مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برشی از خاطرات آیت‌الله استادی
آیت‌الله شیخ رضا استادی می گوید: دوران مرجعیت حاج شیخ مصادف با سلطنت رضا پهلوی بود. ایشان با مدیریت و درایتی که به کار گرفت توانست این مقطع زمانی پر آشوب و خفقان را به نحو احسن و با عزت و اقتدار نسبی پشت سر گذارد. و با توجه به شرایط زمانی و مکانی آن روز از حریم دین، حوزه، روحانیت و مردم حراست کند.
برشی از خاطرات آیت‌الله امینی
آیت‌الله امینی در خاطرات خود می‌گوید: « نزدیک غروب بود. امام از اتاق بالا به قصد اقامه نماز مغرب و عشا پایین آمد. نماز مغرب و عشا را به امامت ایشان خواندیم، در حالی که احتمال حمله کماندوها وجود داشت. بعد از خاتمه نماز عشا امام به اتاق بالا رفت و برای انبوه حاضران سخنرانی کرد. در حدود بیست دقیقه صحبت کرد. متأسفانه متن کامل سخنرانی را به یاد ندارم، آنچه را به یاد دارم این بود که فرمود: «رژیم رفت، گور خود را کند، حمله به مدرسه فیضیه و مراسم عزاداری حضرت صادق (ع) کار کوچکی نیست، این‌ها اسباب سقوط خود را فراهم کردند».
برشی از خاطرات حجت‌الاسلام حسن روحانی
حسن روحانی‌می‌گوید:«حمله‌‌ سربازان‌ مسلح‌ به‌ داخل‌ صحن‌ مطهر بي‌سابقه‌ بود. آنها معمولاً احترام‌ صحن‌ و حرم‌ مطهر را نگه‌ مي‌داشتند، ولي‌ آن‌ شب‌ بدون‌ هيچ‌ اخطاري‌ با سرنيزه‌ به‌ مردم‌ حمله‌ كردند. تعداد مردم‌ قم‌ و زوّاري‌ كه‌ براي‌ تحويل‌ سال‌ در صحن‌ جمع‌ شده‌ بودند، خيلي‌ زياد بود. سربازان‌ با اين‌ حمله‌ اوضاع‌ را به‌ هم‌ ريختند و تعدادي‌ از طلبه‌ها را دستگير كردند و بعد از حدود نيم‌ ساعت‌، كم‌كم‌ از صحن‌ خارج‌ شدند. البته‌ مأمورين‌ شهرباني‌ وارد صحن‌ نشده‌ بودند و فقط‌ نيروهاي‌ نظامي‌ پادگان‌ منظريه‌ قم‌ كه‌ خود را در اين‌ گونه‌ مواقع‌ از قبل‌ آماده‌ مي‌كردند، وارد عمل‌ شدند.»
برشی از خاطرات حاج‌علی‌اکرام علی‌اف
حاج علی‌اکرام علی‌اف در خاطرات خود می‌گوید: تنها منبع تغذیه فکری، اعتقادی و سیاسی ما هم درباره ایران و انقلاب اسلامی و هم در شناخت دقیق از اسلام و تشیع و احکام حیاتی و مترقی آن، در سی سال گذشته، رادیو ایران مرکز تبریز، ارومیه، اردبیل، مغان و رشت بوده است. در جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان، عموم اهالی متدین آذربایجان در این مدت برای آشنایی بیشتر با معارف دینی، افکار و اندیشه‌های امام و مقام معظم رهبری و جریانات انقلاب اسلامی و روند تاریخی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این رادیوها استفاده کرده‌اند؛ به خصوص در دوره شوروی و قبل از باز شدن مرزها.
