مرکز اسناد انقلاب اسلامی

بعد از کودتای 28 مرداد و 16 آذر 1332، درحالی که اغلب جریان‌های مبارز و در راس آنها روحانیت، امریکا را هدف مبارزه قرار داده بودند، ملی‌گرایان بیش از پیش به امریکا نزدیک شدند. آنها اگرچه خود را میراث‌دار جنبش دانشجویی معرفی می‌کردند و در سالروز 16 آذر دست به اعتصاب می‌زدند، اما در عمل شیوه‌ای دیگر را پیش می‌گرفتند و به طور پنهانی و آشکار با امریکا که کودتای ننگین 28 مرداد و کشتار 16 آذر برآمده از آن بود، رابطه برقرار می‌کردند. مهدی بازرگان٬دبیرکل نهضت آزادی پس از رسوایی ملی گرایان در جریان افشای اسناد لانه جاسوسی می­‌گوید: «پایه­‌گذاران و اعضاء و علاقمندان به نهضت آزادی ایران و نهضت مقاومت ملّی، نه تنها با آمریکا، بلکه با بعضی از کشورهای اروپا و نیز دولت وقت [رژیم پهلوی] ارتباط­‌های کم و بیش پنهانی داشته­‌اند؛ نه تنها در چند ماه مانده به پیروزی درخشان انقلاب بلکه از 26 سال پیش.»
اگرچه بعد از 16 آذر 32 نیروهای ملی تلاش کردند تا جنبش دانشجویی را در دوران جریان خود تعریف کنند اما با آغاز نهضت امام خمینی در دهه 40، جنبش دانشجویی نیز همانند دیگر گروه‌ها، به نهضت اسلامی پیوست و پیوند آن با نهضت امام خمینی در دهه 50 نیز قوت گرفت. ارتباط دانشجویان و روحانیت در دهه 50،‌ باعث شد روحانیت نبض جنبش دانشجویی را در دست بگیرد. ازین‌رو هر چه به سال‌های پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک‌تر می‌شویم نقش روحانیت در جنبش دانشجویی پررنگ‌تر می‌شود. به طوری که در 16 آذر 1353 "مرگ بر شاه" و "درود بر خمینی" شعار اصلی دانشجویان بود. یک سال بعد و در در 16 آذر 1354، اعتراضات دانشجویی تحت تاثیر تحریم حزب رستاخیز توسط حضرت امام برگزار شد. در طول نهضت امام خمینی، فعالیت روحانیونی چون شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید مفتح،‌ آیت‌الله طالقانی و... در ساماندهی جنبش دانشجویی بسیار موثر بود به گونه‌ای که روحانیون با مدیریت اعتراضات سیاسی و ایجاد بینش مبارزاتی در بین دانشجویان نقش مهمی در هدایت دانشگاه در فرایند انقلاب اسلامی داشتند.
صفاءالدین تبرائیان
چهار روایت از دیدار تاریخی آیت‌الله سیدمحسن حکیم و امام خمینی وجود دارد. روایت اول از آیت‌الله رسولی محلاتی است که اظهار می‌دارد به رغم این که حضرت حکیم روز دوم و بعد از دیگر مراجع به ملاقات امام آمد اما در مقام بازدید امام فرمود اول باید به ملاقات حضرت حکیم برویم. پرده دوم از این ملاقات توسط شیخ نصرالله خلخالی نقل شده و روایت دیگر از حجت‌الاسلام شیخ‌محمد سمامی است. اما روایت دیگر برگرفته از خاطرات سیدعلی‌اکبر محتشمی‌پور و البته جامع‌ترین روایت است. او هرچند در این دیدار حضور نداشته لیک مطالب منقول مأخوذ از آیت‌الله سیدمصطفی خمینی است. براساس این روایت امام به حضرت حکیم می‌فرماید اگر امام مجتبی‌(ع) به اندازه شما طرفدار و مرید داشت هیچگاه صلح نمی‌کرد... شما حرکت و قیام بکنید اولین کسی که به دنبال شما راه می‌افتد من هستم. من از شما تبعیت می‌کنم و دنبال شما حرکت می‌کنم. این گفت‌وگو با لبخند و تشکر حضرت حکیم از میهمانش پایان می‌یابد.
