"خاطرات ناب"/ برشی از خاطرات حسن روحانی
استراتژی امام و تحلیل غرب از پیروزی انقلاب اسلامی

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ حسن روحانی در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره استراتژی امام و تحلیل غرب از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گوید: « جمله نکات مهمی که باید در اینجا به آن اشاره کنم، نظر کارشناسان و محافل سیاسی غرب درباره انقلاب اسلامی در روزهای آغازین پیروزی است. پس از ۲۲ بهمن، روزنامه های انگلیس هر روز مطالب زیادی درباره انقلاب منتشر می‌کردند و مصاحبه‌هایی را با صاحب‌نظران امور سیاسی به چاپ می‌رساندند. برنامه‌هایی را از تلویزیون بی‌بی‌سی مشاهده کردم که در اکثر قریب به اتفاق آنها، تحلیلگران سیاسی، انقلاب اسلامی ایران را واقعه‌ای شگفت‌آور و باور نکردنی می‌دانستند و قادر نبودند تحسین و اعجاب خود را از این واقعه مخفی سازند. در روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب، همین تلویزیون بی‌بی‌سی با چند تن از مقامات آمریکا از جمله سولیوان سفیر آمریکا در ایران مصاحبه کرده بود که در آن مصاحبه سولیوان گفته بود: انقلاب ایران از مرحله موج عبور کرده و تبدیل به طوفان شده است و دیگر هیچ قدرتی نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد.

آمریکایی‌ها نیز پس از پیروزی انقلاب با ناباوری و حیرت به آن نگاه می کردند؛ به خصوص آنکه رهبری انقلاب و مردم ایران نه تشکیلات منظم حزبی داشتند و نه دارای قدرت نظامی و تسلیحاتی بودند. همین موضوع از نظر آنها از عجایب بود و برای همین از فهم انقلاب اسلامی ناتوان بودند و نمی‌توانستند آن را به خوبی تحلیل کنند. در روزهایی که امام در پاریس بود، خبرنگاری از امام پرسید: شایع شده است که شما برای پیروزی از کشورهایی مانند لیبی و سوریه وفلسطین ها اسلحه خواهید گرفت. امام در پاسخ به خبرنگار فرمود: برای پیروزی انقلاب، ما نیازی به اسلحه نداریم و مردم ایران بدون کمک دیگران قادرند این انقلاب را به پیروزی برسانند. خبرنگار متقاعد نمی‌شود و دوباره درباره تهیه اسلحه از امام سؤال می‌کند. امام این بار نیز همان پاسخ قبلی را تکرار میکند و اضافه میکند: اگر احساس کنیم به اسلحه نیاز داریم، از انبارهای اسلحه شاه استفاده می‌کنیم. به نظر من، استراتژی و طرح‌های امام برای پیروزی انقلاب شگفت‌آور و بی‌سابقه بود و بی‌تردید همه طرح‌ها و سخنان و تأکیدات ایشان نوعی الهام از سوی خداوند بود. مثلا امام در پاریس همواره بر جذب ارتش از سوی مردم و انقلاب تأکید می‌کردند. مسئله فرمان امام به سربازان مبنی بر فرار از پادگان‌ها فرمان بسیار عجیبی بود که باعث شد روحیه فرماندهان ارتش تخریب شود و در عمل، ارتش، کارآیی خود را از دست بدهد، زیرا بدنه ارتش از سربازان و درجه‌داران وظیفه تشکیل شده بود و اتکای ارتش نیروهایی که هر لحظه ممکن بود از پادگان‌ها و محل مأموریت فرار کنند، وارد عمل شده و انقلاب را سرکوب نمایند.

تقدیم گل به سربازان از سوی مردم و قرار گرفتن عکس امام در دست سربازان حادثه بسیار مهم و عجیبی در تاریخ انقلاب است که این همه حاکی از برنامه‌ریزی‌های دقیق امام و معماری بی‌همتا و شگفت‌آور ایشان است. امام توانست با جذب ارتش از مردم بهترین شیوه را برگزید و در ارتش شکاف ایجاد کرد. داستان همافران و بیعت آنان با امام در شکسته شدن روحیه ارتش و اختلاف در بدنه آن، بسیار مؤثر و کارساز بود. مردم تهران وقتی فهمیدند گارد شاهنشاهی می‌خواهد با همافران و درجه‌داران و اسلحه‌های موجود در پادگان‌ها، گارد شاهنشاهی را به عقب برانند. شکست گارد و پیوستن ارتش به انقلاب در روز 22 بهمن، حادثه‌ مهمی بود که به دلیل جاذبه‌ امام اتفاق افتاد. در حقیقت امام برای انقلاب دستگاه هاضمه‌ای تعبیه کرده بود که این دستگاه سنگ را هم خرد و نرم می کرد و به درون خود می‌کشید و هضمش می‌نمود. امام ارتش را به همین نحو جذب و تسلیم انقلاب کرد و سبب شد تا ارتش اعلام بی‌طرفی کند و بدون جاری شدن سیل خون به خواسته مردم تن در دهد و به انقلاب بپیوندد.

از دیگر نکات مهمی که تحلیلگران در روزهای آغازین پیروزی انقلاب مطرح می‌کردند، این بود که درست است امام و روحانیت توانستند نظام شاهنشاهی را در هم بشکند، ولی هیچگاه قادر به اداره کشور نیستند و نخواهند توانست نظام مستحکمی را مستقر کنند و از این رو انقلاب اسلامی بیش از پنج، شش ماه دوام نمی آورد و به زودی از دست روحانیت خارج می‌شود. به خصوص اینکه غربی‌ها سابقه انقلاب مشروطه را در حافظه و تجربه داشتند که چگونه در مشروطیت، قدرت را از دست روحانیت خارج کردند و پس از آن نیز در ملی شدن صنعت نفت چگونه روحانیت را کنار زدند و رشته امور را خود در دست گرفتند. براساس همین تجارب، تصور می‌کردند انقلاب اسلامی به رهبری امام و روحانیت پایدار نمی‌ماند و از بین خواهد رفت.

به نظر من این تحلیل دارای جنبه‌های مثبت و منفی بود. از جنبه مثبت، غربی ها چون تقریباً مطمئن بودند انقلاب اسلامی به زودی شکست می‌خورد، بنابراین تمام توان و نیروی خود را برای نابودی انقلاب به کار نگرفتند و امیدوار بودند دوران انقلاب بسیار کوتاه باشد و به زودی با تحریکات آنها و اختلافات درونی از بین برود. اما نکته منفی آن، این بود که غربی‌ها به شکست انقلاب، امید بسته بودند و خواهان نابودی آن بودند.»