مرکز اسناد انقلاب اسلامی

"روشن احمدلی"، معاون وقت حزب اسلامی جمهوری آذربایجان درباره نامه تاریخی امام خمینی به گورباچف گفت: «پیام امام به گورباچف به رغم گذشت سال‌ها همچنان تازگی خود را برای مظلومان و نیز ظالمان حفظ کرده است. امام در این پیام به بشریت نشان داد که برای نجات از بحران‌ها باید اصول دین اسلام را بیاموزند و به آن عمل کنند و امروز نیز پیام‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی به مسلمانان و رهبران دیگر کشورها، ریشه در همان پیام تاریخی امام خمینی دارد و از آن قدرت می‌گیرد.»
پس از حمایت‌های مکرر سازمان ملل از رژیم صهیونیستی آیت‌الله کاشانی ضمن ارسال نامه‌ای به سازمان ملل شعارهای دروغین و رنگین آنان در دفاع از حقوق بشر را به چالش می‌کشاند و با توجه به حمایت آنان از رژیم صهیونیستی می‌گوید:"یک عده مهاجر ، با کمک و اسلحه دول موفق شدند اعراب را از یک قسمت از سرزمین فلسطین که خانه آنها بود و قرنها در آنجا ماوی داشتند، بیرون رانند و اگر دول معظمه اطمینان به اغماض و چشمپوشی سازمان از این تجاوز و حقکشی نداشتند ، مرتکب چنین جنایتی نمی شدند . اینک میلیون‌ها مردم مسلمان جهان چشم به راه تصمیمات سازمانند که از این تعدیات جلوگیری نمایند و اجازه ندهند اسلحه و پول بعضی از اعضای آن سازمان به نفع اقلیتی کوچک و به ضرر ساکنین یک قسمت از خاک شرق به کار برده شود. "همچنین آیت‌الله کاشانی بعد از کودتای 28 مرداد، در پاسخ به نامه‌های گروه‌های مختلفی از مردم که نسبت به تلاش رژیم پهلوی برای برقراری ارتباط با رژیم صهیونیستی ابراز نگرانی کرده بودند، آیت‌الله کاشانی در پاسخ به این نامه‌ها اظهار داشت: مادامی که من زنده باشم به خواست خدا رابطه با رژیم صهیونیستی به عمل نخواهد آمد.
پس از آشوب‌های انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، سرکرده سازمان منافقین به رده‌های مختلف تشکیلات دستور به آشوب کشاندن خیابان‌های تهران را صادر کرد. "مریم سنجابی" از اعضای جدا شده از سازمان منافقین در مورد اهداف مسعود رجوی پس از صدور دستور تشکیلاتی برای به آشوب کشاندن تهران در فتنه 88 می‌گوید: «هدف، به خشونت کشاندن و ملتهب کردن فضای جامعه و مختل کردن روند انتخابات بود. رجوی به دنبال ایجاد فضای ناآرام و ناامنی برای مردم بود. او در در یکی از پیام‌های داخلی‌اش به صراحت گفت از خشونت و اینکه جو سیاسی ایران به سمت خشونت و سخت‌تر شدن برود و تعدادی هم کشته شوند نترسید. وظیفه ما این بود که از صبح تا شب هرگونه خبرهای اعتراضی و تجمعات را جمع کرده و در وبلاگ‌ها و سایت‌های ایجاد شده بگذاریم و فضا را متشنج کنیم. تیم‌های دیگری بودند که به اسم گروه‌های حقوق بشری و گروه وکلا و دانشجویان ایرانی مدافعین حقوق بشر مثلا مستقر در خارج از کشور با افراد مختلف در ایران تماس می‌گرفتند و ضمن گرفتن خبر و اطلاعات، آنها را تشویق به شرکت در تظاهرات و اعتراض می‌کردند.
آیت‌الله فلسفی در کتاب خاطرات خود می‌گوید:در قضیه امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها، به طور غیر مستقیم و به وسایلی به من تذکر داده می‌شد که اوضاع و احوال مملکت به گونه‌ای است که یک کلمه انتقاد درباره امریکا و صهیونیست‌ها نمی‌توان کرد اما آیت‌الله فلسفی ضمن حمله به سیاست رژیم پهلوی به مبارزات خود علیه امریکا ادامه می‌داد. در اسناد ساواک در 1344/1/31 آمده است:آقای فلسفی آدم‌کشی‌های امریکا در ویتنام را تقبیح و محکوم کرد. در سند دیگر ساواک در تاریخ 1344/12/1 به امریکاستیزی آیت‌الله فلسفی اشاره می‌کند و می‌نویسد:در اتحادیه وعاظ و اهل منبر وابسته به فلسفی تصمیم گرفته‌اند که در منابر به سیاست امریکا حمله شود و چند روز است در منابر، از طرف وعاظ این تصمیم عملی شده و در جلسه بعد از ظهر روز 1344/11/27 که مجلس فاتحه یکی از وعاظ قدیمی در مسجد ارک برگزار شده اعتمادزاده وعاظ به اتفاق فلسفی به مجلس مزبور آمدند و اعتمادزاده منبر رفت و به امریکایی‌ها رسما حمله کرد و با عباراتی روشن و بدگویی نموده و این تصمیم روی این جهت گفته شده که حوادث اخیر ایران را در اثر سیاست امریکا می‌دانند.
