مرکز اسناد انقلاب اسلامی

بنیان‌ دولت‌ ایالات‌ متحده‌ آمریکا بر تبعیض‌‌ نژادی‌ سازمان‌ یافته‌ است‌. مهاجران‌ اروپایی‌ از ابتدا با کشتن‌ بومیان‌ قاره‌‌ آمریکا و متواری‌ ساختن‌ آنان‌ سنگ‌ بنای‌ تمدن‌ آمریکا را بنیاد گذاشته‌ و سپس‌ با انتخاب‌ نظام‌ برده‌داری‌ تمدن‌ خود را با استثمار بردگان‌ سیاه‌پوست‌ به‌ تکامل‌ رساندند. با همه‌‌ تعریف‌ و تمجیدهایی‌ که‌ از لینکلن‌ شده‌ است‌، او هیچ‌گاه‌ مخالف‌ تبعیض‌ نژادی‌ نبود، او بر مبنای‌ مصالح‌ سیاسی‌ مدافع‌ الغاء برده‌داری‌ با حفظ‌ تبعیض‌ نژادی‌ بود. رفتار نهادینه‌ شده‌‌ آمریکاییان‌ با نژاد سیاه‌ هنوز خبر از آن‌ می‌دهد که‌ تا یک‌ قرن‌ و نیم‌ بعد از اعلامیه‌‌ آزادی‌ بردگان‌، رفتار با سیاهان‌ تغییری‌ نکرده‌ است‌. به طوری که هنوز رنگین‌پوستان‌ از شهروندان‌ درجه‌ دو و از طبقه‌‌ فرودست‌ جامعه آمریکا محسوب‌ می‌شوند.
به دنبال استعفای ناگهانی مصدق از نخست‌وزیری و روی کار آمدن قوام، فضای سیاسی کشور بار دیگر متشنج شد. مردم با رهبری آیت‌الله کاشانی دست به تظاهرات گسترده‌ای زدند و خواستار برکناری قوام‌السلطنه و بازگشت مصدق شدند. در همین زمان محمدرضا پهلوی دستور سرکوبی قیام را صادر کرد، متعاقب این دستور، آیت‌الله کاشانی ضمن هدایت قیام مردمی، پیامی خطاب به نيروهاى نظامى صادر می‌کند و مسئوليت آنان را یادآو می‌شود. در ادامه با گسترش قیام مردمی، شاه که خود را در مقابل قیام مردم ناتوان دید به واحدهاى ارتش دستور مراجعت به مراكز خود را صادر كرد. به دنبال آن خبر استعفاى قوام‌السلطنه اعلام و بازگشت مجدد مصدق به قدرت اعلام شد. به‌اين‌ترتيب، خبر پيروزى مردم و شکست شاهانه در سرتاسر ايران پيچيد.
به دنبال پذیرش قطعنامه 598، ارتش رژیم بعث عراق بی‌توجه به قوانین بین‌المللی و شرایط قطعنامه، بار دیگر در حمله‌ای ناجوانمردانه، مرزهای ایران را مور حمله قرار داد. این اقدام صدام واکنش گسترده رسانه‌ها و تحلیل‌گران جهانی را به دنبال داشت. عده‌ای حمله مجدد صدام را خوش‌خدمتی به غرب دانستند، فرار صدام از پذیرش مسئولیت جنگ و پرداخت غرامت، همچنین تلاش وی برای جبران شکست در جنگ تحمیلی از دیگر تحلیل‌های جهانی از این جنایت صدام بود. بنابر اعتقاد این تحلیل‌گران اگر امریکا و شوروی برای ایجاد صلح با سازمان همکاری می‌کردند، صدام دلیلی برای حمله مجدد نداشت.
یکی از بزرگ‌ترین ابهام‌ها درباره آیت‌الله سید عبدالله بهبهانی، نقش او در تحصن در سفارت انگلیس است. بنابر نقل ميرزا يحيی دولت‌آبادی«سيدعبدالله‌ به‌بعضی از خواص‌ خود دستور می‌داده‌ است‌ كه‌ بعد از رفتن‌ ما به‌ قم‌ بايد در سفارت ‌انگليس‌ متحصن‌ شد». كسروی‌ از مورخین‌ بعدی‌ شجاعت‌ آقا سیدعبدالله‌ را دلیل‌ بی‌تأثیری‌ سید در پناهنده‌ شدن‌مردم‌ به ‌سفارت‌ می‌داند. به حر حال اگر تأیید سیدعبدالله‌ بهبهانی‌ نسبت‌ به‌ پناهنده‌ شدن‌ به‌ سفارت‌ را قبول ‌نکنیم‌، اما سکوت‌ وی‌ در مقابل‌ شایعاتی‌ که‌ از قول‌ ایشان‌ بیان‌ می‌شد، باید دلیلی‌ بر رضایت‌ وی‌ بر این‌ عمل‌ ناپسند بدانیم‌.
