مرکز اسناد انقلاب اسلامی

حجت‌الاسلام‌والمسلمین روح‌الله حسینیان
درست زمانی که استبداد حاكم بر نظام قجری موجب عقب‌افتادگی كشور، بروز فساد اجتماعی، دخالت بيگانگان و ترک اجرای احكام اسلام شده بود، عالمان شيعه با طرح عدالت، آن را تنها راه برون رفت از این وضعیت يافتند. چندی نگذشت که قیام علمای شیعه به سرعت جایگاهش را در بین مردم یافت و مردم نیز با علمای شیعه همراه شدند و برای اجرای عدالت و تأسیس عدالت‌خانه قیام کردند. اما در این میان، با ورود و کارشکنی‌های روشنفکران غرب‌گرا، انقلاب مشروطه کم کم از اهداف اصلی خود فاصله گرفت. روشنفکران غرب‌گرا در ابتدای کار، مردم را برای دادخواهی به سفارت انگلیس راهنمایی کردند و در ادامه با تحمیل خسارت‌های دیگر، نهضت مشروطه را از مسیر خود منحرف کردند. تغییر اهداف انقلاب مشروطه، ایجاد اختلاف و تفرقه توسط غرب‌گرایان و حذف فیزیکی علما توسط روشنفکران غرب‌زده از جمله خسارت‌های غرب‌گرایان به انقلاب مشروطه بود که در نهایت به برآمدن دیکتاتوری رضاخان انجامید.
در تاریخ 12 مرداد 1332 ، محمد مصدق،‌ نخست‌وزیر وقت با برگزاری یك همه‌پرسی، انحلال مجلس هفدهم را اعلام كرد. این عمل وی علاوه بر این که ضربه سنگینی به ملت ایران وارد کرد، سقوط او در 28 مرداد 1332 را تسهیل بخشید.
احمدرضا کریمی
در مراسم حج سال 1366 حوادثی رخ داد که منجر به شهادت صدها زائر ایرانی شد. با استناد به شواهدی که بعدها فاش شد، علاوه بر رژیم آل‌سعود، رد پای سازمان مجاهدین خلق و رژیم بعث عراق هم در این جنایت دیده می‌شد. پس از این جنایت، سازمان منافقین به سرعت دست به تصفیه زده و کوشید آن دسته از اعضا را که به نوعی از پشت پرده کشتار حجاج اطلاع داشتند و به تعبیر سازمان "مسئله‌دار" هم شده بودند، سر به نیست کند تا بدین ترتیب مانع از فاش شدن پشت پرده این فاجعه شود. بر این اساس، کار تصفیه ده‌ها نفر از اعضای سازمان آغاز شد که از جمله آنها می‌توان به اسامی اصغر رادیو، بهرام (تقی)، جواد، بشیر، محمود، حسن محمدی، مجتبی امیر میران، عباس، زهرا، ژاله و ... اشاره کرد. همه این افراد که به نحوی از پشت پرده فاجعه حج سال 66 اطلاع داشتند به مرور زمان و به طرق مختلف سر به نیست می‌شوند تا به گمان سازمانیان، تحرکات منافقین در کشتار حج 66 فاش نشود، غافل از اینکه دست منافقین رو شد و همگان به نقش آنان در این جنایت پی بردند.
ارزش‌های دهه 60
رفتار و منش آیت الله مشکینی، به ویژه در جایگاه ریاست مجلس خبرگان رهبری، نمودی از ارزش‌های دهه 60 بود. مردم‌داری، ایمان، اهتمام به خدمت، ساده زیستی، زهد و تقوا، تواضع و ... مولفه‌هایی است که در رفتار و کردار آیت‌الله علی مشکینی نمود علنی یافته بود.
صفاءالدین تبرائیان
سازمان منافقین در اوایل مرداد 1367 با اتکا به متحدان خود، عملیات موسوم به "فروغ جاویدان" را پی‌ریزی کرد؛ براساس طرح زمان‌بندی عملیات، بنا بود از لحظه حركت یگان‌های سازمان تا رسیدن آن‌ها به تهران، مسیر با سرعت حدود 70 كیلومتر در ساعت طی شود تا آنان 48 ساعت بعد همراه صدامیان در میدان آزادی تهران جشن و پایكوبی به راه افكنند، اما آن‌ها در تله‌ای سخت گرفتار آمدند که نتیجه‌ای جز رسوایی و شکست مفتضحانه برای منافقین در پی نداشت. عملیات حساب‌نشده فروغ جاویدان یك شكست خفت‌بار تمام‌عیار برای سازمان در ابعاد گوناگون بود. تقصیر كار اصلی در این عملیات مسعود رجوی است. اگرچه مجاهدین و مسعود رجوی اسم این عملیات انتحاری را فروغ جاویدان گذاشتند اما جالب است كه خود اعضای سازمان از آن همیشه به عنوان یك پیك‌نیك جمعی یاد می‌كنند كه 1260 كشته، و مفقود و تعدادی زخمی به جای گذاشت. سال‌های پس از عملیات موسوم به فروغ جاویدان، سال‌های منگی و گيجی، قفل شدن و زمين‌گيری واقعی مجاهدين خلق است.
