مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برشی از خاطرات رحیم صفوی
سید رحیم صفوی می‌گوید: به‌ محض‌ ورود به‌ اصفهان‌ و استقرار در مکانی‌ مناسب‌ به‌ جذب‌ جوانان‌ مبارز و انقلابی‌ اصفهان‌ پرداختیم‌ و آن‌چه‌ در خصوص‌ انفجارات‌ و تخریب‌ در سوریه‌ و لبنان‌ تعلیم‌ دیده‌ بودم‌ به‌ این‌ بچه‌ها آموزش‌ می‌دادم‌.
انقلاب اسلامی در گرگان
آیت الله نور مفیدی:بعد از اینکه حضرت امام به ایران آمد... ما فورا به گرگان برگشتیم. مبارزات همچنان در همه جا ادامه داشت. روزها بازار گرگان تعطیل بود و همه کسبه، مغازه‌هایشان را می‌بستند و در عوض شب‌ها تا صبح باز می‌کردند و چراغ‌ها روشن بود. هنوز جنگ و گریز در کوچه‌ها و محلات ادامه داشت. من هم در مسجد حاج آقا کوچک برنامه‌ها و سخنرانی‌های خود را ادامه می‌دادم. یکی از شب‌ها وقتی که سخنرانی من در مسجد حاج آقا کوچک تمام شد، پلیس به مسجد حمله کرد و عده‌ای از بچه‌های انقلابی را کتک زده و دستگیر کرد. آن ایام من پیاده و قدم زنان از مسجد به منزل - که در همان نزدیکی بود- می‌رفتم تا اینکه پس از این حمله مأموران به مسجد، یک روز یکی دو نفر از ایادی رژیم شاه به دنبال من آمدند. به محض آنکه از اولین پیچ وسط کوچه گذشتم به سمت من تیراندازی کردند، اما به من اصابت نکرد.
با اعلام خبر ورود امام خمینی به کشور، مردم ایران درسراسر کشور خود را برای حضور در تهران و شرکت در مراسم استقبال از امام خمینی آماده کردند. در تهران نیز ستاد استقبال آمادگی خود را جهت میزبانی از مردم اعلام کرد. از این رو سیل جمعیت برای حضور در مراسم استقبال از امام روانه تهران شدند. مردم از شهرهای دور و نزدیک مثل جهرم، کرمان، همدان، سبزوار، مشهد،ارومیه، تبریز، اردبیل، یزد، سیرجان، کرمانشاه،خمین، شیراز، قم، آبادان و ... با برنامه ریزی هایی که اغلب توسط انقلابیون و علمای استان ها انجام می شد به سمت تهران حرکت کردند تا در مراسم استقبال از امام خمینی حاضر باشند. آن دسته از مردم نیز که به هر دلیلی موفق به حضور در تهران نشده بودند، در شهرهای محل زندگی خود اقدام به برپایی مراسم شادی و جشن کردند.
انقلاب اسلامی در اصفهان
علمای متحصن اصفهان در روز 11 بهمن اعلامیه‌ای با چندین امضاء صادر کردند که در آن آمده بود: «به‌منظور اعتراض نسبت به حملات و کشتارهای وحشیانه مردم مسلمان و آزادیخواه ملت ایران در تهران و سرارسر کشور به دست عمال دولت متجاوز و غیرقانونی بختیار که هدفی جز خدمت به استعمار سرکوبی جنبش قانونی ملت ایران و همچنین اعتراض نسبت به بهانه‌جویی‌های غیر موجه و مغرضانه در مورد تشریف‌فرمایی رهبر دینی و ملی، قائد عظیم‌الشان حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خمینی که مردم با بی‌صبری در انتظار ورود ایشان هستند، روحانیون اصفهان ضمن ابراز انزجار از این‌گونه اقدامات غیر انسانی با اعلام همبستگی با روحانیون متحصن در مسجد اعظم قم و مسجد دانشگاه تهران و سایر روحانیون کشور و تمام اقشار ملت از تاریخ اول ربیع الاول 1399 در مسجد سید اصفهان متحصن گردیدند.»
مروری بر نیم قرن خدمت فرهنگی و مبارزات سیاسی سیدصادق حجازی
سيد صادق حجازى درباره نحوه آغاز فعالیت‌های انقلابی خود می‌گوید: «نحوه‌ ورود به فعاليت‌هاى سياسى ما با آمدن آيت‌الله مدنى به همدان كه ما در خدمت وی بوديم، شروع شد و ما به پيروى از منويات مقدس ايشان به مبارزه با رژيم پهلوى پرداختيم. در عين حال مبارزات ما مورد توجه ساواك قرار گرفته بود. مبارزات ما به رهبرى آيت‌الله مدنى در همدان شروع شد، زمانى كه ايشان با انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى به مخالفت پرداخت، ما نيز با وى همراه و پيرو او بوديم، به همين سبب، مورد توجه ساواك قرار گرفتيم و آن‌ها ما را خواستند و تهديد كرد]ند[ و پرونده تشكيل دادند.»
