مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مروری بر زندگی و خاطرات "ام‌الاسراء"
مرحوم افراز در دوران کودتای 28 مرداد سال 1332 هم با مسائل سیاسی آشنایی پیدا کرد و بعد از پررنگ شدن نقش امریکا در دوران محمدرضا پهلوی، روحیه انقلابی‌اش به شدت تقویت شد. چنانکه خود در این رابطه می‌گوید: «بعد از ورود آمريكا به ايران در سال 1332، روحيه‌ انقلابي ما تقويت شده بود. در اين زمان، من تاريخ درس مي‌دادم، امّا در كلاس هيچ‌وقت اسم شاه را نمي‌بردم و از خانواده‌ پهلوي به خوبي ياد نمي‌كردم.»
برشی از خاطرات علی‌محمد بشارتی
بشارتی در خاطرات خود آورده است: شاه در روز 1357/10/26 در میان بیم و نگرانی از ترور یا حتی دستگیری و با اضطراب فراوان، در حالی که در چهره‌اش آثار خستگی فراوان، که حاصل بی‌خوابی طولانی و بیماری مزمن و غیره بود، از کشور فرار کرد. ترس وی باعث شد که حتی مراسم تشریفات نظامی هم به دستور وی لغو شود. شاه از بیم حمله‌ جنگنده‌های کشور به هواپیمایش اجازه نداد که هواپیمایش توسط هواپیماهای جنگنده اسکورت شود.
روایت سفرا و فرستادگان کشورهای خارجی از روز فرار شاه؛
خاطرات سفرا و فرستادگان امریکا و انگلیس از فرار محمدرضا پهلوی بسیار جالب است، آنها ضمن توصیف واکنش مردم به این خبر، تصویری از حقارت شاه را نیز ثبت کرده‌اند.
صفحات تاریخ دفاع مقدس شاهد ایثارگری و رشادت‌های بانوان رزمنده‌ای بود، که نقش بسزایی در پشتیبانی از رزمندگان داشتند و چه بسا که خود در این راه به مجروحیت، اسارت یا شهادت می‌رسیدند. روایت جهادگری پرستاران و امدادگران در آن برهه حساس تاریخی وجهه دیگری از الگوی زن مسلمان و انقلابی را بازآفرینی می‌کند که در همه عرصه‌ها حضور فعال و مثمر ثمر دارد.
روایت‌هایی از 19 دی
حجت‌الاسلام محمدمهدی اکبرزاده، از طلاب حاضر در قیام 19 دی که خود از مجروحان آن حادثه هم بود، مشاهدات خود از فضای بیمارستان و وضعیت شهدا و مجروحین 19 دی را اینگونه شرح می‌دهد: «به دليل ضربه‌اى كه به پشتم اصابت كرده بود، قدرت حركت نداشتم و نمى‌توانستم از اوضاعى كه در بيمارستان در جريان بود، مطلع شوم. تنها گوش‌هايم صداهايى را مى‌شنيد. از جمله طلبه‌اى را آوردند و كنار من خواباندند كه ظاهرآ تير به گلويش خورده بود. او دو نفس عميق با حال مخصوصى كشيد و بعد شنيدم كه يك نفر به ديگرى گفت: مثل اينكه تمام كرد. ببريدش سردخانه!
برگی از خاطرات آیت‌الله جمی
آیت‌الله غلامحسین جمی می‌گوید: در جلسه‌اى كه يك شب در منزل مرحوم مطهرى بود، من هم بودم. در آن جلسه مهندس بازرگان گفت: «آقا فهميديد امروز شعارها راجع به امام چه بود؟ اين ارمنى‌ها امروز شعار مى‌دادند؟» گفتيم: «نه شعارها چه بود؟» گفت: «ارمنى‌ها مى‌گفتند: مذهب ما ارمَنيه، رهبر ما خمينيه!» و تكرار مى‌كردند.
برشی از خاطرات حجت‌الاسلام فلسفی
حجت‌الاسلام فلسفی می‌گوید: [در قضیه لباس متحدالشکل] آن‌ قدر روحانیون را به‌ كلانتری بردند و لباس‌ها را قيچی كردند و عباها و عمامه‌ها را پاره‌ كردند كه‌ نمی‌شود احصا كرد. آنها را با لباس‌ به‌ كلانتري‌ می‌بردند و بدون‌ لباس‌ و عمامه‌ بيرون‌ می‌كردند تا با چشمان‌ گريان‌ به‌ منزل‌ برگردند. تا آن‌ جا كه‌ توانستند بی‌اندازه‌ اذيت‌ و اهانت‌ كردند.
برشی از خاطرات منتشر نشده آیت‌الله هاشمی شاهرودی
آیت‌الله هاشمی شاهرودی می‌گوید: بحث بازداشت امام در 15 خرداد [1342] و آن جریاناتی كه شكل گرفت در نجف هم یك حالت خاصی پیدا كرد. یكی از كسانی كه خیلی حركت امام را از نظر مقابله با شاه قبول داشت و تحت‌تأثیر این حركت امام قرار گرفت، آقای خویی بود تا جایی که نه در حد مبارزه بلكه در تكفیر شاه، یك رساله داد به نام تصریحات خطیره؛ یعنی پیام‌های مهم و خطرناك.
ویلیام سولیوان می‌گوید: غیر از چهره‌های مذهبی، گروهی از شخصیت‌های غیرروحانی هم با روحانیون همکاری می‌کردند که مهم‌ترین آنها سازمانی موسوم به نهضت آزادی ایران به ریاست مهدی بازرگان، امیرانتظام و ناصر میناچی بود.نهضت آزادی به وسیله ابراهیم یزدی با آیت‌الله خمینی ارتباط داشت. ابراهیم یزدی که سال‌ها قبل به امریکا مهاجرت کرده بود و در شهر هوستون تگزاس زندگی می‌کرد، تبعه امریکا شده بود ولی در فعالیت‌های ضد رژیم شاه هم شرکت داشت و در پاریس به جمع مشاوران و نزدیکان آیت‌الله خمینی پیوسته بود. در تهران قسمتی از سفات ما به طور فعالی با نهضت آزادی تحت رهبری بازرگان ارتباط داشت و از چگونگی فعالیت این گروه در جریان انقاب کاملا مطلع بود.
ناطق نوری می‌گوید: آقای منتظری عوض‌ اینكه‌ استدلال‌ كند و ما را قانع‌ كند و یا بپذیرد گفت‌: «آخر شما شرایط‌ من‌ را درك‌ نمی‌كنید، من‌ زیر فشار داخل‌ خانه‌ هستم‌.» این‌ پاسخ‌ برای‌ من‌ خیلی‌ سنگین‌ بود كه‌ قائم‌مقام‌ رهبری‌ بگوید، من‌ زیر فشار زن‌ و بچه‌ هستم‌.