مرکز اسناد انقلاب اسلامی

قاسم تبریزی
آیت‌الله حاج‌آقا مجتبی تهرانی در شمار شاگردان و یاران خاص حضرت امام خمینی(ره) بود که تحصیلات خود را در تهران آغاز کرد، در قم و مشهد ادامه داد، سپس به نجف اشرف رفت و پس از سه سال به زادگاهش بازگشت و به تدریس سطوح عالی فقه، اصول، اخلاق، معارف اسلامی پرداخت. ایشان یکی از شخصیت‌هایی بودند که «خط امام» را در تقابل با جریان‌های انحرافی اخباریگری، قشریگری، تحجرگرایی و ... با منطق قرآن و سیره و سنن اهل بیت(ع) ارائه می‌دادند. وقتی در جلسات خصوصی از «استاد الهی» و «استاد محبوب» خود سخن می‌گفت، خود به وجد می‌آمد. شاید در ظاهر ایشان کمتر نام می‌بردند، اما در معنا بعنوان مبشر، مبلغ، مدافع مبانی امام بودند.
اقدام امام در نگارش نامه به گورباچف یکی از فرازهای مهم و ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی است. این اقدام یك دعوت به دین در چارچوب سنت اسلامی و با استفاده از ابزارهای سنتی اعزام نمایندگان و به روش مکاتبه‌ای مستقیم و خطابه‌ای به طرف دعوت‌شونده است.این نامه در شرایطی ارسال شد که دو سال بعد شوروی فروپاشید و مجادلاتی جدی در عرصه اندیشه‌ای جهان بر مدار مفاهیم «پایان تاریخ» و «برخورد تمد‌ن‌ها» در گرفت. در این نامه چهار مفهوم به هم خوردن معادلات جهان؛ ضرورت باور به خدا در شکل‌دهی به نظامات جدید؛ دعوت به دین اسلام؛ و احترام به روابط دو کشوربود.در این مقاله تلاش ­شده است ماهیت ­الگوی تصمیم‌­گیری سیاست ­خارجی امام­ خمینی به عنوان فقیه سیاستمدار بر مبنای قاعده فقهی «دعوت» مورد بررسی قرار گیرد.
ساخت سیاسی نظام جمهوری اسلامی به گونه‌ای است که برخلاف تصور دولت‌های بیگانه امکان انقلاب رنگی در کشور را قریب به محال می‌کند. از جمله مواردی که مانع انقلاب رنگی در کشور می‌شود می‌توان به؛ فقدان زمینه‌ها و عوامل انقلاب رنگی، عدم حمایت این طرح از سوی اقشار مختلف جامعه، عدم توانی گروهک‌ها در بسیج عمومی مردم، قدرت نظام جمهوری اسلامی، حضور نهادها و نیروهای امنیتی، نظامی، ناتوانی نیروهای خارجی برای نفوذ مستقیم و ... اشاره کرد.
با گذشت یک دهه از اعتشاشات سال 1388 می‌توان این نکته را درک کرد که ۹ دی ۹۸، از جهاتی مکمل ۹ دی ۸۸ است. زیرا اگر ۱۰ سال قبل در چنین روزی ماهیت هوچی‌گر و غیر عقلانی جریان فتنه مشخص شد، امروز با گذشت یک دهه مردم آثار آن مدیریت را در حوزه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را بهتر لمس کرده‌اند.
مسعود خدابنده
درباره اعدام‌های سال 1367، مسعود رجوی در آغاز مدعی شد که تعداد آن، 6400 نفر است اما کم کم این آمار را تغییر داد. از این رو در مرحله بعد ادعا کرد این تعداد 12000 نفر بوده و بعد مدعی شد که 20 الی 30 هزار نفر از اعضای سازمان توسط جمهوری اسلامی اعدام شده‌اند. رجوی تلاش می‌کرد با استفاده از این لیست، در مجامع جهانی علیه جمهوری اسلامی اقامه دعوی کند. درباره لیست تنظیم شده از سوی سازمان امروز می‌توان ادعا کرد بسیاری از اسامی مندرج در آن اصلا وجود خارجی نداشتند. تا زمان عملیات فروغ جاویدان، سازمان خیلی از کسانی که در درگیری‌های مسلحانه کشته می‌شدند را لیست می‌کرد و از آن بهره‌برداری تبلیغاتی می‌نمود. مسعود رجوی نام این کار را «بانک خون» گذاشته بود و اسمی را که بعدا به لیست اضافه می‌شد «بهره بانک خون» می‌نامید. بعد از عملیات فروغ جاویدان، سازمان پی برد که ایجاد لیست‌های ساختگی، بازدهی بالایی - به ویژه در مجامع بین‌المللی - برای مجاهدین خلق دارد؛ از این رو از آن زمان، این روند تشدید شد تا جایی که «کشته‌سازی» جایگاه بالاتری از «تروریسم» گرفت.
