مرکز اسناد انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی در یزد
بر اساس گزارش‌های مأموران ساواک، تظاهرات روز تاسوعای مردم شهر یزد با حضور گسترده مردم، به حالت باشکوهی برگزار گردید. شمار جمعیت در حدود ۱۰ هزار نفر بود.
انقلاب اسلامی در چهارمحال و بختیاری
در سال 57 رژیم پهلوی در سراشیبی سقوط قرار گرفت و آخرین ضربه‌ها به پیکر آن توسط مردم به رهبری امام خمینی(ره) در ماه محرم وارد آمد.تظاهرات تاسوعا و عاشورای 1357 در 19 و 20 آذر ماه و نیز تظاهرات اربعین آن سال، نوید بخش فجر انقلاب اسلامی و طلوع نظام سیاسی جدید در ایران مبتنی بر اسلام بود.
انقلاب اسلامی در بجنورد
با فرا رسیدن محرم سال 57 مردم در دسته‌های عزاداری خشم خود را نسبت به رژیم پهلوی نشان دادند. مردم، دانشجویان، دانش آموزان و فرهنگیان استان خراسان شمالی نیز پا به پای سایر ملت ایران در صحنه مبارزه حضور داشتند.
انقلاب اسلامی در مشهد
وجود حرم مطهر امام رضا (ع) و حضور مراجع و روحانیان مبارز و بیدار در استان خراسان موجب شده بود که تحولات و رخدادهای ماه ۵۷ در این استان از شکوه و گستردگی خاصی برخوردار باشد. در این ماه، حرم مطهر امام رضا(ع)، مدرسه نواب، بیوت مراجع و دانشگاه فردوسی از کانون‌های عمده تظاهرات مردم در شهر مشهد بودند.
برشی از خاطرات آیت‌الله عبدالله محمدی
در شرایطی که رژیم بعث به دفعات ایلام را مورد بمباران هوایی قرار می‌داد و باعث ویرانی خانه‌های مردم می‌شد، مردم سراسر کشور از استان‌های مختلف به مردم ایلام کمک می‌کردند. آیت‌الله عبدالله محمدی در بخشی از خاطرات خود به این موضوع اشاره کرده و می‌گوید: «در طول هشت سال جنگ تحمیلی حداقل ده بار شهر ایلام تخلیه شد. با بمباران بعثی‌ها، منازل مردم ویران شد، اما دوباره بازسازی می‌گردید. از استان‌های مختلف و ائمه جمعه کشور و همچنین دولت کمک‌هایی ارسال می‌شد. این کمک‌ها هم نقدی بود هم جنسی؛ مانند آرد، چراغ علاءالدین و پارچه. این کمک‌ها هم برای رزمندگان می‌آمد و هم برای مردم جنگ‌زده. هر خانواده‌ای سهمیه معینی از آرد داشت. یک‌بار یک کامیون مملو از پارچه از استان گیلان در رنگ‌های آبی و قهوه‌ای بود که از آن جهت روپوش مدارس و مقنعه خواهران و دختران دانش‌آموز استفاده شد.»
انقلاب اسلامی در خوزستان
مردم شهرهای استان خوزستان همانند دیگر شهرهای ایران در رخدادهای ماه محرم ۵۷ حضوری فعال و چشمگیر داشتند؛ در این ماه‌شهرهای اهواز، دزفول، اندیمشک، بهبهان، خرمشهر، آبادان، ماهشهر و دیگر شهرهای این استان شاهد تظاهرات گسترده و فراگیری بود.
مدرسه یک ستاد کمک رسانی به جبهه شده بود. مادران دانش آموزان به مدرسه می‌آمدند و این کارها را انجام می‌دادند. علاوه بر کمک های غیرنقدی، پول زیادی هم فرستاده می‌شد. وقتی که کمک‌های مردمی به اندازه یک وانت می‌شد، به ستاد مرکزی کمک رسانی به جبهه که در مسجد جامع کرج و در میدان اصلی شهر بود، تلفن می‌زدیم که وانت بیاید و کمک‌ها را ببرد. دوباره، سه چهار روز دیگر کمک‌های جدید که جمع می‌شد، وانت می‌آمد و اینها را می‌برد. به هر حال هیجان خوبی در مدرسه بود و من هم از هر فرصتی استفاه می‌کردم و درباره عظمت دفاع مقدس و مسئله دفاع از حیثیت و انقلابمان برای دانش‌آموزان صحبت می‌کردم و این خود عاملی شده بود که بچه‌ها به دین و دیانت علاقه پیدا کنند.
انقلاب اسلامی در کاشان
در مهرماه 57 دانشجویان و دانش آموزان کاشان ضمن تجمع و برپایی تظاهرات، رو به سوی دفتر مدیر دبیرستان گذاشتند و به رغم اینکه، با درب قفل مواجه شدند، پس از شکستن قفل و ورود به دفتر، قاب عکس شاه را به زیر آوردند و شکستند و به جای آن، تمثال مبارک حضرت امام خمینی را نصب کردند. ضمناً، دانش‌آموزان حرکت انقلابی دیگری را انجام دادند و روی تابلوی دبیرستان پهلوی پرده سیاهی کشیدند و به جای آن، با پارچه‌ای سفید نام امام خمینی را نوشتند.
پس از آنکه گروهک‌های تجزیه‌طلب در نقاط مرزی و حساس ایران با تحرکات نظامی سعی داشتند کردستان را از خاک ایران جدا کنند دولت موقت سعی داشت با مذاکره شورش در کردستان را آرام کند ولی "هیئت حسن‌نیت" از سوی دولت موقت خسارت‌های سنگینی به کردستان وارد کرد و حتی کردستان در آستانه جدایی از خاک ایران قرار می‌گیرد تا اینکه همراهی مردم با قوای نظامی کشور توانست آرامش را به این منطقه از خاک ایران بازگرداند. محسن رضایی در خاطرات خود در این باره می‌گوید:"احمد کاظمی به همراه چند تیپ سپاه به آنجا رفت و آنجا را آرام کرد. به طوری که وقتی انتخابات مجلس برگزار شد حتی روستایی‌های کرد نیز در آن شرکت کردند که با شکوه‌ترین انتخابات تا آن زمان بود و چند سال طول کشید تا شهید احمد کاظمی توانست امنیت را به کردستان برگرداند."
انقلاب اسلامی در یزد
به دنبال کشتار مردم یزد در فروردین 57 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در آن زمان در ایرانشهر به سر می‌بردند،طی اعلامیه‌ای با مردم، خانواده شهدا و مجروحین ابراز همدردی کردند و فرمودند: بانهایت تأسف اطلاع یافتیم که شدت و خشونت پلیس مردم ناشناس، کسانی که خود را در خدمت مردم معرفی می‌کنند در یزد به کشتار و زخمی شدن مردم مسلمان منتهی گشته و زخم عمیق و لبالب از خونی را که فاجعه قم و تبریز بر پیکر ملت وارد ساخته بود، به ضربتی دیگر در یزد و جهرم و چند شهر دیگر، عمیق‌تر و خونین‌تر کرده است. جای آن است که این ددمنشی مصیبت آفرین به حضرت عالی و همه علمای متعهد تسلیت گفته شود ... در پایان، یاد شهادت برادران یزدی را گرامی و مقدس دانسته، عزت و سرافرازی و موفقیت جناب عالی و دیگر علمای آگاه و متعهد یزد را که ملجاً و پناهگاه و پشتیبان و همراه مردم بوده و در ارشاد و هدایت خلقی کوشیده‌اند، از خداوند متعال مسئلت می‌نمایم.