مرکز اسناد انقلاب اسلامی

بازتاب حمله امریکا به هواپیمای مسافربری ایران در سال 67
"ويل راجرز" فرمانده ناو آمريكايي "وينسنس" که در 12 تیر 67 فرمان حمله به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ايران را داد ضمن یک مصاحبه گفت: «من مفتخر به دریافت نشان به پاس خدمات و زحماتم در طی سالیان گذشته شدم، اما واقعه سرنگونگی ایرباس مسافری ایران در خلیج فارس، برای من لکه ننگی هست که تا ابد پاک نخواهد شد.»
تاریخ معاصر ایران مملو از شواهدی است که نشان دهنده نقض حقوق بشر توسط امریکایی است که خود را داعیه‌دار حقوق بشر معرفی می‌کند. آن‌ها با زیر پا گذاشتن رأی ملت ایران، کودتای 28 مرداد 1332 را طراحی کردند، به‌طور مرتب در کشتار مردم ایران فعالیت کردند، در مقابل خواست ملت ایران در سرنگونی رژیم پهلوی ایستادند و از همه مهم‌تر، ساواک را که منشاء اقدامات ضد بشری بود تأسیس و حمایت کردند تا به شکنجه مردم بپردازد. موضوعی که خود امریکائیان هم به آن اشاره کرده‌اند. آنجا که "گری سیک" مشاور امنیت ملی کارتر، به استفاده از شکنجه و آزار فعالین سیاسی در ایران اشاره‌کرده و می‌افزاید که به پلیس مخفی مخوف و تنفرآور رژیم پهلوی، یعنی ساواک، آزادی بی‌حدوحصری داده‌شده بود تا مخالفین سیاسی شاه را شناسایی و سرکوب کند.
انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری در هفتم تیرماه 1360 باعث شد مردم به ماهیت اصلی منافقین بیشتر پی ببرند. فقدان نیروهایی هم که در این فاجعه شهید شدند برای مردم دشوار بود. بنابراین مردم با آگاهی بیشتر از سازمان و اعضای آن تنفر پیدا کردند. انسجام مردم پس از حادثه هفتم تیر ضربه‌ای دیگر بر پیکر سازمان منافقین بود. زیرا پس از این واکنش گسترده، مرکزیت سازمان دستور داد که موضوع عملیات انفجار حزب از هواداران و سایرین پوشیده بماند. ولی‌الله صفوی از مسئولان نظامی دستگیرشده سازمان در این باره می‌گوید: به دنبال آن فاجعه رهنمودی [از مرکزیت] به این مضمون می‌رسد که این حرکت از طرف سازمان به عنوان راهگشای حرکت نظامی برای هواداران بوده و این خط را به گوش همه مردم برسانید. ولی بعد از مشاهده سیل عظیم میلیونی که برای تشییع پیکر شهدای هفتم تیر آمده بودند سازمان به وحشت می‌افتد و بعد از چند ساعت نظرش را تغییر می‌دهد و می‌گوید که این خبر را حتی به گوش هواداران تشکیلاتی هم نرسانید تا بازتاب اجتماعی‌اش مشخص بشود.
سولیوان آخرین سفیر امریکا در ایران درباره راهپیمایی مردم ایران در عید فطر 57 می‌نویسد: راهپیمایی روز عید فطر به عنوان یک دمونستراسیون و نمایش خیابانی در تاریخ نوین ایران بی‌سابقه بود. حداقل یک صد هزار نفر در این راهپیمایی شرکت کرده بودند. نظم این راهپیمایی فوق‌العاده و شبیه به یک رژه نظامی بود. پیش‌بینی‌های لازم برای تأمین آب و خوراکی به عمل آمده بود و عده‌ای هم با بلندگو برای هماهنگ ساختن شعارهای راهپیمایان حرکت می‌کردند. به طور خلاصه این راهپیمایی نمایشی از قدرت مخالفان مذهبی شاه و تشکیلات قوی و منظم آنها بود. مأموران انتظامی راهپیمایی، جوانانی بودند که بیشتر سوار بر موتورسیکلت هوندا صفوف راهپیمایان را منظم می‌کردند. نظم و سازمان این راهپیمایی در عین حال که موجب تحیر و شگفتی ما شد، این واقعیت را هم آشکار ساخت که ما تشکیلات و فعالیت مخالفان را دست کم گرفته‌ایم و از منابع اطلاعاتی لازم در میان گروه‌های مخالف به ویژه روحانیون و بازار برخوردار نیستیم.
