مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ویژه‌نامه "شمارش معکوس"
با مروری بر ادوار تاریخی ایران به وضوح می‌توان مشاهده کرد که توهین به مقام شامخ مرجعیت شیعه همواره با واکنش تند مردم مواجه شده است و هرگاه سلاطین یا صاحبان قدرت به مرجعیت شیعه توهین کرده‌اند، شمارش معکوس زوال قدرت آنها در جامعه ایران آغاز شده است. نقطه اوج این نوع مواجهه و رخداد در قیام 19 دی 1356 است که بنابر شواهد تاریخی شمارش معکوس سقوط رژیم پهلوی پس از قیام 19 دی کلید می‌خورد و در نهایت پس از 13 ماه به پیروزی انقلاب اسلامی منتهی می‌شود. البته به جز 19 دی 1356 وقایع بسیاری در تاریخ ایران مانند "تزلزل قاجار"، "مفتضح شدن رضاخان و توطئه جمهوری‌خواهی وی"،"تیرخلاص به تاکتیک رضاخان در تظاهر به دین‌داری"،"انزوای مصدق و سقوط وی" و "آغاز نهضت اسلامی بعد از بازداشت امام خمینی در خرداد 1342" را می‌توان از نتایج توهین به روحانیت عنوان کرد.
در اندیشه امام خمینی دو مفهوم "اسلام ناب محمدی" و "اسلام آمریکایی" دیده می‌شود. مفهوم اول بر اسلام فقاهتی و انقلابی و پیوند دین و سیاست استوار است و مفهوم دوم اسلام متحجرین، اسلام سرمایه‌داری و جدایی دین از سیاست را می‌رساند. با بررسی افکار و اندیشه‌های گروه فرقان و با توجه به تعاریفی که امام خمینی از مفهوم "اسلام آمریکایی" دارند می‌توان مولفه‌های اسلام آمریکایی را در اندیشه و عمل گروهک فرقان و رئیس آن، اکبر گودرزی مشاهده کرد. درواقع فرقانیسم که پیشرو در مسیر اسلام امریکایی بود، به شدت در پارادوکس با جریان اصیل اسلام ناب محمدی(ص) قرار داشت. امام خمینی در سال 67 درباره توطئه اسلام امریکایی فرمودند: «امروز استکبار شرق و غرب چون از رویارویی مستقیم با جهان اسلام عاجز مانده است، راه ترور و از میان بردن شخصیت‌های دینی و سیاسی را از یک طرف و نفوذ و گسترش فرهنگ اسلام امریکایی را از طرف دیگر به آزمایش گذاشته‏‌اند...»
در کنار همه نقدهایی که در مورد برخی مداخل از دایرةالمعارف تشیع مطرح شده، سلسله نقدهایی پیاپی حجت‌الاسلام رسول جعفریان در مرداد ماه سال ۱۳۹۱، بیش از همه در کانون توجهات رسانه‌ای قرار گرفت و در پی این نقدها، دبیرخانه دایرةالمعارف تشیع طی نامه‌ای، به اشتباهات صورت گرفته اذعان کرد و آن‌ها را ناشی از نقض امانت ویراستار دایرةالمعارف دانست. در این نامه هیئت مدیره دایرةالمعارف تشیع وعده داد که در چاپ جدید این مجلّدات، این مطالب ویراسته و موارد غیرقابل دفاع حذف خواهند شد.
"روشن احمدلی"، معاون وقت حزب اسلامی جمهوری آذربایجان درباره نامه تاریخی امام خمینی به گورباچف گفت: «پیام امام به گورباچف به رغم گذشت سال‌ها همچنان تازگی خود را برای مظلومان و نیز ظالمان حفظ کرده است. امام در این پیام به بشریت نشان داد که برای نجات از بحران‌ها باید اصول دین اسلام را بیاموزند و به آن عمل کنند و امروز نیز پیام‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی به مسلمانان و رهبران دیگر کشورها، ریشه در همان پیام تاریخی امام خمینی دارد و از آن قدرت می‌گیرد.»
