مرکز اسناد انقلاب اسلامی

خاطرات منتشر نشده از حجت‌الاسلام محمدحسین سبحانی
حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدحسین سبحانی در خاطرات درباره اولین آشنایی با آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید: « یك‌ شبی‌ مسجد گوهرشاد رفته‌ بودم‌، دیدم‌ یك‌ سید جوان‌ خیلی‌ خوش‌‌سیمایی‌ آنجاست ، نمی‌دانم‌ چطوری‌ بود كه‌ خیلی‌ به‌ او احترام‌ می‌گذاشتند و تحویل‌ می‌گرفتند. نمی‌دانم‌ حالا چه‌ كسی‌ بغل‌ دست‌ من‌ بود، سؤال‌ كردم‌ این‌ آقا چه‌ كسی‌ هست‌؟ گفتند این‌ آقای‌ خامنه‌ای‌ هست‌. گفتم‌ اسم‌ ایشان‌ چه‌ هست‌، گفتند، سیدعلی‌ خامنه‌ای‌. بعداً من‌ متوجه‌ شدم‌ كه‌ این‌ آقا زندان‌ بوده‌، آزاد شد.»
حبیب الله عسگراولادی می‌گوید: برای مردم روزهای اول تعجب‌آور بود که چطور آیت‌الله کاشانی مقلدین خودش را رد می‌کند و حتی به کسانی که از زمان مرحوم آیت‌الله بروجردی هم از ایشان تقلید می‌کردند، می‌گفت که حاج‌آقا روح‌الله در قم است به ایشان مراجعه کنید.
برشی از خاطرات حبیب‌الله عسگراولادی
امام خمینی خطاب به یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق فرمودند: شما باید از من خیلی متشکر باشید که شما را نمی‌کوبم، شما را باید کوبید. من برای این شما را نمی‌کوبم که تعداد زیادی از جوانان ما فریب شما را خورده‌اند؛ ما باید کاری کنیم که این فریب‌خورده‌ها نجات پیدا کنند.
ویژه‌نامه "آئینه روح‌الله"
مرحوم سیداحمد خمینی می‌گوید: «همین قدر می‌توانم بگویم كه وی چند ساعت قبل از شهادت، در مجلس فاتحه‌ای شركت می‌كند كه در آنجا بعضی از ایادی رژیم پهلوی دست اندركار دادن چای و قهوه در مجلس بوده‌اند.»
برشی از خاطرات آیت‌الله مهدوی‌کنی
آیت‌الله مهدوی کنی می‌گوید: من پس از آشنایی با امام کتاب کشف‌الاسرار ایشان را خواندم. پس از مطالعه این کتاب درک کردم که ایشان با رژیم پهلوی سخت مخالف است، چون مطالب تندی علیه رضاخان در این کتاب آورده بود.
برشی از خاطرات آیت‌الله بنی‌فضل
آیت‌الله بنی‌فضل می‌گوید: وقتی سردمدارن رژیم به ماهیت دارالتبلیغ پی‌بردند بلافاصه در مقابل تفکرات سلطنت‌ستیزی حضرت امام از آن حمایت کردند تا جایی که در اولین فرصت، بزرگ‌ترین چاپخانه متعلق به دارالتبلیغ به حمایت و هماهنگی دولت وقت برای اولین‌بار از خارج وارد شد و در ساختمان این مرکز راه‌اندازی گردید، این در حالی بود که شاگردان و منسوبان امام در تهیه یک دستگاه بسیار ساده با ده‌ها مشکل و مانع روبه‎‎‎‎‎‎‎‎‎رو می‌شدند.
بازنشر/
سردار همدانی در مورد دولت سازندگی گفت:بعضی ازكسانی كه در دولت سازندگی یار آقای‌هاشمی بودند با فرهنگ ومدیریت دفاع و سازوكاری كه نیاز داشتیم از آن استفاده كنیم دربحث بازسازی، بیگانه بودند و حتی بخشی از مدیران دفاع مقدس را كنارگذاشتند درحالی كه آنها می‌توانستند وارد صحنه‌ بازسازی شوند، زیرا آنها به عنوان مهندسین، پروژه‌های مهمی را دردوران دفاع مقدس درصحنه‌های نبرد با موفقیت احداث و اجرا كرده بودند ازجمله درجاده سازی وپل سازی. همین مدیران درصنایع نظامی معجزه آفریدند.
بازنشر/
زمانی كه ما با فرمانده نیروی زمینی‌ کنگو كه پسرآقای كاپیلا بود كه بعد از ترور وی، رئیس جمهورشد، جلسه ای داشتیم، قرارشد كه یك مقدارازتجربه جنگ را ما درفرصت‌هایی كه داریم به ایشان منتقل كنیم، ایشان ازما سوال می‌كرد و ما درقالب خاطره به او جواب می‌دادیم و به ایشان گفتم كه جبهه شما خیلی راكد و ساكت است باید فعالش كنید وعملیات انجام بدهید ولواینكه عملیات كوچك باشد، بعد یاد جمله امام (ره) افتادم، گفتم: فرمانده كل جنگ ما می‌دانید چه دستوری داد؟ گفت: بله، چون برایش مهم بود، گفتم: یك زمانی بعد ازآنكه جنگی علیه ما شروع شد، مدتی جبهه‌های ما آرام بود وعملیاتی نداشتیم، فرمانده كل جنگ ما امام خینی (ره) فرمان صادر كرد و با رزمندگان و بسیجیان به طور محرمانه صحبت كرد و فرمودند شیپور جنگ را هر شب به صدا درآورید و هرشب عملیات كنید ولوعملیات نباشد.
برشی از خاطرات منتشر نشده سردار شهید حسین همدانی
سردار همدانی می‌گوید:خواندن کتاب‌هایی مثل "ابوذر غفاری" به قلم نویسنده‌ مصری آقای دکترعبدالحمید جودت السمار که دکتر شریعتی آن را ترجمه کرده بود، آتش مبارزه را در من شعله‌ور می‌کرد. در این کتاب مبارزه حق و باطل، شرک و متکبربه خوبی به تصویر کشیده بود. خواندن این کتاب آرام و قرار را از من گرفت و زندگیم را ورق زد.
برشی از خاطرات آیت‌الله خزعلی
آیت‌الله خزعلی در مورد ملی‌گراها می‌گوید:ملى‌گراها برداشت درستى از مكتب اسلام نداشتند. اعتقادات و باورهاى مردم را ابزار رشد سياسى مى‌دانستند. مرحوم مدرس در دوره‌ چهارم مجلس در منازعه‌اى كه با مصدق داشت به او گفت: تو تا آخر عمر در كلاس اول سياست باقى خواهى ماند و كلاس اول سياست عوام‌فريبى است. يعنى تو تا آخر عمر با عوام‌فريبى سر و كار دارى و ما اين حقيقت را در نهايت فهميديم. اگر مصدق مى‌خواست براى ملت و اسلام كار كند، آيت‌الله كاشانى تا آخر پشتيبانش مى‌بود، ولى بعدآ معلوم شد، مصدق هدف ديگرى دارد.