مرکز اسناد انقلاب اسلامی

تطهیرناشدنی
محمدرضا پهلوی و خاندان سلطنتی جزو نخستین كسانی بودند كه از درآمد سرشار نفت بهره می‌گرفتند. شركت ملی نفت ایران محرمانه و به طور منظم بخشی از درآمد نفت را به حساب شاه واریز می‌كرد كه بنابر گزارش‌ها این مبلغ در سال 55 دست‌كم یك میلیارد دلار بوده است. رژیم پهلوی در فساد، رشوه‌خواری و شره و آز مال اندوزی غرق بود. در راس این سلسله مراتب فساد، اشرف پهلوی و اسدالله علم بودند بعد نوبت امیران ارتش و نخبگان می‌رسید كه هر یك برای خود نیمچه درباری داشتند و اعوان و انصار را دور خود جمع می‌كردند و بخشی از همه مقاطعه‌كاری‌های پرسود را به خود اختصاص می‌دادند. بنابر خوش‌بینانه‌ترین برآوردها، در فاصله سال های 52 تا 55 مقام‌های دولتی حداقل یك میلیارد دلار كمیسیون گرفته‌اند.
همزمان با وقایع 17 شهریور 1357 و كشتار مردم ایران در این روز، اسنادی مبنی بر نقش رژیم صهیونیستی در این فاجعه مشاهده می‌شود، به طوری كه سازمان اطلاعات و امنیت كشور (ساواك) تلاش كرد تا با كمك رسانه ها، نقش رژیم صهیونیستی در فاجعه "جمعه سیاه" را از دید مردم پنهان كند؛ سند زیر به خوبی این موضوع را نشان می دهد.
بازخوانی نامه عتاب‌آمیز امام خمینی(ره) به میرحسین موسوی
امام خمینی(ره) در 15 شهریور 1367 به دنبال استعفای میرحسین موسوی از نخست‌وزیری، ضمن نگارش نامه‌ عتاب‌آمیزی، خطاب به او فرمودند: "دست به كارهایی نزنیم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند"
یك سال و نیم بعد از انفجار دفتر نخست‌وزیری، "علی اكبر تهرانی"، متهم ردیف دوم پرونده كه زمینه نفوذ "مسعود كشمیری" در كمیته اداره دوم و نخست وزیری را فراهم كرده بود و در ماجرای جسدسازی برای كشمیری هم نقش اول را داشت در فروردین 62 و سپس در 22 اردیبهشت همان سال به ارتباط تشكیلاتی‌اش با منافقین و گرفتن دستور برای نفوذ كشمیری در نخست وزیری و جسدسازی برای او اعتراف كرد.
آیت‌الله مهدوی‌كنی درباره چگونگی نفوذ مسعود كشمیری در نخست‌وزیری می‌گوید: «كشمیری هم مدتی بود كه توسط آقای "بهزاد نبوی" و "آقای قنبری" [معروف به خسرو تهرانی، رئیس اداره اطلاعات نخست وزیری] به عنوان منشی و دبیر جلسه معرفی شده بود. من اطلاع از سابقه ایشان نداشتم، ولی بعدها گفتند كه او از توابین است و قبلا از اعضای منافقین بوده و توبه كرده و بعد هم در گزینش نیروی هوایی مشغول به كار شده و از او تعریف می‌كردند.»؛ به علاوه براساس خاطرات آیت‌الله مهدوی كنی بهزاد نبوی در جلسه شورای امنیت ملی كه در روز یكشنبه 8 شهریور برگزار شد شركت نكرده بود.
تحریف تاریخ و كتمان واقعیت‌های تاریخی یكی از روش‌هایی است كه همواره از سوی استكبارگران و جریان‌های وابسته به آنها به منظور به حاشیه راندن حركت‌های مردمی و دینی به كار گرفته می‌شود. در همین راستا، چندی پیش فایل صوتی از "حسینعلی منتظری"، با اهدافی خاص از سوی بیت منتظری منتشر شد كه اتهامات بی‌اساسی را به امام خمینی (ره)، بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی، حاج احمد خمینی، یادگار امام و نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد می‌كند باعث شد تا شخصیت‌های لشكری، كشوری و همچنین كسانی كه اطلاعات دقیقی از تاریخ انقلاب دارند واكنش‌هایی نشان دهند.