پس از حمایت‌های مکرر سازمان ملل از رژیم صهیونیستی آیت‌الله کاشانی ضمن ارسال نامه‌ای به سازمان ملل شعارهای دروغین و رنگین آنان در دفاع از حقوق بشر را به چالش می‌کشاند و با توجه به حمایت آنان از رژیم صهیونیستی می‌گوید:"یک عده مهاجر ، با کمک و اسلحه دول موفق شدند اعراب را از یک قسمت از سرزمین فلسطین که خانه آنها بود و قرنها در آنجا ماوی داشتند، بیرون رانند و اگر دول معظمه اطمینان به اغماض و چشمپوشی سازمان از این تجاوز و حقکشی نداشتند ، مرتکب چنین جنایتی نمی شدند . اینک میلیون‌ها مردم مسلمان جهان چشم به راه تصمیمات سازمانند که از این تعدیات جلوگیری نمایند و اجازه ندهند اسلحه و پول بعضی از اعضای آن سازمان به نفع اقلیتی کوچک و به ضرر ساکنین یک قسمت از خاک شرق به کار برده شود. "همچنین آیت‌الله کاشانی بعد از کودتای 28 مرداد، در پاسخ به نامه‌های گروه‌های مختلفی از مردم که نسبت به تلاش رژیم پهلوی برای برقراری ارتباط با رژیم صهیونیستی ابراز نگرانی کرده بودند، آیت‌الله کاشانی در پاسخ به این نامه‌ها اظهار داشت: مادامی که من زنده باشم به خواست خدا رابطه با رژیم صهیونیستی به عمل نخواهد آمد.
پس از آشوب‌های انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، سرکرده سازمان منافقین به رده‌های مختلف تشکیلات دستور به آشوب کشاندن خیابان‌های تهران را صادر کرد. "مریم سنجابی" از اعضای جدا شده از سازمان منافقین در مورد اهداف مسعود رجوی پس از صدور دستور تشکیلاتی برای به آشوب کشاندن تهران در فتنه 88 می‌گوید: «هدف، به خشونت کشاندن و ملتهب کردن فضای جامعه و مختل کردن روند انتخابات بود. رجوی به دنبال ایجاد فضای ناآرام و ناامنی برای مردم بود. او در در یکی از پیام‌های داخلی‌اش به صراحت گفت از خشونت و اینکه جو سیاسی ایران به سمت خشونت و سخت‌تر شدن برود و تعدادی هم کشته شوند نترسید. وظیفه ما این بود که از صبح تا شب هرگونه خبرهای اعتراضی و تجمعات را جمع کرده و در وبلاگ‌ها و سایت‌های ایجاد شده بگذاریم و فضا را متشنج کنیم. تیم‌های دیگری بودند که به اسم گروه‌های حقوق بشری و گروه وکلا و دانشجویان ایرانی مدافعین حقوق بشر مثلا مستقر در خارج از کشور با افراد مختلف در ایران تماس می‌گرفتند و ضمن گرفتن خبر و اطلاعات، آنها را تشویق به شرکت در تظاهرات و اعتراض می‌کردند.
