مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کتاب سرنوشت‌ساز
امام خمینی در کتاب "کشف‌الاسرار" که در سال 1323 آن را به رشته تحریر درآوردند٬ طرح سرنگونی سلطنت پهلوی را مطرح می‌کنند و به روشنی در این کتاب می‌نویسند:«ما و همه دانشمندان جهان می‌گوییم که باید حکومت‌های ظالمانه دیکتاتوری از جهان برداشته شود و به جای آن حکومت عادلانه خردمندانه نهاده شود» و سپس برای اولین بار، نظرات خود درباره حکومت اسلامی و نظارت فقها بر امور سیاسی را اعلام کرده و در ادامه کتاب می‌نویسند:کسی جز خدا حق حکومت بر کسی ندارد و حق قانون‌گذاری نیز ندارد و خدا به حکم عقل باید خود برای مردم، حکومت تشکیل دهد و قانون وضع کند. اما قانون همان قوانین اسلام است که وضع کرده... و اما حکومت در زمان پیغمبر(ص) و امام(ع) با خود آنها است که خدا با نص قرآن اطاعت آنها را بر همه بشر واجب کرده و ما اکنون کار به زمان آنها نداریم و آنچه مورد بحث ما است این زمان است... ما می‌گوییم حکومت و ولایت با فقها است...
با بررسی اسناد لانه جاسوسی مشخص می‌شود که آمریکا از همه ابزارهایش برای نفوذ فرهنگی در مدارس ایران بهره جست؛ زیرا اعتقاد داشت با تربیت و پرورش شخصیت‌هایی که در آینده می توانند در ایران به پست و مقامی برسند، می‌توانند آینده منافع خود را تضمین کرده و افرادی را رشد دهند که مترصد ارتباط با آمریکا و ارزش های سیاسی و فرهنگی این کشور باشند. به همین منظور از هیچ تلاشی در راستای نفوذ در مدارس ایران دریغ نکرد و سعی داشت از این طریق به اهداف از قبیل: تغییر ارزش ها و آرمان های اسلامی و ایرانی، دگردیسی در سبک زندگی ایرانیان، ترویج زبان انگلیسی، سازماندهی معلمین در راستای اهداف خویش، از بین بردن روحیه ضدآمریکایی در دانش آموزان و ... دست یابد.
در رمضان 57 منبرها که یکی از اصلی‌ترین رسانه‌ها در دوران نهضت اسلامی بودند با استفاده از فضای ماه مبارک بیش از گذشته فعال شده و به مبارزه نظم دادند. ساواک در گزارشی در این باره نوشت: «در مدت بررسی به ویژه در ماه مبارک رمضان تشکیل جلسات مذهبی با شرکت چند هزار نفر در دو نوبت در اکثر مساجد تهران و در غالب آنان گویندگان مذهبی در پوشش سخنرانی مذهبی مردم را به قیام علیه حکومت تشویق و حملاتی به شخصی اول مملکت وارد و از خمینی پشتیبانی نموده و تقاضای تشکیل حکومت اسلامی را دارند.» بعد از اینکه این گزارش‌ها نزد محمدرضا پهلوی فرستاده شد، وی در حاشیه آن نوشت: «اکنون که به تدریج می توانید وعاظ طرفدار خمینی را بشناسید آنان را در صورتی که اعمالشان برخلاف مقررات و قوانین مملکتی است و هدفشان انقلاب و عدم پیشرفت کشور می‌باشد بازداشت و تحت تعقیب قرار گیرند.»
پس از جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی علیه لبنان، فرماندهان ارتش رژیم صهیونیستی انتقاداتی را متوجه فرماندهان نظامی داشته و به شکست در جنگ اعتراف کردند. از جمله ژنرال "یفتاح رون طال" اظهار داشت: جنگ لبنان از جنبه نظامی شکست خورده پایان یافت و رئيس ستاد ارتش باید مسئولیت این شکست را بر عهده گیرد. طال که در همان سال خدمتش به پایان می‌رسید از سخنان حالوتس (رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی در دوره جنگ 33روزه) که می‌گفت ارتش رژیم صهیونیستی در این جنگ پیروز شده است، به شدت انتقاد کرد و یادآور شد: او معنی این اصطلاح را نمی‌داند. ارتش سرنوشت نبرد را رقم نزد. فشارهایی که به فرماندهان نظامی رژیم صهیونیستی وارد می‌آمد آنها را وادار به استعفا کرد. ژنرال "عودی آدام" فرمانده منطقه شمال در ارتش رژیم صهیونیستی به فاصله کوتاهی از پایان جنگ مجبور به استعفا شد.
