مرکز اسناد انقلاب اسلامی

امام خمینی در 28 رجب (13 تیرماه 57) خطاب به ملت ایران پیامی صادر کردند و مردم را از برگزاری جشن در سوم و پانزدهم شعبان برحذر داشتند. ایشان در این پیام اعلام کردند که با توجه به خونریزی‌های محمدرضا پهلوی و کشتگان و به سوگ‌نشستگان، زندانیان، تبعیدیان و شکنجه‌شدگان «شادمانی » معنا ندارد، «چراغانی» ممکن نیست. امام خمینی به ملت وعده دادند که «ما روزی را عید می گیریم که بنیان ظلم و ظالم را منهدم کنیم و دست دودمان ستمکار پهلوی را از کشور قطع نماییم و آن روز انشاءالله نزدیک است و روز عید اسلامی و عید ولی عصر عج الله‌فرجه» است. ایشان همچنین از ملت ایران خواستند که «بدون هیچ‌گونه تشریفات که نشانگر عید و شادمانی باشد، در تمام ایران در مراکز عمومی مثل مساجد بزرگ، اجتماعات عظیم به پا کنند و گویندگان شجاع محترم، مصائب وارده بر ملت را به گوش شنوندگان برسانند و هر چه بیشتر کارهای ضد اسلامی و قانونی رژیم را افشا کنند.»
شهید مطهری بر مبنای اعتقادی که داشت ملی‌گرایی را نوعی انحراف می‌دانست و لذا با آن‌ هدفی که جریانات سیاسی و گروه‌های ملی‌گرایی دنبال می‌کردند مخالفت می‌کرد. البته جریان‌های ملی‌گرا هم دل خوش از وی نداشتند. "حجت‌الاسلام محلاتی" در این‌باره می‌گوید:اصولا شهید مطهری اعتقاد داشت که ملی‌گرایی نوعی انحراف است. ملی‌گرایان نیز با ایشان موافق نبودند. در یکی از سال‌های قبل از انقلاب در جشن نیمه شعبان که در خیابان ولی عصر (عج) برگزار شد، ما استاد مطهری را به عنوان گوینده آن جشن معرفی کردیم اما آن‌ها [ملی‌گراها] سخت پافشاری می‌کردند و می‌گفتند مطهری نباید صحبت کند و به همین دلیل کس دیگری را که مطابق میلشان بود انتخاب کردند. مرزبندی شهید مطهری با جریان‌های ملی‌گرا تا حدی بود که وی پیشنهاد مهدی بازرگان مبنی بر عضویت رسمی در نهضت آزادی را هم نپذیرفته بود.
رهبر معظم انقلاب در اول فروردین 77 در صحن مطهر رضوی درباره عقب نشینی غرب در جریان میکونوس فرمودند: همه اروپا با هم همدست شدند تا سرِ قضيه دادگاه ميکونوس که بنده گفته بودم "چون در اين قضيه، آلمان اين گونه رفتار کرده است و سفرا رفتند، اگر سفراي ديگر مي خواهند بيايند، بيايند؛ ولي سفير آلمان، بايد بعداً بيايد. حق ندارد با آنها برگردد" اين حرف را از بين ببرند، که سفير آلمان، اگر شده با يک نفر ديگر با هم بيايند. دولت و ملت ايران ايستادند... بالاخره در نهايتِ کار، مجبور شدند همان را که ما گفته بوديم قبول کنند! درست همان گونه که گفته شده بود، عمل کردند.
شکست نظامی امریکا در طبس، پیامدهایی چون احساس ناامیدی ملی در امریکا، تحقیر ملی امریکا، تضعیف موقعیت بین المللی امریکا و... به دنبال داشت. «برژینسکی» - مشاور امنیت ملی کارتر - احساس ناامیدی ملی در امریکا را از پیامدهای مهم شکست امریکا در طبس دانست و می‌گوید: ماجرای مفتضح ایران یکی از سه عامل مهم شکست کارتر بود و این ماجرا احساس ناامیدی ملی را برانگیخت».«ویلیام سولیوان» - سفیر سابق امریکا در تهران - از این واقعه با عنوان «دوران تحقیر ملی امریکا» یاد کرد و می‌نویسد: «روش سست و بی‌قید حکومت کارتر و اقدامات نامعقول او، به گروگان‌گیری اعضای سفارت امریکا منجر شد و یک دوران تحقیر ملی که در تاریخ امریکا نظیر آن دیده نشده است، آغاز شد».
