مرکز اسناد انقلاب اسلامی

استاد حمید سبزواری در مورد اولین شعری كه سرورده است می‌گوید: نهم محرم (تاسوعا) بود كه پدرم پیشنهاد كرد كه تو بیا امشب یك شعر برای حضرت علی‌اصغر بساز. من یك شعر آنجا سرودم شعری كه كودكانه بود: آه از آن دم كه شاه تشنه و بی‌یار/ آمد و آمد به نزد زینب افگار....
سرلشكر سیدیحیی صفوی می‌گوید:منطقه رودخانه "لیتانی" در خط مقدم جبهه جنگ با اسرائیل بود، نیروهای مبارز "سازمان الفتح" بر انجام آموزش‌ها و تاكتیك‌های نظامی و چریكی تاكید بسیار داشتند، علی‌الخصوص در جبهه لیتانی و نبطیه كه خط مقدم جبهه جنگ با اسرائیلی‌ها بود. من و آقای فضائلی در واحد خمپاره انداز 81 میلی‌متری همین جبهه لیتانی خدمت می‌كردیم و شب‌ها نیز به مدت 3 ساعت در باران شدید و وضعیت خیلی سخت نگهبانی می‌دادیم.
به‌ ملاقات‌ مهندس‌ مهدی‌ بازرگان‌ كه‌ در خیابان‌ شاه‌رضا(انقلاب‌) تهران‌ دفتر مهندسی‌ داشت‌ رفتم‌ و بعد از گرفتن‌ وقت‌ ملاقات‌ همان‌ نظر را از ایشان‌ جویا شدم‌ و مصلحت‌ كار را پرسیدم‌، آقای‌ بازرگان‌ در جواب‌ بنده‌ گفت‌: «این‌ خیالات‌ باطل‌ است‌. عملیات‌ مسلحانه‌، جهاد، مبارزه‌، این‌ها چیست‌ كه‌ شما مطرح‌ می‌كنید. شما بروید معلم‌ شوید و چهار نفر دانش‌آموز را اداره‌ كنید.»
ویژه‌نامه "معجزه خمینی (ره)"/مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر كرد
«صبح روز 19 بهمن عده‌ی كثیری از نظامیان، همافران و افسران نیروی هوایی در مدرسه‌ی رفاه تجمع كردند. قرار بر این شد كه این نیروها از مدرسه‌ی رفاه تا مدرسه‌ی علوی محل اقامت امام خمینی رژه بروند. بنده قرار ملاقات را به اطلاع امام رساندم و گفتم: «برادران نیروی هوایی از قبل وقت گرفته‌اند و امروز می‌خواهند به شما بپیوندند و اجازه می‌خواهند كه شما از آنان سان ببینید». با اینكه امام خمینی تب داشتند و قبلاً اعلام شده بود كه ملاقات ندارند، «با لبخند زیبا و صمیمیت و فروتنی خاصی اعلام آمادگی كردند»
پرونده معجزه خمینی (ره)/ مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر كرد؛
مهم‌ترین مسئولیت كمیته‌ استقبال از امام خمینی حفاظت از جان امام پس از ورود به كشور تا ورود به مدرسه‌ی رفاه بود. گویا گروهی در نوفل لوشاتو با پیشنهاد دكتر یزدی، پیشنهاد می‌دهند كه این امر به مجاهدین خلق (منافقین) سپرده شود، اما باز هم با مخالفت شهید آیت‌الله مطهری به عنوان رئیس كمیته‌ی استقبال، محسن رفیق‌دوست و شهید محمد بروجردی مسئول امنیت روبه‌رو می‌شوند.
در زندان‌ مناظره‌ای‌ بین‌ شهید محمد منتظری‌ و بازرگان‌ صورت‌ گرفت‌. یك‌ طرف‌ مناظره‌، مهندس‌ بازرگان‌ و یك‌ طرف‌ شهیدمنتظری‌ بود كه‌ كتاب‌ راه‌ طی‌ شده‌ بازرگان‌ را نقد می‌كرد و اشكالات‌ اساسی‌ وارد می‌كرد.شهید منتظری می‌گفت:"اسلام‌ ما با اسلام‌ این‌ها {نهضت آزادی‌ها} فرق می‌كند، مذهب‌ ما با مذهب‌ اینها فرق می‌كند، امام‌ زمان‌ ما با امام‌ زمان‌ اینها فرق می‌كند".
روحانی در سال 56 در سخنرانی مراسم بزرگداشت آیت‌الله سید مصطفی خمینی گفته بود: متأسفانه امروزه بسیاری روحانیون مذاهب مختلف روحانیتی وابسته و مطیع قدرت‌های حاكمه محسوب می‌شوند. اگر قرار است به ملتی ظلم شود و فریاد حق‌طلبانه آنان خاموش شود، اگر قرار است مبارزین و حق‌طلبان به زندان بروند و اگر قرار است حق زیر پا گذاشته شود آنان (روحانیت) توجیه‌كننده كار ظالمانه قدرت‌ها هستند.
حجت‌الاسلام حسن روحانی در بخشی از خاطراتش كه توسط مركز اسناد انقلاب اسلامی ضبط و ثبت شده است به جزئیاتی از تلاش دو جوان برای ترورش در سال 58 می‌پردازد.
حجت‌الاسلام حسن روحانی در كتاب خاطراتش می‌گوید: از نظر ما تقریباً نظرات‌ مهندس‌ بازرگان‌ مشابه‌ نظرات‌ آقای‌ شریعتمداری‌ بود. ما می‌دانستیم‌ كه‌ امام‌ از حرف‌ها و نظرات‌ آقای‌ شریعتمداری‌ چقدر ناراحت‌ است‌، منتهی‌ ایشان‌ در این‌ زمینه‌ مصلحت‌ را در سكوت‌ می‌دانست‌.
روز هفتم شهدای دانشگاه غوغای عظیمی به پا بود. دانشجویان تصمیم داشتند كه مراسمی بر مزار شهدا برپا كنند ولی دستگاه فاسد ممانعت می‌كرد. میدان شوش از انبوه مردم به خصوص دانشجویان موج می‌زد.