مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برشی از خاطرات آیت‌الله عبدالله محمدی
در شرایطی که رژیم بعث به دفعات ایلام را مورد بمباران هوایی قرار می‌داد و باعث ویرانی خانه‌های مردم می‌شد، مردم سراسر کشور از استان‌های مختلف به مردم ایلام کمک می‌کردند. آیت‌الله عبدالله محمدی در بخشی از خاطرات خود به این موضوع اشاره کرده و می‌گوید: «در طول هشت سال جنگ تحمیلی حداقل ده بار شهر ایلام تخلیه شد. با بمباران بعثی‌ها، منازل مردم ویران شد، اما دوباره بازسازی می‌گردید. از استان‌های مختلف و ائمه جمعه کشور و همچنین دولت کمک‌هایی ارسال می‌شد. این کمک‌ها هم نقدی بود هم جنسی؛ مانند آرد، چراغ علاءالدین و پارچه. این کمک‌ها هم برای رزمندگان می‌آمد و هم برای مردم جنگ‌زده. هر خانواده‌ای سهمیه معینی از آرد داشت. یک‌بار یک کامیون مملو از پارچه از استان گیلان در رنگ‌های آبی و قهوه‌ای بود که از آن جهت روپوش مدارس و مقنعه خواهران و دختران دانش‌آموز استفاده شد.»
انقلاب اسلامی در خوزستان
مردم شهرهای استان خوزستان همانند دیگر شهرهای ایران در رخدادهای ماه محرم ۵۷ حضوری فعال و چشمگیر داشتند؛ در این ماه‌شهرهای اهواز، دزفول، اندیمشک، بهبهان، خرمشهر، آبادان، ماهشهر و دیگر شهرهای این استان شاهد تظاهرات گسترده و فراگیری بود.
مدرسه یک ستاد کمک رسانی به جبهه شده بود. مادران دانش آموزان به مدرسه می‌آمدند و این کارها را انجام می‌دادند. علاوه بر کمک های غیرنقدی، پول زیادی هم فرستاده می‌شد. وقتی که کمک‌های مردمی به اندازه یک وانت می‌شد، به ستاد مرکزی کمک رسانی به جبهه که در مسجد جامع کرج و در میدان اصلی شهر بود، تلفن می‌زدیم که وانت بیاید و کمک‌ها را ببرد. دوباره، سه چهار روز دیگر کمک‌های جدید که جمع می‌شد، وانت می‌آمد و اینها را می‌برد. به هر حال هیجان خوبی در مدرسه بود و من هم از هر فرصتی استفاه می‌کردم و درباره عظمت دفاع مقدس و مسئله دفاع از حیثیت و انقلابمان برای دانش‌آموزان صحبت می‌کردم و این خود عاملی شده بود که بچه‌ها به دین و دیانت علاقه پیدا کنند.
انقلاب اسلامی در کاشان
در مهرماه 57 دانشجویان و دانش آموزان کاشان ضمن تجمع و برپایی تظاهرات، رو به سوی دفتر مدیر دبیرستان گذاشتند و به رغم اینکه، با درب قفل مواجه شدند، پس از شکستن قفل و ورود به دفتر، قاب عکس شاه را به زیر آوردند و شکستند و به جای آن، تمثال مبارک حضرت امام خمینی را نصب کردند. ضمناً، دانش‌آموزان حرکت انقلابی دیگری را انجام دادند و روی تابلوی دبیرستان پهلوی پرده سیاهی کشیدند و به جای آن، با پارچه‌ای سفید نام امام خمینی را نوشتند.
پس از آنکه گروهک‌های تجزیه‌طلب در نقاط مرزی و حساس ایران با تحرکات نظامی سعی داشتند کردستان را از خاک ایران جدا کنند دولت موقت سعی داشت با مذاکره شورش در کردستان را آرام کند ولی "هیئت حسن‌نیت" از سوی دولت موقت خسارت‌های سنگینی به کردستان وارد کرد و حتی کردستان در آستانه جدایی از خاک ایران قرار می‌گیرد تا اینکه همراهی مردم با قوای نظامی کشور توانست آرامش را به این منطقه از خاک ایران بازگرداند. محسن رضایی در خاطرات خود در این باره می‌گوید:"احمد کاظمی به همراه چند تیپ سپاه به آنجا رفت و آنجا را آرام کرد. به طوری که وقتی انتخابات مجلس برگزار شد حتی روستایی‌های کرد نیز در آن شرکت کردند که با شکوه‌ترین انتخابات تا آن زمان بود و چند سال طول کشید تا شهید احمد کاظمی توانست امنیت را به کردستان برگرداند."
انقلاب اسلامی در یزد
به دنبال کشتار مردم یزد در فروردین 57 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در آن زمان در ایرانشهر به سر می‌بردند،طی اعلامیه‌ای با مردم، خانواده شهدا و مجروحین ابراز همدردی کردند و فرمودند: بانهایت تأسف اطلاع یافتیم که شدت و خشونت پلیس مردم ناشناس، کسانی که خود را در خدمت مردم معرفی می‌کنند در یزد به کشتار و زخمی شدن مردم مسلمان منتهی گشته و زخم عمیق و لبالب از خونی را که فاجعه قم و تبریز بر پیکر ملت وارد ساخته بود، به ضربتی دیگر در یزد و جهرم و چند شهر دیگر، عمیق‌تر و خونین‌تر کرده است. جای آن است که این ددمنشی مصیبت آفرین به حضرت عالی و همه علمای متعهد تسلیت گفته شود ... در پایان، یاد شهادت برادران یزدی را گرامی و مقدس دانسته، عزت و سرافرازی و موفقیت جناب عالی و دیگر علمای آگاه و متعهد یزد را که ملجاً و پناهگاه و پشتیبان و همراه مردم بوده و در ارشاد و هدایت خلقی کوشیده‌اند، از خداوند متعال مسئلت می‌نمایم.