حسین فردوست در بخشی از خاطرات خود با اشاره به ملاقاتش با ترات رئیس اطلاعات انگلیس در ایران و ناراحتی او از اینکه محمدرضا به رادیوهای آلمان گوش می‌کند و از روی نقشه‌های آن‌ها جنگ جهانی دوم را دنبال می‌کند ؛ می‌گوید: پس از بازگشت جریان را به محمدرضا گفتم. او شدیداً جا خورد و پرسید: انگلیسی‌ها از کجا می‌دانند که من به رادیو گوش می‌دهم ..... فردا اول وقت با ترات تماس بگیر و بگو محمدرضا نقشه‌ها را پاره کرد و به هیچ رادیویی هم گوش نخواهد کرد مگر رادیوهایی که ترات اجازه دهد. "
بازخوانی مجاهدت‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جمله نهادهای تازه تأسیس انقلابی بعد از انقلاب اسلامی است که از همان ابتدا در مقابل تمامیت خواهی گروهک‌های ضد انقلاب ایستاد و توانست با از بین بردن گروهک‌های تروریستی و ضد انقلاب امینت را در کشور برقرار کند. چریک‌های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق (منافقین )، گروهک فرقان و ... از جمله گروهک‌های ضد انقلابی هستند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توانست ضربه‌های جبران ناپذیری را به آنان وارد سازد و به تثبیت انقلاب اسلامی کمک کند.
در نوروز 1363 و همزمان با شکل‌گیری فضای انتخاباتی در کشور، اعضای نهضت آزادی تلاش کردند تا چند کرسی را در مجلس شورای اسلامی تصاحب کنند اما زمانی که با نظارت استصوابی شورای نگهبان رد صلاحیت شدند اقدام به هجمه علیه انتخابات، مجلس و شورای نگهبان کرده و با تحریم انتخابات مردم را به عدم شرکت در انتخابات تشویق کردند. در چنین فضایی امام خمینی با دفاع از عملکرد شورای نگهبان فرمودند: «با داشتن علما و قانون‌دان‌ها و حقوق‌دانان شورای نگهبان، ما آرام است دلهایمان برای اینکه در مجلس انشاالله مسائلی بر خلاف اسلام و بر خلاف مصالح مسلمین نخواهد گذشت. و اگر اشتباهی در مجلس واقع بشود شورای محترم نگهبان که در این دوره با کمال قدرت و استقلال عمل کرد در دوره‌های دیگر هم همینطور باشد و این ملت را و این دولت را و این کشور را به پیش ببرد.»
بر اساس اسناد لانه جاسوسی امریکا، محمدرضا پهلوی توسط مستشاران نظامی امریکایی ارتش را در جهت منافع امریکا طرح‌ریزی کرده و متناسب با خواست امریکایی‌ها سیستم‌های اطلاعاتی وسیع در آن پیاده کرده بود. از سوی دیگر نیز مستشاران امریکایی مستقیما ارتش را زیر نظر و کنترل خود در آورده بودند؛ امریکا در حقیقت ارتشی ساخته بود که به جای دفاع از منافع ملت ایران و به جای دفاع از استقلال ایران٬ می‌خواست برای دفاع از منافع او در منطقه باشد و در مقابل مردم عمل می‌کرد. در حقیقت ارتش ایران در زمان پهلوی دوم جزئی از نیروی نظامی امریکا بود که مجهز به آخرین جنگ‌افزارهای امریکایی مثل هواپیماهای F14 و F15 و اسلحه‌های امریکایی بود که حتی بعضی از آنها تنها در ارتش امریکا یافت می‌شد. آموزش و استقرار سیستم‌های اطلاعاتی وسیع در ارتش صرفا در جهت منافع مستقیم امریکا بوده است.
اخیراً شبهاتی درباره نظارت استصوابی شورای نگهبان از سوی برخی جریانات سیاسی در داخل و خارج از نظام مطرح می‌شود و این جریانات سعی دارد وانمود کنند سابقه نظارت استصوابی شورای نگهبان به دوران پس از رحلت امام خمینی (ره) برمی‌گردد٬ در حالیکه با بررسی رویدادهای تاریخی می‌توان شواهد بسیاری را دریافت که نظارت استصوابی شورای نگهبان در دوران حیات امام خمینی نیز وجود دارد. این شواهد تاریخی علاوه بر رد صلاحیت 106 نفر در نخستین انتخابات ریاست جمهوری توسط موسوی خوئینی‌ها، نظارت استصوابی شورای نگهبان در انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس اول، ابطال انتخابات آذربایجان شرقی در اولین دوره خبرگان رهبری و ... است.
در ۲۳ مرداد ۱۳۸۱، «علیرضا جعفرزاده»، سخنگوی گروهک منافقین، نتیجه‌ جاسوسی‌های سازمان خود را با ارائه‌ تصاویری از سایت نیروگاه‌های اتمی نطنز و اراک افشا کرد و اعلام شد که جمهوری اسلامی ایران در نطنز و اراک تأسیسات غنی سازی اورانیوم و رآکتور آب سنگین ساخته است.
تازه های کتاب