امام خمینی در 28 رجب (13 تیرماه 57) خطاب به ملت ایران پیامی صادر کردند و مردم را از برگزاری جشن در سوم و پانزدهم شعبان برحذر داشتند. ایشان در این پیام اعلام کردند که با توجه به خونریزی‌های محمدرضا پهلوی و کشتگان و به سوگ‌نشستگان، زندانیان، تبعیدیان و شکنجه‌شدگان «شادمانی » معنا ندارد، «چراغانی» ممکن نیست. امام خمینی به ملت وعده دادند که «ما روزی را عید می گیریم که بنیان ظلم و ظالم را منهدم کنیم و دست دودمان ستمکار پهلوی را از کشور قطع نماییم و آن روز انشاءالله نزدیک است و روز عید اسلامی و عید ولی عصر عج الله‌فرجه» است. ایشان همچنین از ملت ایران خواستند که «بدون هیچ‌گونه تشریفات که نشانگر عید و شادمانی باشد، در تمام ایران در مراکز عمومی مثل مساجد بزرگ، اجتماعات عظیم به پا کنند و گویندگان شجاع محترم، مصائب وارده بر ملت را به گوش شنوندگان برسانند و هر چه بیشتر کارهای ضد اسلامی و قانونی رژیم را افشا کنند.»
شهید مطهری بر مبنای اعتقادی که داشت ملی‌گرایی را نوعی انحراف می‌دانست و لذا با آن‌ هدفی که جریانات سیاسی و گروه‌های ملی‌گرایی دنبال می‌کردند مخالفت می‌کرد. البته جریان‌های ملی‌گرا هم دل خوش از وی نداشتند. "حجت‌الاسلام محلاتی" در این‌باره می‌گوید:اصولا شهید مطهری اعتقاد داشت که ملی‌گرایی نوعی انحراف است. ملی‌گرایان نیز با ایشان موافق نبودند. در یکی از سال‌های قبل از انقلاب در جشن نیمه شعبان که در خیابان ولی عصر (عج) برگزار شد، ما استاد مطهری را به عنوان گوینده آن جشن معرفی کردیم اما آن‌ها [ملی‌گراها] سخت پافشاری می‌کردند و می‌گفتند مطهری نباید صحبت کند و به همین دلیل کس دیگری را که مطابق میلشان بود انتخاب کردند. مرزبندی شهید مطهری با جریان‌های ملی‌گرا تا حدی بود که وی پیشنهاد مهدی بازرگان مبنی بر عضویت رسمی در نهضت آزادی را هم نپذیرفته بود.
رهبر معظم انقلاب در اول فروردین 77 در صحن مطهر رضوی درباره عقب نشینی غرب در جریان میکونوس فرمودند: همه اروپا با هم همدست شدند تا سرِ قضيه دادگاه ميکونوس که بنده گفته بودم "چون در اين قضيه، آلمان اين گونه رفتار کرده است و سفرا رفتند، اگر سفراي ديگر مي خواهند بيايند، بيايند؛ ولي سفير آلمان، بايد بعداً بيايد. حق ندارد با آنها برگردد" اين حرف را از بين ببرند، که سفير آلمان، اگر شده با يک نفر ديگر با هم بيايند. دولت و ملت ايران ايستادند... بالاخره در نهايتِ کار، مجبور شدند همان را که ما گفته بوديم قبول کنند! درست همان گونه که گفته شده بود، عمل کردند.
شکست نظامی امریکا در طبس، پیامدهایی چون احساس ناامیدی ملی در امریکا، تحقیر ملی امریکا، تضعیف موقعیت بین المللی امریکا و... به دنبال داشت. «برژینسکی» - مشاور امنیت ملی کارتر - احساس ناامیدی ملی در امریکا را از پیامدهای مهم شکست امریکا در طبس دانست و می‌گوید: ماجرای مفتضح ایران یکی از سه عامل مهم شکست کارتر بود و این ماجرا احساس ناامیدی ملی را برانگیخت».«ویلیام سولیوان» - سفیر سابق امریکا در تهران - از این واقعه با عنوان «دوران تحقیر ملی امریکا» یاد کرد و می‌نویسد: «روش سست و بی‌قید حکومت کارتر و اقدامات نامعقول او، به گروگان‌گیری اعضای سفارت امریکا منجر شد و یک دوران تحقیر ملی که در تاریخ امریکا نظیر آن دیده نشده است، آغاز شد».
حسین فردوست در بخشی از خاطرات خود با اشاره به ملاقاتش با ترات رئیس اطلاعات انگلیس در ایران و ناراحتی او از اینکه محمدرضا به رادیوهای آلمان گوش می‌کند و از روی نقشه‌های آن‌ها جنگ جهانی دوم را دنبال می‌کند ؛ می‌گوید: پس از بازگشت جریان را به محمدرضا گفتم. او شدیداً جا خورد و پرسید: انگلیسی‌ها از کجا می‌دانند که من به رادیو گوش می‌دهم ..... فردا اول وقت با ترات تماس بگیر و بگو محمدرضا نقشه‌ها را پاره کرد و به هیچ رادیویی هم گوش نخواهد کرد مگر رادیوهایی که ترات اجازه دهد. "
بازخوانی مجاهدت‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جمله نهادهای تازه تأسیس انقلابی بعد از انقلاب اسلامی است که از همان ابتدا در مقابل تمامیت خواهی گروهک‌های ضد انقلاب ایستاد و توانست با از بین بردن گروهک‌های تروریستی و ضد انقلاب امینت را در کشور برقرار کند. چریک‌های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق (منافقین )، گروهک فرقان و ... از جمله گروهک‌های ضد انقلابی هستند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توانست ضربه‌های جبران ناپذیری را به آنان وارد سازد و به تثبیت انقلاب اسلامی کمک کند.