گذری بر خاطرات و مبارزات آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی
آیت‌الله نصرالله شاه آبادی درباره حمایت‌های آیت‌الله خویی از امام خمینی و نهضت اسلامی می‌گوید: آنچه‌ من‌ ناظر بودم‌ این‌ بود که آیت‌الله خویی‌ خیلی‌ شدید در انقلاب‌ بود. حتی‌ من‌ یادم‌ است‌ بعد از قضیه‌ مدرسه‌ فیضیه‌، موسم‌ ایام حج‌ شد. ساعت‌ 12 شب‌ آیت‌الله خویی‌ سراغ‌ من‌ فرستاد، وقتی‌ آنجا رفتم‌ فرمود بنشین‌ كارت‌ دارم‌، می‌خواهم‌ یك‌ جزوه‌ای‌ نوشته‌ بشود كه‌ از اول‌ شروع‌ برنامه‌های ایران هرچه که اتفاق افتاده در آن بیاید. از انجمن ‌های ایالتی و ولایتی،‌ شهادت‌ امام‌ صادق در مدرسه‌ فیضیه‌ ، تبعید امام‌ و اهانت‌هایی‌ كه‌ به‌ ایشان شد و ... با تمام خصوصیات نوشته بشود تا این‌ كاروان‌های‌ حج‌ که می‌خواهند به‌ مكه‌ مشرف‌ شوند، ما این‌ها را جمع‌ كنیم‌ برای‌ مكه‌ بفرستیم‌ تا بین‌ مسلمان‌های‌ دنیا پخش‌ كنند.
برشی از خاطرات سید منیرالدین شیرازی
مرحوم والد به کسروی تلگراف زدند و ابراز کردند: بی‌شک بزرگان به من بابت این پاسخگویی به فردی چون تو خرده خواهند گرفت، در عین حال من وظیفه خودم دیدم که در مقابل تو واکنشی نشان دهم تا اعتراضی نشود که چرا کسی پاسخ نگفت. به هر تقدیر من برای مناظره با تو اعلام آمادگی می‌کنم و در هر جا و به هر صورت که بخواهی چه کتبی چه شفاهی حاضر به این کار هستم. وقتی این پاسخ از سوی مرحوم والد پخش شد، کسروی حرفش را پس گرفت و گفت: لازم نیست شما به تهران بیایی یا من به شیراز بیایم. این بحث در روزنامه‌ها پیگیری شود.
آیت‌الله ربانی شیرازی در جریان یکی از ملاقات‌های مردمی با امام در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی به حاج احمد آقا که واسطه اول بین امام و بقیه روحانیت و شخصیت‌ها بودند گفته بود: «در دفترت بنویس اولین سازمانی که اعلام مبارزه مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی خواهد کرد، این سازمان منافقین است.»
برشی از خاطرات هاشم امانی
هاشم امانی می‌گوید: طی یکی دو شب بر سر اینکه چه کسی این کار را انجام دهد بحث شد. شخصی به نام "شاطر رجب" برای این کار اعلام آمادگی کرد ولی سن او بالا بود و آن چالاکی و زرنگی خلیل طهماسبی را نداشت. خلیل خیلی ورزیده بود و سنش هم نسبت به شاطر رجب کم بود. همچنین آمادگی روحی خلیل هم بیشتر بود. بنابراین تصمیم گرفته شد تا وی این کار را انجام دهد.
انتشار برای نخستین‌بار| برشی از خاطرات احمد خلیلی
احمد خلیلی در خاطرات خود می‌گوید: مجلس‌ فشار می‌آورد كه‌ حكومت‌ نظامی‌ تقریباً نباشد و ملغی‌ بشود؛ مصدق هم با حکومت نظامی مخالف بود اما برای‌ جلوگیری‌ از آن، یك‌ قانون تحت عنوان‌ "امنیت‌ اجتماعی‌" به‌ وجود آورد که خیلی شدیدتر از قانون حکومت نظامی بود و بعداً ساواك‌ از درون آن‌ بیرون‌ آمد.
برشی از خاطرات سید رضا نیری
سید رضا نیری در خاطرات خود می‌گوید: زمانی که شهید بهشتی بودجه کمیته امداد را در مجلس مطرح کرد آقای بنی‌صدر با آن خیلی مخالفت کرد. اما چون جو غالب مجلس از نمایندگان طرفدار کمیته و امام بود بالاخره بودجه تصویب شد. البته بنی‌صدر معمولا با نهادهای انقلابی مخالف بود. اما این کار دکتر بهشتی به استحکام و کارآیی کمیته خیلی کمک کرد.