مرکز اسناد انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی در مشهد
حمله عوامل رژیم پهلوی به بیمارستان‌های مشهد در آذر 57 به بهانه‌های مختلف صورت می‌گرفت. یکی از فجیع‌ترین این جنایت‌ها حمله به بخش کودکان بیمارستان امام رضا(ع)‌ در 23 آذر 1357 بود که به تحصن علما، روحانیت و مردم مشهد منجر شد. دکتر علی شمسا یکی از شاهدان آن حوادث می‌گوید که ساعت 10:30 صبح گروهی که عکس محمدرضا پهلوی را در دست داشتند، از درِ جنوبی وارد بیمارستان شدند و بخش اطفال، داخلی و مهد کودک را مورد تهاجم قرار دادند و شیشه خودروهای ایستاده در آن نزدیکی را خرد کردند. تهاجم این گروه به بخش‌های دیگر بیمارستان امام رضا با مقاومت پزشکان، دانشجویان پزشکی و پرستاران مواجه شد. وقتی مهاجمان از بیمارستان خارج شدند، شلیک گلوله شروع شد. مجروحین در چهار اتاق عمل مداوا می‌شدند. دکتر شمسا در خاطرات خود حداقل از دو شهید در این حادثه یاد می‌کند.
انقلاب اسلامی در همدان
در سال 1341 با ورود آيت‌الله اسدالله مدنى به همدان، فرهنگیان هم به پشتوانه فکری این روحانی مجاهد در صف مبارزه با رژیم پهلوی قرار گرفتند.
انقلاب اسلامی در شیراز
مردم شیراز که در ماجرای حمله کماندوها به منزل آیت‌الله دستغیب مقاومت فراوانی به خرج داده بودند، بعد از بازداشت این روحانی مبارز نیز در جهت آزادی وی، به رژیم پهلوی فشار زیادی آوردند. سرانجام با فشار افکار عمومی در شیراز، رژیم ناچار شد آیت‌الله دستغیب را آزاد کند.
انقلاب اسلامی در کرمان
ساواک گزارش نسبتاً مفصلي از تظاهرات مردم کرمان در روز 19 آذر ماه ارائه کرد. در یک گزارش آمده بود: «از ساعت 8:30 روز 19/9/1357جمعيت کثيري از طبقاتِ مختلف مردم کرمان و کارمندان بعضي از ادارات دولتي که بالغ بر بيست هزار نفر مي‌شدند در مسجد ملک که اخيراً به‌نام [امام] خميني نام‌گذاري شده شرکت کردند...»
انقلاب اسلامی در کرج
تكبيرهاي شبانه در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در كرج ابتدا از دانشكده‌ كشاورزي شروع شد. اين اقدام دامنه اعتراض‌ها را گسترده‌تر كرد و تمام محله‌هاي كرج را دربرگرفت.
برشی از خاطرات سردار رحیم صفوی
سرلشگر، سید یحیی رحیم صفوی می‌گوید: محور تمام‌ اعتصابات‌ دانشجويي‌ در دانشگاه‌ تبريز از سال‌ 52 به‌ بعد، دانشجويان‌ مؤمن‌ و متعهد بودند. يكي‌ از روزهايي‌ كه‌ همواره‌ براي‌ دانشجويان‌ مهم‌ بود... 16 آذر روز دانشجو بود؛ كلاس‌هاي‌ درس‌ در اين‌ روز تعطيل‌ مي‌شد و دانشجويان‌ با دادن‌ شعارهاي‌ سياسي‌ در دانشگاه‌ و بعضاً خارج‌ از دانشگاه‌ راهپيمايي‌ مي‌كردند و بچه‌ها در داخل‌ شهر تبريز هم‌ خيابان‌ خاصي‌ را انتخاب‌ نموده‌ و در آن‌جا راهپيمايي‌ مي‌كردند.
در یکی از اسناد به جای مانده از مبارزات دانشجویی در سال 1351 با اشاره به حوادث 16 آذر دانشگاه‌ها، گزارش نخست‌وزیری با امضای هویدا به محمدرضا پهلوی ارسال شده است. در این گزارش به سرکوب، دستگیری و بازجویی دانشجویان تصریح شده است.
برشی از خاطرات فضل‌الله فرخ
یک دفعه یادم هست حتى توده‌ای‌ها آمده بودند و اعلامیه پخش کرده بودند و تابلو زده بودند به هواداری و استقبال از یک قهرمان موتورسواری جهان که مشهدی بود و به این بهانه می‌خواستند مردم را در یک نقطه‌ای در خیابان ارک به نام چهار طبقه جمع کنند، جمعیت زیادی به هوای استقبال از آن موتورسوار آمده بود. بعد خود این‌ها آمدند شروع کردند به شعار دادن که یک مرتبه مردم به آن‌ها حمله کردند و زد و خورد شدیدی در گرفت. البته من در آن زمان نوجوانی بودم که نمی توانستم خیلی در صحنه باشم ولی در آن­‌جاهایی که مقابل هم بودیم با این­ها مخالفت شدید داشتیم.
برشی از خاطرات علی جنتی
پدر شهیدی را دیدم كه در همان حادثه، سه فرزندش شهید شده بودند. پس از پیاده شدن از ماشین به طرفش رفتم و سلام كردم. صورتش را بوسیدم. او اصلاً گریه نمی‌كرد. به ایشان تبریك و تسلیت گفتم. پاسخ داد: «همه‌ اینها فدای امام. ما همه فدای امام هستیم. من اگر چند فرزند دیگر هم داشتم، می‌دادم!»
برگی از خاطرات آیت‌الله فاضل استرآبادی
آیت‌الله فاضل استرآبادی می‌گوید: بعضي‌ از افراد با توجه‌ به‌ امكانات‌ و وسايلي‌ كه‌ در اختيار داشتند، نوارهاي‌ حضرت‌ امام‌ را در منزل خودشان تكثير مي‌كردند و در اختيار ساير انقلابيون‌ قرار مي‌دادند. از جمله‌‌ي اين‌ افراد آقاي‌ دكتر عالميان‌، طبيبي‌ مذهبي‌ واهل‌ قرآن‌ و اهل‌ جلسات‌ بود كه در اين‌ راه‌ خيلي‌ فعاليت‌ مي‌كرد.