رضاخان در طول سلطنت خود با زیرپا گذاشتن آزادی‌های تصریح شده در قانون اساسی، بساط پلیس سیاسی را در سراسر کشور گسترش داد. شهربانی، که طبق قانون ضابط دادگستری بود، به نیرومندترین ابزار در دست رضاخان برای ترور، اختناق و انواع جنایت‌ها تبدیل شد. او در ادامه با از بین بردن مخالفان خود و سرکوب نیرهای سیاسی و ترویج فرهنگ اطاعت بی‌چون و چرا، سعی کرد پایه‌های رژیم خود را مستحکم کند. رضاخان با حمله به ارزش‌های دینی و سنتی جامعه علنا گلوله‌های آتش را به روی مردم گشود تا چهره دیکتاتور خود را به ثبت برساند. نمونه این برخورد وی در سرکوب خونین قیام گوهرشاد به خوبی قابل مشاهده است.
با شروع نهضت امام خمینی ساواک گزارش‌های متعددی در مورد فعالیت‌های مبارزاتی آیت‌الله ربانی املشی مخابره کرد. بنابر این اسناد، آیت‌الله ربانی در منبرهای خود «همه‌روزه به دستگاه حمله نموده و از آن انتقاد» می‌کند، و اظهار داشته «تا سر حد جان از [امام] خمینی پشتیبانی» خواهم کرد. این اسناد نشان از این دارد که آیت‌الله ربانی همواره در منابر خود از امام خمینی یاد می‌کند «به همین جهت عده‌ زیادی از طرفداران [امام] خمینی برای استماع صحبت‌های»، وی در مسجد حاضر می‌شوند.همچنین از وی به عنوان «محرکین و مسببین» برخی از تظاهرات یاد شده است که در تنظیم اعلامیه‌های ضد رژیم پهلوی فعالیت داشته است.
حمله وحشیانه ناو امریکایی وینسنس به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس خشم سراسری مردم جهان را در پی داشت. در بسیاری از کشورهای دنیا تا چند روز تظاهرات گسترده مردمی در جریان بود و مردم با شعارهای «مرگ بر امریکا»، «مرگ بر ریگان»، «لبیک یا خمینی» این اقدام جنایت‌آمیز امریکا را محکوم کردند.
حقوق بشر آمریکایی
نظام قضایی امریکا بسیار پراشتباه است. صدها نفر به اشتباه بازداشت و محکوم می‌شوند. اگر کسی به اشتباه محکوم به اعدام شود، حتی اثبات بی‌گناهی‌اش هم ممکن است دیگر کافی نباشد. طی صد سال گذشته، صدها فرد بی‌گناه در آمریکا، برای جرایمی که مرتکب نشده بودند، اعدام شدند. چنین محکوميت‌هایی، بی‌عدالتی مضاعفی را ایجاد می‌کنند که به مجرمان واقعی اجازه می‌دهد تا آزادانه بگردند و بیشترشان دوباره مرتکب جرم شوند.
بعد از جنگ جهانی دوم و تشکیل سازمان ملل متحد، آمریکا که خود را پدرخوانده و بنیان‌گذار این سازمان می‌دانست، با مستثنی کردن خود از قوانین حقوق بشری، دست به جنایات جبران‌ناپذیری در کشورهای مختلف جهان زد. در سال‌های بعد مسئولان آمریکایی به این نتیجه رسیدند که سازمان ملل دیگر نمی‌تواند پاسخگوی زیاده‌خواهی آنان باشد از این‌رو دست به انتشار گزارش سالانه حقوق بشر در کشورهای مختلف زدند تا دستشان برای تحریم، دخالت نظامی و سیاسی و همچنین جنگ با این کشورها باز باشد. عملکرد تاریخی امریکا در نقض گسترده حقوق بشری، این کشور را به متهم ردیف اول در بیشتر نمونه‌ها و پرونده‌های حقوق بشری تبدیل‌ کرده است.
دموکراسی برای اقلیت
گزارش یونیسف در سال 2007، ایالات متحده (و انگلستان) را در میان 21 کشور صنعتی، بدترین کشور برای کودکان می‌داند. شاخص‌هایی مثل سلامتی و امنیت، انسجام خانوادگی، خطر فقر، خطر اعتیاد به الکل و مواد مخدر و مسائلی از این دست، در این رتبه‌بندی در نظر گرفته شده‌اند. جمعیتی بالغ بر 36 میلیون نفر که بیش از 12 میلیون نفرشان را کودکان تشکیل می‌دهند، در خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که بخشی از هر ماه را گرسنه به‌سر می‌برند. در بسیاری از شهرها، خوراک یا مسکن کافی برای پوشش جمعیت بی‌خانمان فراهم نمی‌شود. در عوض، پیگردهای قضایی بیشتری علیه کسانی که تلاش می‌کنند در خیابان‌ها زنده بمانند، اعمال می‌گردد.