مرکز اسناد انقلاب اسلامی

یکی از ابتکارات امام خمینی(ره) که نتیجه تجربیات تحریم عید نوروز سال 1342 بود، اعلام عزای عمومی در نوروز 57 بود که نقش بسزایی در تداوم حرکت مردم ایفا کرد. درواقع این موضوع نشان می‌داد که مبارزات انقلابی مردم ایران محدود به ماه‌های محرم و مراسم عزاداری نمی‌شود. در عین حال، مبارزات مردم ایران در عید نوروز نشانگر آن بود که تا زمانی که رژیم غیرقانونی و سرکوبگر پهلوی روی کار است هیچ عیدی وجود نخواهد داشت. بر همین اساس مردم ایران برگزاری جشن عید نوروز را به پس از سقوط سلطنت پهلوی موکول کردند.
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۵ - ۰۱ فروردين ۱۳۹۶ - 2017March 21

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ یکی از ابتکارات امام خمینی(ره) که نتیجه تجربیات تحریم عید نوروز سال 1342 بود، اعلام عزای عمومی در نوروز 57 بود که نقش بسزایی در تداوم حرکت مردم ایفا کرد. درواقع این موضوع نشان می‌داد که مبارزات انقلابی مردم ایران محدود به ماه‌های محرم و مراسم عزاداری نمی‌شود. در عین حال، مبارزات مردم ایران در عید نوروز نشانگر آن بود که تا زمانی که رژیم غیرقانونی و سرکوبگر پهلوی روی کار است هیچ عیدی وجود نخواهد داشت. بر همین اساس مردم ایران برگزاری جشن عید نوروز را به پس از سقوط سلطنت پهلوی موکول کردند.


همانگونه که در یکی از اشعار معروف آن روزها که به عنوان شب‌نامه پخش و به در و دیوار الصاق می‌شد نیز اشاره شده بود:

روزی که دگرگون شود احکام خدا عید نداریم

روزی که ز مرجع شود اعلان عزا عید نداریم

روزی که جوانان و عزیزان سلحشور به زندان

تبعید بود رهبر شایسته ما عید نداریم[1]


در این نوشتار وقایع واپسین عید نوروزی که به دلیل استقرار سلطنت پهلوی به عزای عمومی بدل شد مورد بررسی قرار می‌گیرد.


*** انتشار پیام امام در نوروز 1357 و اعلام عزای عمومی ***


در هفته‌های پایانی سال 56 صحبت‌هایی مبنی بر تحریم عید نوروز و اعلام عزای عمومی بود تا اینکه در روز 4 فروردین 57 انتشار پیام امام(ره) که مردم را به برپایی باشکوه مراسم چهلم شهدای 29 بهمن تبریز دعوت می‌کرد شور تازه‌ای به مبارزات انقلابی مردم در سراسر کشور داد. در بخشی از این پیام که خبر از اعلان عزای عمومی می‌داد آمده بود: «با فرا رسیدن اربعین مقتولین مظلوم تبریز غم‌های ملت غیرتمند تجدید می‏‌شود. ملت مظلوم ایران باید در هر چند صباحی پرچم‌های سیاه افراشته کنند و در سوگ بنشینند برای جوانان عزیز و عزیزان اسلام که به دست عمال امریکا و به امر شاه در خاک و خون کشیده شدند. و هنوز چشم‌ها گریان و دل‌ها بریان است برای یک قتل عمومی که دست امریکا و سایر اجانب از آستین شاه بیرون آمده و ملت را به عزای دیگر می‌‏نشاند...


کشتار بی‌‏رحمانۀ قم، ایران را به هیجان در آورد و تبریز عزیز را به قیام همگانی مردانه در قبال ظلم و بیدادگری کشاند، و کشتار دسته‏ جمعی تبریز، ملت غیور ایران را چنان تکان داد که در آستانۀ انفجار است.


