مرکز اسناد انقلاب اسلامی

آيت‌الله سید عبدالحسین لارى با انتشار رساله‌ سياسى «آيات الظالمين» در سال 1314 هجرى، موضع خود را در قبال رژيم قاجار مشخص نمود. محتواى اين رساله، بيانيه‌اى تند عليه مظالم و حكومت‌هاى محلى است و مى‌توان دريافت كه او، در اجراى احكام فقهى خود، حاضر به انجام هرگونه اقدام خطرناكى بود.با اعلام پيروزى انقلاب مشروطيت، آيت‌الله لارى، دستور تشكيل انجمن‌هاى محلى با عنوان انجمن اسلامى را صادر نمود. اقتدار بى‌چون و چراى آيت‌الله لارى در فارس جنوبى و شهرت اقتدار و انضباط و هماهنگى نيروهايش، به شيراز و تهران رسيد و انقلابيون، او را با عنوان رهبرى مقتدر و تسليم‌ناپذير و مردمى مى‌شناختند و احترام خاصى براى او قائل بودند.
شعبه حزب توده در اصفهان از فعال‌ترین واحدهای آن در کشور بود، به‌طوری که اکثر نیروهای کارگری طرفدار آن بودند. دفتر حزب در دروازه دولت، بالای خیاطی درگاهی قرار داشت. این دفتر در جریان وقایع پس از غائله فرقه‌ دموکرات آذربایجان توسط طرفداران اتحادیه‌ کارگری و حزب دموکرات قوام‌السلطنه مورد هجوم قرار گرفت. مهاجمین، دفتر حزب را ویران کردند و از بالای ساختمان وسایل آن از جمله میز، صندلی و رادیو را به کف خیابان چهارباغ ریختند.
انقلاب اسلامی در تبریز
آیت الله قاضی که نقش محوری درمبارزات علیه رژیم پهلوی داشت به کارگران این دو کارخانه بزرگ از لحاظ مالی کمک می‌کرد. ساواک در گزارشی در تاریخ 27 آذر 1357 به این موضوع می‌پردازد و می‌نویسد:« برابر اطلاع موثق آقای قاضی طباطبایی مقدار قابل توجهی پول جهت کارگران اعتصابی کارخانجات ماشین سازی و تراکتور سازی بحساب کارگران در بانک بازرگانی واریز و اعتصابیون از آنها استفاده می‌نمایند.»
انقلاب اسلامی در کرج
هم‌زمان با شروع اعتصاب‌ها در تهران و قم در آبان57، دانش‌آموزان و معلمان كرج اولين گروهي بودند كه دستبه اعتصاب زدند و الگويي سياسي براي ديگر كارمندان شدند. نخستين خيزش‌هاي دانش‌آموزان دبيرستان‌ها جهت تعطيلي كلاس‌ها و دامن‌زدن به اعتراض‌ها در فروردينماه 1357 شروع شد. اگرچه در پاييز سال57 بود كه اعتصابات فراگير شد و ساختار اداري و اقتصادي رژيم پهلوي را فلج ساخت، امّا پساز آنكه در 9آبان57 اعتصاب در شركت نفت گسترده شده و توليد متوقف گرديد، دامنه‌ي اعتصابات به‌سرعت گسترش يافت.
انقلاب اسلامی در بوشهر
من سال‌های 1349 و 1350 به بوشهر می‌رفتم و اعلامیه‌ها و نوارهای امام و روحانیت را با همکاری «حجت‌الاسلام نبوی» و «عاشوری» منتشر می‌کردم که تعدادی از فرهنگیان نیز به‌طور مخفی به ما کمک می‌کردند. در تاریخ 25/9/1350 و هم‌زمان با ماه مبارک رمضان، به بوشهر رفتم و در حالی که به شدت زیر نظر ساواک بودم، روی منبر مطالبی سیاسی در حمایت از امام و نهضت روحانیت و انقلاب فلسطین و بیداری مردم گفتم.