با آعاز قیام امام خمینی، اساتید دانشگاه از جمله اقشاری بودند که به حمایت از نهضت اسلامی وارد میدان مبارزه شدند. با تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و موضع‌گیری شدید امام خمینی اساتید دانشگاه حمایت خود را از این حرکت اعلام کردند. در چهلم پهلوان تختی صحنه حضور اساتید در مبارزات پررنگ‌تر می‌شود. جنایات رژیم پهلوی در سال 57 صحنه ورود اساتید دانشگاه را در مبارزات و در حمایت از نهضت اسلامی به طور گسترده‌تری فراهم می‌کند. در این سال سازمان ملی دانشگاهیان ایران در اعتراض به سیاست‌های رژیم پهلوی، از ششم تا یازدهم آبان 57 را هفته همبستگی ملی اعلام کرد. در روز 10 بهمن 1357 به دنبال تحصن روحانیون مبارز در دانشگاه تهران، در اعتراض به بستن فرودگاه‌ها توسط رژیم پهلوی، اساتید دانشگاه‌های کشور نیز ضمن اعلام حمایت از این تحصن، به صف متحصنین پیوستند.
آیت‌الله سیدمحمدمهدی موسوی خلخالی از حامیان انقلاب اسلامی و از مشاورین در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی بود. که علاوه بر حیات سیاسی، دارای تالیفات و تقریرات علمی فراوانی است که تبیین کننده اندیشه سیاسی او می باشد. ایشان در کتاب «حاکمیت در اسلام یا ولایت فقیه» اشاره می‌کند که حاکمیت و حکومت‌ها را می‌توان به دو دسته الهی و غیر الهی تقسیم کرد. و بر همین مبنا به شناخت حکومت و لوازم آن می‌پردازد.
آیت‌الله منتظری یکی از اولین فقها و عالمان دینی در دوران معاصر به خصوص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است که بطور مبسوط نظرات خود را در رابطه با دین و سیاست ارائه کرده است. به هر ترتیب آنچه درباره سیر تطور آیت‌الله منتظری قدر متیقن می‌توان به آن اشاره کرد؛ آنست که او در آراء متأخر خود جرح و تعدیل‌هایی نسبت به نظریات متقدم خود روا داشته است. اما مسلم آن است که آیت‌الله منتظری در تمام نظرات خود به مفاهیمی همچون ضرورت وجود حکومت و دولت، حاکمیت دین اسلام به معنی برقراری موازین اسلامی و مشروعیت حاکم توسط انتخاب مردم پایبند بوده و نسبت به آن‌ها تأکید داشته است. در یک جمعبندی منتظری از نظریه "ولایت انتصابی فقیه" به"ولایت انتخابی فقیه" و در سال‌های آخر عمر به "نظارت فقیه یا به نوعی ولایت مقیده" ؛ و از سوی دیگر از نظریه "تمرکز قوا" در فقیه به نظریه "تفکیک قوا" گذار می‌کند.
آیت‌الله شیخ محمدهادی تالهی از جمله علمای بزرگ همدان بود که علاوه بر نقش‌آفرینی در عرصه انقلاب اسلامی، اندیشه‌های مهم سیاسی نیز دارد که معمولا ناشناخته باقی مانده است. نظام سیاسی مطلوب آبت‌الله تالهی، نظامی قانونی است که باید در مسیر ولایت قرار بگیرد. در نقطه مقابل نظام سیاسی مطلوب، «نظام سیاسی ظالم» قرار دارد که آیت‌الله تالهی به شدت آن را مورد نکوهش قرار می‌دهد. علاوه بر این بررسی آثار برجای مانده وی نشان می‌دهد جامعه و نظام سیاسی مطلوب در اندیشه او دارای شاخصه‌هایی نظیر استقلال، اعتدال، تربیت صحیح، دوری از ظلم و فساد، پیوند دین و سیاست و... می‌باشد.
وحدت حوزه و دانشگاه یکی از راهبردهای تقویت استحکام درونی جمهوری اسلامی ایران است که در عصر حاضر، می‌تواند نیازهای جامعه و نظام سیاسی از جمله تامین نیازهای علمی کشور و جلوگیری از وابستگی، هم‌افزایی نیروها در مسیر پیشرفت مطلوب، ترویج علم نافع در جامعه، کمک رسانی به هدف مرجعیت علمی ایران، تسهیل تحقق آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی و... را برطرف نماید.