شما ای ملت بزرگ ایران! از این تلاش مذبوحانه دستگاه جبار و از این قتل و جرح قم و تبریز نهراسید و نمی‏ هراسید؛ که خود این جنایات، نشانۀ وحشتزدگی شاه و از دست دادن اعتدال اعصاب اوست. اکنون لازم است وحدت کلمۀ خود را ـ که بحمداللّه‏ حاصل است ـ با کمال جدیت حفظ کنید و صفوف خود را در زیر پرچم عدالت‌پرور اسلام فشرده کنید. و لازم است تمام جناح‌ها که در پیشرفت مکتب رهایی ‏بخش اسلام در تکاپو هستند به هم پیوندند، و با شعار واحد که شعار اسلام و قرآن است هم صدا شوند، از درون مدارس روحانی تا درون دانشگاه‌ها و از عمق بازارها و کارگاه‌ها تا دشت پهناور دهقانان زحتمکش صحرانورد و از کمینگاه محراب مساجد تا صحنۀ احزاب سیاسی و گروه دانشمندان، دکترها و مهندسین و جناح‌های محترم لشکری و کشوری همه و همه همدست و همزبان کوشش مردانه کنند در راه نجات این کشتی که با چنگال و دندان اهریمنان خارج و داخل با خطر غرق مواجه است.


اسلام عزیز از شما ـ ای گروه‌های مسلمان ـ در هر لباس و شغلی هستید، استمداد می‌‏کند؛ و وظیفۀ همه است که در نجات آن کوشش کنید و ضربه‏ هایی که از سلاطین جور، خصوصاً در این پنجاه سال حکومت ضداسلامی و ملی دودمان پهلوی، خورده است و می‏‌خورد جبران کنید.


مصیبت‌های ما گر چه یکی دو تا نیست و در این کشورِ آزاد مردان و آزاد زنان! ـ به منطق شاه! ـ و جریان عدالت اجتماعی و حرکت به سوی "تمدن بزرگ"، به اصطلاح کارتر ـ شاه، ملت باید همیشه در عزا باشد. لکن مصیبت بزرگی را که بر برادران تبریزی ما وارد شد، اربعین آن را در سوگ هستیم، و ملت ایران نیز در آن روز با عزای عمومی خود به ملت‌های آزاد جهان بفهمانند که ما با چه شرایطی زندگی می‏‌کنیم. »[2]


*** اعلام عزای عمومی در نوروز 57 توسط علمای عظام***



علاوه بر پیام حضرت امام(ره) مبنی بر اعلام عزای عمومی در ایام نوروز، روحانیون، آیات عظام و علما و طلاب حوزه‌های علمیه نیز با صدور اعلامیه‌هایی برگزاری مراسم بزگداشت شهدای انقلاب را مورد تاکید قرار دادند. به عنوان مثال در قسمتی از اطلاعیه علمای حوزه علمیه قم آمده بود: «رژیم پس از قتل سید مصطفی خمینی و دکتر علی شریعتی و اهانت به امام خمینی، مردم را به گلوله بست و ما شاهد خون‌هایی بودیم که از سینه برادرانمان در خیابان‌ها جاری بود... آیا خلاف انسانیت نیست درحالی که هزاران خانواده در عزای فرزندان به خون خفته خویش سیاه پوشیده‌اند ما عید بگیریم؟ ...ما نه تنها عید نداریم بلکه برای بزرگداشت چهلمین روز شهیدان تبریز آماده می‌شویم و روزی را عید می‌گیریم که بر یزید زمان پیروز گردیم.»[3]