روز 7 مرداد 1360، زمانی که بنی‌صدر و مسعود رجوی به همراه هم از کشور گریختند، نقطه آغاز همکاری‌های مشترک آنها نبود بلکه مدت‌ها قبل این همکاری کلید خورده بود به‌طوری که طرح ترورهای تابستان سال 1360 نیز در جلسات مشترک رجوی-بنی‌صدر ریخته شد. در همین رابطه، حسین نواب صفوی، یکی از رابط‌ های اصلی بنی‌صدر و سازمان منافقین بعد از بازداشت اعتراف کرد که در مذاکرات درونی، بنی‌صدر صریحا اعلام کرده بود که «اگر نتوانیم مردم را بسیج کنیم، باید اینها [نظام] را فلج کرد و باید سران را از بین برد.» به اعتراف سودابه سدیفی، مشاور و از اعضای دفتر بنی‌صدر، رئیس‌جمهور معزول در پیامی که به طور سری برای سرکرده سازمان منافقین فرستاد تصریح کرده بود: «باید شروع به زدن راس‌های آنها کرد، چاره دیگری نیست.» بدین ترتیب همانطور که بنی‌صدر تاکید کرده بود، "زدن راس‌های نظام" در دستور کار قرار گرفت و ترورهای سال 60 با همکاری بنی‌صدر و منافقین شروع شد.
اسناد و منابع تاریخی گزارش‌های فراوانی از فسادهای مالی و سیاسی رضاخان را به ثبت رسانده است. این اسناد نشان از این دارد که، رضاخان با غارت اموال، زمین‌ها و دارایی‌های مردم، ثروت فراوانی اندوخت. محمدحسنین هیکل روزنامه‌نگار مصری درباره غارت زمین‌های مردم توسط رضاخان می‌نویسد: تخمین زده می‌شود که به هنگام برکناری رضاخان در 1941، او دارای 2 هزار دهکده بود و یک ربع میلیون رعیت مستقیما روی زمین‌هایش کار می‌کردند. اسناد دیگری نیز نشان از این دارد که رضاخان با زد و بندهای سیاسی، باعث تثبیت دیکتاتوری خود شد. سفیر انگلیس در گزارشی در سال 1305 می‌نویسد: «مجلس ایران را نمی‌توان جدی گرفت. چرا که... هنگامی که شاه طرح یا لایحه‌ای را در نظر دارد، تصویب می‌شود. زمانی که مخالف است رد می‌شود و هنگامی که بی‌اعتنا است بحث‌های فراوانی درباره طرح یا لایحه مورد نظر صورت می‌گیرد».
در 30 تیرماه 1331 مردم ایران به رهبری روحانیت اقدام به برپایی قیامی سراسری کردند که نتایج حاصل از آن، عقب‌نشینی استبداد داخلی و پیروزی مردم بود. پس از شکست استبداد محمدرضا پهلوی در سی تیر، روزنامه"القبس"چاپ دمشق در یکی از شماره‌های خود با اشاره به رهبری آیت‌الله کاشانی در این قیام نوشت: «امروز از شخصی صحبت می‌کنیم که توانست یک امپراتوری کامل را شکست داده و کشور خود را در راه آزادی به مسافت‌های بعیدی جلو ببرد و ما او را کفن‌پوش می‌نامیم... بدون شک آیت‌الله نیرومندترین مرد در ایران است و کافی است که فقط انگشت خود را بلند کند و سراسر کشور خود را برانگیزاند.» یکی از روزنامه‌های لندن نیز در گزارشی به تاریخ 5 مردادماه، قیام 30 تیر را نشانه‌ای از تحقیر سلطنت عنوان کرده و نوشت: «اتفاقات فوق در ایران تاج و تخت را تحقیر و دستگاه سیاسی را تضعیف نمود.»
طبق اسناد ساواک فعالیت‌های نمایندگان امام خمینی تحت کنترل قرار گرفته بود که در بین آن‌ها نام حاج آقا مرتضی تهرانی نیز به چشم می خورد. در یکی از این اسناد آمده است: « ... از جمله عناصری که نمایندگی مذکور به فعالیت‌های آنان اشاره کرده است سید محمدرضا غروی و مرتضی تهرانی فرزند شیخ عبدالکریم[عبدالعلی] می‌باشند. خواهشمند است دستور فرمائید سریعا ضمن شناسایی کامل نامبردگان بالا و روشن نمودن فعالیت و اقدام آنان در زمینه جمع‌آوری وجوه شرعی و ارسال آن برای [امام] خمینی کلیه عناصری را که در منطقه استحفاظی آن ساواک سمت نمایندگی [امام] خمینی را برای جمع‌آوری وجوه شرعی دارند شناسایی نموده و فعالیت‌های آن‌ها را در زمینه‌های مختلف خصوصاً جمع‌آوری وجوه شرعی به دقت روشن و بر حسب درجه فعالیت و میزان وجوهی که جمع‌آوری می‌کنند به ترتیب طبقه‌بندی نموده و نتیجه را به این اداره کل اعلام نمایند.»
پس از پیروزی انقلاب اســلامی و در سایه دوران گــذار سال‌های ابتدایی، گروهک‌ها و تشکل‌های بسیاری تداوم حیات داده و یا قارچ‌گونه رشــد کردند. گروه‌هایی که از همان روزهای اولیه پس از پیروزی انقــلاب اسلامی، واگراییِ تخریب‌مــحور خود را آغاز کردند. در این میــان سه جریان لیبرال‌های دل‌بسته به غرب، سازمان چریک‌های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق (منــافقین) با فضاسازی تبلیغاتی، پشتوانه مالی مناسب، یارگیــری و حمایت قاطع ابرقدرت‌های بیگانه، فعالیت‌های خود علیه انقلاب اسلامی را گسترش دادند. اما این سه جریان با اقدامات خود، گام به گام به سمت سقوط و حذف از دایره سیاسی کشور پیش رفتند. لیبرال‌های غربگرا در پی خط شکنی‌های خود، با واکنش مردم مواجه شده و در انزوا به محاق رفتند؛ چریک‌های فدائی خلق و سازمان منافقین نیز که در برداشت خود از "خلق" دچار خطای محاسباتی شده بودند توسط همین "خلق"، به حضیض ذلت رسیدند.