مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برشی از خاطرات آیت‌الله قرشی
آیت‌الله سیدعلی‌اکبر قرشی درباره توصیه امام به انتصاب آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری پس از ایشان می‌گوید: من در جلسه مجلس خبرگان به آیت‌الله محسن شبستری که در طرف راست من نشسته بود، گفتم: من شنیده‌ام که امام فرمودند: اگر من از دنیا رفتم، بهترین کسی که می‌تواند جانشین من باشد، آقای خامنه‌ای است؛ آیا شما درباره آقای خامنه‌ای چیزی شنیده‌اید؟ گفت: من نیز شنیده‌ام که امام گفته اگر من از دنیا رفتم، آقای خامنه‌ای بهترین کسی است که می‌تواند رهبر نظام باشد.
امام خمینی به روایت امام خامنه‌ای
رهبر معظم انقلاب فرمودند: دستگاه که از چند ماه قبل احساسی می‌کرد که یک مبارزه عمیقی در حالی شکل گرفتن است و کانون اصلی این مبارزه را هم پیدا کرده بود، که آن شخصی امام، در رأس روحانیت مبارز بود؛ این بود که به فکر افتاد که بایستی امام را از صحنه مبارزه خارج کند. شبانه ریختند منزل امام، شب دوازدهم محرم که شب ۱۵ خرداد بود و امام را دستگیر کردند، و به نقطه نامعلومی امام را آوردند، که بعد معلوم شد آوردند تهران و در باشگاه افسران، امام را موقتا بازداشت کرده بودند. بعد امام را به یک زندانی بردند و مدتی امام در سلول انفرادی بودند.
امام خمینی به روایت امام خامنه‌ای
امام خامنه‌ای فرمودند: اختلاف بزرگ دولت موقت با امام سر این قضیه بود؛ ما از نزدیک می‌دیدیم. آنها توجه نمی‌کردند که آمریکا تغذیه‌کننده رژیم طاغوت بود. این رژیم حالا برافتاده است؛ اما آن دستگاه تغذیه‌کننده هنوز باقی است، فعال است.
امام خمینی به روایت امام خامنه‌ای
مقام معظم رهبری، حضرت امام خامنه‌ای درباره نحوه برخورد امام خمینی با گروه‌ها و جریان‌های مختلف در دوران مبارزه فرمودند: از اول انقلاب در بین همین گروه‌هايی که در دوران پیش از انقلاب و در حوادث سال‌های مبارزات، همه در کنار هم بودیم، اختلاف‌هايی به وجود آمد. امام با همه این اختلافات یک جور برخورد نکرد. امام با کسانی که احساس کردند نمی‌شود با اینها بیش از آن مدارا کرد، برخورد کردند. همه هم سوابق انقلابی داشتند، سوابق مذهبی داشتند، خیلی‌شان هم در سطوح بالا بودند
برشی از خاطرات اعضای هیئت‌های موتلفه اسلامی
حبیب‌الله عسگراولادی درباره تدوین اساسنامه هیئت‌های موتلفه می‌گوید: پس از 13 آبان 1343 نمایندگان حضرت امام از روحانیت در درون موتلفه اسلامی مشخص شد. موتلفه در موضعی قرار گرفت که لازمه آن یک اساسنامه بود و همین بزرگان توسط "شهید باهنر"، این اساسنامه را فراهم کردند.
آیت‌الله احمد صابری گفت: من خودم در نوشته‌ای از حضرت امام دیدم که معظم له در جواب این سؤال که آیا می‌شود از اعضای مجاهدین خلق در تظاهرات و غیره برای براندازی رژیم استفاده کرد یا نه؟ جواب منفی داده بود. عملکرد سازمان مجاهدین خلق در سال‌های بعد، بخصوص پس از پیروزی انقلاب و ترورهایی که انجام دادند، حقانیت مواضع علما و روحانیون ما در آن مقطع و ماهیت واقعی این گروه مارکسیست را بیش از پیش روشن ساخت.
برشی از خاطرات حسن روحانی
حسن روحانی می‌گوید اوایل انقلاب یکی از دوستان نزد من آمد و گفت: در قلهک خانه نستا بزرگ و نوسازی است که صاحبش آن را به قیمت مناسب، حدود دو میلیون تومان می‌فروشد و پیشنهاد کرد که من آن خانه را خریداری کنم. به او گفتم که چنین پولی ندارم. گفت:خانه‌ات را بفروش و یک مقدار هم من به شما قرض می‌دهم تا بتوانی خانه را بخری. گفتم : گذشته از مشکل تهیه پول خانه، من هیچ علاقه‌ای به زندگی در آن خانه نسبتا بزرگ را ندارم و همین خانه 140 متری خودم برای من و خانواده‌ام کافی است.
برشی از خاطرات حسن روحانی درباره طرح اجباری کردن حجاب
طرح اجباری شدن حجاب در ادارات مربوط به ارتش، به عهده من گذاشته شد و بدین جهت در گام اول، همه زنان کارمند مستقر در ستاد مشترک ارتش را که نزدیک به سی نفر بودند، جمع کردم و پس از گفتگو با آنان قرار گذاشتیم از فردای آن روز با روسری در محل کار خود حاضر شوند. زنان کارمند که همگی به جز دو یا سه نفر بی‌حجاب بودند، شروع کردند به غرزدن و شلوغ کردن، ولی من محکم ایستادم و گفتم: از فردا صبح دژبان مقابل درب ورودی موظف است از ورود خانم‌های بی‌حجاب به محوطه ستاد مشترک ارتش جلوگیری کند. پس از ستاد ارتش، نوبت به نیروهای سه گانه رسید. در آغاز به پادگان دوشان تپه رفتم و همه کارمندان زن را که تعداد آنها هم زیاد بود، در سالنی جمع و درباره حجاب صحبت کردم. در آنجا زن‌ها خیلی سر و صدا راه انداختند، اما من قاطعانه گفتم: «این دستور است و سرپیچی از آن جایز نیست».
مرحوم حاج احمد خمینی درباره واکنش امام به شهادت آیت‌الله مطهری می‌گوید: من رفتم دیدم آقا ایستاده‌اند و محاسنشان را با حالتی خاص و غمناک در دست گرفته اند. تا من در را باز کردم ایشان بی‌اختیار گفتند: آقای مطهری را کشتند؟ آقای مطهری را کشتند؟ من گفتم: این قضایا که برای همه هست و شما ناراحت نباشید. اما به هر حال روی آن علاقه‌ای که امام به ایشان داشتند نمی‌توانستند با قضیه عادی برخورد کنند.
برشی از خاطرات شهید صیاد شیرازی
شهید صیاد شیرازی می‌گوید: شهید کلاهدوز آمد خانه و از تشکیلات تهران صحبت کرد که ما در تهران یک مرکزیتی تشکیل داده‌ایم و تشکل بسیار خوبی پیدا کرده‌ایم و گارد شاهنشاهی در کنترل ماست - چون ایشان مسئول تشکیلات گارد بود، یعنی سخت‌ترین جایی که می شد در آن حرکت انقلابی کرد- و ادامه داد که خیلی‌ها اعلام آمادگی کرده‌اند و ما همه آنها را نپذیرفته‌ایم و داریم اوضاع را کنترل می‌کنیم و با امام ارتباط داریم و از امام به ما پیام می‌رسد و طبق آن عمل می‌کنیم. بنابراین آنچه به شما می‌گویم دقت کنید: ما همه باید تا آخرین لحظه در محل کار خود باشیم چرا که اگر حادثه‌ای بخواهد رخ دهد از چند نظر ما بایستی آماده باشیم و انجام وظیفه کنیم