آیت‌الله سید عبدالله شیرازی نیز با صدور اعلامیه‌ای یادآوری کرد که «جای این نیست که در این ایام مراسم عید را به پا نمایند، بلکه مقتضی است عموم مسلمانان نیز به منظور ابراز تالم از حوادث واظهار تنفر از مامورانی که دست به این گونه جنایات زدند و در مقابل دفاع از حریم مقدس اسلام و مقام شامخ روحانیت و خواسته‌های دینی مشروع روحانیت و ملت آن فجایع را به وجود آوردند و به منظور دلجویی از داغدیدگان و مصیبت‌زدگان، فرا رسیدن ایام نوروز را عید نشناخته و مراسمی را به وجود نیاورند.»[4]


آیت‌الله صدوقی هم با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «سال نو با ناراحتی مادران و پدرانی که عزیز خود را از دست داده و غلطان در خون مشاهده نموده‌اند شروع می‌شود... لذا مناسب است که عموم برادران مسلمان از برگزاری مراسم نوروز خودداری فرموده و به سوگ ماتم شهیدان بنشینند.»[5]


آیت‌الله سیدمحمدصادق روحانی نیز ضمن برشمردن جنایات رژیم پهلوی افزود: «در چنین شرایط خفقان‌آور و قتل‌عام‌ها با آن که هنوز چهلم کشته‌های تبریز فرانرسیده و هنوز هزاران نفر از هموطنان ما در سوز و گدازند، آیا باز هم کسی می‌تواند اول فروردین را عید ملی بگیرد و مراسم جشن برپا کند؟»


آیت‌الله گلپایگانی و آیت‌الله مرعشی نجفی نیز در اعلامیه‌های جداگانه‌ای، از برگزاری مجلس بزرگداشت شهدای تبریز در روز 10 فروردین در مسجد اعظم قم خبر دادند.


روحانیت مبارز تهران هم با صدور اعلامیه‌ای سال نو را سالی خواند که با "درد و رنج جانکاه" همراه است و این سال را باید با «احساس عمیقی از احترام به شهیدان قم و تبریز و همدردی با خانواده‌های مصیبت‌زده آنان» آغاز کرد. روحانیون و علمای خراسان نیز با صدور اعلامیه‌ای جداگانه از مردم خواستند تا سال نو را جشن نگیرند و به دلجویی از داغدیدگان بپردازند.


به دنبال انتشار این پیام‌ها و اعلامیه‌ها، مردم در سراسر کشور آماده شدند تا مراسم چهلم شهدای تبریز را با شکوه فراوان برگزار کنند.


*** مبارزات سراسری مردم ایران با رژیم پهلوی در نوروز 57 ***



مبارزات انقلابی مردم ایران با رژیم پهلوی در سال 1357، از همان نخستین روز فروردین و از شهر مقدس قم آغاز شد. در روز اول فروردین، پس از خاتمه کلاس درس در مسجد امام، نزدیک به 100 نفر از طلاب درحالی که علیه سلطنت پهلوی شعار می‌دادند شروع به تظاهرات کردند که با گارد نیروهای پلیس مواجه شدند. مشابه همین اتفاق پس از نماز مغرب و عشاء نیز به وقوع پیوست و طلاب قم پس از خروج از مسجد اعظم این شهر مقدس وارد خیابان‌ها شده و ضمن برپایی تظاهرات با ماموران درگیر شدند.[6]


اما مهم‌ترین موضوع در ایام عید تقارن ایام نوروز با چهلم شهدای 29 بهمن تبریز بود که در اعلامیه‌ها و پیام‌های امام خمینی(ره) و علمای دیگر نیز بر آن تاکید شده بود.



