مرکز اسناد انقلاب اسلامی

بازخوانی سیر ملی شدن صنعت نفت – بخش سوم؛
آيت‌اللّه کاشانی با طرح شعار «نفت ايران متعلق به ملت ايران است»، انديشه‌ ملى شدن نفت را در اذهان جرقه زد و پس از اين بود كه كم‌كم بحث ملى شدن نفت در اذهان بعضى از نمايندگان و مطبوعات و علما شعله‌ور كرد. منصور از يك طرف، با از دست دادن پشتوانه‌ خود، يعنى انگليس مواجه شد و از طرف ديگر با مخالفت‌هاى پى‌درپى آيت‌اللّه روبرو گرديد و به ناچار در پنجم تير، پس از سه ماه حكومت، مجبور به استعفا شد و رزم‌آرا جايگزين وى گرديد.
روحانیت در طول تاریخ، همواره نقش قابل اتکا و مهمی داشته و مبارزات ضداستعماری و ضداستبدادی را رهبری کرده است. اما در برهه‌هایی از تاریخ ایران، جریان‌هایی کوشیده‌اند روحانیون را از دایره سیاسی حذف کنند. این جریان‌ها با حذف روحانیون در نهضت مشروطه و نهضت ملی نفت بزرگ‌ترین خسارت را به مردم ایران تحمیل کردند. در دوران مشروطه، حذف روحانیت باعث روی کار آمدن دیکتاتوری رضاخان و اضمحلال دموکراسی در کشور شد و در دوران نهضت ملی نفت نیز حذف روحانیونی مثل آیت‌الله کاشانی، نتیجه‌ای جز کودتا و غارت دوباره نفت ایران را در پی نداشت. چنانکه حجت‌الاسلام فلسفی می‌گوید: «[در 28 مرداد] آیت‌الله کاشانی و مذهبی‌ها از صحنه سیاست برکنار بودند و به عبارت بهتر، آنها را کنار گذاشته بودند. لذا اغلب مردم از بیم اینکه مبادا حکومت کمونیستی روی کار بیاید، از مصدق حمایت نکردند...» بدین ترتیب، منزوی کردن روحانیون باعث شد مصدق "سیلی بخورد"؛ به فرموده امام خمینی: «من... عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست؛ این سیلی خواهد خورد. و طولی نکشید که سیلی را خورد...»
بازخوانی سير ملى شدن صنعت نفت – بخش دوم؛
مكى اضافه مى‌كند: «من باز هم به آقاى دكتر مصدق اصرار كردم، ولى فايده نداشت و آقاى دكتر مصدق از عقيده‌ خود مبنى بر عدم مداخله در سياست عدول نمى‌كرد». مكى چون اصرار خود را بى‌فايده يافت با عصبانيت بلند شد و گفت: «بدبخت مردمى كه پنجاه سال، سياستمدارى را براى روز مبادا پرورش دهند و آن وقت چنين مردى در يك چنين ايامى از زير بار مسئوليت و وظيفه شانه خالى كند.» مكى با ناراحتى تا فردا صبح به مصدق مجال داد و تهديد كرد: «اگر باز هم بر عقيده‌ خود مبنى بر عدم مداخله در اين كار باقى بوديد، من تصميم ديگرى خواهم گرفت و ملت ايران را نيز از آن آگاه خواهم ساخت.»
بازخوانی سير ملى شدن صنعت نفت – بخش اول؛
تا زمانى‌كه شركت‌هاى آمريكايى و انگليسى در حال مذاكره نفت بودند هيچ اعتراضى از جناح راست مجلس بلند نشد و تنها چند نفر از نمايندگان چپ‌گرا از دولت ساعد سؤال كردند و دولت نيز پاسخ گفت؛ اما همين‌كه شوروى در عكس‌العمل به نفت‌خواران غربى چشم ‌طمع به طرف ايران دوخت، غرب‌گرايان مجلس ‌به تكاپو افتادند، تا جايى كه «در محيط پارلمانى شايع شده بود كه آقاى سيدضياءالدين طباطبايى]هوادار غرب[ طرحى راجع به تحريم امتياز نفت تهيه نموده و منتظر است كه در موقع مقتضى پيشنهاد به مجلس كند»
روزنامه "داد" در شماره 23 آبان 1330، پس از اولین نامه مصدق به ترومن نوشت: «دکتر مصدق شخصا نامه‌ای خصوصی برای ترومن فرستاده و در آن تقاضای کمک مالی امریکا به ایران را داده است. گفته می‌شود شاید متن این نامه از طرف رئیس جمهور امریکا منتشر شود و یک نامه "خفت‌آور" برای ملت ایران محسوب شود.»