مروری بر حماسه 6 بهمن 1360 مردم آمل
در روز 6 بهمن 1360، کمونیست‌های ضدانقلاب طی تهاجمی شبانه به آمل، جنایت بزرگی در این شهر رقم زدند که بلافاصله با واکنش مردم آمل و نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مواجه شد. در مرحله اول، مردم آمل با اقدامات خود طرح جذب نیرو توسط اتحادیه کمونیست‌ها را خنثی کردند به طوری که بنابر اعتراف "غلامرضا سپرغمی" یکی از اعضای کمونیست‌ها، آنها حتی نتوانستند بک نفر را هم جذب کنند. مردم همچنین تا رسیدن نیروهای کمکی اقدام به ساخت سنگر کردند به طوری که حدود ۳۰۰۰ سنگر توسط مردم ساخته شد. بنابر گفته یکی از ضدانقلاب‌ها به نام "بهروز فتحی": «در حین درگیری شدید وانت‌هایی که کیسه شن حمل می‌کردند از جاده رد می‌شدند و ما ایست می‌دادیم که آنها توجه نمی‌کردند. یک بار به یک وانت آنها شلیک کردیم. یکی دو بار هم وانت‌ها را می‌گرفتیم و گونی آنها را خالی می‌کردیم...» در مرحله بعد مردم آمل با همراهی نیروهای نظامی، با کمونیست‌ها مقابله کردند و با همکاری مردم و سپاه، تا ساعت ۱۰ صبح، دشمن مجبور به عقب‌نشینی شده و شکست خورد.
انقلاب اسلامی در همدان
حمايت از امام‌خمينى و درخواست بازگشت ایشان، منحصر به گروه و طيف خاصى نبود؛ حتى كليميان همدان نيز ضمن اعلام حمايت از انقلاب مردم مسلمان و امام‌خمينى، يك كنيسه را طى مراسمى با حضور آيت‌الله مدنى به مسلمانان تقديم كردند كه كنيسه‌ مذكور، به نام مسجد امام‌خمينى نام‌گذارى شد. بدين ترتيب، اقليت‌هاى همدان نيز در مبارزه عليه رژيم پهلوی با مردم همراه شدند.
بازخوانی برگی از جنایت رژیم پهلوی در ارومیه
مساجد از جمله مهم‌ترین پایگاه‌‌های مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی بود و کار سازماندهی مبارزات اغلب از مسجدها شروع می‌شد. از این رو مسجدها همواره از سوی رژیم پهلوی تهدید می‌شد. در روز دوم بهمن‌ 1357، مسجد اعظم ارومیه که پایگاه انقلابیون این شهر بود ناگهان از سوی عوامل رژیم پهلوی مورد حمله قرار گرفت که طی آن تعدادی شهید و بسیاری مجروح شدند. براساس گزارش روزنامه‌ اطلاعات، «صبح روز دوم بهمن یک تانک مسلح به مسلسل چرخان، وارد خیابان پهلوی رضائیه شد. سپس عده‌ای از مأموران درحالی‌كه مسلح بودند، به خیابان ریختند و شروع به تیراندازی كردند. همچنین تانكی وارد چهارراه عسگرآبادی این شهر شد و جمعیتی را كه در جلوی مسجد اعظم اجتماع كرده بودند به گلوله بست.» بلافاصله پس از انعكاس این حادثه و حوادث مشابه در سراسر كشور، ‌آیات عظام مرعشی نجفی و گلپایگانی با صدور اعلامیه‌های جداگانه، ارتشیان را به عدم شركت در تظاهرات فرمایشی فراخواندند و حملات نظامیان به مردم را محكوم كردند.
به بهانه سالروز شهادت شهید نواب صفوی
در سال 1322 شهید نواب صفوی پس از حضور در شرکت نفت آبادان به دلیل اهانت انگلیسی‌ها به یک کارگر ایرانی، کارگران را به مبارزه با استعمار انگلیس دعوت کرد. بعد از این جریان، احساسات ضد انگلیسی در میان کارگران شرکت نفت بالا گرفت. کارگران به صورت دسته جمعی به طرف دفتر انگلیسی‌ها حرکت کردند و اقدام به تظاهرات کردند. هرچند با دخالت پلیس و نیروهای نظامی، این اعتراضات سرکوب شد اما جرقه خیزش کارگران علیه استعمار انگلیس شکل گرفت.
اگرچه بعد از کودتای عقیم 25 مرداد 1332 و فرار محمدرضا پهلوی از کشور، مجسمه‌های رضاخان و محمدرضا در بعضی از نقاط تهران به زیر کشیده شد، اما بدون شک گسترده‌ترین اقدام در این رابطه در سال 1357 رخ داد و می‌توان گفت از آبان‌ماه آن سال، انهدام مجسمه‌ها به عنوان نمادهای طاغوت در شهرهای مختلف آغاز شد. یکی از استان‌ها که مجسمه محمدرضا پهلوی در آنجا سرنگون و تخریب شد، زنجان بود. در 5 آبان‌، مردم زنجان ضمن شرکت در یک تظاهرات بزرگ، برای ساقط کردن مجسمه‌های رضاخان و محمدرضا پهلوی در سطح شهر اقدام کردند. طی ماه آذر نیز مردم انقلابی جهرم و مشهد اقدام به مبارزه با نمادهای طاغوت کردند که البته با آتش اسلحه‌ها ماموران رژیم پهلوی مواجه شده و عده‌ای نیز در این درگیری به شهادت رسیدند. ساقط کردن مجسمه‌های طاغوت در دی‌ماه هم ادامه یافت و مردم دزفول، کرمان، شیراز، تهران، همدان، رفسنجان، قزوین و ... ضمن شکستن مجسمه محمدرضا پهلوی اقدام به راهپیمایی کردند.