با نزدیك شدن چهلم شهدای تبریز جوش و خروش عجیبی در بین مردم ایران مشاهده می‌شد. لذا ساواک پیش‌بینی کرد که نوروز 57 می‌تواند شیب سقوط رژیم پهلوی را تندتر کند. به همین جهت ساواک برای کنترل و جلوگیری از اغتشاشات حاد تصمیم گرفت «اجتماعات درمورد چهلم کشته‌شدگان حوادث تبریز در مساجد و اماکن مذهبی بلامانع» باشد تا از «هرگونه تظاهر و اخلال‌گری در خیابان و خارج از اماکن مذهبی و بستن دکاکین» جلوگیری شود. در عین حال بعضی از مسئولین امنیتی رژیم این اجازه را به مصلحت ندانسته و تصمیم گرفتند «این موضوع بین خودشان مکتوم بماند و علما از این مسائل بی‌اطلاع باشند؛ زیرا اگر چنین خبری حاصل نمایند دست به تهیه اعلامیه و جمع‌آوری مردم خواهند زد.»[7]



همانطور که پیش‌بینی می‌شد مراسم چهلم شهدای تبریز با استقبال عمومی در سراسر کشور مواجه شد. در روزهای نهم و دهم فروردین در بعضی از شهرها مثل تهران و اصفهان تظاهرات عظیمی برپا شد که به زد و خورد با نیروهای پلیس منجر شد. براساس گزارش‌های ساواک اصفهان، در "مسجد حکیم" مراسمی برگزار شد. شرکت‌کنندگان پس از پایان این مراسم در خیابان‌های "چهارباغ" و "عبدالرزاق" دست به تظاهرات زده و با ماموران درگیر شدند. در شهر مقدس قم این تظاهرات به خون کشیده شد و در این بین یک تن به شهادت رسید. در شهر مقدس مشهد نیز دروس حوزه علمیه تعطیل شد و متعاقب آن طلاب حوزه به همراه مردم وارد خیابان‌ها شدند. مرکز تجمع مردم مشهد در مقابل منزل آیت‌الله سیدعبدالله شیرازی در چهارراه نادری بود.[8]


تظاهرات مردم ایران علیه دستگاه جبار پهلوی در روز دهم فروردین نیز همچنان ادامه داشت. بنابر گزارش‌های ساواک، علاوه بر شهرهای بزرگ همچون تهران، اصفهان و مشهد، در کاشان، ساوه، کرج، همدان، قزوین و ... نیز تظاهرات با ابعادی وسیع صورت گرفت. در همدان مغازه‌ها تعطیل و مراسم چهلم شهدای تبریز در مسجد جامع این شهر برگزار شد. هنگامی که شهربانی همدان درصدد دستگیری واعظ این مراسم برآمد، با مقاومت مردم مواجه شد و کار به درگیری کشید.



چنانچه از گزارش‌های ساواک برمی‌آید، در شیراز و زنجان نیز کلیه مغازه‌های بازار و خیابان‌های شهر تعطیل شد. در قزوین بازار شهر و بخشی از مغازه‌های خیابان‌ها تعطیل شد و پس از برگزاری مراسم یادبود شهدای تبریز، مردم قزوین ضمن انجام تظاهرات، به سردادن شعارهایی به طرفداری از امام(ره) پرداختند. مشابه این حرکت در ساری، گرگان، سیرجان، اراک، جهرم، بوشهر، اهواز و سایر شهرهای استان خوزستان برگزار شد.[9]


اما خبرسازترین تظاهرات در یزد رخ داد. روز هشتم فروردین آیت‌الله صدوقی ضمن صدور اعلامیه‌ای در پیروی از فرمان حضرت امام(ره)، بر عزای عمومی در این ایام تاکید کرده و از مردم یزد دعوت کرد مراسم یادبود شهدای تبریز را در روز 10 فروردین برگزار کنند.


فردای آن روز بعد از نماز مغرب و عشاء آیت‌الله صدوقی به منبر رفت و رژیم پهلوی را به باد انتقاد گرفت. وی مردم را به تعطیل عمومی و اجتماع در مسجد جامع شهر یزد دعوت كرد و در یک سخنرانی در آن اجتماع باشكوه خواستار بازگشت امام خمینی(ره) از تبعید و آزادی زندانیان سیاسی و سرنگونی رژیم پهلوی شد.


