مرکز اسناد انقلاب اسلامی

در 8 بهمن 57 درحالی كه انقلاب به روزهای اوج خود رسیده بود ژنرال هایزر امریكایی دستور كشتار مردم ایران را به قره‌باغی داد. در خاطرات هایزر آمده است: «به نظر من روش درست این بود كه روی سر راهپیمایان تیراندازی هوایی كنند و از گاز اشك‌آور استفاده نمایند. اگر این روش موثر نبود، لوله تفنگ‌ها باید پایین می‌آمد تا شكی باقی نماند كه نیروها شوخی ندارند.»
آیت الله مهدوی کنی معتقد بود که بازرگان ز ابتدا به غرب تمایل داشت.
رحیم صفوی در رابطه با نقش دولت موقت در غائله کردستان می‌گوید آقای بازرگان معتقد بود که چاره ای جز این که در مقابل حزب دموکرات تسلیم شد و یک نوع خودمختاری به آنها اعطا کرد وجود نداشته است.
آیت الله طالقانی در دیداری که با شهید نواب صفوی و مصدق داشت، ریشه اختلافات نواب صفوی و دولت مصدق را در عدم پایبندی این دولت به احکام اسلامی دانست.
آیت‌الله واعظ زاده خراسانی درباره اهمیت دانشگاه تقریب از نظر مقام معظم رهبری می‌گوید:یك روز رفته بودیم خدمت مقام معظم رهبری؛ گفتیم به فكر افتادیم یك دانشگاهی تأسیس كنیم با مذاهب اربعه سنی و مذهب شیعه دانشجو بگیریم و افكار شیعه و سنی همه را برایشان درس بدهیم. ایشان گوش دادند و سپس فرمودند این دانشگاه از خود مجمع مهمتر است و انصافاً همین است.
آیت‌الله فاضل استرآبادی می‌گوید:یك‌ بار حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای‌ در زمان‌ ریاست‌ جمهوری‌ خواستند به‌ بابل ‌بیایند، ولی‌ به‌ دلیل‌ شرایط‌ جوی‌ نتوانستند با هواپیما سفر كنند؛ لذا با اتوبوس‌ آمدند. ایشان‌ می‌توانست‌ عذرخواهی‌ كند و زمان‌ سفر به‌ بابل‌ را به‌ زمانی‌ دیگر موكول‌ نماید، اما چون‌ قول‌ داده‌ بود به‌ قولشان‌ عمل‌ كردند.
آیت‌الله موسوی اردبیلی در خاطراتش در مورد جلسه با سولیوان می‌گوید: آخرین مسئله‌ای كه سولیوان مطرح كرد گفت: شما را باید در دنیا به رسمست بشناسند شما اگر این مسیر را بروید دنیا شما را به رسمیت نمی‌شناسد. گفتم ما هیچ نیازی نداریم كسی ما را به رسمیت بشناسد یا نشناسد. این اراده مردم است كه كارها را به جلو می‌برد. وقتی دنیا دید مردم پای نظام ایستاده‌اند مجبورند به رسمیت بشناسند. بنابراین مسئله به رسمیت شناختن چیز مهمی برای انقلاب ما نیست.
حجت الاسلام عباس پورمحمدی كه یكی از مبارزان انقلابی در دوران نهضت اسلامی بود، در سال 1347 برای اولین بار با مقام معظم رهبری دیدار كرد كه این دیدار در اسناد شهربانی هم منعكس شد.
حجت‌الاسلام شجونی درباره سازمان مجاهدین خلق می‌گوید:تفسیر قرآن سازمان مجاهدین خلق عجیب بود. چه طور می‌شود كه دو، سه تا دختر چادری نمازخوان و با حجاب و دعای كمیل‌خوان، به مدت شش ماه با ده، بیست ، سی تا پسر جوان، در یك خانه تیمی زندگی كنند، هم بستر بشوند و برایشان مشكلی هم پیش نیاید؟! اینها این آیه را به خورد این دخترها می‌دادند كه «ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن» ما می‌گوییم مواضع زینت را، كه بالای گردن و بالای دست‌ها باشد، نباید جز به شوهرهایشان نشان بدهند؛ اما اینها جور دیگر معنا می‌كردند و می‌گفتند: از زانو تا شكم مواضع زینت است. "بعولتهن" را به معنای "شوهر" نمی‌گرفتند بلكه به معنای "همسنگر" می‌دانستند و می‌گفتند زنها نباید مواضع زینتشان را كه از شكم تا زانوست، به كسی نشان بدهند مگر به هم سنگرها. اینها جزء كشفیاتی بود كه در زندان جسته گریخته دستگیر ما می‌شد. آنها آیات قرآن را این طوری معنا می‌كردند.
پس از فوت آیت‌الله كاشانی حكومت آن روز كه در رأس اجرائیش دكتر علی امینی قرار داشت، برای اینكه رژیم بتواند از جریان استفاده‌های خاص خودش را ببرد، در تشییع جنازه آیت‌الله كاشانی شركت كرد و در مراسم تسلیت گفتن به بزرگان در قم سعی كرد كه خود شاه به قم برود و نقشه‌ای را كه از قبل داشتند اجرا كند. علی امینی با بعضی از بزرگان در قم ملاقات كرد و به آقایان وعده داد كه ما به زودی راه نجف را باز می‌كنیم و طلاب و فضلایی كه قصد دارند به نجف مشرف بشوند و تا حالا نشده، ما این كار را ممكن خواهیم كرد. خوب البته من جواب‌های دیگر آقایان را ندارم كه عرض كنم، اما وقتی خدمت امام رسید و آنجا این مطلب را نقل كرد، امام بلافاصله فرمودند: « این نقشه خالی كردن حوزه علمیه قم از فضلا و طلاب جدی است. مگر ما می‌گذاریم كه چنین كاری بشود، این كار امتیازی نیست كه شما می‌خواهید به حوزه بدهید بلكه این نقشه تخریب حوزه است. مگر ما می‌گذاریم كه چنین كاری بشود و من اطلاع خواهم داد كه این نقشه چه آسیب‌هایی برای حوزه دارد.»
تازه های کتاب