مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۶۳۸۲
شما بپرسید| پاسخ حمیدرضا اسماعیلی
حمیدرضا اسماعیلی گفت: همانطور که بسیاری از گونه‌های فرهنگ غربی در ایران به صورت تقلیدی و نادرست مورد توجه قرار گرفت، لیبرالیسم هم به همین سرنوشت دچار شد. در حقیقت جریانی که به معنای واقعی به فلسفه لیبرالیسم پی برده و به آن متعهد باشد، در میان هیچکدام از جریان‌ها مشاهده نمی‌شود. حتی اگر در میان رجال و شخصیت‌های سیاسی بتوان فردی را متعهد به لیبرالیسم شناخت، اما این قابل تعمیم به گروه‌ها و جریان‌های سیاسی نیست. در ایران پس از انقلاب، رجال سیاسی تلاش کرده‌اند لیبرالیسم را با آموزه‌های فلسفی توجیه و تشریح کنند، درحالی که همین رویکرد با فلسفه لیبرالیسم در تضاد است.
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۳ - ۰۳ آذر ۱۳۹۹ - 2020November 23

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ یکی از مخاطبان در بخش «شما بپرسید» سوال خود را اینگونه مطرح کرده است: «نماینده جریان لیبرال در ایران‌ بعد از پیروزی انقلاب، چه گروه‌هایی هستند؟ لیبرال‌ها توسط چه طیف و گروهی حمایت می‌شوند؟»

دکتر حمیدرضا اسماعیلی کارشناس مسائل سیاسی در گفتگو با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی در پاسخ به این سوال گفت: برای شناخت جریان لیبرالیستی در دوره پس از پیروزی انقلاب، به‌طور مشخص باید به نهضت آزادی اشاره کنیم. نهضت آزادی با رهبری مهندس مهدی بازرگان در دهه 1340 تأسیس شد و اولین دولت پس از انقلاب را به مدت 9 ماه تشکیل داد. از آن به بعد هم به عنوان یک اپوزیسیون داخل حکومت اقدام به فعالیت کرد.

این نویسنده کتاب ادامه داد: مهمترین اندیشمند و نظریه‌پرداز این تشکیلات، شخص مهندس بازرگان بود که در فرانسه تحصیل کرده بود و با اندیشه‌های لیبرالیستی و مدرنیستی در آنجا خو گرفته بود. او خود را وامدار حقوق و فلسفه سیاسی لیبرالیستی می‌دانست. همانطور که فلسفه لیبرالیسم دور هسته آزادی پیچیده شده است، در کانون اندیشه بازرگان هم ارزش آزادی بیش از هر ارزش اجتماعی دیگری به چشم می‌خورد.

اسماعیلی با بیان این که لیبرالیسم به معنای واقعی در میان جریان‌های سیاسی ایران مشاهده نمی‌شود، تصریح کرد:  همانطور که بسیاری از گونه‌های فرهنگ غربی در ایران به صورت تقلیدی و نادرست مورد توجه قرار گرفت، لیبرالیسم هم به همین سرنوشت دچار شد. در حقیقت جریانی که به معنای واقعی به فلسفه لیبرالیسم پی برده و به آن متعهد باشد، در میان هیچکدام از جریان‌ها مشاهده نمی‌شود. حتی اگر در میان رجال و شخصیت‌های سیاسی بتوان فردی را متعهد به لیبرالیسم شناخت، اما این قابل تعمیم به گروه‌ها و جریان‌های سیاسی نیست. در ایران پس از انقلاب، رجال سیاسی تلاش کرده‌اند لیبرالیسم را با آموزه‌های فلسفی توجیه و تشریح کنند، درحالی که همین رویکرد با فلسفه لیبرالیسم در تضاد است.

نویسنده مجموعه «ایدئولوژی اصلاحات» ادامه داد: پس از نهضت آزادی، جریانی که مدعی لیبرالیسم بود، جریان اصلاحات بود. اصلاح‌طلبان گروه‌های چپ رادیکال دهه 1360 بودند که در تجدیدنظرهای سیاسی خود در اواخر همان دهه به سوی اندیشه راست و لیبرالیستی تمایل نشان دادند. آنها تحت تعالیم عبدالکریم سروش و با عذرخواهی از بازرگان پس از درگذشت او، مسیر لیبرال شدن خود را هموار کردند.

اسماعیلی با اشاره به تکاپوی این جریان در دهه 70 افزود: با کسب قدرت توسط این جریان در سال 1376، آنها خود را نولیبرالیست‌هایی معرفی کردند که اکنون به قدرت برگشته‌اند و تلاش دارند با اندیشه لیبرالیسم نو، جامعه و حکومت و دین را تغییر بدهند. در این دوره فضای رسان‌ای و مکتوب کشور پر از مفاهیم لیبرالیستی شد و لیبرالیسم تقدیس شد. با این حال، این جبهه نامتجانس بود و از هر تفکری در آن پیدا می‌شد. ولی از همه مهمتر این بود که جبهه اصلاحات که تلاش داشت خود را لیبرالیست معرفی کند، لیبرالیست‌های حقیقی نبودند و در تقلیدی سطحی از لیبرالیسم تنها ادای آن را درمی‌آوردند. ماهیت این جریان در حقیقت نومحافظه کارانه بود که تفاوت زیادی با لیبرالیسم دارد.

 


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های کتاب