امام‌ خمینی(ره)‌ در 31 مرداد 57 با ارسال‌ پیامی‌ ضمن‌ تسلیت‌ فاجعه سینما ركس آبادان، فرمودند: من گمان نمی كنم هیچ مسلمانى بلكه انسانى دست به چنین فاجعه وحشیانه‏ اى بزند جز آنان كه به نظایر آن عادت نموده‏ اند و خوى درندگى و وحشیگرى، آنان را از انسانیت بیرون برده باشد. من تاكنون اطلاع كافى ندارم؛ لكن آنچه مسلّم است این عمل غیر انسانى و مخالف با قوانین اسلامى از مخالفین شاه كه خود را براى حفظ مصالح اسلام و ایران و جان و مال مردم به خطر مرگ انداخته ‏اند و با فداكارى از هم میهنان خود دفاع می كنند- به هر مسلكى باشند- نخواهد بود و قراین نیز شهادت می دهد كه دست جنایتكار دستگاه ظلم در كار باشد كه نهضت انسانى- اسلامى ملت را در دنیا بد منعكس كند. آتش را به طور كمربند در سراسر سینما افروختن و بعد توسط مأمورین درهاى آن را قفل كردن، كار اشخاص غیر مسلط بر اوضاع نیست.
برخلاف انتظار و پیش بینی مصدق، هرچند هریمن به عنوان واسطه از طرف آمریكا به ایران آمده بود ولی در حقیقت ماموریت او اعمال فشار سیاسی بر ایران بود. نهایتا هریمن، تلاش ایران برای ملی كردن نفت را "مصادره" نامید و پاسخ اعتماد مصدق را اینگونه داد: «نظر دولت من این است كه قبضه مایملك یك شركت خارجی به وسیله دولتی، بدون پرداخت غرامت فوری و مكفی و موثر و یا دادن ترتیبی كه مرضی‌الطرفین بوده باشد، بایستی مصادره نامیده شود، نه ملی شدن.»
آیت الله كاشانی در قسمتی از نامه خود به مصدق در 27 مرداد 32، به اعتماد بی جای مصدق به آمریكا اشاره كرد و نتیجه این اعتماد را چیزی جز غارت نفت ایران توسط غرب ندانست و خطاب به مصدق نوشت: «همانطور كه در آخرین ملاقاتم در دزاشیب به شما گفتم و به هندرسن هم گوشزد كردم كه آمریكا ما را در گرفتن نفت از انگلیسی‌ها كمك كرد و حالا به صورت ملی و دنیاپسندی می‌خواهد به دست جنابعالی این ثروت ما را به چنگ آورد.»
جهان تشیع و حوزه‌های علمیه از آغاز غیبت كبرای دوازدهمین امام معصوم به سال 329 قمری تا پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی ایران در خلال حدود یازده سده، فقهای والامقام و مجتهدان عالی‌قدری را به خود دیده است. در این میان برخی از این دانایان ساحت شریعت در مناطقی مبادرت به ترویج دین اسلام و مذهب امامیه نمودند و چونان خورشید، اجتماع دین‌مداران را روشن و هدایتگر جامعه صالحه و مردم دوره و زمانه خود شدند كه اوضاع روزگار حیاتشان بسی دشوار بود. یكی از نواحی كه عالمان معارف الهی به تمشیت امور دینی اهالی آن مبادرت ورزیدند گستره حلب در بلاد شام بزرگ و سوریه فعلی است كه نامورانی را در خود پرورش داد و از مراكز مهم سكونت شیعیان در گذشته به شمار می‌آید. به همین مناسبت فرصت را مغتنم شمرده به معرفی چند تن از این فرزانگان كه سهم عمده‌ای در گسترش مساحت تشیع و تقویت آن در حلب و اطراف آن در سرزمین شام – با محوریت مرزهای سوریه امروز – ایفا كردند، مبادرت می‌شود.