در تاریخ سیاسی ایران همواره تفکری وجود داشته که خواهان سازش و همراهی با جریان سلطه و قدرت‌های بیرونی بوده و همیشه مسیر پیشرفت را در همراهی مسالمت‌آمیز و سازش با قدرت‌های زیاده‌طلب می‌دید. مصدق به عنوان اصلی‌ترین نماینده این تفکر، در آغازین سال‌های دهه 30 با سازش با امریکا، خسارت‌های فراوانی به ملت ایران تحمیل کرد. دستاورد سازش او، اضمحلال نهضت ملی نفت، غارت منابع ملی ایرانیان به مدت 25 سال و ایجاد روحیه ناامیدی و یاس در ملت ایران بود. این تجربه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در دوران دولت موقت و ریاست‌جمهوری بنی‌صدر نیز قابل مشاهده است. بازرگان که قبل از پیروزی انقلاب اعتقاد به سازش داشت و حامی سیاست "گام به گام" بود، بعد از پیروزی انقلاب هم با گرایش به امریکا خسارت‌های بسیاری به بار آورد که مهم‌ترین آن سرقت اطلاعات محرمانه کشور توسط امریکا بود. خسارت‌های سازش‌کاری بنی‌صدر به عنوان یکی دیگر از نمایندگان این جریان نیز اشغال بخش‌هایی از کشور در دوران جنگ تحمیلی، تخریب آرامش جامعه، کاهش استقلال سیاسی کشور و ایجاد فضای دوقطبی در جامعه بود.
فتوای تحریم عضویت در حزب رستاخیز توسط امام خمینی، اثرات فراوانی در جامعه داشت و باعث عدم توفیق حزب رستاخیز در فضای سیاسی - اجتماعی کشور شد. به طوری که حتی رژیم پهلوی به رغم دسترسی به تمامی ابزارها و وسیله‌های تبلیغاتی، موفق نشد با فتوای امام خمینی مبنی بر تحریم عضویت در حزب رستاخیز، چه در داخل و چه در خارج از مرزهای ایران مقابله کند. از این رو بود که سفارت امریکا در تهران طی مکالمه‌ای با وزارت امور خارجه این کشور در تاریخ 19 تیر 1354 اعلام کرد: «آن دسته از ایرانیانی که در امریکا و اروپا به سر می‌برند و از رژیم شاه انتقاد می‌کردند عکس‌العمل منفی [به حزب رستاخیز] نشان داده‌اند.» همچنین تأثیر فتوای امام خمینی، باعث شد از همان ابتدای شروع به کار این حزب، نشانه‌هایی از شکست و ناامیدی در میان گردانندگان آن مشاهده شود، به‌طوری که اسدالله علم در خاطرات خود در 10 اردیبهشت 1354 نوشت: «صبح کنگره انتصابی حزب رستاخیز برای تصویب مرام‌نامه موقت افتتاح شد... حسب‌الامر شاهانه من حضور یافتم؛ به "صحنه‌سازی" بیشتر شباهت داشت تا یک جریان واقعی.»
نقدی بر مدخل "خمینی، روح‌الله" در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی- بخش چهارم
آقاي کمالوند در ماجراي انقلاب سفيد، ديداري با امام و علماي قم داشت و نيز ديداري ديگر با شاه داشت و نيز يک تکذيبيه از سوي امام خميني وجود دارد که با صراحت مي‌فرمايند که آقاي کمالوند را ما نزد شاه نفرستاديم.
بعد از انعقاد قرارداد 1919میان ایران و انگلیس، مخالفت نمایندگان مجلس شورای ملی با این قرارداد استعماری، انحطاط کامل حکومت احمد شاه قاجار و بیم استیلای بلشویک‌­ها بر ایران، سیاستمداران انگلیسی را متقاعد کرد که بایستی نسبت به تغییر رژیم ایران اقدام کنند. در همین ارتباط، در اواسط ژانویه­ 1921 ژنرال آیرون‏ ساید انگلیسی به این نتیجه رسید که برای غلبه بر مشکلات حکومت انگلستان در ایران تنها یک راه حل وجود دارد و آن هم برقراری یک "دیکتاتوری‏ نظامی" در ایران است. از این رو رضاخان میرپنج توسط انگلستان انتخاب شد تا با استفاده از او بندهای قرارداد 1919 را اجرایی کنند. از این رو می‌توان گفت اقدامات رضاخان در طول مدت 16 سال سلطنتش، مثل استقرار مستشاران خارجی، حفظ تمامیت ارضی، تشکیل ارتش و توسعه راه‌ها و خط آهن، همه برنامه مورد نظر انگلیسی­‌ها بود که 6 سال قبل از به سلطنت رسیدن رضاخان در قالب قرارداد 1919 به ایران تحمیل شده بود.
در سندی از اسناد وزارت امور خارجه آمریکا آمده است: در عصر یکشنبه بیستم فوریه، مردم از حرکت حدود ۱۵۰۰ نفر از نیروهای قزاق از قزوین که در چند مایلی بیرون تهران هستند، تعجب زده شدند. گفته می‌شد که آن‌ها می‌خواهند پایتخت را به تصرف در آورند. در عصر همان روز وزیر مختار بریتانیا برای هواخوری به بیرون شهر رفته تا حدود ساعت پنج بازنگشته. ساعاتی قبل از این ساعت، کنسول هیئت بریتانیا، سرهنگ دوم هیگ و سیدضیاءالدین برای ملاقات با قزاقان به بیرون شهر رفته بودند. هدف این دو نفر تحقیق درباره نیات قزاقان مهاجم بوده است و قزاقان آشکار ساختند که به هر یک از آن‌ها بریتانیا قبل از ورود به شهر پنج تومان، حدود پنج دلار، داده است.