مرکز اسناد انقلاب اسلامی

دکتر غلامرضا خواجه‌سروی
با بررسی مواضع و دیدگاه‌های امام خمینی که بخشی از آن در بیانات ایشان منعکس شده است می‌توان دریافت که موضع و تصمیمات ایشان در مواجهه با آمریکا تاثیر گرفته از دو قاعده فقهی «لاضرر» و«نفی سبیل» بوده است. امام خمینی در راستای همین قاعده فقهی در مواجهه با آمریکا از مولفه‌هایی چون افشای چهره حقیقی استکبار جهانی، مبارزه بی‌امان با شیطان بزرگ و نفی رابطه با آن، پیشگیری از ترویج اسلام آمریکایی، لزوم هوشمندی در مواجهه با آمریکا، ایستادگی در برابر خوی استکباری آمریکا، قطع نفوذ همه‌جانبه آمریکا و اهتمام به قطع منافع این دولت استعمارگر در منطقه، به کارگیری همه قوا علیه آمریکا، نفی تسلیم در برابر آمریکا و ... بهره می‌بردند.
دکتر صفاءالدین تبرائیان
دوره‌ آیت‌الله سید محسن حكيم از اين جهت كه بار ديگر شاهد سياسي شدن حوزه‌ نجف هستيم بسي حائز اهميت است. سيد حكيم اهميت فراواني براي حوزه‌ هزار ساله‌ نجف قائل بود و حوزه را پايگاه انسان‌سازي و پرورش استادان و سربازان فرهنگي شريعت مي‌پنداشت؛ لذا نظم و نسق دادن به برنامه‌هاي درسي طلاب را در اولويت قرار داد. از این رو با اقدامات آیت‌الله حکیم نه تنها حوزه علمیه نجف از انزوا خارج شد، بلکه اقدامات وی باعث تحرک و نقش‌آفرینی حوزه در برهه‌های مختلف تاریخی شد. سید حکیم برای پایندگی و تقویت حوزه نجف عهده‌دار انجام اصلاحات عمیق و ابتکارات جالبی شد که تا پیش از وی سابقه نداشت؛ اقداماتی که پاسخگوی نیاز و انتظارات آن روز جامعه بود.
در بررسی سیر مبارزات فکری، سیاسی و اجتماعی امام خمینی(ره)، مسئله فلسطین یکی از موارد اساسی در ملاحظات ایشان و انقلاب اسلامی بوده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز شاهد الگوبرداری­‌های نهضت انتفاضه از انقلاب اسلامی ایران بوده‌ایم.
مهدی رمضانی
یکی از مهم‌ترین ارکان دفاعی هر کشور، به ویژه در دوران جنگ و تجاوز یک دولت خارجی، نیروهای مردمی هستند که در میدان نبرد اثری عمیق از خود بر جای می‌گذارند. تاریخ دفاع مقدس روایت‌گر نمونه‌های فراوانی از این اثرگذاری است؛ براساس شواهد تاریخی، تا زمانی که این ظرفیت عظیم از جبهه‌های جنگ دور نگاه داشته می‌شد، شکست و اشغال خاک کشور پیامد این سیاست بود. اما درست بعد از عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا، با تغییر سبک مدیریت جنگ، نیروهای مردمی به میدان آمده و روند جنگ را دگرگون کردند که نمونه این اثرگذاری در فتح خرمشهر نمایان شد. امروز نیز بعد از گذشت سال‌ها، هنوز نیروی مردمی، مستعد حماسه‌سازی است و همانطور که بارها ثابت کرده، در صورت حمایت و مدیریت صحیح، می‌تواند بزرگ‌ترین نقش را در تاریخ کشور ایفا کند.
بعد از فتح خرمشهر توسط رزمندگان اسلام که پیروزی بزرگی محسوب می‌شد، آمریکا به عنوان مهم‌ترین حامی رژیم بعث عراق، به اتخاذ موضعی که برخاسته از ترس و نگرانی بود دست زد. از این رو بود که وزیر خارجه آمریکا با اشاره به استراتژی جدید و ابتکار عمل دیپلماتیک کشورش مدعی شد: «آمریکا برای حفظ صلح خاورمیانه، دست به سه ابتکار دیپلماتیک خواهد زد. اگر بخواهیم به یک نظم مسالمت‌آمیز بین‌المللی امیدی داشته باشیم، باید وقایع خاورمیانه را شکل دهیم و اکنون لحظه ورود آمریکا در خاورمیانه است. آمریکا برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق، فعال کردن مذاکرات خودمختاری فلسطین، رفع تهدید از آغاز جنگ حد و مرزی لبنان و اسرائیل، اقدام خواهد کرد.»
