مرکز اسناد انقلاب اسلامی

حاج علی‌اکرم علی‌اف، رهبر اسلامگرایان آذربایجان می‌گوید: اوایل سال 2000 به ایران آمدم و بعد از تبریز به شهر بناب و سپس به مراغه رفتم و یکی دو روز مهمان امام جمعه شهر، حجت‌الاسلام شیخ محمدتقی پورمحمدی شدم. در نماز جمعه مراغه هم شرکت کردم و دقایقی برای نمازگزاران و مومنان از وضع سیاسی و اجتماعی و دینی جمهوری آذربایجان حرف زدم.
شهربانی کل کشور در گزارشی به وزارت کشور در اول شهریورماه 1324 آزادی آیت‌الله کاشانی را بدین شرح گزارش نموده است: «برطبق گزارش شماره 1009 شهربانی کرمانشاهان معروض می‌دارد آقای حاجی سیدابوالقاسم کاشانی که در اردوگاه انگلیسی‌ها تحت نظر بود، عصر روز 24 ماه جاری مرخص و در خانه‌ آقای حاجی اسماعیل سالمی ‌علاف وارد شده؛ عده‌ای از اهالی نامبرده را دیدن نموده‌اند.»
انقلاب اسلامی در قزوین
حجت‌الاسلام ناطق نوری می‌گوید: 9 صبح‌ به‌ قزوین‌ رسیدیم‌. آن‌جا مردم‌ شهدا را تشییع‌ می‌كردند. چهارده‌ تا تابوت‌ كوچك‌ بر روی‌ دستان‌ مردم‌ تشیع‌ می‌شد. خیلی‌ صحنه‌ غم‌انگیزی‌ بود. حتی‌ خبرنگاران‌ خارجی‌ هم‌ گریه‌ می‌كردند. به‌ یكی‌ از خبرنگاران‌ خارجی‌ برخورد كردم‌ كه‌ گریه‌ می‌كرد، از او پرسیدم‌: «تو چرا گریه‌ می‌كنی‌؟» او گفت‌: «آخه‌ خیلی‌ صحنه‌‌ غم‌انگیزی‌ است‌.»
انقلاب اسلامی در کرج
انتخابات دوره بيست و چهارم مجلس شوراي ملي در كرج، از نظر حجم گسترده‌ تقلب و دستكاري آراء شركت‌كنندگان نسبت به انتخابات پيشين، به مراتب بيشتر بود، زيرا سران حزب رستاخيز كه خود از برگزاركنندگان آن بودند، آشكارا و بي‌هيچ پرده‌پوشي اين كارها را انجام مي‌دادند. رئيس حزب رستاخيز وقتِ كرج قاسم ظهوري نام داشت كه وظيفه هماهنگي اين امر را به عهده داشت. پس از آنكه نتيجه‌ انتخابات اعلام شد، حتي وابستگان رژيم آشكارا نارضايتي و خشم خود را به نتيجه‌ آن اعلام داشتند. اعتراض‌هاي گسترده، دادسراي كرج را وارد ماجرا كرد. اين دادسرا حداقل به‌منظور راضي نگه‌داشتن ناراضيان و معترضان به بررسي صندوق‌ها پرداخت و گزارشي تهيه كرد كه در آن به تقلب گسترده در انتخابات تصريح شده بود. در بخشي از گزارش فوق چنين آمده است: «...بين محتويات صندوق‌هاي مذكور و آرائي كه رأي داوطلبان نامزدهاي انتخاباتي منظور شده، اختلافاتي موجود است».
برگی از کارنامه مبارزاتی‌ آیت‌الله ربانی در شیراز
آیت‌الله ربانی شیرازی با تشکیلات وسیع بهائیت در شیراز روبرو بود. وی در آن زمان که 20 سال داشت مبارزات شدیدی را با عوامل بهائیت آغاز کرد و مراکزی که بهائیت در آنجا فعالیت داشت مورد هدف قرار داد.
بعد از رحلت آیت‌الله بروجردی مرجع بزرگ شیعیان، محمدرضا پهلوی تلاش می‌کرد مرجعیت را به خارج از مرزهای ایران ببرد. اما این شاگردان امام خمینی بودند که اجازه ندادند رژیم به اهدافش برسد. در این میان نقش آیت‌الله واعظ طبسی در مشهد غیر قابل انکار است. به طوری که ساواک در گزارشی که به مرکز ارسال می‌کند در این باره می‌نویسد: از افرادی که در مجامع خصوصی بر مرجعیت امام خمینی در مشهد تأکید دارند، آقای عباس واعظ طبسی بود. در اجتماع کم‌شماری که روز 22 خرداد شکل گرفت، طبسی خود را مقلد خمینی معرفی کرد و گفت: هرکس از من سؤال می‌کند، می‌گویم باید از آقای خمینی تقلید کند و از کتاب تحریر‌الوسیله‌ آقای خمینی بهره ببرید که واقعاً عالی است و خوب نوشته شده...»
در سندی از ساواک به تاریخ 13 تیرماه 1340 آمده است: موضوع: شیخ عباس واعظ طبسی؛ گزارش‌های مأمورین مربوطه حاکی است که نامبرده بالا در بالای منبر مطالبی بر خلاف مصلحت مملکت و اهانت به سازمان‌های مملکت و افسران ارتش و مقام شامخ سلطنت بیان نموده است.
برشی از خاطرات امیر سرتیپ منوچهر نجفدری
منوچهر نجفدری می‌گوید: افراد قاچاقچی به بنی‌صدر خیلی وابسته بود. او تلفنی به بنی‌صدر گزارش داده بود که نجفدری قبل از انقلاب هم اینجا خدمت کرده است و پس از انقلاب زندانی بوده است. یک زندانی را فرمانده ناحیه کرده‌اند و او بلوچستان را به هم ریخته است. او را از اینجا عوض کنید. بنی‌صدر هم به تیمسار ظهیرنژاد، فرمانده ژاندارمری فشار آورده بود که این سرهنگ کیست که زندانی بوده است و الان رفته سیستان و بلوچستان دارد این طوری می‌کند؟ کی گفته این برود قاچاق بگیرد؟
نیروهای انگلیسی بعد از جنگ جهانی اول هنوز در فارس مستقر بودند و با نیروهای نظامی مختلطی تحت عنوان پلیس جنوب به اقدامات تجاوزکارانه خود ادامه می‌دادند. در این زمان مبارزان تنگستانی با عملیات پارتیزانی خود، مزاحمت‌هایی برای انگلیسی‌ها به وجود می‌آوردند. انگلیسی‌ها تصمیم به سرکوبی آنها گرفتند، اما مصدق به این امر اعتراض کرد و خود مسئولیت سرکوبی آنها را به عهده گرفت.
با شروع جنگ تحمیلی یک از نهادهایی که به‌طور مستقیم در ارتباط با تدارکات جبهه در جهرم فعالیت داشت، کمیته امداد امام خمینی بود. کمک‌های مردمی توسط این نهاد، اعم از کمک‌های نقدی و غیرنقدی جمع‌آوری می‌گردید و به جبهه‌های نبرد فرستاده می‌شد. این كار توسط كمیته امداد جهرم به نحو احسن انجام شد.