیزبینی كه مرحوم شهید آیت داشت پیشنهاد كرد چرا این كار را بكنیم؟ ما هم بیاییم محلی را به نام «جامعه‌‌ اسلامی دانشگاهیان» ایجاد كنیم.

مرحوم آیت خودش اساسنامه آن را نوشت. واقعیت این بود كه حضرت امام هنوز در فرانسه بودند و به ایران تشریف نیاورده بودند، ولی در آن اساسنامه اولین شرط عضویت، اعتقاد به ولایت فقیه بود. در آن سالها گروههای غیرمذهبی به دانشگاهها هجوم آوردند. در دانشگاه علم و صنعت كمتر اتاقی بود كه این‌ها تصرف نكرده باشند. گاهی اوقات یكی دو نفر با هم گروه مثلاً ایكس میشدند و كاغذی در اتاق می‌زدند و آنجا را اشغال میكردند.

 

 *** تیزبینی شهید آیت در مقابله با انحرافات بنی‌صدر ***

رفتارشناسی سیاسی شهید آیت حکایت از حساسیت او در برابر انحراف از معیارهای انقلاب اسلامی دارد. دکتر ابراهیم اسرافیلیان درباره این ویژگی شهید آیت معتقد است:‌ در بسیاری از موارد كارهایی كه میكرد بعضی وقتها به نظرم میرسید درست نیست، ولی چون آدم تیزبینی بود به او اعتقاد داشتم. مثلاً یكی همان صحبتی بود كه علیه بنیصدر كرد. خودم جزو مخالفان سرسخت بنیصدر بودم، ولی در آن جو همه به ایشان شوریدند، حتی حزب جمهوری اسلامی كه چرا علیه رئیسجمهور این حرف را زدید، ولی او قرص و قائم ایستاد. من پیش خودم به نظرم میرسید كار درستی نكرد، ولی هرگز به ایشان نگفتم. البته بعداً در مورد مسئله بنیصدر اقداماتی كرد كه خود من هم كردم.

مثلاً در تهران معمولاً برق به نوبت میرفت. یك شب متوجه شدم كسی در خانه ما را میزند، رفتم باز كردم. البته اگر اشتباه نكنم، آن شخص گفت: «اسم من مرتضی مهذّب است. من ذیحساب ارتشم و ذیحساب جمهوری اسلامی هم هستم. 60، 62 تا سند مالی هست كه بنیصدر طبق این اسناد به احزاب كوموله و دموكرات و مجاهدین‌خلق كمك مالی كرده است. من از این‌ها كپی گرفتهام، ولی میدانید كه اگر بفهمند اسرار ارتش را به كسی دادهام اعدامیام. تا آنجایی كه سراغ گرفتم به شما اعتماد پیدا كردم.» آدرسی داد. گفتم: «فردا شب نوبت محل ماست كه برق برود. شما در تاریكی شب (با این علامت) در بزن من میآیم و میگیرم.» او آنها را به من داد و من هم از هركدام چهار كپی گرفتم. یك كپی را به مرحوم شهید بهشتی و یكسری به آقای هاشمی رفسنجانی دادم. ایستادم تا به آقای خامنهای هم بدهم كه ایشان دیرتر از بقیه آمدند. آن كپی را به آیت دادم و یك كپی را هم خودم داشتم. تنها كسی هم كه از آن كپی در عدم كفایت بنیصدر استفاده كرد، آقای خامنهای بود.


منبع: کتاب تاریخ شفاهی جنبش دانشجویی مسلمان . مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: