مرکز اسناد انقلاب اسلامی

گزارش سری ساواک: ««عوامل مخالف و قشریون مذهبی طی دو شب گذشته موفق گردیدند در تهران با تحریک احساسات مذهبی توده مردم، وضعیتی را ایجاد کنند که مقررات ساعات منع عبور و مرور عملاً نقض و حتی موجبات درگیری مستقیم مردم با مامورین فراهم آید. روند این تاکتیک نشان می‌دهد، در شب‌های آینده، چنانچه اقدام موثری از جانب دولت صورت نگیرد، این تشنج وسعت بیشتر و خطرناکتری پیدا خواهد کرد...»
به روایت اسناد
مقتضی است به مامورین مربوطه اکیدا دستور فرمائید نهایت مراقبت را به عمل آورند که از فرار سرلشگر زاهدی جلوگیری شود. چناچه تسامحی در این باب بعمل آید موجب مسئولیت شدید خواهد بود.
انتشار برای نخستین‌بار
آیت‌الله خوئی در تماس تلفنی با آیت‌الله آشتیانی به صراحت به این شایعات واکنش نشان می‌دهد و گفته‌های آیت‌الله خوئی بطور رسمی طی اعلامیه‌ای از سوی آیت‌الله آشتیانی منتشر می‌شود. به زعم برخی از محققین شاید صریح‌ترین واکنشی که آقای خویی نشان داد در مکالمه تلفنی ایشان با آیت‌الله آشتیانی بود.
به روایت اسناد
در یکی از این اسناد در آذر ماه 1356 به خوبی موضع‌گیری اساتید و فضلای حوزه علمیه قم را روشن می‌سازد. گزارشگر ساواک می‌نویسد: همانطوری که استحضار دارند روز 9/9/2536 مطابق با عید غدیر ناصر مکارم در مدرسه امیرالمومنین مجلس ختم برای مصطفی خمینی گرفته بود و این فاتحه به دنبال مطلبی بود که قبلا روز 8/ 9 / 2536 [1356] در سر درس خود عنوان نموده بود و گفته بود ما امسال نباید عید بگیریم بلکه باید به مناسبت فوت پسر [امام] خمینی عزادار باشیم.
سندی از همکاری بنی‌صدر و رجوی در سال 1359
در نامه رجوی به بنی‌صدر آمده است: جناب آقای دکتر بنی‌صدر ریاست‌جمهوری و فرمانده کل قوا، محترماً - به خاطر کثرت مشکلات و خطرات ایمنی که متوجه جان و سلامتی اینجانبان مسعود رجوی، مهدی ابریشم‌چی، موسی خیابانی و عباسعلی داوری و علی زرکش است؛ مستدعی است مجاز فرمایید اینجانبان هر یک با یک بردادر و یا (نفر) محافظ حق حمل سلاح برای حفاظت شخصی داشته باشیم.
به روایت اسناد
علی اکبر فيض مشکینی فرزند علی شغل واعظ : نامبرده بالا یکی از روحانیون افراطی و از طرفداران خمینی می‌باشد که در فعالیت‌های ضد امنیتی و تحریک طلاب علوم دینی و متعصبين مذهبی دخالت داشته که به همین جهت طبق رای کمیسیون امنیت اجتماعی شهرستان قم در سال ۵۲ به سه سال اقامت اجباری در ماهان کرمان محکوم و سپس محل تبعید وی به کاشمر تغییر داده شده است. ضمنا یاد شده یکی از امضاء کنندگان ذیل تلگرافی که جهت خمینی به فرانسه مخابره شده بوده است.
آیت‌الله کاشانی نوشت: به عرض اعليحضرت برسانيد اگر در بازگشت دولت مصدق تا فردا اقدام نفرمايید دهانه تير انقلاب را با جلوداری شخص خودم متوجه دربار خواهم کرد.
اسناد می‌گویند
یوم 16 بهمن یکی از مامورین مخفی راپرت داد که حاجی سید علی‌اکبر احمدآبادی شب قبل از قنسولخانه انگلیس خارج شد. بملاحظه این راپرت مشارالیه را تحت نظر قرار داده روز بعد راپرت رسید که مجلس روضه تشکیل داده است و ایام 20 و 21 و 22 حاجی سید علی‌اکبر فوق و غلامرضای بخشایش اجزاء آستانه و سید عبدالکریم مرتضوی روضه‌خوان در مجلس روضه از عملیات دولت راجع به کشف حجاب تنقید و اظهارات مهیجی می‌نموده‌اند لذا هر سه نفر جلب و توقیف [شدند] قضیه تحت تعقیب [است] نتیجه بعداً به عرض می‌رساند. رئیس شهربانی شرق کشور»
برای نخستین بار منتشر می‌شود:
هاتفی به همراه جمعی از سران حزب، اردیبهشت ماه 1362 دستگیر شد و در بازجویی‌ها نیز مقاومت چندانی از خود نشان نداد و درباره مسائل مختلف از جمله اوضاع حزب پس از ضربه اول -بهمن 61- تا ضربه دوم -اردیبهشت 62- و تشکیلات مخفی حزب صحبت کرد. صبح روز 19 تیرماه نگهبان زندان وقتی به سلول او مراجعه می‌کند، با پیکر بی‌جان او که خود را حلق‌آویز کرده بود مواجه می‌شود. در اولین گزارش کتبی درباره خودکشی هاتفی، نگهبان زندان عنوان کرد که او «با پیراهن خود را حلق‌آویز کرده» این گزارش تصریح کرد: «پیراهن به شکل طناب بود طاقت نیاورده و پاره شده بود و متهم در گوشه سلول افتاده بود.»
آیت‌الله حائری در زمینه مبارزه می گوید: «کسی که می‌خواهد قیام کند باید طرف‌دار داشته باشد. باید همه قیام کنند و از خودگذشتگی داشته باشند. من با نماینده مجلس یا وزیری که حاضر نیست از ماهی دویست تومان بگذرد، با تاجری که حاضر نیست از منافع خودش دست بکشد چه کار می‌توانم بکنم...».