مرکز اسناد انقلاب اسلامی

تجربه‌های ادوار مختلف تاریخی نشان می‌دهد ملتی که در برابر ظلم و استبداد مقاومت می‌کند، دارای توانمندی بالایی در برابر عوامل تهدیدزا و ناامنی‌ها بوده و در مراحل بعد، این مقاومت، به سرعت زمینه پیشرفت ملی را فراهم می‌کند. نمونه‌های مختلفی نیز در تاریخ وجود دارد که این موضوع را تائید می‌کند که از آن جمله می‌توان به پیشرفت ملت ایران بعد از مقاومت در برابر استبداد پهلوی و حملات رژیم بعث عراق، پیشرفت ملت هند پس از استقامت در برابر استعمار انگلستان و مقاومت علیه استعمار و تاثیر آن بر پیشرفت ملی مالزی اشاره کرد. اما یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تاثیر مقاومت در پیشرفت ملی را می‌توان در میان ملت فلسطین دید. استقامت مردم فلسطین در برابر رژیم صهیونیستی، عزت سیاسی و کرامت حقیقی را برای فلسطین به ارمغان آورده است. از دیدگاه لیندا برایر، یکی از بزرگترین دستاوردهای مقاومت مردم فلسطین، اعاده حقوق ملت فلسطین از مجامع جهانی بوده است.
صفاءالدین تبرائیان
با انتشار خبر بازداشت امام خمینی در نیمه شب 15 خرداد 1342، حوزه علیمه نجف بلافاصله به این موضوع واکنش نشان داد. بر این اساس، حضرت خوئی و حضرت حكيم در منزل سیدحکیم در کوفه با هم دیدار کردند تا برای رهايی حضرت خمينی چاره‌ای انديشيده شود. این دو مرجع عالی‌قدر هر کدام به صورت جداگانه نیز به صدور بیانیه در رابطه با وقایع ایران اقدام کردند. آیت‌الله خویی دو روز پس از سركوب خونين قيام 15 خرداد و كشتار مردم بی‌دفاع، اعلاميه‌ای تاريخی صادر كرد كه در نوع خود منحصر به فرد بود. در بخشی از آن آمده بود: «نظر به اين‌كه دولت فعلی ايران برای پيشرفت مقاصد شوم خود كه مخالف مقررات دين اسلام است از هرگونه تعدی و ظلم از زدن و كشتن و زندان بردن آقايان علماء اعلام و طلاب علوم دينيه و ساير طبقات مؤمنين مضايقه ندارد، بر هر فردی از افراد مسلمان در هر لباس و هر مقامی كه باشند واجب است كه از همكاری با اين دولت خائن خودداری نمايند.»
برشی از چند جلسه سخنرانی عرفانی امام در سال 58
امام خمینی در رابطه با دلیل ورود به بحث تفسیر سوره حمد در سال 58 فرمودند: تقاضا شده بود که من یکی- دو مرتبه راجع به تفسیر بعضی آیات شریفه قرآن مطالبی عرض کنم... در این اواخر هم یک اشخاصی پیدا شده‌اند که اصلًا اهل تفسیر نیستند، اینها خواسته‌اند مقاصدی [را] که خودشان دارند به قرآن و به سنت نسبت بدهند. حتی یک طایفه‌ای از چپی‌ها و کمونیست‌ها هم به قرآن تمسّک می‌کنند، برای همان مقصدی که دارند؛ اینها اصلًا به تفسیر کار ندارند، به قرآن هم کار ندارند، اینها مقصد خودشان را می‌خواهند به خورد جوان‌های ما بدهند، به اسم اینکه این اسلام است...‏
ابراهیم متقی
از سال 1945 به‌بعد ايالات متحده محور اصلی سياست قدرت در جهان غرب شد. نقش ايالات متحده در حمايت از كشورهاي اروپايي به‌موجب طرح مارشال در سال 1947، سازماندهی اتحاديه بروكسل در سال 1948 و تشكيل پيمان آتلانتيك شمالی در سال 1949 زمينه همبستگی سياسی و راهبردی جهان غرب را به وجود آورد. همبستگی‌های ايدئولوژيک از سال 1945 به‌ بعد منجر به ائتلاف‌های ژئوپليتيكی و راهبردی امريكا و اروپا در برخورد با ساير حوزه‌های جغرافيایی به‌ويژه در مواجهه با ايران شد. در دوران رژیم پهلوی، ائتلاف امریکا و اروپا علیه ملت ایران در اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم، کودتای 28 مرداد 1332 و همکاری با رژیم پهلوی علیه مردم ایران نمود پیدا کرد. این ائتلاف بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شدت بیشتری به خود گرفت؛ به طوری که امریکا و اروپا از جمله مهم‌ترین محرکان رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی علیه ایران بودند.
با نگاهی به مواضع نهضت آزادی در دوران دفاع مقدس، می‌توان پی برد که مواضع این گروه در دوران جنگ تحمیلی همواره با مواضع امریکا و غرب به عنوان پشتیبان رژیم بعث عراق همسو بوده است. در این رابطه می‌توان به مواضع مشترک نهضت آزادی و غرب در مسائلی چون تاثیر شعار صدور انقلاب در آغاز جنگ تحمیلی، بی حاصل دانستن مقاومت مردم ایران در جنگ و تلاش برای بزرگ‌نمایی قدرت دشمن بعثی و ضعیف نشان دادن نیروهای نظامی کشور اشاره کرد. علاوه بر این، نهضت آزادی بعد از فتح خرمشهر در مواضعی همسوء با غرب، معتقد به پذیرش آتش‌بس از سوی ایران بود. در همین رابطه مهدی بازرگان در نامه‌ای محرمانه به امام خمینی نوشت: «بديهي است آن زمان که صدام ديکتاتور عراق در 30 شهريور 1359 تجاوز آشکار به مرز و بوم و به جان و مال ما کرد، وظيفه انقلابي و قانوني همگي و بالاتر از آن حکم خدا اين بود که با تمام نيرو تا آخرين نفر و نفس بجنگيم اما مجوز ادامة جنگ براي ما روشن نيست.»