برگی از خاطرات آیت‌الله طاهری‌خرم‌آبادی
پس از تبعید امام خمینی در سال 1343 ، مشکلات فعالیت‌های سیاسی می‌رفت تا خللی در عزم و اراده انقلابیون برای ادامه مبارزه ایجاد کند اما ، ماه مبارک رمضان دوباره امواج نهضت اسلامی را به راه انداخت. اعضای مؤتلفه و در رأس آن روحانیون مبارز بر آن شدند تا با سفرهای تبلیغی در ماه رمضان یاد و نام رهبر در تبعید خود را احیا کرده و مبارزه را تداوم بخشند.
برشی از خاطرات آیت‌الله امینی
سومین مأموریت بنده در تاریخ 8 آبان 1358 از سوی امام خمینی به علی‌آباد گرگان و منطقه‌ی گنبد قابوس بود. به هنگام سفر، امام مبلغی را در اختیار ما قرار داد كه در هزینه‏‌های جاری هیئت صرف شود. عرض كردم در این منطقه اهل سنت زیاد هستند و علما و طلاب آنجا نیاز به كمك و تفقد دارند، اگر صلاح می‏دانید در این رابطه به مسئولان مربوطه سفارش كنید. امام با این پیشنهاد موافقت كردند و به توصیه اقدام نمودند.بعد از یك هفته توقف در علی‌آباد به گنبد قابوس اعزام شدیم. آقای ابراهیمی و جمعی از شیعیان و اهل سنت گنبد استقبال كردند و وارد مدرسه‌ علمیه طلاب شدیم. با علمای اهل سنت و شیعه و مسئولان ادارات و جمعی از بزرگان شهر دیدار و گفتگو داشتیم.
بازخوانی| روزنامه کیهان 30 فروردین 1358
آیت‌الله خامنه‌‌ای که خود در سال گذشته در بلوچستان به حالت تبعید سیاسی به سر می‌بردند، در مورد وضع خاص سیستان و بلوچستان فرمودند: مهم‌ترین خواست مردم این است که در سرزمین بلوچستان که سرشار حاصل‌خیزترین و مستعدترین و از لحاظ طبیعی غنی‌ترین مناطق ایران است؛ از این همه استعداد سرشار طبیعی استفاده بشود و بر روی این گنج عظیمی که مربوط به ملت ایران است مردم منطقه در آن گرسنگی سیاه و محرومیت عجیب باقی نمانند. آن‌ها کشاورزی می‌خواهند، راه می‌خواهند. نشریه و بهداشت و برق و وسایل ارتباط جمعی و لوله‌کشی و آب شیرین و از این قبیل نیازهای اولیه را طلب می‌کنند.
به دنبال نارضایتی دانشجویان مسلمان و انقلابی دانشگاه تبریز از گروه‌های سیاسی ضد‌انقلاب و تحصن آن‌ها در محیط دانشگاه، به‌سرعت در اکثر دانشگاه‌های مهم کشور اثر خود را گذاشت و اعتراضات فراگیر شد. به‌طوری که در فاصله کوتاهی، غالب دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی به تصرف دانشجویان عضو انجمن‌های اسلامی دانشجویان درآمد و مسئله دانشگاه‌ها، ابعاد ملی به خود گرفت. این دانشجویان با تاکید بر جلوگیری از هرج و مرج و دوری از ایجاد درگیری‌های داخلی، خواستار تصفیه و اصلاح و پاکسازی دانشگاه‌ها از عناصر وابسته به رژیم سابق و لغو قوانین و مقررات طاغوتی بودند. آن‌ها می‌گفتند: «تعلیمات ما باید برمبنای استقلال و غیر استعماری باشد و نظام آریامهری حاکم بر دانشگاه‌ها باید تغییری انقلابی و بنیادی نماید تا در خدمت استقلال و آبادانی کشور در آید».
انقلاب اسلامی در قزوین
حاج سیدابوالحسن رفیعی مجتهد ضمن سخنرانی مذهبی خود در مسجد شاه قزوین اظهار داشته که دولت تصمیم گرفته طلاب جوان را بخدمت سربازی اعزام نمایند معلوم میشود مقصود اینها اینست که مدارس علمیه را از بین ببرند. مگر 40 سال قبل قانون مجلس بازیچه بود. پس منظورشان اینست که دین را هم از بین ببرند و بایستی ما از مقامات بالا تقاضا نمائیم که شاید از این موضوع صرف‌نظر نمایند.