مروی بر وقایع زلزله طبس در سال 1357
بعد از زلزله 25 شهریور 1357 در طبس، درحالی که محمدرضا پهلوی به همراه خانواده سلطنتی برای خوشگذرانی به کیش رفته بود، روحانیون، طلاب و مبارزین مرتبط با نهضت امام خمینی برای تامین مایحتاج زلزله‌زدگان و حل مشکلات آنان تلاش می‌کردند. گزارشگر ضداطلاعات ارتش گزارش داد: [زلزله‌زدگان] دعاگوی امام خمینی هستند نه دولت. براساس گزارش دیگری از شهربانی در 30 شهریور، استاندار خراسان طی تماسی تلفنی با تهران، دستور می‌گیرد به نیروهایی که از سوی شیروخورشید به منطقه اعزام شده بودند تاکید کند تا به منظور بهره‌برداری تبلیغاتی "از فعالیت‌های خود فیلمبرداری" کنند. اما همین گزارش، به بی‌نتیجه بودن اینگونه تبلیغات اشاره می‌کند و در انتهای گزارش، "جهت اطلاع" می‌نویسد: «افکار مردم نسبت به روحانیون بهتر از دستگاه‌های دولتی است.»
در شهریور 1347 و پس از زلزله شدید فردوس، تلفات و خسارت‌های فراوانی به بار آمد؛ اما در چنین شرایطی که مردم زلزله‌زده نیازمند مایحتاج اولیه‌ خود بودند، رژیم پهلوی عمدتا با مانورهای تبلیغاتی، اقدامی در جهت تامین مایحتاج اساسی زلزله‌زدگان انجام نمی‌داد و مردم نیز ناامید از رژیم پهلوی، به گروه‌های کمک‌رسان طلاب و جمعیت‌های خیریه نهضت امام خمینی امید بسته بودند. ساواک در این رابطه گزارش داد: «محمدعلی اجتهادی که از نمایندگان آیت‌الله گلپایگانی است و به اتفاق سیدمهدی گلپایگانی جهت کمک به زلزله‌زدگان به خراسان عزیمت کرده بود. ساعت 10 صبح روز 1347/7/17 پس از مراجعت از مشهد در اندرون منزل [آیت‌الله] گلپایگانی با حضور ناصر مکارم شیرازی و چند نفر دیگر اظهار داشت در منطقه زلزله‌زده مردم می‌گفتند که تا کنون از طرف شیر و خورشید سرخ هیچگونه کمکی نسبت به آسیب‌دیدگان به عمل نیامده و فقط از طرف علما و هیأت امدادی روحانیون کمک‌هایی صورت گرفته است و این کمک‌ها دو ساعت بعد از زلزله به عمل آمده در صورتیکه افراد شیر و خورشید پس از 6 روز خود را به منطقه رساندند.»
تسخیر سفارت امریکا در تهران، یکی از وقایعی است که به شدت بر هژمونی امریکا در جهان تاثیر گذاشت و به اعتراف بسیاری از مقامات امریکایی، باعث تحقیر امریکا شد. جولیتو کیه‌­زا در خصوص شیوع یأس و ناامیدی در فضای سیاسی آمریکا بعد از تسخیر سفارت می‌نویسد: «هرتزبرگ، نویسندۀ متن سخنرانی­‌های مهم کارتر اذعان می‌دارد با نگرانی احساس می­‌کنم در حال لغزیدن بر سراشیبی هستیم و حتی برخی چنین اظهارنظر می‌کنند که توی "بن‌بست" گیر افتاده‌ایم.» هامیلتون جردن هم اعتراف می‌کند که آمریکایی‌ها بعد از تسخیر سفارت­شان در ایران تحقیر شدند. چنانچه بسیاری از مسئولین آمریکایی دوران فرمانروایی کارتر نیز بعد از به قدرت رسیدن جمهوری‌خواهان در سال 1359 در کتاب‌هایی که به‌عنوان خاطرات خود منتشر کردند همگی تلویحاً و یا آشکارا به ابعاد این حرکت بزرگ سیاسی که مبین ذلت و زبونی سیاست خارجی آمریکا در ایران و در سطح منطقه پس از ماجرای گروگان‌گیری بوده است، اعتراف کردند.