با آغاز نهضت اسلامی، شیخ محی‌الدین مبارزات خود را علیه رژیم پهلوی آغاز کرد. حضور جدی‌تر او در جریان انقلاب از خط پاسخ به سؤالات شروع شد. مبارازات او بر ضد رژیم پهلوی بیشتر از نوع حرکت فکری بود، بنابراین سعی می‌کرد ضمن پاسخ دادن به شبهات موجود در زمینه‌های مختلف، سخنرانی‌هایی که در مکان‌های مختلف ایراد می‌شد نوار آن را تهیه و در اختیار مردم قرار دهد. در سال 1345 یک نوار از قم تهیه کرده بود که مأمورین رژیم آن را پیدا کردند و به خاطر آن نوار مدتی تحت بازجویی قرار گرفت و این اولین دستگیری وی در دوران پهلوی بود.
شهید مفتح با شروع محرم سال ۱۳۴۲، به دستور امام خمینی راهی آبادان شد. اما پس از آن که احضارهای مکرر و تذکرات پی‌درپی ساواک نتوانست او را از ایراد سخنرانی‌های انقلابی باز دارد، مانع ورود او به استان خوزستان شدند. مبارزات وی در سال‌های تبعید امام خمینی از ایران تا قبل از ممنوع‌المنبر شدن، ایراد سخنرانی‌های روشنگرانه در شهرستان‌های مختلف بود. پس از ممنوعیت از منبر در فعالیت‌های خود، شیوه جدیدی اتخاذ کرد که تمرکز فعالیت‌های فرهنگی در دانشکده الهیات و معارف اسلامی و مسجد جاوید از آن جمله بود، چنانچه پس از سخنرانی آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در مسجد جاوید هر دو دستگیر و مسجد نیز بسته شد.
حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان
در پی افزایش ظلم و بی‌عدالتی در اواخر دوران مظفرالدین شاه قاجار و نیز توهین به روحانیت، مردم ایران قیام کردند. علمای برجسته تهران نیز در واکنش به این وضع تصمیم گرفتند به حرم حضرت‌عبدالعظیم مهاجرت کنند، لذا در 22 آذر 1284 تهران را ترک کرده و راهی شهرری شدند. این مهاجرت یک ماه به طول انجامید و در نهایت، قیام مردم و حمایت آنان از علما، مظفرالدین شاه را مجبور به عقب‌نشینی کرد. لذا او به عین‌الدوله دستور داد: "تا فردا علما بازگردند والا خودم می‌روم و آنها را می‌آورم." علما نیز برای پایان دان به تحصن شرط هایی را مطرح کردند که از جمله آن شروط تاسیس عدالت‌خانه، اجرای قانون اسلام، عزل مسیو نوز از اداره گمرک و مالیه و عزل علاءالدوله از حکمرانی تهران بود. با پذیرش این شروط از سوی شاه، علما پس از یک ماه بست‌نشینی پیروزمندانه و در میان استقبال شدید مردم به تهران بازگشتند و بدین‌گونه مهاجرت صغرا پایان یافت.
مواضع امام در قبال امریکا همواره قاطع و صریح بوده است و در رفتار ایشان نیز سازش‌ناپذیری با امریکا کاملا مشهود است. آنجا که ایشان درخواست نمایندگان امریکا برای ملاقات با امام را قاطعانه رد می‌کنند نشاگر این موضع صریح نسبت به امریکا است. امام چند مرتبه درخواست ملاقات مقامات امریکا را رد کرده‌اند. ایشان قبل از پیروزی انقلاب هم صریحا اعلام کرده بودند که هیچ رابطه‌ای با رئیس‌جمهور امریکا ندارند. امام در 7 دی‌ماه 1357 فرمودند: «من هیچ گونه رابطه‏‌ای با آقای كارتر ندارم و اصولاً با هیچ رئیس‌جمهور و یا رئیس دولتی رابطه ندارم.» علاوه بر این ایشان در آبان و آذر 1358 درخواست ملاقات نمایندگان جیمی کارتر و ادوارد کندی را نیز رد کردند. به گفته حاج احمد خمینى: اعلامیه امام مبنی بر رد درخواست ملاقات نمایندگان کارتر، تنها اعلامیه ایشان بود که بدون "بسم اللَّه الرحمن الرحیم" شروع می‌شد همانند سوره برائت در قرآن کریم. یعنی حضرت امام در این اعلامیه به پیروی از سوره برائت آن را بدون "بسم اللَّه الرحمن الرحیم" شروع کرده‌اند.
آیت‌الله دستغیب در سخنرانی‌ها و بیانات خود از حضرت امام با عنوان "رهبر کبیر انقلاب" یاد می‌کرد. وی متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی بود و تا روزهای آخر عمرش چه در خطبه‌ها، چه در سخنرانی‌ها و چه در مصاحبه‌ها و چه در مقالاتی که می‌نوشت وظیفه خود، اجتماع و گویندگان را تقویت ولایت فقیه می‌دانست و می‌گفت اگر می‌خواهید به رژیم طاغوتی برنگردید، باید ولایت فقیه را تقویت کنید. حکومت الله به پرچمداری ولایت فقیه است.
بازخوانی پیام برائت امام خمینی در سال 1366
امام خمینی در پیام برائت سال 1366 فرمودند: ملت‌های مسلمان باید به فکر نجات فلسطین باشند و مراتب انزجار و تنفر خویش را از سازشکاری و مصالحه رهبران ننگین و خود فروخته‌ای که به نام فلسطین، آرمان مردم سرزمین‌های غصب شده و مسلمانان این خطه را به تباهی کشیده‌اند به دنیا اعلام کنند و نگذارند این خائنان بر سر میزمذاکره ها، و رفت و آمدها، حیثیت و اعتبار و شرافت ملت قهرمان فلسطین را خدشه دار کنند...