سازمان منافقین در بجنورد معمولاً سعی می‌کرد برای اینکه مسئولان طراز اول سازمان شناسایی نشوند، از افراد غیربومی انتخاب کنند. این کار این فایده را نیز در برداشت که فرد مورد نظر در مراحل بعدی نیز می‌توانست مورد استفاده قرار گیرد. مسئولین بومی برای جذب، عناصر جدید و مسؤول غیربومی برای سازمان‌دهی استفاده می‌شدند. آنچه در مورد ترورهای انجام شده در بجنورد توسط سازمان مجاهدین خلق (منافقین) باید گفته شود، این نکته است که هیچ یک از این ترورها توسط اعضای بجنوردی سازمان صورت نگرفت، بلکه از سوی افرادی دیگر از شهرهایی چون اهواز، شاهرود، نیروارو... که به بجنورد اعزام می‌شدند و برای بجنوردی‌ها شناخته شده نبودند، انجام شد.سازمان منافقین در بجنورد آغاز کننده درگیری‌های خونینی شدند که تلفات جانی و مالی فراوانی را در طول سالیان به بار آورد. گفته می‌شود بر اساس اعلامیه‌های دادستانی انقلاب شهر بجنورد، کشته‌های گروه‌ها شاید به 100نفر یا بیشتر بوده است، و اگر بجنوردی‌های مقیم شهرهای دیگر را نیز براین تعداد اضافه کنیم، تعدادشان خیلی بیشتر از این ها خواهد بود.
انقلاب اسلامی در همدان
قبل از تقریباً ۱۹ بهمن ۵۷ بود که می‌خواستند کودتا بکنند. قرار شد یگان‌ها کمک بکنند بیایند به سمت تهران، اخبار و اطلاعاتی که بعضی از فرماندهان نظامی که ارتباط داشتند با خود دفتر حضرت امام و آقای طالقانی؛ این‌ها هم مثل اینکه خبر را داده بودند و حالا از جهاتی دیگر هم اخبار رسیده بود و به تشخیص خود، حضرت امام پیام می‌دهند به آیت الله مدنی، چون این را خود آیت‌الله مدنی می‌فرمودند که زنگ زدند از تهران به ما گفتند که اسدالله، این تانک‌ها نباید برسد به تهران. اگر برسد به تهران دیگر امام را شما ندارید.
در اواخر اسفند ۱۳۵۷ خبر درگیری شدید مسلحانه بین گروه‌های مختلف در شهر سنندج منتشر شد.با درخواست مردم استان کردستان آیت الله طالقانی برای پایان دادن درگیری و جنگ به کردستان سفر کرد. وی پس از ورود به سنندج، هیئت جلسه مشترکی را با شورای موقت شهر سنندج تشکیل داد. طالقانی با سران کرد دیدار کرد و با سخنرانی در جمع مردم شهر خواستار تشکیل شورای شهر سنندج با انتخاب مردم شد. پس از مذاکرات طولانی با گروه‌های مختلف، طالقانی به این نتیجه رسید که تنها راه برای جلوگیری از سوءاستفاده هر یک از گروه ها برای به قدرت رسیدن، تشکیل شورای واقعی شهر سنندج است در نهایت این شورا به رغم برخی کارشکنی‌ها با درایت طالقانی تشکیل شد .
با اعلام روحانیون، روز 16 شهریور 1357 عزای عمومی اعلام شد؛ جامعه‌‌ اصناف‌ هم با صدور اطلاعيه‌اي‌ اعلام‌ كرد: «به‌ منظور بيان‌ عدم‌ اعتماد ملي‌ به‌ دولت‌ كنوني‌... و به‌ پشتيباني‌ از تصميم‌ روحانيون‌ و علماي‌ آگاه‌ تهران‌، پنجشنبه‌ 16 شهريور را روز تعطيل‌ و عزاي‌ عمومي‌ اعلام‌ مي‌كنيم‌»؛ با فرا رسيدن‌ سحرگاه‌ روز 16 شهريور سيل‌ جمعيت‌ به خیابان‌ها آمدند و تهران‌ يكپارچه‌ تعطيل‌ بود و مردم برای تظاهرات‌ به خیابان‌ها آمده بودند. علاوه بر این٬ بنا بر گزارش روزنامه کیهان، در روز 16 شهریور 57 شهرهاي‌ قم‌، آمل‌، كرج‌، گرگان‌، اهواز، كازرون‌، شهرري‌، قزوين‌، زنجان‌، همدان‌، خرم‌آباد، كاشان‌، شيراز، كرمان‌، مشهد، تبريز، اصفهان‌، اردبيل‌، مهاباد، بهبهان‌، خمين‌، شاهرود، اراك‌ و دزفول‌ با تظاهرات‌، راهپيمايي‌ و تعطيل‌ عمومي‌ به‌ نداي‌ جامعه‌‌ روحانيت‌ تهران‌ پاسخ‌ مثبت‌ دادند. بدین ترتیب، در روز 16 شهریور 57 مردم ایران در سراسر کشور دست به مبارزه زدند و مقدمات راهپیمایی عظیم روز جمعه 17 شهریور را فراهم کردند و یک صدا برای مبارزه با رژیم پهلوی به میدان آمدند و از آن روز می‌توان گفت نهضت اسلامی فاز جدیدی از مبارزه را با رژیم پهلوی آغاز کرد.
تازه های کتاب