معصومه ابتکار که در جریان تسخیر سفارت امریکا حضور داشت درباره ارتباط فرقان با سازمان سیا می‌گوید: در ساختمان مرکزی، ده‌ها سند سری و فوق سری مربوط به سلطنت‌طلبانی یافتیم که در ترور شهروندان عادی و ماموران کمیته دست داشتند. تکان دهنده‌ترین اسناد درباره گروهی سیاسی به نام فرقان بود. فرقان گروه کوچکی متشکل از نوجوانانی بود که حتی از ابتدایی‌ترین شناخت درباره اسلام بی‌بهره بودند، چه رسد به بینش لازم درباره مسائل معاصر. رهبران این گروه به اعضا آموخته بودند که قتل شخصیت‌های مذهبی، موقعیت آنها را بهبود می‌بخشد. با همین تفکر دو تن از رهبران برجسته مذهبی، آیت‌الله مرتضی مطهری و آیت‌الله محمد مفتح توسط آنها به شهادت رسیدند. مردم معتقد بودند گروه فرقان را عناصر خارجی حمایت و هدایت می‌کنند. اسنادی که در سفارت به دست آمد، درستی گمان مردم را ثابت کرد. این اسناد نشان می‌داد آمریکا از طریق اشخاص ثالث با گروه فرقان تماس گرفته بود.
در اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، چریک‌های فلسطینی حضور پردامنه‌ای در ایران داشتند. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، رئیس ساف نخستین فرد بلند پایه‌ای بود که از ایران دیدار کرد. در پایان این دیدار عرفات اعلام کرد که آیت‌الله خمینی به او گفته است تا انقلاب فلسطین پیروز نشود، انقلاب اسلامی ایران نیز ناتمام است. در همین راستا نیز در روز 22 بهمن و همراه با پیروزی انقلاب اسلامی، سفارت رژیم صهیونیستی در تهران تسخیر و تعطیل شد. تظاهرکنندگان که تعدادی فلسطینی نیز بین آن‌ها دیده می‌شد پرچم اسرائیل را از فراز ساختمان پایین کشیده و آتش زدند، و با فریادهای "مرگ بر اسرائیل" پرچم فلسطین را به جای آن برافراشتند.بسته شدن سفارت اسرائیل و در مقابل گشایش سفارت فلسطین در همان مکان،‌ اقدامی بود که در همان نخستین‌ روزهای پیروزی انقلاب، خط انقلاب را بیش از پیش نمایان کرد و نشان داد که فلسطین مهم‌ترین مسئله نظام جمهوری اسلامی خواهد بود.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر کرد
دستگاه‌های استعماری از دیرباز برای تخریب چهره روحانیت مبارز و تحریف معاصر ایران تلاش کردند و همه توان خود را در این زمینه به کار گرفتند٬ در این راستا هم سازمان سیا طی سناریویی ابتدا با انتشار فیلمی تقطیع شده به تخریب آیت‌الله کاشانی پرداخت و سپس مدعی شد که آیت‌الله کاشانی در کودتای 28 مرداد 1332 نقش داشته است اما اسناد و شواهد تاریخی بسیاری وجود دارد که هر دو ادعای سازمان سیا را به طور واضح رد می‌کند.