پس از پایان این مراسم، جمعیت کثیری که از مسجد خارج شدند با سردادن شعارهای "الله اکبر" و "لاالله الا الله" و "زنده باد خمینی" تظاهرات گسترده‌ای را در تاریکی شب برگزار کردند. مردم در مسیر خود به سوی چهارراه پهلوی (چهارراه شهدای فعلی) تا میدان مجسمه در حالی که آیت‌الله صدوقی پیشاپیش دیگر علما و مردم در حرکت بود در اعتراض به خونریزی‌های رژیم پهلوی، به لانه‌های فساد وابسته به رژیم حمله کردند.


در این حین نیروهای امنیتی به سرعت وارد جریان شده و تلاش کردند تا با اخطار و تهدید مردم را متفرق کنند، اما موفق نشدند. پلیس یزد در این واقعه چنان غافلگیر شده بود که علی‌رغم پیش‌بینی‌های قبلی باز هم در مقابل سیل عظیم جمعیت عملا از کار افتاد. لذا نیروهایی از پادگان اصفهان مامور شدند تا برای سرکوب مردم یزد به آن ناحیه اعزام شوند.


صبح روز 10 فروردین 1357 در مسجد "محمدیه" یزد که در اسناد ساواک تحت عنوان "مسجد حظیره" ذکر شده است مجلس چهلم شهدای تبریز برگزار شد که در آن مراسم حجت‌الاسلام راشد یزدی به سخنرانی پرداخت. به طوری که مامور ساواک گزارش می‌دهد: ساعت 10 و 30 دقیقه روز 10 / 1 / 2537 نیروی کمکی پادگان اصفهان [به فرماندهی سرگرد فریدون کیا] به قرارگاه شهربانی استان یزد وارد شدند و مقارن همین احوال جمعیت اجتماع‌کننده در مسجد حظیره که حدود 2000 الی 2500 نفر بودند پس از خاتمه مجلس از آنجا خارج شده و با دادن شعار به تظاهرات خیابانی پرداختند.»[10]


با وجود اینکه نیروهای امنیتی یزد تدابیر شدید پلیسی را برقرار کرده بودند اما کنترل جمعیت از دست نیروهای امنیتی خارج شد. در این موقع ژاندارمری یزد که از قبل با تجهیزات لازم مستقر و آماده بود، با پشتیبانی عناصر مرکزی توپخانه اصفهان به مردم اخطار داده و سپس با انواع وسایل ضد اغتشاش و شلیک هوایی به مقابله با آنها پرداخت. در جریان این درگیری‌ها و زد و خورد با نیروهای پلیس دو نفر از تظاهرکنندگان به شهادت رسیدند و ده‌ها نفر نیز مجروح شدند. علاوه بر این براساس آنچه ساواک اعلام کرد، 51 نفر از مردم یزد به جرم مخالفت با دولت مرکزی بازداشت شدند.


تظاهرات مردم ایران در نوروز 1357، در 55 شهر کشور با شکوه فراوان برگزار شد. این حرکت چنان بعدی داشت که محمدرضا پهلوی مانور دریایی را در خلیج فارس ناتمام گذاشت و فرماندهی نیروهای ضد شورش را شخصا بر عهده گرفت.[11]



پی‌نوشت‌ها:

1- انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب چهارم، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ص 1.

 -2صحیفه امام خمینی(ره)، جلد 3.

3- اسناد انقلاب اسلامی، جلد چهارم، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 457

 -4اسناد انقلاب اسلامی، جلد اول، ص 435

5- حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان، یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 172.

 -6انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب چهارم، ص 4.

7- حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان، یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، ص 184.

 -8انقلاب اسلامی ایران از دی 1356 تا بهمن 1357، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 79.

 -9حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان، یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، صص 186 و 187.

10- انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب چهارم، ص 123.

 -11انقلاب اسلامی ایران از دی 1356 تا بهمن 1357، ص 81.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: