20 تیر 1386
الگوی مدرسه موسیقی صدا و سیما!
نشریه مدرسه موسیقی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران كه باید ناشر نظریه های هنر دینی و موسیقی متعهد به اصالت های ایرانی و اسلامی باشد، ویژه نامه بازخوانی اشعاری در ستایش گروهك های منافق و تجلیل از ترانه سرایان ضدانقلابی چون «ایرج جنتی عطایی» را به چاپ رسانده است!
این نشریه كه دومین شماره آن در تیرماه 1386 تحت عنوان بازخوانی ترانه های «محمدعلی بهمنی» منتشر گشته، به هنرجویان موسیقی در صدا و سیما توصیه خواندن اشعار «نوذر پرنگ» (ترانه سرای مبتذل عصر پهلوی)، جلال سرفراز (عضو سابق حزب توده و ترانه سرای فراری)، «یدالله رویایی» (از مدیران تلویزیون رژیم شاه معدوم) و... را توصیه می كند.
«محمد علی بهمنی» پیش از این غزلی با مضمون تلخ و در سوگ اعضاء سازمان مجاهدین خلق (منافقین) می سراید كه بلافاصله در خارج از كشور به صورت سرود اجرا می شود.
همین شاعر به عضویت شورای شعر و موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درمی آید و مركز موسیقی صدا و سیما هم برای وی مجلس بزرگداشت برگزار می كند!
در اینجا برای آشنایی بیشتر با اظهارات این ترانه سرا به گوشه هایی از این ویژه نامه- كه گفت وگوی وی نیز در آن منتشر شده است- اشاره می كنیم.
وی در ادامه به ستایش از «نوذر پرنگ» می پردازد و هنر مبتذل را در قامت یك الگو مطرح می كند؛ نگاه كنید:
«غروبا كه میشن روشن چراغا
میان از مدرسه خونه كلاغا»
بهمنی در ادامه با قاطعیت ادامه می دهد: «خواندن شعرهای نوذرپرنگ یكی از توصیه های من برای این نسل ]جوان[ است.» ترانه سرایی كه منوچهر سخایی (خواننده درباری و ساواكی فراری) آثار او را اجرا می كرد.
بهمنی در توصیف «جلال سرفراز» (عضو حزب توده كه به آلمان شرقی گریخت) می گوید كه امثال او ترانه های بسیار ماندگارتری دارند. مثل: «اونی كه می خواستی تو غبارا گم شد...»
شایان ذكر است كه «جلال سرفراز» اساساً وارد قلمرو ترانه سرایی نشده است، اما از آنجا كه قرار بوده در این ویژه نامه از یكایك رفقای حزبی و غیر حزبی ساواكی و توده ای تجلیل شود، تنگی قافیه، شاعر را به جفنگ نیز انداخته است.
در صفحه ای دیگر «محمدعلی بهمنی» به ستایش از «ایرج جنتی عطایی» مداح محمدرضا پهلوی، از ترانه سرایان گروهك تروریستی منافقین و از هتاكان به ساحت امام خمینی(ره) پرداخته و می گوید:
«من خوشحالم كه با یك اعتبار بیشتری به ایرج جنتی نگاه می شود، چون واقعاً زحمت كشیده است!»
دقت كنید، منظور بهمنی همان شاعری است كه به سبب سرودن سرود «رسول رستاخیز» از دربار شاه معدوم بورسیه لندن دریافت كرد.
«یدالله رویایی» رئیس حسابداری تلویزیون و از مدیران دوران رضا قطبی (پسردایی فرح پهلوی) كه از اسطوره های ساخته شده كانون نویسندگان ایران و بنیانگذار شعر «حجم» است، با این عنوان كه عضویت او در شورای ترانه میمون و مبارك بود، نیز در لیست ستایش های محمدعلی بهمنی قرار می گیرد.
همچنین تجلیل از كریم محمودی مبتذل سرای دهه 50 و...
حال دردمندانه باید گفت: حیف نیست بودجه صدا و سیما، صرف تجلیل از عناصری چون «جنتی عطایی» شود كه از سال 1358 به صف ضدانقلاب پیوسته، به در یوزگی در مجلس اعیان انگلستان با رفقایش (رضا علامه زاده) حاضر شده و در ستایش از سلمان رشدی مرتد سخنرانی كرده است.
حیف نیست با بودجه بیت المال جلال سرفراز توده ای مقیم خارج كشور برای جوانان علاقه مند به موسیقی تبدیل به چهره شود؟!
حیف نیست با هزینه بیت المال برای این عمله های غرب و نحله های استعمار فرهنگی نكوداشت برگزار شود. حیف نیست عناصری از این دست، سر از رسانه ملی درآورند؟!
مشهورترین شعر این آقای ترانه سرا همان ترانه «دهاتی» است كه با صدای شادمهر عقیلی (از خوانندگان كنونی خارج از كشور كه كلیپ های اروتیك او در ماهواره های فارسی زبان پخش می شود) به بازار آمد. گفته می شود وی هم اكنون طی قراردادی آثار خود را به شركت... پیش فروش كرده است.
حیف نیست كه نشریه مدرسه موسیقی صدا و سیما كه در ابتدای انتشار و فرهنگ سازی برای هنرجویان موسیقی این سازمان است، بدل به جریده ای برای تبلیغ آن دسته از شركت های انتشاراتی شود كه ابتذال موسیقایی در محصولاتشان تنیده شده است. ویژه نامه ای كه باید حس معنوی مستتر در ترانه های اصیل را برای مخاطب بازكاوی و تبیین كند، چرا خود را به بازخوانی ترانه های عاشقانه و هوس گرایانه عصر پهلوی الصاق می كند، چرا باز نشر اشعار خوانندگان لوس آنجلسی را در دستور كارش قرار می دهد و آنچه كه قاچاق و مبتذل است را الگوی هنرخواهان نسل نو می كند؟!
چرا باید سیزده بار نام ناشری در این ویژه نامه بیاید، كه به عنوان یكی از كارتل های تجاری و دلالان موسیقی مبتذل شهرت دارد؛ مگر صدا و سیما تغییر استراتژی داده و جهت گیری اش قرار است پهلو به جهت گیری نشریات موسیقی ایرانی ای بزند كه در اروپا و آمریكا منتشر می شود؟!
نشریه مدرسه موسیقی صدا و سیما حتی در قیاس با نشریات مبتذل یا شبه روشنفكری موسیقی در بازار نشر، گوی سبقت را از اردوگاه هنر سیاه ربوده و در نسبت با تعداد صفحات و حجم تخصیص داده شده به ستایش از «ننگ»های موسیقی ایرانی، جایگاه بالایی در نشر ابتذال و نفاق موسیقایی یافته است؛ متأسفانه!
موسیقیدان ما، موسیقی خواه ما، موسیقی خوان ما باید با هم آغوشی عرفان و ترانه، با نسبت های شور معنوی و طرب دینی، با احساس توأم با حزن و امید تنیده شده در آن آشنا شود، نه آنكه ذهنش به سیاهی های از یاد رفته این عرصه برده شود.
حیف از صفحاتی كه می توانست موسیقی و ترانه اصیل را از میان كلمات خود افراشته كند، اما به حضیض موسیقی درباری، لس آنجلسی و ترانه های منافقین سقوط كرد.
سعید سجادی
روزنامه کیهان