مرکز اسناد انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی در کرمان
ابراز همدردي مردم کرمان با مراجع و روحانيون در جريان حمله عمال رژيم به مدرسه فيضيه و همچنين ابراز تنفر از اقدام رژيم، تنها به جامعه روحانيت کرمان منتهي نشد، از اين برهه به بعد، شاهد حضور فعال ديگر اقشار جامعه شهري کرمان از جمله اصناف و بازاريان در عرصه مبارزات اسلامي هستيم. اين اقشار نيز همچون روحانيت با ارسال نامه و تلگراف به مراجع و ابراز همدردي، به پشتيباني از آنان پرداختند.
با تاسیس حزب رستاخیز و اعلام اجباری عضویت در این حزب، مردم دزفول به شیوه‌های مختلف، با این حزب به مخالفت پرداختند که از جمله این شیوه‌ها، تهیه و توزیع اعلامیه‌های امام خمینی علیه حزب رستاخیز بود.
با تشکیل حزب رستاخیز و دستور لزوم عضویت در آن، مردم جهرم از عضویت در این حزب خودداری کردند. علاوه بر این، مردم جهرم به مناسبت‌­های مختلف به خیابان­‌ها ریخته و علیه این حزب شعار می‌دادند و حتی به دفتر آن حمله می‌کردند.
محمدحسين منشي‌زاده در سفرنامه‌ خود که به همين نام معروف است، پس از بازگشت از سفر زيارتي مشهد و توقف کوتاه در سبزوار که هم‌زمان با برپايي مجلس مؤسسان و تغيير سلطنت بوده است، به تجمع مردم سبزوار در تلگراف‌خانه و ارسال تلگراف‌هايي مبني بر مخالفت با حکومت جديد اشاره كرده است.
روایتی از علی جنتی
علی جنتی می‌گوید: در اسفند ماه، جمعی از دوستان از کرمانشاه خدمت آقای بهشتی آمدند و از ایشان درخواست کردند که دفتر حزب، در کرمانشاه هم تأسیس شود.
انقلاب اسلامی در قم
ساواک قم در 7 اسفند 1356 در این رابطه گزارش داد: با تقدیم پنج قطعه عکس تهیه شده از مجلس ختم روز2/12/36 (1356) در مسجد اعظم به مناسبت کشته شدگان وقایع اخیر تبریز به استحضار می‌رساند که با بررسی کلی در عکس‌ها نشان داده می‌شود که در تمام تظاهرات داخل مسجد، طلاب علوم دینی با تحریک جوانان دانشجو و نوجوانان دانش‌آموز مبادرت به دادن شعارهای مضره و ایجاد آشوب و بلوا می‌نماید و حتی اخیراً از شرکت زنان هم در این تظاهرات استقبال به عمل آمده قسمتی از شبستان مسجد و صحن حیاط را اختصاص به این طبقه دادند.
روایتی از مرحوم محمدجواد صاحبی
صاحبی مب‌گوید: از نکات جالب سفر فرح به شاهرود اين بود كه آنها تلاش زيادي كردند كه روحانيون را براي استقبال از فرح بياورند ولي با اينكه روحانيت شهر ما غالباً انقلابي نبودند، اما هيچ كدامشان حاضر نشدند كه به استقبال از او به خيابان بيايند يا اقدامي انجام دهند.
برشی از خاطرات حجت‌الاسلام فاضل استرآبادی
در واقع‌ سازماندهي‌ نيروها جهت‌ كنترل‌ شهر و بازار و ديگر اماكن‌ از مدرسه‌‌ علميه‌‌ ميرزا زكي‌ شروع‌ شد. افراد به‌ نوبت‌ نگهباني‌ مي‌دادند و همين‌ افراد اعضاي‌ كميته‌ را تشكيل‌ دادند. من‌ هم‌ شب‌ و روز در خدمت‌ آنها بودم‌ و در مدرسه‌ حضور داشتم‌. حتي‌ شام‌ و ناهار آنها را از منزل‌ خودم‌ مي‌آوردم‌. بعضي‌ها از فعاليت‌هاي‌ شبانه‌ روز همسرم‌ تعجب‌ مي‌كردند. من‌ هم‌ مي‌گفتم‌: دختر آقاي‌ كوهستاني‌ است‌ ديگر. خدا پدرشان‌ را بيامرزد. به‌ هر حال‌ در هر وعده ‌حدود ده دوازده غذا تهيه‌ مي‌كرد و بچه‌ها به‌ مدرسه‌ مي‌آوردند. من‌ هم ‌گاهي‌ اوقات‌ شام‌ را با آنها مي‌خوردم‌ و در واقع‌ شب‌ و روز با آنها بودم‌. اين‌ بچه‌ها توانستند با تلاش‌هاي‌ شبانه‌‌روزي‌ خود امنيت‌ شهر را حفظ‌ كنند و كميته‌‌ انقلاب‌ را تأسيس‌ نمايند.
یک روز پس از پیروزی انقلاب سلامی در شیراز چه گذشت؟
در هنگام خاكسپاري شهدا در دارالرحمه‌ شيراز شايع شد عده‌اي براي به‌دست آوردن اسلحه به پايگاه نيروي هوايي شيراز حمله كرده‌اند. لذا مردم به سرعت به طرف پايگاه هوايي عزيمت كردند. به نظر مي‌رسید، اين شايعه از جانب برخي فرماندهان نظامي طرفدار رژیم پهلوی صورت گرفته بود، زيرا آنها در برخي از پادگان‌ها اسلحه‌خانه‌ها را گشوده و بين مردم اسلحه توزيع مي‌كردند تا با مسلح كردن گروه‌هاي مختلف مردم، در جامعه جنگ داخلي راه بیندازند. از اين رو كميته‌ هماهنگي در تمام پادگان‌ها مستقر شده و اسلحه‌خانه‌ها را تحويل گرفت.
انقلاب اسلامی در اصفهان
حجت‌الاسلام احمد سالک در بخشی از خاطرات خود می‌گوید: «یکی از اقدامات ما این بود که به کمک چند تن از دوستانم داخل ساختمان رادیو تلویزیون اصفهان که هنوز تانک‌های نظامی رژیم پهلوی داخل آن بود رفتیم و با اهدای شاخه گل و شیرینی به راننده‌ تانک و خدمه‌اش، آن را از داخل رادیو تلویزیون به سمت پادگان هدایت کرده و به این وسیله در صدا و سیما مستقر شدیم. اولین برنامه‌ رادیویی را به نام «صدای انقلاب» با کمک نیروهای حزب‌اللهی که در رادیو تلویزیون بودند پخش کردیم.»