تفرقه‌افکنی و دوقطبی‌سازی جامعه، شگرد اصلی بنی‌صدر در طول دوران ریاست‌جمهوری و حتی قبل از آن بوده است. وی در این دوران با اکثر شخصیت‌های انقلابی و مسئولان نظام از جمله دکتر بهشتی، شهید رجایی، شهید صیاد شیرازی، شهید حسن آیت و ... به منازعه پرداخت و اغلب نهادها و مراجع قانونی را درگیر تفرقه‌افکنی‌های خود کرد. وی کوشید تا این اختلافات را به بدنه جامعه نیز تزریق کند و همین تاکتیک بنی‌صدر باعث شد در دوران دفاع مقدس٬ خرمشهر سقوط کند و توسط رژیم بعث عراق اشغال شود؛ در این زمینه آیت‌الله عبدالله محمدی، امام جمعه وقت خرمشهر می‌گوید: «توپخانه اصفهان برای دفاع از خرمشهر و جلوگیری از سقوط آن عازم خرمشهر شده بود اما این توپخانه در 60 كیلومتری خرمشهر متوقف شده بود. به آنها گفته بودند كه صلاح نیست جلوتر بروید. ما رفتیم و با فرمانده توپخانه صحبت كردیم و گفتیم پس چرا به خرمشهر نمی‌آیید؟ خرمشهر در محاصره است و در معرض سقوط است. گفتند چه كنیم كه به ما اجازه نمی‌دهند. می‌ترسیدند كه بگویند بنی‌صدر اجازه نداده است.
هرچند منافقین در 28 خرداد 60 به طور علنی اعلام کردند که وارد مبارزه مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی شدند، اما آنها از همان بهمن 57 در تدارک مبارزه مسلحانه با نظام بودند. به طوری که از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، همواره از "خطر جنگ داخلی" صحبت کرده و عنوان می‌کردند که وقایع داخلی ایران نیز ممکن است در آینده‌ای نزدیک همانند آنچه در لبنان و ویتنام رخ داده شود. این هشدارها معنایی جز این نداشت که خود را یک طرف جنگ داخلی و طرف دیگر را ارتجاع می‌دانستند. گام نخست منافقین تجهیز نظامی و غارت پادگان‌ها بود. اما این اقدام برای سازمان کافی نبود و آنها به دلیل کمک‌های مالی بنی‌صدر توانسته بودند مقدار قابل توجهی سلاح از طریق واسطه‌های عراقی از راه کردستان وارد کند؛ بدین ترتیب سازمان در روزهای منتهی به خرداد 60 به قدری تجهیز شده بود که می‌توانست تا مدت‌ها تغذیه شود.
برشی از وقایع فتنه 88
«جهانبخش خانجانی» معاون تبلیغات و اطلاع‌رسانی ستاد میرحسین موسوی و از اعضای ارشد حزب کارگزاران سازندگی در اعترافات خود با افشای اهداف برگزاری تجمع غیرقانونی 25 خرداد 88 می‌گوید: «راهپیمایی انقلاب تا آزادی اگرچه به‌ظاهر یك كار تبلیغاتی بود ولی یك مانور قدرت هم بود وبه‌نوعی هم ادعا می‌كردند كه توانسته‌اند به نظام ضرب شستی نشان بدهند اما متأسفانه اشتباه ما همین‌جا بود كه انتخابات برای تقویت نظام است و حفظ نظام، نه ضرب شست نشان‌دادن به نظام. درخصوص گردهمایی[از میدان انقلاب تا آزادی] آقای جواد امام[مدیرعامل فعلی بنیاد باران] اعتقادش این بود که توان برگزاری آن را داریم ولی آقای محسن امین‌زاده و سایرین نظرشان این بود که ممکن است جمعیت نیاید و آبرویمان برود و [راهپیمایی] برگزار نگردد. جواد امام سر همین قضیه با امین‌زاده دعوایش شد و بچه‌های سازمان[مجاهدین انقلاب] بین‌شان آشتی ایجاد کردند. همچنین سیاست کلی گردهمایی و راهپیمایی اصلا در ستاد مطرح نشد و حتی من به آقای جواد امام گفتم گه برگزاری راهپیمایی تبعات دارد و خلاف قانون است.
تازه های کتاب