مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برشی از خاطرات حجت‌الاسلام فلسفی
حجت‌الاسلام فلسفی می‌گوید: [در قضیه لباس متحدالشکل] آن‌ قدر روحانیون را به‌ كلانتری بردند و لباس‌ها را قيچی كردند و عباها و عمامه‌ها را پاره‌ كردند كه‌ نمی‌شود احصا كرد. آنها را با لباس‌ به‌ كلانتري‌ می‌بردند و بدون‌ لباس‌ و عمامه‌ بيرون‌ می‌كردند تا با چشمان‌ گريان‌ به‌ منزل‌ برگردند. تا آن‌ جا كه‌ توانستند بی‌اندازه‌ اذيت‌ و اهانت‌ كردند.
برشی از خاطرات منتشر نشده آیت‌الله هاشمی شاهرودی
آیت‌الله هاشمی شاهرودی می‌گوید: بحث بازداشت امام در 15 خرداد [1342] و آن جریاناتی كه شكل گرفت در نجف هم یك حالت خاصی پیدا كرد. یكی از كسانی كه خیلی حركت امام را از نظر مقابله با شاه قبول داشت و تحت‌تأثیر این حركت امام قرار گرفت، آقای خویی بود تا جایی که نه در حد مبارزه بلكه در تكفیر شاه، یك رساله داد به نام تصریحات خطیره؛ یعنی پیام‌های مهم و خطرناك.
ویلیام سولیوان می‌گوید: غیر از چهره‌های مذهبی، گروهی از شخصیت‌های غیرروحانی هم با روحانیون همکاری می‌کردند که مهم‌ترین آنها سازمانی موسوم به نهضت آزادی ایران به ریاست مهدی بازرگان، امیرانتظام و ناصر میناچی بود.نهضت آزادی به وسیله ابراهیم یزدی با آیت‌الله خمینی ارتباط داشت. ابراهیم یزدی که سال‌ها قبل به امریکا مهاجرت کرده بود و در شهر هوستون تگزاس زندگی می‌کرد، تبعه امریکا شده بود ولی در فعالیت‌های ضد رژیم شاه هم شرکت داشت و در پاریس به جمع مشاوران و نزدیکان آیت‌الله خمینی پیوسته بود. در تهران قسمتی از سفات ما به طور فعالی با نهضت آزادی تحت رهبری بازرگان ارتباط داشت و از چگونگی فعالیت این گروه در جریان انقاب کاملا مطلع بود.
ناطق نوری می‌گوید: آقای منتظری عوض‌ اینكه‌ استدلال‌ كند و ما را قانع‌ كند و یا بپذیرد گفت‌: «آخر شما شرایط‌ من‌ را درك‌ نمی‌كنید، من‌ زیر فشار داخل‌ خانه‌ هستم‌.» این‌ پاسخ‌ برای‌ من‌ خیلی‌ سنگین‌ بود كه‌ قائم‌مقام‌ رهبری‌ بگوید، من‌ زیر فشار زن‌ و بچه‌ هستم‌.
حسن غفوری‌فرد می‌گوید: سعادتی نصیب‌مان شد که مقام معظم رهبری را در تعطیلات نوروز 1357 در ایرانشهر زیارت کردیم. من گزارشی خدمت‌شان تقدیم کردم مبنی بر اینکه تازه از آمریکا برگشته‌ام. ایشان سؤالاتی راجع به آمریکا کردند که نشان می‌داد شناخت خوبی از گروه‌های مبارز خارج از کشور دارند. یک تحلیلی داشتند از وضع کلی نهضت‌های آزادی بخش در منطقه‌، مسئله‌ مصر، مسئله‌ اخوان‌المسلمين، مسئله‌ رژیم صهیونیستی و فلسطین و بقیه‌ نهضت‌هایی که در داخل فعال بودند.
بندی از خاطرات حسن غوری‌فرد
غفوری‌فرد می‌گوید: تا قبل از 15 خرداد 1342، اصولا تماس زیادی بین روحانیت و دانشگاه وجود نداشت. ورود شهید مطهری به دانشگاه، بعد هم قیام امام و مسئله 15 خرداد و حوادث بعدی که به وجود آمد، کم کم دانشگاه را با مسائل مذهبی، به خصوص روحانیت آشنا کرد.
شهید مطهری می‌گفت: به‌ امام‌ گفتم‌: آقا خطر خيلي‌ مهم‌ است‌، خودتان‌ را چطور مي‌بينيد؟ امام‌ در جواب‌ فرمود: علي‌ التحقيق‌ پيروزيم‌! پرسيدم‌: آيا به‌ محضر امام‌ عصر(عج) شرفياب‌ شديد و او اين‌ خبر را داده‌ است‌؟ امام‌ نفي‌ و اثبات‌ نكرد و فقط‌ گفت‌: قطعاً پيروزيم‌. گفتم‌: الهامي‌ به‌ شما شده‌ است‌؟ باز فرمود: قطعاً پيروزيم‌. از هر دري‌ كه‌ من‌ وارد شدم‌، ايشان‌ نگفت‌ كه‌ واقعيت‌ چيست‌، ولي‌ همچنان‌ با قاطعيت‌ مي‌گفت‌: پيروزيم‌...
آیت‌الله مفتح در سال 1356 ، در سفری که به لبنان داشت میهمان امام موسی‌صدر که از دوستان دوره‌ تحصیلش بود، شد. شهید مفتح در بازدیدی که از مراکز متعلق به شیعیان لبنان انجام داد نتیجه گرفت آنچه موجب عقب‌ماندگی شیعیان در لبنان است، عقب‌ماندگی فرهنگی است.
ابوالفضل توکلی‌‌بینا می‌گوید: پس از ورود به بازار، حدود ده متر به حرم مانده، ماشین را متوقف کردم. در این حین، برادرانی که از پیش به آن جا آمده بودند، اتومبیل مرا شناختند و از داخل بازار به سمت صحن دویدند. من از اتومبیل پیاده شدم و کنار در آن ایستادم. بازار بسته بود. در آن ساعت شب، جمعیتی هم نبود. نمی‌دانم چگونه خبر ورود امام به حرم حضرت عبدالعظیم پخش شد که جمعیت، به یکباره مانند آبی که از زمین بجوشد و در همه جا پخش شود، بازار و صحن را پر کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هنگامی که دولت موقت در پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که در مطبوعات منتشر کردند، هیچ اسمی از ولایت فقیه نیاورده بود، آقای گلپایگانی اعلامیه‌ای منتشر کرد و در آن صریحا گفت که تمام شئون مملکت باید زیر نظر ولایت فقیه باشد. به خاطر می‌آورم در اعلامیه دیگری، تعبیر ایشان این بود که هر حکومتی، منهای ولایت فقیه، همان حکومت طاغوت است.