آیت‌الله فلسفی در کتاب خاطرات خود می‌گوید:در قضیه امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها، به طور غیر مستقیم و به وسایلی به من تذکر داده می‌شد که اوضاع و احوال مملکت به گونه‌ای است که یک کلمه انتقاد درباره امریکا و صهیونیست‌ها نمی‌توان کرد اما آیت‌الله فلسفی ضمن حمله به سیاست رژیم پهلوی به مبارزات خود علیه امریکا ادامه می‌داد. در اسناد ساواک در 1344/1/31 آمده است:آقای فلسفی آدم‌کشی‌های امریکا در ویتنام را تقبیح و محکوم کرد. در سند دیگر ساواک در تاریخ 1344/12/1 به امریکاستیزی آیت‌الله فلسفی اشاره می‌کند و می‌نویسد:در اتحادیه وعاظ و اهل منبر وابسته به فلسفی تصمیم گرفته‌اند که در منابر به سیاست امریکا حمله شود و چند روز است در منابر، از طرف وعاظ این تصمیم عملی شده و در جلسه بعد از ظهر روز 1344/11/27 که مجلس فاتحه یکی از وعاظ قدیمی در مسجد ارک برگزار شده اعتمادزاده وعاظ به اتفاق فلسفی به مجلس مزبور آمدند و اعتمادزاده منبر رفت و به امریکایی‌ها رسما حمله کرد و با عباراتی روشن و بدگویی نموده و این تصمیم روی این جهت گفته شده که حوادث اخیر ایران را در اثر سیاست امریکا می‌دانند.
با آغاز نهضت اسلامی، شیخ محی‌الدین مبارزات خود را علیه رژیم پهلوی آغاز کرد. حضور جدی‌تر او در جریان انقلاب از خط پاسخ به سؤالات شروع شد. مبارازات او بر ضد رژیم پهلوی بیشتر از نوع حرکت فکری بود، بنابراین سعی می‌کرد ضمن پاسخ دادن به شبهات موجود در زمینه‌های مختلف، سخنرانی‌هایی که در مکان‌های مختلف ایراد می‌شد نوار آن را تهیه و در اختیار مردم قرار دهد. در سال 1345 یک نوار از قم تهیه کرده بود که مأمورین رژیم آن را پیدا کردند و به خاطر آن نوار مدتی تحت بازجویی قرار گرفت و این اولین دستگیری وی در دوران پهلوی بود.
شهید مفتح با شروع محرم سال ۱۳۴۲، به دستور امام خمینی راهی آبادان شد. اما پس از آن که احضارهای مکرر و تذکرات پی‌درپی ساواک نتوانست او را از ایراد سخنرانی‌های انقلابی باز دارد، مانع ورود او به استان خوزستان شدند. مبارزات وی در سال‌های تبعید امام خمینی از ایران تا قبل از ممنوع‌المنبر شدن، ایراد سخنرانی‌های روشنگرانه در شهرستان‌های مختلف بود. پس از ممنوعیت از منبر در فعالیت‌های خود، شیوه جدیدی اتخاذ کرد که تمرکز فعالیت‌های فرهنگی در دانشکده الهیات و معارف اسلامی و مسجد جاوید از آن جمله بود، چنانچه پس از سخنرانی آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در مسجد جاوید هر دو دستگیر و مسجد نیز بسته شد.
حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان
در پی افزایش ظلم و بی‌عدالتی در اواخر دوران مظفرالدین شاه قاجار و نیز توهین به روحانیت، مردم ایران قیام کردند. علمای برجسته تهران نیز در واکنش به این وضع تصمیم گرفتند به حرم حضرت‌عبدالعظیم مهاجرت کنند، لذا در 22 آذر 1284 تهران را ترک کرده و راهی شهرری شدند. این مهاجرت یک ماه به طول انجامید و در نهایت، قیام مردم و حمایت آنان از علما، مظفرالدین شاه را مجبور به عقب‌نشینی کرد. لذا او به عین‌الدوله دستور داد: "تا فردا علما بازگردند والا خودم می‌روم و آنها را می‌آورم." علما نیز برای پایان دان به تحصن شرط هایی را مطرح کردند که از جمله آن شروط تاسیس عدالت‌خانه، اجرای قانون اسلام، عزل مسیو نوز از اداره گمرک و مالیه و عزل علاءالدوله از حکمرانی تهران بود. با پذیرش این شروط از سوی شاه، علما پس از یک ماه بست‌نشینی پیروزمندانه و در میان استقبال شدید مردم به تهران بازگشتند و بدین‌گونه مهاجرت صغرا پایان یافت.