با اشغال خرمشهر توسط رژیم بعث عراق، صدام که تسلط خود بر خرمشهر را همیشگی و بازپس‌گیری آن توسط رزمندگان ایرانی را غیرممکن تصور می‌کرد، مغرورانه اظهار داشت: «اگر ایرانی‌ها خرمشهر را بگیرند کلید بصره را به آن‌ها خواهم داد.» متعاقب تحرکات رزمندگان اسلام برای بازپس‌گیری خرمشهر، صدام شخصاً دستوراتي به اين مضمون صادر كرد: «دفاع از خرمشهر همانند دفاع از بغداد و بصره بوده و خرمشهر تكيه‌گاه بصره به شمار مي‌رود. بنابراين بايد پيروزي در نبرد آينده را با هر قيمتي به دست آورد و نيروهاي ايراني را منهدم كرد.» اما چندی نگذشت که برخلاف ادعاهای مطرح شده، رزمندگان اسلام توانستند طی عملیات موفقیت‌آمیز بیت‌المقدس معادلات را بر هم زده و خرمشهر را از دست اشغال‌گران رژیم بعث آزاد کنند. بی‌شک، بازپس‌گیری خرمشهر از قوای بعثی، پیامدهایی برای عراق و حامیانش در پی داشت و علاوه بر آنکه باعث تحقیر جهانی صدام شد، خسارت‌های تسلیحاتی و انسانی را به رژیم بعث تحمیل کرد و مهم‌تر از آن، باعث نگرانی و ترس حامیان بین‌المللی صدام شد.
حزب خلق مسلمان که به هواداری از آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری مشهور بود، اگر چه در ظاهر با هدف تداوم آرمان‌های انقلاب اسلامی تاسیس گردید اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شیوه‌ای متفاوت در پیش گرفت؛ این حزب با امام خمینی، اندیشه ولایت فقیه، قانون اساسی، مجلس خبرگان و ... به مخالفت برخاست و اعضای حزب مذکور وقتی موفق نشدند پایگاه اجتماعی درخوری برای حزب خود کسب کنند، در آذر ماه 1358 اقدام به تحرکات میدانی نمودند. اما این اقدامات آنها با واکنش شدید مردم روبه رو شد. تا جایی که خروش مردم، باعث انحلال این حزب گردید.
آمار روایت می‌کند:
بنابر شواهد و مدارک موجود، ميانگين كمك آمريكا به اسرائيل از سال 1949 تا سال 1965 سالانه تقريباً 63 ميليون دلار بود (كه 95 درصد آن كمكهاي اقتصادي و غذايي بود)، اما اين رقم از سال 1966 تا 1970 به 102 ميليون دلار افزايش يافت. اين مساعدت در سال 1971 بهسرعت به 5/634 ميليون دلار رسید (تقريباً 85 درصد آن به صورت كمكهاي نظامي بود) و پس از جنگ يومكيپور در 1972 بالغ بر پنج برابر شد.
سازمان ملل متحد در تاریخ 29 نوامبر 1947 میلادی تنها چند دهه پس از صدور اعلامیه بالفور و شکل‌گیری جنبش نژادپرستانه صهیونیسم، طرح تقسیم فلسطین به دو کشور اسرائیل و فلسطین و اداره شهر اورشلیم به صورت بین‌المللی را تصویب کرد. با اتخاذ چنين تصميمي از سوي سازمان ملل متحد بود كه سرانجام در تاریخ 14 مه 1948 (26 اردیبهشت 1327) همزمان با پایان قیمومیت بریتانیا بر فلسطین، با حمايت و تائيد سازمان ملل متحد و شوراي امنيت «دولت اسرائیل» با صدور منشور استقلال رسماً اعلام موجودیت کرد. بي‌شك عملكرد سازمان‌هاي بين‌المللي و به طور ويژه نهاد شوراي امنيت سازمان ملل متحد در تاسيس و استمرار اين رژيم تروريستي در منطقه حساس غرب آسیا از جايگاه مهمی برخوردار است. جلوگيري از صدور قطعنامه‌هاي اين شورا عليه اقدامات ضد بشري رژيم صهيونيستي توسط دولت‌هايي چون آمريكا گوياي نقش بارز شوراي امنيت در استمرار اقدامات اين رژیم جنايتكار مي‌باشد. علاوه بر اين، با رجوع به تاريخ و بررسي چگونگي شكل‌گيري اسرائیل، قرائن گسترده‌اي دال بر نقش پر اهميت اين شورا يافت مي‌شود.
نهضت آزادي ایران در 25 ارديبهشت 1340، در منزل صادق فيروزآبادي تأسيس شد و اعلام موجودیت کرد؛ نهضت آزادي در اولين نشريه‌‌ داخلي كه در 21 خرداد 1340 منتشر نمود، در مقاله‌‌ «جبهه‌ ملي و نهضت ‌آزادي» در پاسخ به اين سؤال كه «چرا نهضت آزادي ايران به‌وجود آمد و آيا تشكيل اين سازمان سياسي و اجتماعي با هدف و فعاليت جبهه‌ ملي ايران وفق مي‌دهد يا نه؟»، تصريح كرد كه «تأسيس نهضت آزادي ايران منطبق با هدف و مرام و اساسنامه جبهه‌ ملي ايران و درجهت تأييد و پشتيباني و تقويت آن است.»مرامنامه‌‌ نهضت آزادي نشان مي‌دهد كه به اسلام به‌عنوان يک مكتب راهنما نگريسته نشده است و بيش از اندازه روي مفاهيم حقوقي ـ سياسي تأكيد شده است.