مرکز اسناد انقلاب اسلامی

روز آوردن جنازه رضاخان به قم، تمام درس‌های حوزه تعطیل شد و آیت‌الله العظمی بروجردی هم از شهر خارج شدند. هیچ کسی جرأت شرکت در مراسم را نداشت. دربار مجبور شد تا در اقدامی نمایشی عده‌ای از خدام آستانه را به لباس روحانیت ملبس کند تا به عنوان روحانیون و علمای قم به جنازه احترام رسمی کنند. با تدابیر و اقدامات فدائیان اسلام در قم آرزوی دیرینه شاه عملی نشد و جسد رضا خان به تهران انتقال یافت.
مروری بر وقایع 30 تیر 1331؛
عسکراولادی می‌گوید: ما موفق شدیم بدن­‌های مطهر شهدا را به منزل آیت‌الله کاشانی ببریم. ایشان تشریف آوردند و باز از شهدا تجلیل کردند و تشویق به مقاومت نمودند، بعد فرمودند: «شعارها چیست؟» گفته شد شعار: «مرگ بر قوام‌السلطنه، زنده باد دکتر مصدق و یا مرگ یا مصدق». فرمودند: «خودش را در شعارها هدف قرار بدهید؛ خود شاه را. تا خودش را در خطر قرار ندهید مردم را رها نمی­‌کند». بعد فرمودند: «از اینجا تقسیم بشوید؛ عده­‌ای بروید بازار، عده­‌ای بروید بهارستان و عده‌­ای بروید توپخانه، مردم را دعوت کنید که بیایند و مقاومت شدیدتر بشود، یادتان باشد خودش(شاه) را مورد حمله قرار بدهید».
خادم امام می‌گوید: بعد از پذیرش قطعنامه حاج احمد مرا خواست گفت: امام با ناراحتی قطعنامه را قبول کرده‌اند. وقتی که رفتم امام با درد دل حرف‌هایی زد از جمله مطالبی که یادم هست این بود که گفتند : «حاجی آن‌هایی که شهید شدند به لقاءالله پیوستند خوشا بحالشان. آن‌هایی هم که اسیر شدند ان­شاءالله آزاد می­‌شوند به موطنشان بر­می‌گردند. آن‌هایی هم که جانبازند خدا ان­شاءالله کمکشان کند و خدا شفایشان بدهد.» بعد از درد دل و بیان اینکه امام با چه ناراحتی قطعنامه را پذیرفته­‌اند، من با حاج احمد آقا نیمه شب چند ساعت تمام گریه کردیم.
روایتی از شاهد عینی فاجعه گوهرشاد
یکی از شاهدان عینی فاجعه گوهرشاد می‌گوید: يكي از رفقايم مدرسه نواب بود، جلوي مدرسه ايستاده بود. خودش برايم نقل مي‌كرد كاميون‌ها كه جنازه‌ها را در آنها ريخته بودند، مي‌آمد برود و يك مرتبه ديدم از يكي از اين كاميون‌ها صدا مي‌آيد و يك نفر مي‌گويد من زنده‌ام مرا كجا مي‌بريد؟ خلاصه اينها را كجا بردند و توي كدام گودال ريختند و خاك روي آنها ريختند نمي‌دانيم.
روایتی از فتنه 78
نظام‌الدین موسوی می‌گوید: از بعد از ظهر آن روز بود که تحكیمی‌ها می‌‌خواستند سوار موج شوند. یكی از ایرادات جدی كه به این‌ها وارد بود این بود كه به دروغ اسامی كشته‌‌شدگان را منتشر كردند. این‌ها قرار بود شنبه جلوی سردر دانشگاه تجمعی داشته باشند و تراكتی كه پخش كردند عنوانش بود: «بِأی ذَنبٍ قُتِلَت؟» در حالی كه تا آن موقع هنوز كسی كشته نشده بود.
آیت‌الله محمدی گیلانی، حاکم شرع دادگاه انقلاب همواره بر قضاوت‌های عادلانه در محاکم قضایی اوایل انقلاب تاکید می‌کرد.
موسوی گفت شما در تحلیل‌‌ها باید از هاشمی شروع كنید و شروع كرد بحث مفصلی را علیه آقای هاشمی مطرح كردن و اصل بحثش هم این بود كه آقای هاشمی به انقلاب خیانت كرده و اگر ما بخواهیم یك نقطه انحراف در انقلاب پیدا كنیم، آن آقای هاشمی است. حتی آن زمان كُدی داد كه شما بروید كتاب «توسعه و تضاد» فرامرز رفیع‌‌پور را بخوانید تا بفهمید ایشان (هاشمی) چه خیانتی كرده است. ما گفتیم این خط انحراف از دوم خرداد به وجود آمده ولی موسوی می‌گفت نه، این خط از آقای هاشمی شروع شده است. نكته بعدی هم موضوع نهضت آزادی بود كه آقای موسوی می گفت شاخص حضور امریكا در ایران نهضت آزادی است.
شهید صدوقی در آخرین خطبه خود خطاب به منافقین گفت: «به فرض که مرا ترور کردید، مرغابی را از آب می‌ترسانید...؟»
تورقی در خاطرات حاج احمد قدیریان
منافقین در روز هشتم تیر هم محمد کچویی ریاست وقت زندان اوین را به شهادت رساندند.
روایتی از آیت‌الله ربانی املشی
آیت‌الله ربانی املشی می‌گوید: یک روز در جلسه مشترک کمیسیون‌های مجلس خبرگان بنابر این شد که مرحوم بهشتی با بنی‌صدر مناظره‌ای نسبت به اصل ولایت فقیه داشته باشند. مناظره‌ای ایشان با بنی‌صدر کرد که همه حاضرین را به تعجب واداشت. آن‌چنان زیبا و پسندیده از ولایت فقیه تجزیه و تحلیل کرد که هر بیننده منصفی را در مقابل آن بیانات تسلیم می‌کرد.