با انتشار خبر آزادسازی خرمشهر توسط رزمندگان اسلام در لبنان، مردم این کشور نیز پا به پای مردم ایران به جشن و سرور پرداختند.
جواد منصوری
به دنبال صدور بيانيه‌ الجزاير و امضاي دستور‌العمل اجرايي آن توسط كارتر در 19 ژانويه1981، گروگان‌های امریکایی از طریق الجزایر به امریکا منتقل شدند و دولت ایران براساس بیانیه الجزایر تعهدات خود را عملی کرد اما آمریکا با بدعهدی، عدم پایبندی خود به مفاد بیانیه‌های الجزایر و قوانین بین‌المللی را نشان داد. در همین رابطه احمد عزيزي، معاون نخست‌‌وزير و مسئول دفتر هماهنگي و اجرايی بيانيه‌ الجزاير، طی مصاحبه‌ای در همان زمان اعلام كرد: «در حاليكه دفتر هماهنگي بيانيه‌ الجزاير در نخست‌وزيري مشغول جمع‌آوري و طبقه‌بندي اطلاعات مربوط به مطالبات ايران عليه آمريكاست، چنين به نظر مي‌رسد كه دولت آمريكا در مواردي به نحو مطلوب عمل نكرده و يا اينكه در اجراي مفاد بيانيه تخلف كرده است.» بدین ترتیب، آمریکا در موارد متعدد، اصول اساسی بیانیه‌ها از جمله تعهد به عدم مداخله در امور ایران را نقض کرد. بعلاوه، آمریکا تحریم‌های تجاری را که به موجب بیانیه‌ها ملغی اعلام کرده بود، در طول سال‌های جنگ تحمیلی و پس از پایان آن به انواع و روش‌های دیگر برقرار و حتی تشدید کرد.
سفارت‌های امریکا در کشورهای مختلف جهان، همواره محلی برای طراحی توطئه علیه مردم آن کشور بوده‌ و نقش خود را در تثبیت رفتارهای استعماری ایالات متحده به خوبی ایفا کرده‌ است. امریکا که در نقض قوانین بین‌المللی و دخالت در امور کشورهای دیگر ید طولایی دارد، سیاست‌های مداخله‌جویانه خود در کشورهای جهان را از طریق سفارتخانه‌های خود پی‌ریزی و اجرا می‌کند؛ زمینه‌چینی انجام کودتا در برزیل در سال 1964، نقش سفارت امریکا در آشوب‌های السالوادور در دهه 1960 میلادی، دخالت در امور داخلی کاستاریکا در سال‌های1970 و 1971، صحنه‌گردانی سفارت امریکا برای ایجاد آشوب و بی‌ثباتی در جمهوری دومینیکن بین سال‌های 1960 تا 1966 و توطئه‌چینی در ایران در برهه‌های مختلف تاریخی، از کودتای 28 مرداد 1332 تا فعالیت‌های توطئه‌گرانه علیه انقلاب مردم ایران در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، تنها نمونه‌هایی از خباثت‌های سفارت امریکا است.
حزب الله لبنان پس از پیمان طائف درخصوص مشارکت در انتخابات پارلمانی تصمیم بسیار مهم و حیاتی گرفت که به نقطه عطفی در تاریخ حزب الله بدل گشت. حزب الله پس از کسب اجازه از ولی فقیه آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، جهت مشروعیت شرکت در انتخابات، در انتخابات پارلمانی ۱۹۹۲ که پس از بیست سال فترت برگزار شد، شرکت کرد.
علی اکبر جعفری
در دوران سلطنت 57 ساله رژیم پهلوی، حقوق شهروندی هرگز رعایت نمی‌شد و مردم از هیچگونه جایگاهی در نظام سیاسی و اجتماعی کشور برخوردار نبودند. صرفاً واژه "مردم" به کار برده می‌شد در حالی که به لحاظ حقوق طبیعی، ملت ایران مترادف با "رعیت" بودند و فراتر از آن حق و حقوقی برای آنان در نظر گرفته نمی‌شد. و حتی اگر در سخنرانی‌های مقامات رژیم پهلوی هم از مردم و دامنه اختیارات آنها صحبت به میان می‌آمد، صرفاً در حد شعار بود و در جهت تلطیف افکار عمومی استفاده می‌شد. با بررسی برخی از مولفه‌ها و شاخص‌های حقوق شهروندی همچون نحوه مواجهه با مخالفان، وضعیت مطبوعات، امکانات رفاهی و مشارکت سیاسی و وضعیت رای مردم در دوران حاکمیت رژیم پهلوی می‌توان وضعیت و جایگاه حقوق شهروندی در دوران حاکمیت پهلوی را تبیین کرد. فرایند مشارکت سیاسی و حقوق سیاسی مردم در زمان رژیم پهلوی کاملاً فرمایشی و ظاهری بود و کنش مدنی ملت ایران هیچ اهمیتی برای دربار پهلوی نداشت و رژیم پهلوی تنها می‌کوشید از حضور مردم برای کسب مشروعیت ظاهری بهره‌برداری سیاسی کند.