مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۷۸۲
انقلاب اسلامی در همدان
دکتر فریدون سیامک نژاد می گوید: در اول مهر سال 1357 به نهاوند رفتم و بعنوان مسئول فنی داروخانه مشغول به کار شدم. آنجا به کمک بچه‌هایی که از گذشته با ما زندان بودند مجسمه شاه را پائین آوردیم و فکر می کنم نهاوند اولین شهری بود که مجسمه محمدرضا پهلوی در آن پائین کشید شد.آنجا به کمک بچه‌هایی که از گذشته با ما زندان بودند مجسمه محمدرضا پهلوی را پائین آوردیم و فکر می کنم نهاوند اولین شهری بود که مجسمه محمدرضا پهلوی در آن پائین کشیده شد. حدود 23 یا 24 دی ماه بود؛ با بچه‌ها در نهاوند که با من سابقه دوستی و زندان داشتند مثل "اسدالله سیف" از اعضای گروه ابوذر و بعضی از بچه‌های مسلمانی که در صف نماز جماعت یکدیگر را می‌دیدم قرار گذاشتیم مجسمه محمدرضا پهلوی را در میدان اصلی نهاوند پائین بیاوریم.
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۶ - ۳۰ فروردين ۱۳۹۶ - 2017April 19

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ دکتر "فریدون سیامک نژاد" در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره پایین آوردن مجسمه محمدرضا پهلوی در دی ماه 57 می گوید: در اول مهر سال 1357 به نهاوند رفتم و بعنوان مسئول فنی داروخانه مشغول به کار شدم.

آنجا به کمک بچه‌هایی که از گذشته با ما زندان بودند مجسمه شاه را پائین آوردیم و فکر می کنم نهاوند اولین شهری بود که مجسمه شاه در آن پائین کشیده شد. حدود 23 یا 24 دی ماه بود؛ با بچه‌ها در نهاوند که با من سابقه دوستی و زندان داشتند مثل "اسدالله سیف" از اعضای گروه ابوذر و بعضی از بچه‌های مسلمانی که در صف نماز جماعت یکدیگر را می‌دیدم قرار گذاشتیم مجسمه محمدرضا پهلوی را در میدان اصلی نهاوند پائین بیاوریم.

بدین منظور وسایلی نظیر تیرآهن و طناب آماده کردیم و من با یکی از دوستان بالا رفتیم و طناب را به گردن مجسمه شاه انداختیم و یک طرف طناب را هم به ماشین جیپ بستیم و با جیپ آن را کشیدیم و مجسمه را انداختیم همه این اتفاقات در عرض پنج دقیقه روی داد و تا پلیس بیاید همه فرار کردیم. البته تیر اندازی هم شد و من احساس کردم که یک تیر از کنار پایم رد شد.

بعد با سرعت به داخل داروخانه رفتیم و از آنجا نیز سریع به تهران حرکت کردیم. بعد از یکی دو روز خبر رسید که یکی از جاهایی که گاردی‌ها وچماقدارن رژیم شاه حمله کردند نهاوند بود. برای اطلاع از اوضاع نهاوند به داروخانه تلفن کردم به من گفتند: اصلا پیدایت نشود که تا حالا ساواک نهاوند شش بار به سراغت آمده است.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های کتاب