در مصاحبه با امير سرتيپ خلبان شهرام رستمي مطالبي عنوان شده است كه بسيار ناقص و محل نزاع و بحث و جدل است. به‌عبارتی، یک‌سویه به موضوعات نگاه شده و به همین دلیل، بسیاری از واقعیت­‌ها مکتوم و ناگفته باقیمانده است. این در شرایطی است که حقوق جامعه و نسل جواني كه با بسياري از این موضوعات آشنا نيستند، اقتضاء می‌کند كه اطلاعات به‌­صورت كامل در اختيار آنان قرار گيرد؛ تا اوّلاً حق مطلب به درستي اداء شود و در ثاني اصل امانت‌داری در ثبت تاريخ، رعايت و اجرائی شود. بر همین مبنا برای حفاظت از تاریخ انقلاب بخش‌های از مصاحبه امیر رستمی در رابطه با "جنگنده‌های اف 14"٬ "لغو قراردادهای امریکا توسط بختیار"٬ "آموزش کارکنان نیروی هوایی ارتش"٬ "سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرباس"٬ "حمله آمریکائیان به طبس" و "کوتای نقاب" مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد.
امیرسرتیپ منوچهر نجفدری دار فانی را وداع گفت
سرتیپ نجفدری درباره خدمت خود پس از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گوید: «... بعد از انقلاب با جان و دل آمادگی خودم را برای خدمت به این نظام مقدس و انقلاب اسلامی اعلام داشتم و بیش از آنچه لیاقت و استعداد داشته باشم و خدمت کرده باشم، مورد توجه مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار گرفتم. چندین مرتبه حضور حضرت امام(ره) شرفیاب شدم و همین طور مورد عنایت مقام معظم رهبری آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای عزیز و همین طور رده‌های بعدی قرار گرفتم...»
دکتر غلامرضا خواجه‌سروی
مشی و روش آیت‌الله مهدوی‌کنی در سطح "فردی" حاکی از احترام متقابل و انتقاد از تندروی‌های معمول در زمان‌های متفاوت علیه افراد شاخص جریان لیبرال دموکرات مذهبی است٬ همواره از اشخاص مشهور جریان مزبور نظیر مهندس بازرگان و غیره محترمانه یاد می‌کردند و در سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هم این تعامل دوستانه و اخلاقی با آنان برقرار بوده است اما در سطح "جریانی" آیت‌الله مهدوی کنی منتقد مشی حرکتی و نظرات سیاسی جریان لیبرال دموکرات مذهبی بوده و هیچگاه این نگرش و حرکت سیاسی را تأیید نکرده است. کمااینکه نامبرده در خصوص نظر مهندس بازرگان در اوان پیروزی انقلاب اسلامی دائر بر لزوم بازگشت روحانیت به مساجد و سپردن حکومت به لیبرال دموکرات‌های مذهبی انتقادهای جدی ابراز کرده است و در خصوص سایر موارد نیز با تمسک عملی به مکتب سیاسی امام خمینی(ره) هیچگاه با جریان مزبور همراه نشده است.
دکتر ابراهیم متقی
يكي از چالش‌هاي اصلي آمريكا در برابر ايران موضوع قدرت ملي بوده است. در رهيافت رئاليستي هرگاه كشوري قدرت ملي خود را ارتقاء دهد، موقعيت بهتر و مؤثرتري در سياست بين‌الملل كسب مي‌كند. قوم‌مداري آمريكايي همواره در زمره موضوعاتي بوده است كه محدوديت‌هايي همانند تحريم اقتصادي و الگوهاي مبتني بر مهار و محدودسازي ايران را در دستور كار قرار داده است. بهره‌گيري از چنين سازوكارهايي را مي‌توان به‌عنوان بخشي از سياست عمومي ايالات متحده در برخورد با ايران دانست كه هيچ‌گاه به نتيجه مطلوب و مورد نظر كارگزاران سياست خارجي آمريكا نرسيده است. هدف اصلي آمريكا را مي‌توان در ارتباط با «فرسايش قدرت تاكتيكي و عملياتي ايران» دانست اما انقلاب اسلامي ايران آموزه نيكسون را نه‌تنها در ايران بلكه در منطقه با ناكارآمدي روبه‌رو ساخت. آموزه نيكسون مبتني بر كنترل غيرمستقيم منطقه از طريق جنگ‌هاي نيابتي بوده است.