مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کلاس تاریخ
در سال 1342 با فرارسیدن ماه پیروزی خون بر شمشیر، رویارویی علما با رژیم شاه وارد مرحله تازه‌ای شد. ماه محرم فرصت خوبی بود تا شبکه‌های روحانیون با رهبری امام خمینی پایه‌های رژیم را بلرزاند.
کلاس تاریخ
در شب 12 خرداد که مصادف با شب عاشورا بود، دسته عزاداری تحت رهبری طیب نیز با بی‌اعتنایی به اعلامیه شهربانی مبنی بر ممنوع بودن حرکت دسته‌ها، به عادت هرساله به راه افتاد؛ درحالی‌که این بار بر خلاف سال‌های گذشته تصاویری از امام خمینی بر روی پرچم‌ها و علامت‌ها نصب‌شده بود. غلامعلی حداد عادل به یاد می‌آورد که در دسته طیب به تمام تیغه‌ها، پرچم‌ها و علامت‌ها، تصاویری از امام خمینی نصب‌شده بود. حاج حسن عباداللهی نیز ضمن تائید این موضوع اشاره می‌کند که طیب از وی نیز خواسته بود تا چنانچه می‌تواند پوسترهایی از امام را برایش تهیه کند.
کلاس تاریخ
حکم امام مبنی بر واجب التقل بودن سلمان رشدی مورد تائید و حمایت قاطع مردم ایران و کشورهای اسلامی جهان قرار گرفت اما مهندس مهدی بازرگان به بهانه «مخالفت با خشونت» به دفاع از دشمنان اسلام پرداخت. بازرگان فتوای امام را غیر فقهی دانست و مبانی روایی فتوای ایشان را زیر سوال برد. او پا را از بحث مصالح سیاسی فراتر گذاشت و اصل حکم قتل مرتد را انکار کرد.
کلاس تاریخ| عارفی از دیار پاکستان
حضرت امام، در فرازی از پیام خود در رابطه با شهادت عارف حسینی وی را فرزند عزیز خود خطاب کرده و تصریح کردند: «اینجانب فرزند عزیزی را از دست داده‏‌ام. خداوند تعالی به همۀ ما توفیق تحمل مصائب و توان ادامۀ راه پر فروغ شهیدان را بیشتر از پیش کرامت فرماید و توطئه و مکر ستمگران را به خودشان برگرداند و ملت پرکرامت اسلام را در مسیر جهاد و شهادت ثابت قدم نگه دارد».
کلاس تاریخ
سیدحسن نصرالله درباره‌ی آشنایی خود با امام می‌گوید: «بعد از اینکه انقلاب اسلامی در ایران اوج گرفت، امام خمینی از از نجف به فرانسه رفتند. همان زمان با ایشان آشنا شدیم...شهید سید محمدباقر صدر در همان روزهای آغاز انقلاب بیانیه‌ای صادر کردند و با لحنی صریح امام را تائید نمودند. و آن جمله معروف را گفتند که «در خمینی ذوب شوید همانطور که او در اسلام ذوب شده است»
کلاس تاریخ
طیب در دفاعیاتش گفته بود که من در 28 مرداد پول گرفتم تا کودتا راه بیندازم نه در 15 خرداد. او که خالصانه و در راستای دفاع از مرجعیت شیعه پا به میدان گذاشته بود حاضر نمی‌شد زیر بار حرف زور برود.
دربار به روایت دربار
فریدون هویدا می‌­گوید: روش زمامداری شاه به گونه­‌ای بود که اکثر تصمیم­‌ها را شخصا می­‌گرفت و به همین خاطر چنان جوی به وجود آمده بود که هیچکس حتی نزدیکترین مشاورانش هم جرات انتقاد از او را به خود راه نمی­دادند...
کلاس تاریخ
«...راننده از آینه چشمش به چهره‌ی مرد معمم افتاد که لبخندزنان داشت همراه بقیه‌ی افراد اتومبیل را هل می‌داد! یادش آمد، آیت‌الله سعیدی بود! شرمنده شد. زد روی ترمز و پیاده شد. با چهره‌ای شرمسار به سمت سعیدی رفت و گفت: «آقا من واقعا شرمنده‌ام... شما اینجا؟! با این لباس! ماشین مرا هل می‌دهید...» سعیدی لبخندی زد و گفت: «این وظیفه‌ی ماست! بنشين داخل اتومبیل و حرکت کن... سریع‌تر به خانه پرو، هوا سرد است!»